Nima در ۸ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۱۱ فروردین ۱۳۹۶، ساعت ۱۵:۴۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۳:
إستاد شهرام ناظری نیز این شعر را در دستگاه ابوعطا و با اهنگسازی إستاد محمد رضا لطفی خوانده اند در سال 1372
گمنام-۱ در ۸ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۱۱ فروردین ۱۳۹۶، ساعت ۱۳:۴۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۸:
بهتر است از خود شیخ بپرسید که میفرماید ؛
خوش آمدی و علیک السلام و الاکرام ، تو آفتاب منیری
و روح پاک، و بر تراز آدمی ای و " تنک " ( با آوای پیش) مپوش تا کسان گلاب اندامانت در پرند جامه نبینند و بیا تا دومغز یک بادام باشیم و .......
باقی بقایتان
جهانگیر در ۸ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۱۱ فروردین ۱۳۹۶، ساعت ۱۳:۳۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸:
درود به همگی .
کس نمی بینم ز خاص و عام را. با احترام به همه ی اساتید.
به نظر میاد نسبت دادن "را " به کس چندان منطقی نباشه .
به نظر من این مصرع را باید دو جمله در نظر گرفت :
کس نمی بینم ز خاص؛ و( " کس نمیبینم " ) عام را .
که در قسمت دوم عبارت کس نمیبینم به قرینه ی لفظی حذف شده است و بنابراین "ز " به خاص برمیگردد؛ و "را " به عام تعلق دارد .
با سپاس از شما و خواجه حافظ.
گمنام-۱ در ۸ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۱۱ فروردین ۱۳۹۶، ساعت ۱۳:۲۴ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۸:
عمر " زاد " است ، " زات " میشود در پهلوی جنوبی
و " دات " میگردد در گویش لران ، و درود بر شما جناب کیخا
گمنام-۱ در ۸ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۱۱ فروردین ۱۳۹۶، ساعت ۱۳:۱۱ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۲:
روفیای گرامی،
و همو (پژوهنده راز گل سرخ) به گمانم " بر آیش " را
به جای تکامل به کار برده بود،
بابک چندم در ۸ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۱۱ فروردین ۱۳۹۶، ساعت ۱۳:۱۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۸:
در این بیت سر و کله "یار" از کجا پیدا شد؟؟؟
این بیت در ادامه بیت پیشین است و خود را منظور کرده، خود را می گوید:
-اگر می خواهی دهانت عاری از شیرینی شود سخن بگوی-> یعنی که ساکت و خاموش باش
-وگر می خواهی پیش سرو خجلت زده شوی بخرام یا خود نمایی کن-> یعنی که خودنمایی نکن...
پریشان روزگار در ۸ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۱۱ فروردین ۱۳۹۶، ساعت ۱۲:۵۶ دربارهٔ ابن حسام خوسفی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱:
صابری گرامی
بیرون شد ( بیرون شدن ) است و " شد " اینجا نه گذشته که مصدر کوتاه ( مرخم ) است .
با پوزش
مهدیسام در ۸ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۱۱ فروردین ۱۳۹۶، ساعت ۱۲:۴۹ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب پنجم در عشق و جوانی » حکایت شمارهٔ ۳:
حرف ک از ابتدای مصرع آخر حذف شده است ؛ اوفتاده تاگریبان ... ناقص است و صحیح اینست :
پاکدامن چون زید بیچاره ای
کوفتاده تا گریبان در وحل /
متأسفانه کاستی ها و از قلم افتادگی ها بسیار است در نسخی که تاکنون چاپ شده است
گمنام-۱ در ۸ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۱۱ فروردین ۱۳۹۶، ساعت ۱۲:۲۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۸:
گر یار دهان بگشاید بازار شکر کساد است
و چون بخرامد سرو شرمگین!
بهروز امینی در ۸ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۱۱ فروردین ۱۳۹۶، ساعت ۱۱:۴۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۵۱:
فکر میکنم مصرع دوم بیت آخر باید به صورت زیر باشه اگر خطا میکنم دوستان راهنمایی کنند:
رها کن تا بمیرم بر سر کوی جفا کاران
عزیزالله موحدی در ۸ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۱۱ فروردین ۱۳۹۶، ساعت ۰۹:۵۰ دربارهٔ فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۵۷ - رسیدن پیگ رامین به مرو شاهجان و آگاه شدن ویس از آن:
در این مصراع «نهال عاشقای در دل مکارید»، عاشقی درست تر است.
