گنجور

حاشیه‌ها

محمد حسین در ‫۱۰ سال قبل، سه‌شنبه ۱ تیر ۱۳۹۵، ساعت ۰۵:۵۹ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۹ - شرم و عفت:

من عاشق شعر های عاشقانه ام که برای نامزدم بخونم

لطفا راهنماییم کنین

ممنون از همتون

سیدمحمد در ‫۱۰ سال قبل، سه‌شنبه ۱ تیر ۱۳۹۵، ساعت ۰۱:۲۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۹۴ - آغاز منور شدن عارف بنور غیب‌بین:

روفیا خانم
سلام
می فرمایید :
مشتری rule of universe، خود universe یا حق است. با شما موافقم ، بسیار سنجیده و وزین ، ولی ، ولی ، ولی ،
این سخن با ادیان ابراهیمی در تناقض است ، کفر است ، آیا ادیان ابراهیمی حق را جدا ، و ”یونیورس“ را جدا نمی دانند ؟ آیا حق را خدا نمی دانند که یونیورس را آفریده است ؟
نظرتان برایم هرچه باشد محترم است ،
زنده باشید

روفیا در ‫۱۰ سال قبل، سه‌شنبه ۱ تیر ۱۳۹۵، ساعت ۰۰:۴۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۹۴ - آغاز منور شدن عارف بنور غیب‌بین:

علم تقلیدی بود بهر فروخت
چون بیابد مشتری خوش برفروخت
مشتری علم تحقیقی حق است
دایما بازار او با رونق است
جای دیگری مولانا در مقایسه علم تحقیقی و تقلیدی چنین می گوید:
همچو جویست او نه او آبی خورد
آب ازو بر آب‌خواران بگذرد
آب در جو زان نمی‌گیرد قرار
زانک آن جو نیست تشنه و آب‌خوار
نوحه‌گر گوید حدیث سوزناک
لیک کو سوز دل و دامان چاک
از محقق تا مقلد فرقهاست
کین چو داوودست و آن دیگر صداست
برداشت حقیر از این مقایسه میان علم تقلیدی و علم تحقیقی، همان علم بازاری و علم حقیقی است،
دانش بازاری یا همان دانش الکی برای مارکت گرد آمده است،
به دنبال مشتری میگردد،
و چون مشتری ببیند خوش می درخشد!
نمونه بارز آن همین کتاب هایی هستند که راه یک شبه پولدارشدن و یک دقیقه ای مدیر شدن و یک دقیقه ای خوشبخت شدن را یاد می دهند!
این علم تقلیدی چون :
آب در جو زان نمی گیرد قرار
زانکه آن جو نیست تشنه و آبخوار،
علم تحقیقی همان علم حقیقی است،
برای نیاز مارکت روز گرد نیامده است،
Rule of universe است،
در همه دوران ها و در همه مکان ها کار می کند،
تاریخ انقضا ندارد،
مشتری علم تحقیقی حق است،
مشتری rule of universe، خود universe یا حق است،
بازارش کسادی ندارد،
همیشه یک خریدار ثروتمند و غنی بالذات دارد،
مثل این کتابها نیست که یک سال Best seller می شوند و بعد دیگر نامی از آنها باقی نمی ماند!
علم تحقیقی دغدغه فروش ندارد،
میدرخشد بی آنکه نگران این باشد که آیا کسی او را می فهمد یا قدرش را میداند یا نه؟
مه فشاند نور و سگ عوعو کند
هر کسی بر طینت خود می تند

کمال در ‫۱۰ سال قبل، دوشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۲۳:۲۶ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۲۰۰:

8391

sina در ‫۱۰ سال قبل، دوشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۲۱:۱۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۵۴:

بیت هشتم اذ درسته؟؟ یا از ؟؟

حسین در ‫۱۰ سال قبل، دوشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۹:۵۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۷:

ببخشید. فراموش کردم. واژه‌ی دان در عربی هم هست. اما به معنایی کاملاً متفاوت. پس دان در فارسی نباید از عربی آمده باشد.

حسین در ‫۱۰ سال قبل، دوشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۹:۴۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۷:

امین کیخای گرامی واژه‌ی "دان" نیز به معنای کم ارزش و جزئی بسیار به کار رفته.

