بنازم نازنینی را که شد از عکس رخسارش
عیان زینسان گلی صد دل کشد قلاب هر خارش
ز اوراقش دو صد یاقوت رمانی بود در کف
شده هر قطره شبنم بر جبین لولوی شهسوارش
دم از لعلش زدن محض پشیمانی است نادانی
همین کافی است باشد نسبتی با روی دلدارش
شده پیراهن فیروزه اش صد پاره و آری
همیشه بدر کامل با کتان اینست کردارش
چه نقش است اینکه نقاش ازل بنمود در گلشن
هزاران آفرین بر رشحه کلک گهربارش
ز استغنای خوبی با لب صد خنده می آید
به رنگ حور و بوی نافه آهوی تاتارش
نماید چون به بازار لطافت روی، می بینی
زلیخاوش به جان صد یوسف مصری خریدارش
درین موسم زمام اختیار آن کس به کف دارد
که نبود فرق پیش اهل دل با نقش دیوارش
نظر بازی نزیبد خالدا جز با دلارامی
بود پروانهوَش شمع و چو گل بلبل گرفتارش
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به زیبایی معشوقهاش میپردازد و او را به گونهای توصیف میکند که زیباییاش همگان را جلب میکند. او از گلها و جواهرات به عنوان نمادهایی از زیبایی معشوق استفاده میکند و میگوید که هر قطره عرق و شبنم بر چهرهاش گویی نشانهای از عظمت اوست. همچنین، اشاره میکند که لبتان و زیباییها به قدری جذاب هستند که نمیتوان از آنها گذشت. شاعر به نوعی خلسهمانند به توصیف معشوق میپردازد و میگوید که تنها کسی میتواند او را درک کند که از قلبش آگاه باشد. در نهایت، او زیبایی معشوق را با دیگر زیباییها مقایسه میکند و به نوعی از قدرت و ویژگیهای او صحبت میکند.
هوش مصنوعی: واژهها و زیباییهای چهرهاش به قدری دلربا و جذاب است که هر بار که به آن نگاه میکنم، گویی از وجودش هزار گل زیبا به وجود میآید و دلها را به دام میاندازد.
هوش مصنوعی: در ورقهایش دوصد یاقوت به رنگ رمان وجود داشت و هر قطره شبنم که بر پیشانی لولوی شاهزاده نشسته بود، در دستان او مانند جواهر میدرخشید.
هوش مصنوعی: صحبت کردن درباره زیبایی لبهای او تنها برای ابراز پشیمانی است و این نشاندهنده نادانی است. همین نکته برای بیان نسبت به چهره معشوقش کافی است.
هوش مصنوعی: پیراهن فیروزهای او به صد تکه تبدیل شده، اما او همچنان با نیکوکاری و زیبایی خود، مانند ماه کامل در آسمان میدرخشد.
هوش مصنوعی: این بیت اشاره به زیبایی و شکوه آفرینش دارد، به طوری که میگوید چه نقشی است که خالق ازل در باغ دنیا به نمایش گذاشته است؛ هزاران زیبایی و آفرینش را میتوان در این گلستان مشاهده کرد، و باید بر هنر و ذوق خالق که همچون قلمی با ارزش و گرانبهاست، تحسین کرد.
هوش مصنوعی: از بی نیازی و خیرخواهی او، چهرهاش پر از خوشحالی است و ظاهری همچون حوری دارد و بویی مانند عطر آهوهای تاتاری به مشام میرسد.
هوش مصنوعی: وقتی که زیبایی و نرمی او در میان مردم نمایان میشود، میبینی که زلیخا، که عاشق یوسف است، در حقیقت، خواهان بسیاری از یوسفهای مصری دیگر هم هست و آنها را مثل کالا در بازار به فروش میگذارد.
هوش مصنوعی: در این زمان، تنها کسی میتواند بر اوضاع مسلط باشد که تفاوتی بین افراد با دل و روح و تصویر دیوار نبیند.
هوش مصنوعی: نگاه کردن به زیبایی و دلربایی عشق، بدون داشتن دلبر و محبوب، بیفایده است. پروانهای مثل بلبل، به شمع و گل عشق میورزد و خود را به آنها نزدیک میکند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
جهانداری که پیروزی است در تیغ جهاندارش
همه آفاق را روزی است از دست گهربارش
همانا اخترِ سَعدست دیدار همایونش
که روز و روزگار ما همایون شد به دیدارش
به طلعت هست خورشیدی که برگیتی همی تابد
[...]
ستم کردست بر جانم سر زلف ستمکارش
نبینم جز جفا شغلش ندانم جز جفا کارش
اگرچه با ستمکاران نیامیزند جان و دل
مرا آرام جان آمد سر زلف ستمکارش
نخرد کس بلای جان و زلفین بلا جویش
[...]
تماشا میکند هر دم دلم در باغ رخسارش
به کام دل همی نوشد می لعل شکر بارش
دلی دارم، مسلمانان، چو زلف یار سودایی
همه در بند آن باشد که گردد گرد رخسارش
چه خوش باشد دل آن لحظه! که در باغ جمال او
[...]
چه دارد در دل آن خواجه که میتابد ز رخسارش
چه خوردست او که میپیچد دو نرگسدان خمارش
چه باشد در چنان دریا به غیر گوهر گویا
چه باتابست آن گردون ز عکس بحر دربارش
به کار خویش میرفتم به درویشی خود ناگه
[...]
فکن ای بخت یک ره استخوانم زیرِ دیوارش
که غوغایِ سگان از حال من سازد خبردارش
به سینه داغِ بالایِ الف سوزم که پیشِ او
چو سر پیش افکنم بینم در آن آیینه رخ سارش
به عالم می فروشد هر دمم سودایِ زلفِ او
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.