گنجور

حاشیه‌گذاری‌های رضا از کرمان

رضا از کرمان

سلام بنده محمدرضا ذویاور ساکن کرمان شاعر و دوستدار شعر وادب 


رضا از کرمان در ‫دیروز سه‌شنبه، ساعت ۱۵:۵۸ دربارهٔ عطار » منطق‌الطیر » جواب هدهد » حکایت شیخ سمعان:

سلام بر همراهان گنجور 

  این حاشیه بنده دقیقا شصت وششمین حاشیه ای  است که بر  این مثنوی عرفانی که به قول یکی از حاشیه نویسان به نوعی در آثار شعرا وادیبان وعرفای بعد از جناب عطار آمده  وتمامی این بزرگان  برای تفهیم مسایل عرفانی بدان متوسل گشته  واز آن یاد کرده اند ،مینویسم  ولی به شخصه از خواندن حاشیه های  مندرج در  ذیل این مثنوی  بسیار متاسف شدم چون تعداد انگشت شماری از آنها مربوط به موضوع است  وبرای دقایقی فکر کردم در یک سایت تغذیه در حال جستجو هستم  ، از دوستانی که حواشی را نخوانده اند خواهش میکنم وقت گذاشته ومطالعه بفرمایند گرچه همچون بنده بجز اتلاف وقت و کسالت وسردرد چیزی عایدشان نخواهد شد  ولیکن خالی از لطف نیست  .گیرم یک نفر مطلبی خارج از بحث ادبی یا نقد وتفسیر  متن اصلی  نوشت  شما که خود را دوستدار  ادب پارسی میدانید چرا به حاشیه میروید  واین بحث بیهوده را ادامه داده وکش میدهید  واین موضوع تنها بر این بخش  صادق نیست ودر حاشیه های ذیل خیلی از اشعار ومتون این سایت  مشهود است  حاشیه نویسی برای هیچ کس شان ومنزلت ایجاد نمیکند که بعضی از حضرات بدان متوسل میگردند وهرچه دلشان خواست مینویسند  ،بعضی عادت هر روزه کرده وبیتی از شعر را در حاشیه می آورند که یعنی چی؟ واقعا نمیدانم  اگر توضیحی بر این بیت دارید بنویسید که دیگران بهره ای ببرند اگر سوالی دارید بفرمایید خوشبختانه دوستان وسرورانی هستند که پاسخگو باشند، وگرنه چه خاصیتی دارد وچه دردی را دوا میکند  بیتی که شما دوست عزیز نوشته اید که در  خود متن شعر در  سایت موجود است بعضی از حضرات بعد از گذشت مثلا هفت قرن از وفات مثلا مولانا که با وجود تذکره ها وزندگینامه های بجا مانده از دوره حیات ایشان  ،هنوز بخش هایی از زندگی واحوالات ایشان بر محققان ومولوی پژوهان در پرده ابهام است ،چنان با قاطیت اشعار ایشان را به قبل وبعد آشنایی با شمس دسته بندی میکنند یا دلیل سرودن این غزل وآن غزل   را مطرح مینمایند که آدمی ایشان را  با حسام الدین یا سلطان ولد اشتباه میگیرد  در صورتی که خود مولانا در فیه مافیه ودر رباعی وغزل آورده که من قبل از آشنایی باشمس شعر نمیسرودم  باز بر موضع وتقسیم بندی خود بدون هیچ برهانی اصرار دارند یا چنان از حافظ وشاه شجاع میگویند انگار رفیق گرمابه و گلستان ایشان بوده اند  من به نوبه خودم عضواین سایت شدم که چیزی بیاموزم.

عزیزان خدا میداند که من اکنون خودم از نوشتن این حاشیه معذبم که شاید موجب رنجش عزیزی گردد، ولی چه کنم که بنده متصف به صراحت لهجه ام واز سوی دیگر همواره  حرف حق تلخ بوده و هست  وبضی اوقات شفا در تلخی است  حاصل کار این حضرات چیزی جز اتلاف وقت ،سرخوردگی خوانندگان اهل پژوهش ،  به اشتباه انداختن سایرین وجوانان اهل تحقیق وافزایش حجم بانک اطلاعاتی سایت چیزی دیگری نیست واگر مدیریت سایت اقدام به حذف وفیلترینگ اینگونه حواشی نمینماید زهی سعادت  ولی بقول ضرب المثل حال که در دیزی بازه حیای گربه کجا رفته  یا بقول مولانای عزیز دوستان سوراخ دعا را گم کرده اند  لطفا رعایت بفرمایید باز هم میگویم هیچکس از حاشیه نوشتن در یک سایت شان وشخصیت نخواهد یافت لطفا برای وقت دیگران ارزش قایل شوید  

 

بوی گل بهر مشام است ای عزیز

جای آن بو نیست این سوراخ زیر

کی از اینجا بوی خلد آید ترا

بو زموضع جو اگر باید ترا

 

امید عفو دارم شاد باشید

 

رضا از کرمان در ‫دیروز سه‌شنبه، ساعت ۱۲:۲۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۳:

سلام ودرود خدا بر شما باد 

 قصد اساعه ادب وجسارت نداشتم برایتان آرزوی بهروزی دارم  ممنون از حسن توجه حضرتعالی.

 

رضا از کرمان در ‫دیروز سه‌شنبه، ساعت ۰۷:۱۴ در پاسخ به برگ بی برگی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۳:

سلام 

 

طبق حاشیه حضرتعالی آیا حضرت شاه نعمت الله ولی شطح وطامات میبافته وفردی خرافاتی است  که جناب حافظ ایشان را به چالش کشیده است ؟ ثانیاً چگونه طامات دارای دو معنا با بار معنایی مثبت ومنفی است ؟

 به صدق وارادت میان بسته دار

ز طامات ودعوی زبان بسته دار 

  شاد باشی عزیزم 

 

رضا از کرمان در ‫دیروز سه‌شنبه، ساعت ۰۷:۰۷ در پاسخ به یزدانپناه عسکری دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۵۳ - خوان کرم:

سلام 

    البته اخیرا  بدلیل تورم بالا  در علم اقتصاد ،برای این کلمه مفهومی جدید به معنای هزار میلیارد  تومان را در پی  خوانش ریاست جمهوری مرحوم ، در ارایه لایحه بودجه در مجلس ابداع  وبه واژگان فارسی اضافه نموده اند . وجالبتر اینکه با این کار واحد پول ظاهراً از ریال به تومان ارتقا یافته است .

 

رضا از کرمان در ‫دیروز سه‌شنبه، ساعت ۰۶:۱۲ در پاسخ به ساحل دربارهٔ سعدی » بوستان » در نیایش خداوند » بخش ۱ - سرآغاز:

سلام 

  ساحل گرامی همانطور که دوستدارعزیز فرمودند یعنی خدایی که از قطره ای باران مرواریدی درخشان بوجود میاورد  از شما خواهشمندم حاشیه بنده بر روی غزل 3991 صائب تبریزی را هم در ادامه این مطلب مطالعه بفرمایید .

البته لالا  دارای معنی دایه نیز میباشد که در اینجا کاربرد ندارد. 

 

رضا از کرمان در ‫۱ روز قبل، دوشنبه ۲۸ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۲۰:۲۹ دربارهٔ ایرج میرزا » مثنوی‌ها » عارف نامه » بخش ۵:

سلام بر همراهان گنجور 

  استنباط کلی از این مثنوی فقط این است که زنان که نیمی از جمعیت یک جامعه میباشند ،  به عنوان یک نیروی بالقوه زمانی که وارد عرصه های مختلف اجتماعی شونداین نیرو بالفعل میگردد واین تنها در سایه  تحصیل علوم وفنون میباشد که در جامعه زمان ایرج میرزا  همانند اکنون طالبان برای ایشان بدلیل تعصبات واهی که به آن رنگ ولعاب مذهبی  هم میدهند ممنوع بوده دغدغه ایرج این بوده که اگر مردی باسواد شود صرفا او با سواد است ولیکن اگر زنی با سواد باشد قطعا فرزندانی با کمالات  را پرورش خواهد داد  واین باعث تحولی اساسی در جامعه میگردد ومخالفت ایشان یا سایرین با اصل حجاب هم شاید نبوده بلکه با اجباری بوده که از  سوی قشری به زنان تحمیل میشده وضرری که به تبع آن حاصل میگردد وداستان زن محجبه را که نقل میکند نه این است که این اتفاق واقعی است و شاید تمثیلی است از نادانی زنان آن دوره  آنجا که گفته حجاب زن که نادان شد همین است  ....و مقصود اشاعه برهنگی وبی بند وباری نبوده ونباید این موضوع اشتباه تلقی گردد.

 

 

رضا از کرمان در ‫۱ روز قبل، دوشنبه ۲۸ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۹:۵۶ در پاسخ به فرهاد فرخزاد دربارهٔ ایرج میرزا » قصیده‌ها » شمارهٔ ۱۰ - انتقاد از حجاب:

آقای فرخزاد سلام 

   جناب حضرت مولانا خیلی زیبا مارا نصیحت کرده آنجا که فرموده

پند گفتن با جهول خوابناک

تخم افکندن بود در شوره خاک

چاک حمق وجهل کی یابد رفو

تخم حکمت کم دهش ،ای پند گو

 شاد باشی نفست گرم

 

رضا از کرمان در ‫۱ روز قبل، دوشنبه ۲۸ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۹:۲۹ دربارهٔ عارف قزوینی » تصنیف‌ها » شمارهٔ ۱۰ - از خون جوانان وطن لاله دمیده:

سلام 

رشگ در لغت عقد  وحسد  وهمچنین تخم شپش  معنی گردیده که در اینجا واقعا بی معناست مضافا که ختن به داشتن آهوانی شهره میباشد که از ناف آنها  مشک خوشبویی استحصال میگردد وچنین بنظر میرسد  مشگ ختن بوده  البته این دیدگاه ونظر بنده شاید خالی از اشتباه نباشد.

