گنجور

 
امامی هروی

با عشق دلی که آشنا نیست

جامست ولی جهان نما نیست

دل آیینه ی خدا نمائیست

گر آنگه بغیر مبتلا نیست

رو، ز آینه رنگ غیر بزدای

پس نیست ببین که جز خدا نیست

ایدل تو نظر گه خدائی

بر غیر ویت نظر روا نیست

درد تو دوای تست و کس را

مانند تو درد خود دوا نیست

قلبی تو و در خلاص اخلاص

بهتر ز تو هیچ کیمیا نیست

هر دل که نه چون دل امامی است

با اوست ز غیر او جدا نیست

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
نظامی

هرجا که به‌دست عشق خوانی‌ست

این قصه بر او نمک فشانی‌ست

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از نظامی
امیرخسرو دهلوی

می نوش که دور شادمانیست

خوش باش که روز کامرانیست

سر بر مکش از شراب کایام

از تیغ اجل به سر فشانیست

این دل که ز عشق می خورد خون

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از امیرخسرو دهلوی
جهان ملک خاتون

در درد تو بر دلم دوا نیست

دریاب که این چنین روا نیست

ای دوست خیال مهر رویت

از دیده ی ما دمی جدا نیست

حال دل ریش با که گویم

[...]

شاه نعمت‌الله ولی

هر دل که به عشق مبتلا نیست

هستش مشمر که گوئیا نیست

تا دُردی درد نوش کردیم

دل را به از این دگر دوا نیست

رندیم و مدام جام رندان

[...]

ابن عماد

با من چو محبت تو جانی‌ست

میلم همه سوی مهربانی‌ست

مشاهدهٔ ۵ مورد هم آهنگ دیگر از ابن عماد
مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه