گنجور

حاشیه‌ها

hasan soltani در ‫۱۰ سال قبل، دوشنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۱۱:۱۵ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۰:

f\بیت 4 از اخر اینگونه صحیح است:
شهرهٔ شهر شدیم از نظر همت شاه
تو به خوش منظری و بنده به صاحب نظری

میترا در ‫۱۰ سال قبل، دوشنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۱۰:۵۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳۶:

درجواب به دوستی که می گوید همه از مردن می نویسند اما نمی گویند چگونه شاید بد نباشد خاطرنشان کنم - مولانا خود درتمام اشعارمثنوی چگونگی و روش مردن را شرح می دهد. مثلا درجایی می گوید
معنی طوطی ز مردن بد نیاز
در نیاز و فقر خود را مرده ساز
یا صبر کردن بر درد های روحی و روانی ناشی از تحقیر شدن منیت و هویت مان و دفاع نکردن از خود
درحقیقت هر عدو داروی توست
کیمیای نافع و دلجوی توست
صبر بر نااهل اهلان را جلی است
صبر صافی می کند هرجا دلی است
شکل دیگر و مهمی از مردن گذشتن از تعلقات است یعنی هرچه که به آن علاقه داریم از زن و فرزند و مال و شغل و ابرو گرفته تا هوش و زیرکی و ارزش هایی که باعث تشخص و هویت -من - می شوند
لیک مقصود ازل تسلیم توست
ای مسلمان بایدت تسلیم جست
یا در ابیات بی شماری درباره نیستی و عدم می فرماید که
چون حق گول جستست است و عقل سلیم
دلا زیرکی می کنی احمقی
تنهابا تسلیم و رها کردن تدبیرهای عقلانی و هوش و حواس و علم و آگاهی ات می توانی بمیری - چون این اجزا که نام برده شده تشکیل دهنده منیت یا خود - درانسان هستند که باید کشته شود. این خودکشی یا نفس کشی یا مردن از نظر مولانا ست تا جایی که من فهمیده ام.

میر ذبیح الله تاتار در ‫۱۰ سال قبل، دوشنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۱۰:۱۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱:

ترسم که صرفه‌ای نبرد روز بازخواست
نان حلال شیخ ز آب حرام ما
من بیم آنرا دارم که به هنگام پرسش وپاسخ روز رستاخیز ، نان حلالی را که شیخ
(از محل جیره موقوفات مدرسه تحت نام مهتمم و.... ) خورده است امتیاز وفضیلتی از شراب حرامی که ما خورده ایم نداشته باشد.

میر ذبیح الله تاتار در ‫۱۰ سال قبل، دوشنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۰۷:۵۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱:

درود به حضرت لسان الغیب

فرهاد در ‫۱۰ سال قبل، دوشنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۰۰:۳۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲:

عسک -> است

فرهاد در ‫۱۰ سال قبل، دوشنبه ۶ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۰۰:۳۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲:

یار کسی‌ عسک در حد و قوارهٔ همیار (با یاور اشتباه نگیرید). اگر حافظ از خداوند بخواهد یار او باشد، در این صورت حافظ خداوند را در اندازهٔ شخصی‌ چون خودش پایین آورده است که قابل قبول نیست.
بیت بعدی که اشاره کردم بهتر موضوع را می‌رساند "یا ربّ این کعبه مقصود تماشاگه کیست؟" تماشاگه مقصود و ربّ نمیتوانند یکی‌ باشند.
بیت آخر هم موضوع کلی‌ این غزل را مشخص می‌کند که مربوط به مدح یک سلطان است (نه معشوق الهی) که حافظ او را در حد پرویز بالا برده است.

کمال در ‫۱۰ سال قبل، یکشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۲۳:۳۲ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۱۴۳:

4402

علی در ‫۱۰ سال قبل، یکشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۲۳:۱۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۲۷:

ایا منظور از دم زدن جان عاشق، ظهور امام عصر نیست؟ در جایی گفته میشه حق آتشی افروخته تا هرچه نا حق سوخته. و در جایی اشاره به حضرت عیسی مسیح شده.

احسان عسکری در ‫۱۰ سال قبل، یکشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۲۲:۱۰ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲:

این نا هماهنگی مربوط به لحجه ی نیشابوری میباشد در اصل درست است و در کلمه ی اینت نون ساکن تلفظ میگردد

کاظم ایاصوفی در ‫۱۰ سال قبل، یکشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۱۹:۴۲ دربارهٔ اوحدی مراغه‌ای » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷۶:

مصراع اول بیت هفتم بجای دل باید دلم یا دلی باشد که دلم بهتر است

ج.قدمی در ‫۱۰ سال قبل، یکشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۱۹:۲۵ دربارهٔ عبید زاکانی » موش و گربه:

ای کبک خوش مرام کجا می روی بایست
غره مشو که گربه زاهد نماز کرد
هیچ موجودی را از ذات خود گریز نیست .نباید از دشمن خود فریب خورد
...

محسن شفیعی در ‫۱۰ سال قبل، یکشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۱۶:۵۷ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۹۹:

بیت اول باید در مقطع غزل قرار گیرد
مطابق چاپ محمد قهرمان

محسن شفیعی در ‫۱۰ سال قبل، یکشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۱۶:۴۲ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۵۱:

بیت ششم مصراع دوم
می باشد غلط است باید می داند باشد

میلاد در ‫۱۰ سال قبل، یکشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۱۶:۰۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۸۹:

با سلام
بیت 13، ادامه ی بیت 12 هست.
توجه کنید آخر بیت 12 گفتن « اکنون ببین»:
خر _ کسی که تخم دغل کاشته _ واسش بدست آوردن کاه در اولویت ، یعنی یک چیزی که پوچه،گرچه از نظر خود خر کاه خیلی با ارزش هست.

محمد حافظ دوست در ‫۱۰ سال قبل، یکشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۱۴:۵۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۹:

شکر به صبر دست دهد عاقبت ولی.......چقدر این مصرع از منظر محتوایی برای من پیچیدست.

رضا خرم آبادی در ‫۱۰ سال قبل، یکشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۰۹:۱۰ دربارهٔ شاه نعمت‌الله ولی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۹۷:

مصرع دوم از بیت اول : به جای موجودی ، موجود درست است

روش در ‫۱۰ سال قبل، یکشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۰۸:۴۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۵۵ - اول کسی کی در مقابلهٔ نص قیاس آورد ابلیس بود:

در این داستان به دو مساله مهم که ما انسان ها هر روز با ان سر و کار داریم , اشاره شده است :چه بسا ما ادم ها کارهای ناپسندی انجام می دهیم و در خیال خودمان ان را خوب می پنداریم و احساس رضایت می کنیم .مثلا فردی پدر و مادر خود را از دست داده و کم سن و سال نیز می باشد .ما برای اینکه نشان دهیم عموهای او خوب نیستند , پیش دستی می کنیم و به این بچه دوتیم نهایت توجه را می کنیم ولی غافل از این هستیم که نیت ما در این کار خدایی نبوده است , بعلاوه مدام پشت سر عمو های او نیز بد میگوییم و خودمان را جلو مردم خوب جلوه می دهیم .در واقع ما داریم نقش همان کر را بازی می کنیم .داستان به مشکل دیگری نیز اشارهره می کند:بعضی وقت ها ما خشم خود را فرو می بریم ولی بعد از گذشت مدتی ان را بالا اورده و شروع به بد و بیراه گفتن می کنیم .

رسول در ‫۱۰ سال قبل، یکشنبه ۵ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۰۰:۰۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶:

سلام وزن مصرع سوم اشتباه هیت احتمالا یک کلمه ی (خسته) اصافه هست

بهروز در ‫۱۰ سال قبل، شنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۲۲:۳۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۲:

درود و سپاس برای اظهار نظر همۀ ادیبان گرانقدر، بله این مختصات و نشانه های شعر حافظ است که به او عظمت بخشیده است، نظر همه تون درست است، شعر یعنی نوشتن چیزی و برداشت چیزی دیگر
و اما ادیب ارجمند جناب آقای حسین منصوری پور، درودهای فراوان و ویژه بر روح بزرگ و قلب مهربانت، آفرین ها بر شما، به خودم و انسانیت بالیدم و افتخار کردم که این چنین همنوعانی داریم ، دریغ که دیر سویی از شما یافتم

ملطوف در ‫۱۰ سال قبل، شنبه ۴ اردیبهشت ۱۳۹۵، ساعت ۲۱:۳۱ دربارهٔ شاه نعمت‌الله ولی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۲۲:

بله اصل شعر به سال 1260 ه ق اشاره دارد و اینگونه بوده: در سال غرس من دو قران میبینم......منظور از دو قران هم در واقع حضرت مهدی و حضرت عیسی بوده اند همانطور که در قصیده حالت روزگار فرموده اند:
مهدی وقت و عیسی دوران ، هر دو را شهسوار میبینم
گلشن شرع را همی بویم ، گل دین را به بار میبینم.
متشکرم

۱
۴۰۷۸
۴۰۷۹
۴۰۸۰
۴۰۸۱
۴۰۸۲
۵۷۲۹