حسین در ‫۱۰ سال قبل، دوشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۹:۴۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۷:

در اشعار معاصر و در همین وزن من شعری به زیبایی این شعر سایه:
"ای عشق همه بهانه از تست ..." ندیده‌ام. چنین نمی‌پندارید؟

محمد حسین خورشیدی در ‫۱۰ سال قبل، دوشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۸:۲۴ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کی‌کاووس و رفتن او به مازندران » بخش ۱۴:

با درود بر شما . بنده تنها از آقای ابوالقاسم پرتو کتاب واژه نامه را دیده ام . ایشان در این کتاب واژگان تازی را با واژگان پارسی جایگزین کرده اند که برخی از آن ها با بهره بردن از سرایندگان بزرگ پارسی زبان می باشد . کتاب بسیار با ارزشی است . سپاس گزارم

بی نام در ‫۱۰ سال قبل، دوشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۷:۵۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۱:

سلام ـ
من به تازگی به شعر علاقه مند شدم و اطلاعاتی در مورد شعر ندارم ـ اگر تفسیر درست تر شعر رو زیر شعر بزارید ـ ما هم برای یادگیری شعر به نتیجه بهتری خواهیم رسید ـ
من الان گیج شدم و نتونستم به طور کامل اطلاعاتی بدست بیارم ـ دوستان هم که همه با هم دعوا دارن ـ
سپاس از سایت خوبی که راه اندازی کردید ـ

اسدالله شفیغ در ‫۱۰ سال قبل، دوشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۷:۱۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۷۴:

فکر کنم در بیت هشتم مصرع دوم(که جدا نیند اگر چه که جدا جدا درآمد) " که جدا نبیند آنچه که جدا جدا در آمد " باید بوده باشد.

محمد در ‫۱۰ سال قبل، دوشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۷:۰۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۷:

با صدای محمدرضا شجریان بسیار شنیدنی هست.

میلاد در ‫۱۰ سال قبل، دوشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۶:۰۲ دربارهٔ عبید زاکانی » موش و گربه:

به قول حافظ -هم دوره عبید- که میفرماید:
آسایش دو گیتی تفسیر این دو حرف است
با دوستان مروت، با دشمنان مدارا
مدارا نه به معنای کوتاه آمدن در برابر دشمن بلکه به معنای کناره گیری از او و نادیده گرفتنش و دفع هر ضرر او و ضرر نرساندن به او
کاش پند بگیریم که اگر موشیم، ما را نیازی به ارتباط با گربه های جهان نیست

سیدمحمد در ‫۱۰ سال قبل، دوشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۳:۴۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۴:

حمید جان
بدون دلیل نمی توان سخنی را رد یا قبول کرد
شما بدون برهان، برای این بیت هدف دیگری ادعا می کنی ،
اگر این نبود که بنده گفتم ، تفسیر و تعبیر شما کدام است ؟
دلایل قوی باید و معنوی
نه رگهای گردن به حجت قوی.
زنده باشی

حمید در ‫۱۰ سال قبل، دوشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۲:۵۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۴:

سید محمد
به نظر من این حرف شما مبالغه است. منظور از این بیت با توجه به روند کلی شعر قطعا تحقیر زنان نبوده و هدف دیگری داشته است. از طرفی تفاوت تواناییها در جنسیت های مختلف بر کسی پوشیده نیست.

کوی در ‫۱۰ سال قبل، دوشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۲:۵۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۶:

در این بیت خواجه از طریقت مهر سخن گفته است:
زدوستان تو آموخت در طریقت مهر سپیده‌دم که صبا چاک زد شعار سیاه
خواجه شاعرانه می‌گود که صبا پیرو کیش مهر است، چون رفتاری مهریانه دارد و آن این است که سپیده‌دم جامه سیاه شب را فرو می‌شکند تا جامه فروغ بر تن بپوشد. من خوش می‌دارم بگویم این جامه جامه‌ سرخ است. خواجه می‌خواهد بگوید تیرگی شب به سرخی بامدااد دگرگون می‌شود. سرخ، رنگ مهرپرستان بوده است. درست است که رنگ آیین اورمزد نزد ترسایان مانند تازیان، رنگ سیاه است، اما هنوز رنگ سرخ هم در باورشناسی ترسایی یکسره کنار گذاشته نشده است. در جشن‌ها کاردینال‌ها لباس سرخ می‌پوشند و کلاهی بر سر می‌نهند که یادآور کلاه مهری است و آن را «میتر» (ریخت کهن تر و پهلوی وار میترا) می‌نامند.
------
از متن یک سخنرانی از دکتر کزازی

جلال دستیاری در ‫۱۰ سال قبل، دوشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۲:۵۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۹:

کلمه پنیر قطعا خمیر است که سه نَفَر دیگر هم تذکر داده اند. لطفا إصلاح فرمایبد0

مریم در ‫۱۰ سال قبل، دوشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۲:۴۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۲:

دوست عزیز شما بزرگ نیستی خود بزرگ بینی

ولی حنیقی در ‫۱۰ سال قبل، دوشنبه ۳۱ خرداد ۱۳۹۵، ساعت ۱۲:۲۹ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۵۱۷:

به میزانِ نظر سنگین تر آمد پلۀ خوابم
بیت 2

۱
۴۰۳۰
۴۰۳۱
۴۰۳۲
۴۰۳۳
۴۰۳۴
۵۷۵۳