به تیغم گَر کشد دستش نگیرم
وگر تیرم زَنَد منّت پذیرم
کمانِ ابرویت را گو بزن تیر
که پیشِ دست و بازویت بمیرم
غمِ گیتی گر از پایم درآرد
بجز ساغر که باشد دستگیرم؟
برآی ای آفتابِ صبحِ امّید
که در دستِ شبِ هجران اسیرم
به فریادم رَس ای پیرِ خرابات
به یک جرعه جوانم کن که پیرم
به گیسویِ تو خوردم دوش سوگند
که من از پایِ تو سر بر نگیرم
بسوز این خرقهٔ تقوا تو حافظ
که گر آتش شَوَم در وی نگیرم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر احساسات عمیق خود را درباره عشق و وابستگی به معشوق بیان میکند. او میگوید اگر معشوق به او آسیب بزند یا تیر زهرآلودی بر او بزند، او به راحتی میپذیرد. شاعر از معشوق میخواهد که با زیباییاش او را به مرگ بکشاند، چرا که جز عشق نمیتواند چیزی او را نجات دهد. همچنین به معشوق پیغام میدهد که او امیدوار به طلوع عشق است و از غم و درد دوری رنج میبرد. در پایان، شاعر به نیاز خود به نوشیدن شراب عشق و جوانی اشاره میکند و از خداوند یا پیر خرابات میخواهد که او را با یک جرعه جوان کند، چرا که احساس میکند در عشق پیر و خسته شده است.
هوش مصنوعی: اگر کسی با تیغ به سوی من حمله کند، او را نمیگیرم و اگر هم تیر بیندازد، با کمال میل به او خدمت میکنم.
هوش مصنوعی: ابروی زیبایت را مایهٔ تیراندازی قرار بده، تا من به یاد دست و بازویت جان بدهم.
هوش مصنوعی: اگر غمهای این دنیا مرا از پا درآورد، تنها چیزی که میتواند به من کمک کند، یک جام شراب است.
هوش مصنوعی: ای خورشید امید، بیدار شو و به من نور ببخش، زیرا من در تاریکی و جدایی شب گرفتار شدهام.
هوش مصنوعی: ای پیر صاحبنظر و اهل حق، به کمکم بیا و با یک جرعه نوشیدنی مرا جوان کن، چرا که حس میکنم به سمت پیری و کهنسالی پیش میروم.
هوش مصنوعی: من در شب گذشته به موهای تو قسم خوردم که هرگز از عشق تو چشم بر نخواهم داشت.
هوش مصنوعی: ای حافظ، این لباس تقوا را بسوزان چراکه اگر آتش بزنم، در آن نمیسوزم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
میخواهید شما بخوانید؟ اینجا را ببینید.
اگر رحمت نیاری من بمیرم
بدان گیتی ترا دامن بگیرم
اگر شیرین نباشد دستگیرم
چو شمع از سوزشِ بادی بمیرم
بمُردم پیش ازان کاینجا بمیرم
درین سِر باش یا رب دستگیرم
بیا، جانا، که جانت را بمیرم
وگر میرم به جان منت پذیرم
خلاص من بجویید، ای رفیقان
که من در قید مهر او اسیرم
نظر گفتند داری با فقیران
[...]
امید از وصل جانان برنگیرم
مگر کز غصهٔ هجران بمیرم
معرفی ترانههای دیگر
تا به حال ۲۱ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.