 

رضا از کرمان در ‫۳ روز قبل، یکشنبه ۲۷ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۰:۱۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۰۶ - شنیدن داود علیه السلام سخن هر دو خصم وسال کردن از مدعی علیه:

گفت داودش بگو ای بوالکرم چون تلف کردی تو ملک محترم

سلام 

 در این بیت ( ملک محترم )  بنظر شما اضافه وصفی است یا اضافه ملکی  ممنون میشم راهنمایی بفرمایید. 

 

رضا از کرمان در ‫۳ روز قبل، یکشنبه ۲۷ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۹:۳۹ دربارهٔ شمس مغربی » غزلیات » شمارهٔ ۲۰:

سلام

   در پاسخ به آقای  عامری ودر تایید حاشیه جناب توفیقی خطاب درست است واشاره به ایه شریفه قرآن دارد که تکوین عالم هستی به فرمان الهی در پی خطاب کن فیکون  خداوند به منظوری دیگرصورت گرفته ، نه در پی خطای آدم ابوالبشر .

 

رضا از کرمان در ‫۳ روز قبل، یکشنبه ۲۷ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۹:۱۱ در پاسخ به کوروش دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۰۸ - تضرع آن شخص از داوری داود علیه السلام:

آقا کوروش سلام 

  حضرت داود (ع)  اصل نماز خواندن (کنایه از عبادت وراز ونیاز) را کژی ندانسته  وبر عکس  با توجه به ابیات قبلی آن را نور چشمانش دانسته که توسط آن نور حقایق را در می یابد اشاره به حدیثی است از رسول اکرم (ص) ، به معنی بیت قبلی اگر توجه کنی مطلب برای شما روشن میگردد آنجا که داود(ع) میفرماید من همچون خورشیدم که در نور غرق شده ام  وبین من با نور حقیقی فرقی نیست  حال آیا کسی با این شرایط که محیط به دریای حقایق است بنظر شما نیازی به نماز وعبادت برای کشف راز و ادعای مرد درویش وصاحب گاو دارد ؟ قطعا نه   ،پس حضرت داوود در بیت مورد سوال شما دارد جواب کسانی را میدهد که سوال بنده را مطرح مینمایند و میگوید رفتن من به خلوت و ادای نماز صرفا برای این است که به خلق بیاموزم که جهت رفع مشکلات از خداوند مدد بجویند  وبا راز ونیاز وبا اتصال به ذات احدیت بر مشکلات فایق آیند حال در بیت بعدی میگوید من که مستغرق دریای حقیقت هستم اگر همچون عامه مردم به نماز وتضرع مشغولم ظاهراً کار کژی انجام میدهم فقط بدین دلیل است که مردم را به سوی راه راست هدایت نمایم  وای پهلوان بدان که درجنگ نیرنگ  جایز است اشاره به حدیثی از پیامبر (ص) و در بیت بعد  از زبان داود میگه که حیف من اجازه ندارم که اسرار الهی وحقایق را فاش کنم.

  در کل میتوان گفت که پیامبران واولیای الهی که خود به مثابه دریای معرفتند از جهت اینکه میبایست برای امت خود نمونه واسوه  باشند، وبه سبب آموزش خلق میبایست عبادات معمول را نیزانجام دهند وگرنه به دلیل مستغرق بودن در دریای حکمت نیاز به عبادت ونماز جهت کشف حقایق نداشته اند واگرچنین نمیکردند بین آنها وامتشان جدایی وفراق پیش می آمد  . امیدوارم در تفهیم موضوع کمکی کرده باشم عزیزم شاد باشی .

 

رضا از کرمان در ‫۴ روز قبل، شنبه ۲۶ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۸:۲۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۲۲ - تفسیر قوله علیه‌السلام موتوا قبل ان تموتوا بمیر ای دوست پیش از مرگ اگر می زندگی خواهی کی ادریس از چنین مردن بهشتی گشت پیش از ما:

عقل گردی عقل را دانی کمال عشق ...

