گنجور

 
خیالی بخارایی

هر دل که به عشق مبتلا نیست

واقف ز شکیب حال ما نیست

از فتنهٔ عشق سر کشیدن

در مذهب عاشقان روا نیست

رسم و ره یار بی وفایی

ز آن است که عمر را وفا نیست

ماییم و نیاز اگرچه آن نیز

در حدّ قبول هست یا نیست

این است خیالیا که باری

در طاعت بی دلان ریا نیست

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
نظامی

هرجا که به‌دست عشق خوانی‌ست

این قصه بر او نمک فشانی‌ست

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از نظامی
امامی هروی

با عشق دلی که آشنا نیست

جامست ولی جهان نما نیست

دل آیینه ی خدا نمائیست

گر آنگه بغیر مبتلا نیست

رو، ز آینه رنگ غیر بزدای

[...]

امیرخسرو دهلوی

می نوش که دور شادمانیست

خوش باش که روز کامرانیست

سر بر مکش از شراب کایام

از تیغ اجل به سر فشانیست

این دل که ز عشق می خورد خون

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از امیرخسرو دهلوی
جهان ملک خاتون

در درد تو بر دلم دوا نیست

دریاب که این چنین روا نیست

ای دوست خیال مهر رویت

از دیده ی ما دمی جدا نیست

حال دل ریش با که گویم

[...]

شاه نعمت‌الله ولی

هر دل که به عشق مبتلا نیست

هستش مشمر که گوئیا نیست

تا دُردی درد نوش کردیم

دل را به از این دگر دوا نیست

رندیم و مدام جام رندان

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه