گنجور

حاشیه‌ها

Atessa در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۳:۴۰ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » منوچهر » بخش ۱۷ - آمدن سیندخت نزد سام با هدایا و شفاعت برای کابل و پذیرش وصلت زال و رودابه:

که بودند در پادشاهی نشان= که مقام و منصب در حد پادشاهی داشتند

Atessa در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۳:۳۷ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » منوچهر » بخش ۱۷ - آمدن سیندخت نزد سام با هدایا و شفاعت برای کابل و پذیرش وصلت زال و رودابه:

ایدر مایست= اینجا نایست.

Atessa در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۳:۳۶ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » منوچهر » بخش ۱۷ - آمدن سیندخت نزد سام با هدایا و شفاعت برای کابل و پذیرش وصلت زال و رودابه:

مردی دویست= دویست نفر

Atessa در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۳:۳۲ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » منوچهر » بخش ۱۷ - آمدن سیندخت نزد سام با هدایا و شفاعت برای کابل و پذیرش وصلت زال و رودابه:

روارو= همان " دور شید، کور شید" که در دربار ها برای آدمهای مهم می گفتند

کمال داودوند در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۲:۳۳ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۶۲۱:

برای شفای بیماران تصادفی صلوات
بنده این رباعی را با دوستان به اشتراک گذاشتم وجمع این رباعی از 4523

داور در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۲:۰۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱:

دوستان دست اندر کار این سایت لطفا راهنمایی کنید که آن نوشته ها در حال حاضر کجا رفتند آیا میتوان به آنها دست رسی داشت چون بعد از اتمام روی درج حاشیه کلیک کردم مثل همین نوشته که حال برای شما ارسال میکنم .

داور در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۱:۵۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱:

ضمن خسته نباشید باید گفت که الحق که بانیان گنجور نام بسیار بامسمائی به این قسمت یعنی حاشیه بنویسید گذاشتند چون از این همه آنهم بیشتر برای یک مصرع واقعا حیر ت انگیز است و البته بودند آن دسته از دوستان که مطالب باید گفت داخله پر بار نوشته اند که آگاهی دهنده هستند و دستشان درد نکند بقول معرف حافظ با انگشت به ماه اشاره دارد و ما بر سر چگونگی دست اشاره دست چپ است یا دست راست است نه تنها اینجا حاشیه نوشتیم بلکه در تاریخ و سرنوشت بشریت نگاه کنی کمتر دستهای بسمت سوی ماه رفتند اکثرا بر سر دست اشاره چه جنگها و چه ویرانیه و چه سرنوشتها برباد رفته که این حکایت همچنان باقی است و اینطور که پیداست هنوز زمانها این روند ادامه خواهد داشت که این هم از قانونهای خود آگاهی است که به قول اقبال لاهوری : هست این میکده و دعوت عام است اینجا
قسمت باده به اندازه جام است اینجا
حرف آن راز که بیگانه صوت است هنوز
از لب جام چکیده است و کلام است اینجا
بهر روی حافظ در مصرع دوم " که عشق آسان نمود اول , ولی افتاد مشکلها " من میخواهم از تمام حافظ دوستان این سوال را بپرسم به نظر شما حافظ چند ساله بود این غزل را سروده ؟ آیا به اشراق یا روشن ضمیری رسیده بود یا نه ؟ چوت همگی تان هم آگاهید هم در زندگی تجربه کرده ایم که تنها دورانی این اتفاق یعنی عشق آسان رخ میدهد که تازه قدم از نوجوانی به جوانی انسان میگذارد ناگهان زود عاشق میشود و ناگهانی نیز تمام میشود به خاطر مشکلات بعدی که بوجود می آید اما همگی ما میدانیم وقتی این غزل را سروده حافظ در واقع به استناد خود همین شعر هفت مرحله عشق را دارد می گوید که تجربه کرده و باز به تجربه همگی ما میدانیم بعد از گذر به ستین بالا و درگیریهای . مشغله های زندگی دیگر عشق حتی بسیار مشکل هم رخ نمی دهد تا چه رسد به آسانی شروع شود پس آیا به این فکر نکرده اید که حافظ از کدامین عشق می گوید که همانند دوره جوانی رخ میدهد و بعد این مشکل ها چیست که مافتد و چرا؟ که تفسیر این خودش گفتگوها می طلبد تا اینجا در همین مصرع تمام میکنم تا بیت دوم بسیار شاهکار است و جز قدرت عشق کسی را یارای هنرمندی با واژه های که جاودانه زنده هستند و همیشه تازه تر همه تازها مرحله های طی طریق عشق را بسراید بقول مولانا گفت : عشق را از من مپرس از عشق پرس
ترجمانی منش محتاج نیست
عشق ابر در گوهر بار است ای پسر
عشق خود را ترجمان است ای پسر عشق السون برهمه .

احسان در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۰:۰۳ دربارهٔ جامی » هفت اورنگ » یوسف و زلیخا » بخش ۱۱ - در بیان آنکه هر یک از جمال و عشق مرغیست از آشیان وحدت پریده و بر شاخسار مظاهر کثرت آرمیده اگر نوای عزت معشوقیست از آنجاست و اگر ناله محنت عاشقیست هم از آنجاست:

یکی دیگر از شاهکارهای ادبیات پارسی
موافق و هم سوی با
ناگهان موجی ز بهر لامکان آمد پدید ، مولانا
ناگهان پرده برانداخته ای یعنی چه؟ ، حافظ
و
...
باشد تا ما هم برسیم به این درک و این شهود

۷ در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۲۳:۲۸ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب دوم در احسان » بخش ۲۹ - حکایت در معنی ثمرات نکوکاری در آخرت:

به نظرم دور نیست که جمهور و جمهوری ریشه در گروه و گروهی داشته باشد.
که جمهور در سایه همتش/ مقیمند و بر سفره نعمتش

سیدعلی (رضا) ساقی در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۲۲:۱۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۸:

 

https://rezasaghy.blogfa.com/

هزار شکرکه دیدم بکام خویشت باز

زروی صدق وصفاگشته بادلم دمساز

متاسّفانه ازآنجاکه حافظ خودنخواسته یا نتوانسته، یافرصت نیافته،شخصاً عزلیّاتِ خودرا جمع آوری وبازنگری کرده وبه دستِ خطّاطان روزگاربسپارد اشتباهاتِ زیادی درترتیبِ ابیات وحتّی جایگزینی کلمات وواژه های دیگر رُخ داده و ابهامات زیادی رقم خورده است.

تداخل ابیاتِ این غزل باغزل: "منم که دیده به دیداردوست کردم باز" که اخیراً مورد تشریح قرار گرفت یکی ازصدها ابهاماتیست که دردیوان خواجه وجود دارد وماناچاریم به همین روال با قبول این وضعیّت به پیش رویم. قطعاً اگرخواجه فرصت می یافت ودیوان گرانقدرش رابازخوانی، ویرایش و به اصطلاح پرداختِ نهایی می فرمود درحال حاضر بایک دیوان بسیارنغزتر، ارزشمندتر وخیال انگیزتری روبرو بودیم. گرچه همین دیوان نیز باوجود این همه ابهام وخطای خطّاطان وروشن نبودن شأن غزلهاوغیره هنوز که هنوزاست براوج قلّه ی غزل جای درسراسرتاریخ قرار گرفته وفاصله اش راازدیگردیوان های شاعران عرصه ی ادبیّات،اززمین تاآسمان کرده است.......

مخاطبِ این غزل نیزهماننداغلب غزلها معلوم نیست چراکه اسمی ازمخاطب بُرده نشده است. احتمالاً روی سخن شاعر دراینجا "شیخ ابواسحق یاشاه شجاع" است که هردوباحافظ رابطه ی صمیمی ـ عاطفی داشته وروابطشان ازفرازونشیبی نیز برخوردار بوده است. همچنین بعضی ازابیات این غزل نیز قابلیت آن را دارند که بتوان معناهای معنوی وعارفانه برداشت نمود. 

 

معنی بیت:

هزارشکروسپاس که دوباره تورا کامیاب می بینم(شایداشاره به بازگشتِ مجدّد شاه شجاع به شیرازوتکیه ی مجدد برمسندِ حکومت باشد) می بینم که ازروی صداقت وصفا وصمیمیّت بادلم همدم ودَمسازشده ای.... احتمالاً روابط بین شاعر ومخاطب تیره شده وبه سردی گرائیده بوده که شاعر ازدمسازشدن مجدّد او بادل عاشق پیشه اش اینچنین خرسندشده است.

شکرخداکه ازمدد بخت کارساز

برحسب آرزوست همه کار وباردوست

 

🌿━━━━━━━━━━🌿

 

روندگـانِ طـریـقــت رهِ بـلا سـپـرند

رفـیق عشق چه غم داردازنشیب وفراز

 

منظوراز "طریقت" تصوّف ویافرقه های درویشی نیست بلکه طریقتِ موردنظرحافظ همان طریق عشقبازیست که باسایر سیروسلوکهای معنوی تفاوتهای بنیادین دارد. ازمبانی فکری حضرت حافظ چنین بنظرمی رسد که درانتخاب مسیر ومسلک، وسواس زیادی داشته ونمی توانسته عطش واشتیاق درونی راباباورها واعتقادات بی اساس وسست فرقه های هم عصر خود، فرونشاند. ازهمین رو درچارچوب هیچکدام ازمسیرهای سیروسلوک رایج درآن دوران، شامل:طریقت، شریعت، حقیقت و... تاب نیاورد وبابازاندیشی دقیق وآگاهانه به آزاداندیشی روی آورد.

طبعاًاوعاشقی عصیانگر، بیقرارو مشتاق رشدونمو بود ونمی توانست پشت هیچ مذهب ومسلکی وفرقه متوقف گردد بنابراین خود به اتّکای نهادپاک وبی آلایش، آگاهی ودانش والا واندیشه های پرنیانی خویش، اقدام به بنیانگذاری سبکی خاص ازسیرو سلوک (رندانگی) نمود ودرآن مسیر به رشدونموپرداخته وبه روشن ضمیری نایل گشت. اصول ومبانی این مسلک، همین غزلهای نابیست که ازاین فرزانه ی فرهیخته بجای مانده وراهگشای روشن جویندگان حقیقت می باشد.

معنی بیت:

سالکانِ ورهروان طریق عشق راهِ پُرخطری راپیش گرفته اند وهیچ باکی ازپستی وبلندی وناهمواریهای آن ندارند ودرفراز وفرود این راه، به رشدوبالندگی می رسند.

دراین مسیر هیچ ناخوشی ونشیب وناشادی نمی تواند مانعی برسرروندگان راه ایجاد کند وآنهارا ازادامه ی راه متوّقف سازدچراکه رندانگی وخدایگونگیِ حافظانه، یک سفر معنویست وهیچ هدف ومقصد خاصی جزطیّ این مسیرندارد که سالکان این مسیر نگرات نرسیدن به آن باشند همین که دراین مسیرثابت قدم باشند به مقصد رسیده اند.

شاعر دراینجابه پایبندماندنِ خودش به عشق مخاطب، درطول مدّتِ تیرگی روابط نیز اشاره دارد وخودرا رفیق شفیق عشق معرّفی می کند که ناهمواریهای راه نتوانسته کوچکترین تغییری دررفتاراو ایجاد کند.

ازثبات خودم این نکته خوش آمدکه به جور

درسرکوی توازپای طلب ننشستم

 

🌿━━━━━━━━━━🌿

 

غـم حبیب نـهان به ز گفت وگوی رقیب

که نیست سینـه‌ی اربـاب کینه محرم راز

 

رقیب:  مراقب ونگهبان یار

غم دوست بانامَحرم گفتن شایسته وروانیست. همان بهترکه غم واندوه یار رادردل نهان سازی وراز اورابارقیبان ونامحرمان بازگونکنی که سینه ی آنها پرازکینه وحسد است وسزاوارنیست که چنین اسرارمقدّسی درآنها جای گیرد. دراین بیت نیز به مخاطب خاطرنشان می سازد که من درغیاب تو اسرارتورا به دشمنان وکینه توزان بازگونکردم چون آنهاسزاوار شنیدن حدیث عشق من وتونبودند.

حدیث دوست نگوییم جزبه حضرت دوست

که آشناسخن آشنا نگهدارد

 

🌿━━━━━━━━━━🌿

 

اگرچه حُسن تو از عشقِ غیر مُستغنی‌ست

مـن آن نـیم کـه ازیـن عـشقبازی آیم باز

 

مستغنی: بی نیاز

بااینکه زیبائیها ومحاسن توآنقدربسیار وزیاداست که به ابرازعشق کسی چون من نیازی ندارد، ولی من کسی نیستم که ازاین عشقبازی پاپَس بکشم. این من هستم که به این عشق نیازدارم وهمیشه عشق تورابردل خواهم داشت.

اگرچه دوست به مویی نمی خردمارا

به عالمی نفروشیم مویی ازسردوست

 

🌿━━━━━━━━━━🌿

 

چه گویمت کـه ز سوز درون چـه می‌بـیـنم؟!

ز اشک پرس حکـایت که مـن نـیـم غمّــاز

 

غمّاز: افشاگر وپرده در

ازسوز وگدازی که برسرآتش این عشق می کشم چه بگویم؟ من افشای رازنمی کنم وراز نگهدارهستم لیکن حال وروزم را ازاشک چشمانم بپرس وازمیزان اشک هایی که می بارم قیاس کن که چها می کشم وچها می بینم من دراین باره چیزی نمی گویم.

دردِ عشق اَرچه دل ازخلق نهان می داری

حافظ این دیده ی گریان توبی چیزی نیست

 

🌿━━━━━━━━━━🌿

 

چه فتنه بودکه مشّاطه‌ی قضاانگیخت ؟!

که کردنرگس مستش سیه به سُرمه‌ی ناز

 

مشّاطه ی قضا: آرایشگرتقدیر

نرگس استعاره ازچشم است

سُرمه ی ناز: ناز وعشوه ی چشم، به سُرمه تشبیه شده است،

طنّازی همانندسرمه به چشمانش کشیده شده وزیبایی وگیراییش رادوچندان کرده است. امّااین نازچشم، فقط زیبایی وگیرایی نیافریده است بلکه ناز ازسربی نیازیست وهمین سُرمه ی طنّازی که آرایشگرتقدیر برچشمان اوکشیده، باعث شده اوازسربی نیازی به عاشقانش اعتناو توجّهی نکند. ازهمین روحافظ آرایشگرفلک رافتنه گر می نامدچراکه بااینکار روزگارعاشقان راسیه کرده است اگرچنین نمی کرد شاید معشوق به عاشقانش توجّهی می نمود.

 

معنی بیت :

آرایشگر چرخ یا قضاوقدر چه فتنه ای درسرداشت که چشمان معشوق را اینچنین جادویی، دلستاننده ودلرُبا آرایش کرد؟ آیامستی چشمانش برای ربودنِ دل عشّاق کافی نبود که چشمان مستش را به سُرمه ی نازنیززینت بخشید وما عاشقان را به رنج واندوهی بی پایان مبتلاساخت؟.

چشم مخمورتوداردزدلم میل کباب

ترک مست است مگرمیل کبابی دارد؟

 

🌿━━━━━━━━━━🌿

 

بدین سپاس که مجلس مُنوّر‌ست بدوست

گرت چو شمع جفایی رسـد بسوز و بساز

 

شاعر دلِ خودش را دلداری داده وخطاب به دل خودش می فرماید:

به میمنتِ اینکه دوست درمجلس حضوردارد ومجلس به نور ماهِ رُخسارش نورانی ودرخشان شده است، اگرهم برتو ستمی رفته، ونامهربانی دیده ای،همچون شمع بی سروصدا وبی هیاهو بسوز وبساز وبدین شکرانه که درجواردوست هستی دَم برنیاور وزبان به گله وشکایت بازمکن.

عشقبازی راتحمّل باید ای دل پایدار

گرمَلالی بودبودوگرخطایی رفت رفت

 

🌿━━━━━━━━━━🌿

 

غَرَض کرشمه‌ی حُسن‌است وَرنه حاجت نیست

جمال دولت محمود را بـه زلف ایاز

 

هدف جلوه گری وتجلّی فروغ زیبایی هاست که درخفا نماند وآشکار شده باشد وگرنه سلطان محمود غزنوی که عاشق غلام خویش (ایاز) شد مگرازشکوه وجلال کم وکسری داشت؟ آنقدر جلال وعظمت داشت که هیچوقت هیچ نیازی به زلفِ ایازپیدا نمی کرد. این بازیهای عشق است که صورت می پذیرد وانسانها رابه یکدیگرشیفته وشیدا می سازد تا عشق به منصّه ی حضوربرسد وبدینوسیله فضای روزگاربرآدمیان خیال انگیز وروحپرور باشد.

حافظ دراینجا می خواهدبگوید که عشق من به توازروی حاجتمندی دنیوی نیست بلکه حُسن جمال تو جلوه ای کرد وبردل من نشست تاعشقبازی رقم خورده باشد هیچ قصد وغرض دیگری درکارنیست.

حافظ باهنرمندی این چنین سخن رابه پیش برده و مطلب رابه گونه ای به مخاطب می رساند که تونیز باآن شکوه وجلالی که داری به من نیازی نداری، اگریک علاقمندی بین ما ایجادشده نتیجه ی تاثیراتِ محبّت و کرشمه ی حُسن است تا لطایفِ عشقی برجسته ترنمایان شودودنیازیباترگرددوگرنه غرض دیگری درمیان نیست تو خود سلطانی تمام عیارهستی وهیچ نیازی به عاشقی چون من نداری.

 

ازدل وجان شرف صحبت جانان غرض است

غرض این است وگرنه دل وجان این همه نیست

 

🌿━━━━━━━━━━🌿

 

غزل سرایی ناهید صرفه‌ای نَبَرد

درآن مَقام که حافظ بر آورد آواز

 

"صرفه ای نَبرد": امتیازی کسب نمی کند

مثل همیشه حافظ دربیتِ پایانی ازقدرتِ نبوغ وطبع شعری خویش تقدیربعمل آورده وحق مطلب را ادا کرده است.

پیشتر درغزلهای دیگرگفته شد که "ناهید" به چنگ زن فلک وآوازه خوان آسمان مشهوراست. حافظ دراینجا اورا به چشم غزلسرا وغزلخوان دیده است غزلخوانی که درمقام رقابت با غزلخوانی ِحافظ چیزی برای گفتن ندارد.

می فرماید:

غزلسرایی حافظ تا آن حد جاذبه وکشش دارد که غزلسرایی ناهید راتحت الشعاع قرارمی دهد ناهید باآن همه آوازه وشهرت درمقایسه باغزلخوانی حافظ امتیازی بدست نمی آورد. چراکه حافظ هم غزل های ناب ونغزی سروده، هم صدای جادویی دارد بنابراین ناهید توانایی رقابت باحافظ راندارد.

غزل گفتیّ ودُرسُفتی بیا وخوش بخوان حافظ

که برنظم توافشاندفلک عقدثریّا را

بهاره در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۲۲:۰۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۷۵:

برسد به دست اون عزیزی (...) که پاسخ من رو داد. بینهایت ممنونم. چقدر شیرین، چقدر شیوا، چه هدیه ی زیبایی به من دادید با این پاسخ.

خالد شهیم در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۲۱:۵۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۳۵ - انکار کردن موسی علیه السلام بر مناجات شبان:

دست کاری های به شعر مولانا بسیار ازیت کننده است ،
بیت ششم "زین نمط میگفت"
چند بیت دیگر هم دست کاری شده!

سعید ابهربان در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۲۰:۵۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۶۶:

با سلام
در پاسخ آقای پیمان« در رابطه با واژه زوتر» که گفته اند، جناب مولانا از این مختصر سازی ها انجام نمی دهند، باید گفت که اتفاقا این مختصر سازی ها یا گرایش به مخفف کردن کلمات از ویژگی های سبکی ادبیات سنتی فارسی است که عموما به اقتضای وزن شعر ایجاد شده است مثلا گر و ار مخفف اگر و مر مخفف مگر است. بنابراین زوتر می تواند مناسب تر باشد و از طرفی هم زوتر با خوتر هم قافیه هستند و زو طرح برای قافبه معیوب خواهد بود.

Seraj Hosseini در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۹:۳۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۳:

با پوزش ازدوستان در اینجا، بزرگواران همه توضیحات کافی در رابطه با این مصرع را داده اند من چه گویم،یک تذکر که در نسخه » حافظ به سعی سایه « هم اینطور آمده...او نمـی دیـدش و از دور خدایا می کرد...در پناه حق با مهر فراوان، ســراج

سینا در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۸:۱۳ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۴۰۳:

افتخاری استادانه اجرا کرده است

عاطفه در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۶:۴۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۳۲:

آیا غوطی خوردن به معنی غوطه ور شدن است ؟

نادر.. در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۴:۵۰ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۲:

درود...
برخی از دوستان گویا در زمان حضرات ابراهیم و ... نیز حضور داشته و از ایشان اعترافاتی گرفته اند.. چه بیان محکمی!.. زهی سعادت که بی شک از اصحاب خاص امام زمانند..
دست ما کوتاه و ایشان بر نخیل...

مسعود دهستانی در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۴:۲۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۷:

بعضی ابیات این غزل به همراه یه غزل دیگه از سعدی توسط حامد آهنگی خونده شده که بسیار بسیار فوق العاده اس

شعیب در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۳:۵۰ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۲:

آدم فقط از طریق شریعت به مقامات بالا دست پیدا میکنه،و هر شخصی غیر از این رو بگه از راه حق و حقیقت به دوره.
شریعت یعنی اسلام،اسلام یعنی دین تسلیم،دین حضرت ابراهیم (ع)اسلام بود،حضرت ابراهیم(ع) با اعتقاد به پیامبر(ص)و اهل بیت (ع) به مقام امامت رسیدند.
اینو قبول دارید که هر پیامبری اومده به بعثت پیامبر اسلام(ص) بشارت داده،در تورات، در انجیل و...
آیه 23 سوره شوری:
قُل لا أَسئَلُکُم عَلَیهِ أَجراً إِلاَّ المَوَدَّةَ فِی القُربی
مگه ما مسلمانان از قرآن پیروی نمی کنیم؟این آیه داره به ما بیان میکنه که تنها چیزی که میتونه ما را به مقام قرب نزیدیک کنه ولایت اهل بیت(ع) است.
هر شخصی که خودش رو عارف نام بذاره و از این مسیر به دور باشه عارف نیست،بلکه خیال میکنه که عارف شده،عارف یعنی مقام تسلیم در برابر حق.
قطعا اگر عطار عارف بوده در مقام تسلیم هم بوده

نادر.. در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، دوشنبه ۲۳ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۲:۲۴ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸:

جز تو گر چیزی است در هر دو جهان، دوران توست..

۱
…
۳۵۶۳
۳۵۶۴
۳۵۶۵
۳۵۶۶
۳۵۶۷
…
۵۸۵۴