فرزام در ۹ سال قبل، سهشنبه ۸ فروردین ۱۳۹۶، ساعت ۲۲:۱۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۳۳:
آن دام آدم را بگو وان جان عالم را بگو وان یار و همدم را بگو مستان سلامت می کنند. حضرت مولانا جمع اضداد (دیالکتیک) که نیروی محرکه ی انسان و حرکت متعالی است را به زیبایی نشان می دهد، دام عالم (شیطان)، جان عالم (خداوند) و یار و همدم (عشق) که در جان هر انسانی وجود دارد وسرچشمه ی اعمال آدمی است. خوش گفته اند بزرگان که مولانا هگل پارسی زبانان و مشرق زمینیان است
nabavar در ۹ سال قبل، سهشنبه ۸ فروردین ۱۳۹۶، ساعت ۲۲:۱۱ دربارهٔ خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » غزلیات » شمارهٔ ۴۸:
گل گفتی گمنام گرامی
توضیحی میخواهم از دوستان برین دو بیت :
هیچکس نیست که با شحنه بگوید که چرا
کند ابروی تو سرداری مستان پیوست
وقت افطار به جز خون جگر خواجو را
تو مپندار که در مشربه جلابی هست
تا شکّم از نظر خودم بر طرف شود
زنده باشید
Behrouz yaghmaeian در ۹ سال قبل، سهشنبه ۸ فروردین ۱۳۹۶، ساعت ۱۸:۳۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۶۰:
به حق دیوان شمس دریایی است و هر انسان خود دریایی دیگر و اینگونه است که سلطامی عالم را طفیل عشق میبینم
نادر.. در ۹ سال قبل، سهشنبه ۸ فروردین ۱۳۹۶، ساعت ۱۷:۴۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۶۹:
آن سر زلف سرکشت گفته مرا که شب خوشت
زین سفر چو آتشت کی تو بدین وطن رسی ..
گمنام-۱ در ۹ سال قبل، سهشنبه ۸ فروردین ۱۳۹۶، ساعت ۱۷:۴۷ دربارهٔ خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » غزلیات » شمارهٔ ۴۸:
خون ساغربه چنین روز نمی شاید ریخت
رگ بربت به چنین وقت نمی باید خست.
گاه زیباتر از سخن حافظ
در قد و قامت سخن سعدی
نرگس در ۹ سال قبل، سهشنبه ۸ فروردین ۱۳۹۶، ساعت ۱۶:۳۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۶۱:
مفهوم عبارت "گفتم به تکلف" در مصرع "گفتم به تکلف دو سه روزی بنشین" چی هست؟ یعنی با اکراه گفتم یا یعنی از او خواستم که با سختی هم شده بماند؟ در واقع این تکلف برمیگرده به گوینده یا به مخاطب که عشق است؟
کوروش ایرانی اصل در ۹ سال قبل، سهشنبه ۸ فروردین ۱۳۹۶، ساعت ۱۵:۴۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳۶:
با سپاس از توضیحات بدون نقص سرکار خانم "لیلا"..
درود جناب مولانا بر شما بانوی ایرانی اصل
کسرا در ۹ سال قبل، سهشنبه ۸ فروردین ۱۳۹۶، ساعت ۱۴:۰۹ دربارهٔ رهی معیری » غزلها - جلد سوم » آه آتشناک:
شاهکار غزلی ست که در شاخه گل شماره ی 412 با آوای ملکوتی استاد شجریان و به همراهی سه تار استاد عبادی اجرا شده است .
مهناز ، س در ۹ سال قبل، سهشنبه ۸ فروردین ۱۳۹۶، ساعت ۱۳:۱۰ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » چهارپارهها » کسری و دهقان:
تعدادی نقطه از قلم افتاده
مردم از کاشتن زبان نبرند>مردم از کاشتن زیان نبرند
زبن دوباره حدیث تازه و تر!>زین دوباره حدیث تازه و تر
خانه یغما شود ز جهل رییس>خانه یغما شود ز جور رئیس
ملک وبران شود ز جور ملوک>ملک ویران شود ز جور ملوک
مانا باشید
نجف اده کلات در ۹ سال قبل، سهشنبه ۸ فروردین ۱۳۹۶، ساعت ۱۲:۱۲ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » گفتار اندر داستان فرود سیاوش » بخش ۱:
با سلام
در این شعر بارها نام کلات ذکر شده و منظور شهر تاریخی کلات نادر است در شمال شرقی خراسان رضوی
بنا توجه به اسناد تاریخی موجود در شهر کلات چون :قلعه فرود -خانه رستم -روستایی قدیمی سیستان- و از همه مهمتر اسم چند روساتای قدیمی کلات در این اشعار ذکر شده چون روستای چرم-سپاه و...و از همه مهمتر اینکه جناب فردوسی در نزدیکی شهر کلات در طوس اقامت داشتند
لطقا در تاریخ دخل و تصرف نکنید و کمی مطالعه کنید
در ضمن در فرهنگ دهخدا کلات به من جای سرسبز و در دامنه کوه است بدین صورت است که در ایران شهر های چون کلات و کلاته متععد است اما کلات مورد نظر در شعر جناب فردوسی فقط کلات نادر است و بس .
یاسر در ۹ سال قبل، سهشنبه ۸ فروردین ۱۳۹۶، ساعت ۱۰:۰۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۵۳:
سمانه خانم :
جالبه که ردیف و قافیه رعایت نشده چون درشعرهای کلاسیک قافیه جز لاینفک شعر بوده و برای من باعث تعجب بود و فکر نمیکنم در شعرهای مولوی زیاد به این موضوع بر بخوریم
سید رضوی در ۹ سال قبل، سهشنبه ۸ فروردین ۱۳۹۶، ساعت ۰۹:۱۰ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » چهارپارهها » کسری و دهقان:
سلا جوز بن بی معنی هست
هیچ دهقان زجوز بر در عمر
بر =ثمره
فرهاد در ۹ سال قبل، سهشنبه ۸ فروردین ۱۳۹۶، ساعت ۰۵:۴۵ دربارهٔ خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » غزلیات » شمارهٔ ۱۷:
اینکه گویند که بر آب نهاده است جهان . .
بن طر بهتر میآید از (آنکه گویند . . . . .)
مطلبی هست لطفا راهنمایی فرمایید
احمد در ۹ سال قبل، سهشنبه ۸ فروردین ۱۳۹۶، ساعت ۰۴:۰۰ دربارهٔ اوحدی مراغهای » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۵۲:
با عرض سلام و خسته نباشید،
کلمه ی "عشق" در مصرع اول نیاز به اصلاح دارد.
با سپاس
khayatikamal@ در ۹ سال قبل، سهشنبه ۸ فروردین ۱۳۹۶، ساعت ۰۳:۲۰ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۴۸۱:
6767
گمنام-۱ در ۹ سال قبل، سهشنبه ۸ فروردین ۱۳۹۶، ساعت ۰۳:۱۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۲:
جناب اشراق
" دل زجان برگیر" و " دربر گیر یار مهربان"؛
گر ” بدین ، به این " مقدارت " آن دولت '" میسر میشود.
و
" آب شوق " از چشم سعدی میرود بردست و خط
لاجرم ، چون شعر " می آید " سخن تر می شود.
سخن از این و آن است و آب شوق که شعر میشود.
گمنام-۱ در ۹ سال قبل، سهشنبه ۸ فروردین ۱۳۹۶، ساعت ۰۲:۰۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۵:
آ حسین -1 گرامی
روی سخن این کمترین نه با آ رضا دشتی که گفته
دیگران آورده اند که با همان دیگران است
عیب نمی جویم و طعنه نمی زنم .
کم نیستند آنان که نه تنها فریفته که شیفته اروپاییان اند باور بفرمایید.و
مباد که جز سخن مهر بگویم ور کس یا کسانی رنجیده اند بر من خواهند بخشود.
Amin در ۹ سال قبل، سهشنبه ۸ فروردین ۱۳۹۶، ساعت ۰۱:۳۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۷۲:
تو عاشق خندان لبی من بی دهان خندیده ام. باز اینجا مقایسه عقل و عشق است، منظور عاشقی که با لب فیزیکی و مشهود می خندد، و عاشقی فرا رفته و گذشته از مرز فیزیک که خود خنده عشق است، اصل و بنیان عشق که از بعد مکان و ظاهر گذشته و با اصل خنده عشق یکی شده.
وفایی در ۹ سال قبل، سهشنبه ۸ فروردین ۱۳۹۶، ساعت ۰۱:۲۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۶۵:
البته که دارای بار مرد سالاری نمی باشد !
بلکه دارای این پیام می باشد که زنان که خود به خود و طبیعتا مظهر عشق و کمال هستند ، و این مردان هستند که دچار نقصان اند و احتیاج دارند که به قول شما در عشق و عشق ورزی تمام وجودشان را فدا کنند تا تبدیل به یک انسان کامل شوند .
این آقایون هم در طول تاریخ ، هی خودشان را تحویل گرفته اند ...
عباسی-فسا @abbasi۲۱۵۳ در ۹ سال قبل، سهشنبه ۸ فروردین ۱۳۹۶، ساعت ۲۲:۱۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۴: