گنجور

حاشیه‌ها

مصطفی در ‫۱۳ سال قبل، یکشنبه ۱۱ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۱۵:۰۹ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۱:

طبق نسخه چاپی که بنده در اختیار دارم به این صورت هست:
از جمله ی رفتگان این راه دراز
باز آمده کیست تا به ما گوید راز
تا بر سر این دوراهه ی آز و نیاز
تا هیچ نمانی که نمی آیی باز
مصرع دوم کلمه آخر "راز" صحیح است

سعید قبله مرکید در ‫۱۳ سال قبل، یکشنبه ۱۱ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۱۵:۰۰ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۳:

مفهوم این رباعی بسیار نزدیک به یکی از آثار منتسب به ابن سینا می باشد:
دل گرچه در این بادیه بسیار شتافت
یک موی ندانست ولی موی شکافت
اندر دل من هزارخورشید بتافت
آخر به کمال ذره‌ای راه نیافت

امین کیخا در ‫۱۳ سال قبل، یکشنبه ۱۱ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۱۴:۴۶ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » بخش ۱۲ - آغاز داستان:

سیه غژب انگور سیاه جدا شده از خوشه که چرخشت کنند پاشنگ هم پوزار و پای افزار است

امین کیخا در ‫۱۳ سال قبل، یکشنبه ۱۱ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۱۴:۳۳ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » بخش ۱۲ - آغاز داستان:

ندانند امرغ مرد و نژاد یعنی مرد أمرغ و مرد با نژاد را از هم نمی شناسند و امرغ یعنی رذل و پست

امین کیخا در ‫۱۳ سال قبل، یکشنبه ۱۱ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۱۴:۲۲ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » بخش ۱۲ - آغاز داستان:

ماه ناکاسته یعنی ماه کامل بدر و واقعا جایی چنین کلمه ای ندیده ام باید افرین خواهد بدین مرد توس

امین کیخا در ‫۱۳ سال قبل، یکشنبه ۱۱ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۱۴:۱۹ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » بخش ۱۲ - آغاز داستان:

پری را به رخ کردی از دل بری رخ کردن یعنی ظاهر کردن

امین کیخا در ‫۱۳ سال قبل، یکشنبه ۱۱ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۱۴:۱۶ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » بخش ۱۲ - آغاز داستان:

همخفت نخجیر یعنی همخواب جانوران شکاری

امین کیخا در ‫۱۳ سال قبل، یکشنبه ۱۱ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۱۴:۱۳ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » بخش ۱۱ - در مردانگی گرشاسب گوید:

میل به معنی گرز است و میلاد که نام پسران نهد از این میل میاید ونه میلاد که به عربی تولد معنی میدهد چه فردوسی نام شهسواری را به شاهنامه میلاد اورده است و میل باستانی هم همان می باشد

امین کیخا در ‫۱۳ سال قبل، یکشنبه ۱۱ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۱۴:۰۳ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » بخش ۹ - در سبب گفتن قصه گوید:

دوزخ را به کلمه دیگری نیز دیده ام و ان دمندان است یعنی جایی که اتش میدمند و میگدازند خدایمان بر کنار داراد از دمندان . جهنم از گهنا امده یعنی دره و عبری است و گویند در کنار أورشلیم دره ای به نام گهنا بوده است

امین کیخا در ‫۱۳ سال قبل، یکشنبه ۱۱ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۵۸ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » بخش ۸ - در صفت جان و تن گوید:

با نگاهی به اینکه اسدی واژه دان بوده است باید در کاربرد واژه ها مؤ شکاف بود مثلا دهش در بیت بالا اگر معنی بخشندگی بدهد کافی به نظر نمی رسد بلکه بیشتر معنی فضل الهی میدهد که قبلا در فارسی بکار میرفته بعد از فردوسی داد و دهش بیشتر معنی بخشندگی یافته به عربی هم گاهی فیض را فید دیده ام مثلا در متون شیخ اکبر ابن عربی که ترجمه به دهش خدا وندی شده اند

کامران تندر در ‫۱۳ سال قبل، یکشنبه ۱۱ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۴۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » ملحقات و مفردات » شمارهٔ ۲۶ - ترکیب بند:

(با دست) اشتباه تایپیست، باید باشد:
بادست به گوش من ملامت

امین کیخا در ‫۱۳ سال قبل، یکشنبه ۱۱ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۴۰ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » بخش ۷ - در ستایش مردم گوید:

ایدر با there همریشه است و here با ایره کردی به همان معنی

کامران تندر در ‫۱۳ سال قبل، یکشنبه ۱۱ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۳۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » ملحقات و مفردات » شمارهٔ ۱۸:

در بیت دوم چست و چالاک صحیح به نظر می‌رسد. تحقیقی نکرده‌‌ام، نظر شخصیست.

امین کیخا در ‫۱۳ سال قبل، یکشنبه ۱۱ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۲۹ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » بخش ۳ - در ستایش دین گوید:

بافدم یعنی اخر پارسی میانه است

امین کیخا در ‫۱۳ سال قبل، یکشنبه ۱۱ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۲۶ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » بخش ۳ - در ستایش دین گوید:

پاداشن درست است و شکل کهنتر پاداش مانند گمیزشن که گمیزش و امیزش است

امین کیخا در ‫۱۳ سال قبل، یکشنبه ۱۱ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۱۳:۲۱ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » بخش ۳ - در ستایش دین گوید:

پول چینود پلی است بر فراز داییتی که باید از ان گذر کردن و تأیید اسلام از ان به طرز (ترز) شگفتی بر یگانگی دینها نشان دارد حتا لغت صراط از سرتک فارسی امده است و با واژه street همریشه است و این کلمه به روشنی بر وحیانی بودن قران اشاره دارد و اینکه فرستنده کتاب همه واژه ها را به روشنی میدانسته و از نزد پروردگار همه چیز دان و همه چیز توان امده است زیرا حتا امروز پس از هزاره ای هنوز اندک کسانی این واژه ها را به نیکی میدانند وبه بیابان نا آبادی چگونه این کلمه ها بر درستی مومنان پیشین أرج نهاد ند خود شگفتی دارد درست مثل إیه مبارک قتل اصحاب الأخدود که مرگ را بر کشندگان مردم مسیحی پاک نجران می خواهد، قران به زیبایی و نرمی داستان فراموش شده مسیحیان مومن را باز میگوید و این کار با اوردن کلمات شگفت قران روی داده میدهد گویی قران با اوردن کلمات ملت های دیگر به مؤمنین دیگران أرج نهاده است

علی نامیرا در ‫۱۳ سال قبل، یکشنبه ۱۱ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۱۲:۰۵ دربارهٔ ناصرخسرو » سفرنامه » بخش ۱۱ - از شمیران تا تبریز:

«ابومنصور وهسودان» بدون فاصله درست است.

امین کیخا در ‫۱۳ سال قبل، یکشنبه ۱۱ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۰۹:۱۵ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » بخش ۲ - در نعت نبی علیه السلام:

بکار بردن فرمان پرست به معنی فرمان بردار استادانه است

امین کیخا در ‫۱۳ سال قبل، یکشنبه ۱۱ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۰۹:۰۸ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » بخش ۲ - در نعت نبی علیه السلام:

بر فزود به معنی قیدی به معنی در حال افزایش می باشد یعنی increasingly

امین کیخا در ‫۱۳ سال قبل، یکشنبه ۱۱ فروردین ۱۳۹۲، ساعت ۰۹:۰۱ دربارهٔ اسدی توسی » گرشاسپ‌نامه » بخش ۱ - آغاز:

ستایش خردمندانه بر پایه تنزیه خردمدارانه خداوند از انچه در وی نیست چنانچه در شاهنامه دیده میشود نشان میدهد با فرزانه ای سر کار داریم که پندش از ورای تاریخ شنیده میشود درود پاکان بر او. اما وهم واژه ای زیبا ست و فارسی از بهمن گرفته شده و وهمن که فروزه ای از خداوند است و أوهام جمع عربی ان میباشد

۱
۵۲۵۷
۵۲۵۸
۵۲۵۹
۵۲۶۰
۵۲۶۱
۵۷۲۶