سلام 

   معنی  ذبال  چیست ؟

 

رضا از کرمان در ‫۵ روز قبل، جمعه ۲۵ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۹:۰۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶۰:

  سلام بر بدهکاران  به جناب مولانا 

... چه داند قیمت نقل ونبات

مردمی که با مفاخر خودشون که دنیا به اونها غبطه میخوره این رفتار قهر آمیز رو دارند مستحق هر مصیبتی هستن باید هم خیابانهاشون مثلا به نام جورج فلوید پورن استار آمریکایی نامگذاری بشه خلایق هرچه لایق یک نمونه از طلب ایشون را میشه بیارید ببینیم چیه اگه نمیتونید کلام بزرگی رو بفهمی عزیزم عیب از ادراک توست نه از اون بزرگوار یا فکر کردین با نوشتن حاشیه توی یک سایت آدم مهمی خواهید شد که هرچی خواستید بدون تعقل مینویسید ویکی مثل خودتون هم تایید میکنه شما از جنس همون متعصبین هستید که حافظ ومثنوی را با انبر برمیداشتن که خدایی نکرده دستشون نجس نشه .آدم حرفی که میزنه باید پاش وایسته کو یک مثال بیار از طلب ارث پدری تا من حرفم رو پس بگیرم .

  هزارم درد میباشد که میگویم نهان دارم // ولیکن با که میگویی که نتواند پذیرفتن.

 شاد باشید

 

رضا از کرمان در ‫۵ روز قبل، جمعه ۲۵ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۸:۵۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۷:

سلام 

  تفسیرحواشی بعضی از دوستان از خود شعر یا متن ادبی به مراتب سخت تره  ومشکل را دوچندان میکنه خدا به ما رحم کنه با این مفسرین  اگه کسی چیزی فهمید از این حواشی به من هم بگه . 

 

رضا از کرمان در ‫۶ روز قبل، پنجشنبه ۲۴ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۹:۳۷ در پاسخ به جهان دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۷۹ - دماوندیۀ دوم:

سلام 

  کاش لا اقل گفته بود  ای کوه سفید  صفت دیو دادن به سمبل ونماد اصلی یک ملت ,یابقول خود شاعر مادر سر سپید  بنظر چیز جالبی نیست یعنی ما فرزندان دیو هستیم یک مثال برام بیار که از دیو کسی تمجید کرده باشه هرکی هرچی گفت که قرار نیست درست باشه و بنظرم فرمایش جهان گرامی درسته عزیزم اگه اشتباه فهمیدم لطفا راهنمایی بفرمایید .

 

رضا از کرمان در ‫۱۲ روز قبل، جمعه ۱۸ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۹:۰۴ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کسری نوشین روان چهل و هشت سال بود » بخش ۲ - داستان نوش‌زاد با کسری:

جناب نصیری سلام

  معنی بیتی که آورده اید چیه  امکان داره توضیح دهید 

 

رضا از کرمان در ‫۱۶ روز قبل، یکشنبه ۱۳ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۳:۰۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۳۹ - قصهٔ محبوس شدن آن آهوبچه در آخر خران و طعنهٔ آن خران ببر آن غریب گاه به جنگ و گاه به تسخر و مبتلی گشتن او به کاه خشک کی غذای او نیست و این صفت بندهٔ خاص خداست میان اهل دنیا و اهل هوا و شهوت کی الاسلام بدا غریبا و سیعود غریبا فطوبی للغرباء صدق رسول الله:

زین بدن اندر عذابی ای بشر مرغ ...

سلام 

زین بدان صحیح تر نیست

 

رضا از کرمان در ‫۱۷ روز قبل، یکشنبه ۱۳ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۱۱:۱۲ در پاسخ به کامران هیچ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۵:

کامران جان سلام 

  تازه کلی خوش به حالش شده که بعد از مرگ لا اقل آسایشی پیدا کرده اگر بعضی از دوستان حاشیه نویس بهش اجازه بدن !!

 

رضا از کرمان در ‫۱۷ روز قبل، یکشنبه ۱۳ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۸:۴۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۹:

صد جا چو قلم میان ببسته تُنگ شکر معسکری را

سلام 

  معسکر درلغت به معنای  لشکرگاه است که در اینجا با این معنی کاربرد ندارد وطبق نظر فرهنگ دهخدا  معسکر مکرم از شهرهای قدیم خوزستان است که از نظر تولید شکر مرغوب سر آمد سایر نقاط بوده . 

  

 

رضا از کرمان در ‫۱۷ روز قبل، یکشنبه ۱۳ خرداد ۱۴۰۳، ساعت ۰۸:۱۹ دربارهٔ عطار » خسرونامه » بخش ۴ - در فضیلت امیرالمؤمنین عمر فاروق:

 مدیریت محترم سایت سلام 

  لحضه ای  در بیت چهارم  وچراغی  در بیت نهم صحیح است لطفا اصلاح بفرمایید.

 

۱
۲
۳
۲۵
sunny dark_mode