عزیزالله موحدی در ۸ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۱۱ فروردین ۱۳۹۶، ساعت ۰۹:۳۹ دربارهٔ هلالی جغتایی » شاه و درویش » بخش ۱۸ - راندن کوئوال گدا را از مکتب به رقابت خود:
کوئوال غلط است و صحیح آن کوتوال است.
مهرآوا در ۸ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۱۱ فروردین ۱۳۹۶، ساعت ۰۹:۱۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۲۴:
قاب قوسین از علا تیری فکند ...
منظور امام علی نیست
بابک چندم در ۹ سال قبل، جمعه ۱۱ فروردین ۱۳۹۶، ساعت ۰۷:۲۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۸:
وَرَت: ور تو را
ورت خجالت: ور تو را خجالت-> وگر خجالت تو را
ورت خجالت (توقف) سرو آرزو کند(توقف) بخرام->
و اگر سرو آرزوی خجالت تو را کند آنگاه بخرام
بابک چندم در ۹ سال قبل، جمعه ۱۱ فروردین ۱۳۹۶، ساعت ۰۶:۳۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۵۵:
دوست عزیز جناب وفایی،
اگر دنبال خوشگلاش هستی بچسب به "آلیس"، حال چه گازدار و چه بی گاز...
در ضمن آیا سرکار نسبتی با اخوین وفایی دارید، یعنی همان جریان : " نیر، نیر، تلفون می زنم جواب نمیدی چرا نیر؟...
بابک چندم در ۹ سال قبل، جمعه ۱۱ فروردین ۱۳۹۶، ساعت ۰۶:۳۰ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۶۶:
آقا بابک گرامی،
قرار نبود یکی از ما دوتا شماره ای برای خود انتخاب کنیم و شما چنان کردی؟ یا آیا ایشان بابک دیگری غیر از شما بود؟
در مورد پرسش شما:
"ش" را از استش جدا کن و بچسبان به لغت پیش ازآن->
در بند چه بندش است، در بست چه بستش است
بنده هم با اجازه سرکار و الباقی گنجوریان شدم بابک چندم
گمنام-۱ در ۹ سال قبل، جمعه ۱۱ فروردین ۱۳۹۶، ساعت ۰۱:۵۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۸:
فراموش نکنیم " ورت " اگر تو نیست چه ار بود بسیار ساده میتوانست بگوید :
ورتو خجالت سرو آرزو کنی بخرام
و نیازی به آوردن ضمیر مفعولی " ت " نمی بود
گواهی از خود شیخ:
غریبی " گرت " دوغ پیش آورد
دو پیمانه آب است و یک چمچه دوغ
حقیر در ۹ سال قبل، جمعه ۱۱ فروردین ۱۳۹۶، ساعت ۰۱:۱۱ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۸:
جناب نورالدین حقا که حق گفتید. کاش مطلبتان را در صدر حاشیه ها ی تک تک رباعیات خیام میگذاشتید تا اینقدر حاشیه نگاران به جان هم نیفتند! خیام اگرچه عالم بزرگ و ریاضیدان و فیلسوفی برجسته است ولی آنچنان عارف نیست و ادعایی در متشرع بودن هم ندارد. و اینها با هم ممکن است .کسی فیلسوف و متفکر و ریاضیدان و شاعر بزرگ و حتی انسان آزاده و بزرگی باشد ولی از طرفی عارف و دیندار دلخواه ما نباشد.این چه عیبی دارد؟! مگر او انسان نیست؟ آیا باید تمام بزرگان علم و ادب و دانش عارف و انسان کامل باشند؟؟!! والسلام
وفایی در ۹ سال قبل، جمعه ۱۱ فروردین ۱۳۹۶، ساعت ۰۰:۲۲ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۶۸:
سلام آقای نیک زاد
من هر چقدر به بیت اول فکر کردم ارتباطی با ژنتیک و اصل عدم تغییر پدیده های فطری و سرشتی در آن ندیدم
عدم تغییری که در بیت اول از آن صحبت می شود عدم تغییر و ثبات در عشق واقعی است . صحبت از عشق و خاصیت عشق است نه فطرت یا ژنتیک . صایب می گوید عشق واقعی چون آتشی جان عاشق را می سوزاند و شعله اش به این راحتی ها خاموش نمی شود و فراموش نمی گردد .
Nima در ۸ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۱۱ فروردین ۱۳۹۶، ساعت ۱۵:۴۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۳: