گنجور

حاشیه‌ها

روفیا در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۱:۰۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » ملحقات و مفردات » شمارهٔ ۱:

سپاسگزارم دوست جان ها
پس شد کنش؟
یا کنش و تراکنش؟
Action و reaction ؟
یا interaction ؟

روفیا در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۱:۰۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۵۲:

مهناز جان
حاشیه پیشین از من نبود.
غزل بس عاشقانه است، خوش به حال مخاطب نیا و خوش به حال نیا و خوش به حال هر که بویی از عشق به مشامش رسیده است...

آرش آذیش در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۰:۵۰ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۴۳:

مصرع اول بیت هشتمین تحقیق باید باشد...

کیانوش در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۰:۴۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۹۳:

در جواب محمدرضای عزیز که روی این مصرع «چه غم اوفتاده‌ای را که تواند احتیالی» پرسیده بودند :
این مصرع به عقیده ی بنده به این معنیست : افتاده ای که توان انجام هیچ کاری ندارد و به اصلاح مستاصل شده، غم این که بتواند یا نتواند حیله و نیرنگ به کار ببرد را ندارد.
این طور بخوانید که : چه غم اوفتاده ای را از این که آیا بتواند یا نتواند فریبکاری کند؟
ابیات حضرت سعدی با ظرافت و لطافت بسیاری توسط ایشان به کار رفته و ارزش ساعت ها فکر کردن و صحبت کردن دارد.
پیروز باشید

آرش آذیش در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۰:۴۱ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۴۴:

بیرون نتوان رفت به هر کلفت آن بزم...
با خطای کوچک تایپی «آنتن بزم» آمده

محمدرضا در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۹:۴۹ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۵۷:

در موسیقی محلی خراسانی از این دوبیتی های باباطاهر زیاد بهره برده شده.
اساتیدی مثل پورعطایی و غفاری و شریف زاده با زیبایی خاصی این دوبیتی ها رو با صدای دلنشین دوتار خوندن

مریم در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۹:۱۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۰۹:

وندر دل درون همت اسرار تو چون باشد

جلیل Jalilomidi@yahoo.com در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۷:۵۰ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب هفتم در تأثیر تربیت » حکایت شمارهٔ ۱:

میرعماد در 1024 ق. / 1615 به دلیل پیروی از مذهب اهل سنت و جماعت مثل بسیاری دیگر از ایرانیان آن روزگار ناجوانمردانه به دست شاهان صفوی کشته شد و در مسجد مقصود بیک در نزدیکی میدان نقش جهان اصفهان به خاک سپرده شد.

نادر.. در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۶:۵۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۵۲:

درود مهناز عزیز
غزل لطیفی است ..
ردیف "گفتم" در ابیات نیمه دوم غزل، به لحاظ مفهوم، نابجا می نماید. البته شاید به شکلی، تاکید مد نظر سراینده بوده است..

سیدعلی (رضا) ساقی در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۵:۳۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۰۰:

 

https://rezasaghy.blogfa.com/

هزاردشمنم اَرمی کنندقصدِهلاک

گرَم تودوستی ازدشمنان ندارم باک

سراسر این غزل دلنشین وزیبا درباره ی ارادت قلبی نسبت به دوست حقیقیست. است. دوست ازدیدگاه هرکسی می تواند متغیربوده و معنای خاصی داشته باشد‌. چه بسا اهل دلانی که بجای بردگی وبندگی ، دوستی باخداوند راانتخاب کرده وبااوعشقبازی میکنند. هستندکسانی دیگر که پدر ،برادر ،همسریا مادر خودرا به عنوان دوست انتخاب می کنند وچه بسیارکسانی که باحیوانات خانگی خود دوستی می کنند وعشق ومحبت وعواطف درونی خویش رابه آنان ابرازمی دارند. درهرصورت دوستی، لطیف ترین ،عمیق ترین وخیال انگیزترین پیوند میان آدمیزاد با خداوند یاهرکس وهرموجوددیگر بوده وهست وخواهدبود. این غزل باهنرنمایی حضرت حافظ طوری سروده شده که هرکس به قدر فهم ودرک خویش توانسته باشد ازفیوضات معناهای سطحی تا عارفانه بهره مندگردد. به بیانی دیگر هرکسی می تواند این غزل را به صمیمی ترین دوست خویش(خدا یاهرکسی که هست) هدیه کند. سخن گرچه پیرامون ارادت خالصانه وابرازعلاقه ووفاداری به دوست هست اما تکانشهایی که درمخاطبین خودایجادمی کند بسیار باارزش،بیدارکننده والهام بخش هستند. مهمترین تکانش وچالشی که مخاطب درهمین ابتدای غزل دریافت می کند این است که آیامن نیز دوستی اینچنین ارزشمند که حضرت حافظ درحال گفتگوبااوست دارم؟ راستی دوست واقعی من کیست؟ کدام یک ازدوستان من چنین جایگاه رفیع ووالایی دارند؟

هزار: نشانه ی کثرت است.

اگرهزاران دشمن قصدِ ازبین بُردن مراداشته باشند هیچ بیم وباکی ندارم به شرطی که تودوست ویاورم باشی. آری اگرپیونددوستی برپایه ی عشق راستین وازصمیم دل وجان باشد تردیدی نیست که آدمی به اتّکای دوست ، ازهزاران نفردشمن نهراسد.........

همانطور که بارها وبارها به تجربه مشاهده شده که مادری ازلحاظ جسمانی کاملاً ضعیف وناتوان وشایدبسیارترسو، درشرایطِ خاص، تبدیل به بی باک ترین فرد روی زمین شده وفرزندش را ازدهان حیوانات درنده شجاعانه بیرون می کشد! اودقیقاً به اتّکای عشق پاکِ مادریست که ناگهان صاحبِ چنین نیروی شگفت انگیز وعظیم می شود. بنابراین حضرت حافظ م وپرده ازحقیقتی بزرگ برداشته است. عشق که پاک وبی غَلّ وغَش باشد فرقی نمی کند زمینی یاآسمانی، چون هردو به منبع لایزالِ عشق کیهانی متّصل بوده و ناممکن هاراممکن می کنند.

دوست گویارشو وهردوجهان دشمن باش

بخت گوپشت مکن روی زمین لشکر باش

🌿━━━━━━🌿

مرا امید وصال تو زنده می دارد

وگرنـه هر دَمَـم از هجر تـوست بیـم ِهلاک

من تنها به امید رسیدن به تو زنده هستم وگرنه هرلحظه بیم نابودی ومرگِ من متصوّراست. اگرامید به وصلت تونبود زنده نبودم که بی تووبی فروغ رُخسارتو جهان اصلاً جای خوبی نیست!

مرابه کارجهان هیچ التفات نبود

رُخ تودرنظرم اینچنین خوشش آراست

🌿━━━━━━🌿

نفس نفـس اگر از باد نشنـوم بویـت

زمان زمان چو گل از غم کنم گریبان چاک

"نفس نفس": هرلحظه هردَم

منظوراز"باد" همان نسیم صباست که پیامرسان عاشق ومعشوق است ازسمتِ منزلگاهِ معشوق می وزد وبوی عطردل انگیزش رابه مشام عاشق می رساند.

معنی بیت:

اگردَم به دم ازنسیم صبا شمیم جانپرور تو را نشنوم درهرلحظه همانند گل ازغم وغصّه جامه وگریبان خویش راپاره می کنم

دوش بادازسرکویش به گلستان بگذشت

ای گل این چاکِ گریبان توبی چیزی نیست

🌿━━━━━━🌿

رودبه خواب دو چشم ازخیال تـو؟هیـهات !

بـود صـبـور دل اندر فـراقِ تــو ؟ حـاشـاک !

هیهات : امکان ندارد

حاشاک: شدنی نیست

معنی بیت:

ازخیال عشق توامکان ندارد چشمهای من به خواب برود هرگز!

دلِ بیقرار من درهجران طاقت سوز تولحظه ای آرامش یابد؟ میسّرنیست.!

قراروخواب وصبوری طمع مدارای دوست

قرارچیست صبوری کدام خواب کجاست؟

🌿━━━━━━🌿

اگر تو زخم زنی بـه که دیگری مَـرهم

وگر تـو زَهـر دهـی بـه کـه دیـگری تـریـاک

"تریاک": مَرهم،تسکین بخش

معنی بیت:

اگرتو برجان ودل من پی درپی زخم بزنی ودردهایم را فزونی بخشی برای من بهتراست ازاینکه دیگری برزخم های من مَرهم بنهد وآن هارامداواکند ودردهایم راتسکین ببخشد.

زهر وسَم گرفتن ازدست تو گواراتر وتسکین بخش تر ازداروهائیست که ازدست دیگران بگیرم.

دوستی ورفاقت حافظ حقیقتاً خالصانه،بی ریا و تماشائیست.

به تیغ اَم گرکُشدستش نگیرم

وگرتیرم زندمنّت پذیرم

🌿━━━━━━🌿

بـِضـَربِ سَـیـفِـکَ قـَتلی حـَیـٰاتـُنـٰـاابـداً

لاَنَّ روحـیَ قـَـدْ طـٰـابَ اَنْ یَـکـُونَ فـِــدٰاکَ

کشته‌شدن با ضربه‌ های شمشیرتـوبرای من زندگانی جاویـدان است ، به این دلیل که روح وروان من شاد ومنزّه می‌شود اگر فدای تـو گردم .

به شمشیرم زدوباکس نگفتم

که رازدوست ازدشمن نهان بِه

🌿━━━━━━🌿

عِنـان مـپـیـچ که گر می‌زنی به شمشیرم

سپـر کنم سـر و دستـت نـدارم از فتـراک

عنان : افسارو لگام مرکب

فتراک : ترک بند یا تسمه‌ای که در عقب یا جلو زین بسته می‌شود برای حمل شکار یا بستن اسب یـدک

عنان مپیچ: روی برنگردان

معنی بیت:

آن هنگام که قصد می کنی برسرمن شمشیرفرودآری تردیدمکن وروی برنگردان من مشتاقم که شمشیرتوبرسرمن فرودآید. من سرخودرا سپر می کنم ودست ازترک بندِ مرکب اَت برنمی دارم. من داوطلبانه به دنبالِ مرکب دوان دوان می آیم تا تومراشکارکنی‌.

جاناکدام سنگدل بی کفایت است

کوپیش زخم تیغ توجان راسپرنکرد؟

🌿━━━━━━🌿

تـو را چنـان کـه تـوئـی هر نـظــر کجا بـیند

بـه قـدر دانـش خـود هر کـسی کـنـد ادراک

معنی بیت:

زیبائی های تورا هیچ کس بااین درک وفهم ضعیف نمی تواند بصورتِ کامل ببیندهرکسی به قدر دانش وفهم خود اززیبائیها وحُسن تودریافت می کند. یکی تودرمعابد ومساجد می جوید یکی دیگر درآسمانها وبعضی نیز لابلای همین شب بوها... 

روزگارم بد نیست.

تکه نانی دارم ، خرده هوشی، سر سوزن ذوقی.

مادری دارم ، بهتر از برگ درخت.

دوستانی ، بهتر از آب روان

و خدایی که در این نزدیکیست:

لای این شب بوها، پای آن کاج بلند.

روی آگاهی آب، روی قانون گیاه.

من مسلمانم.

قبله ام یک گل سرخ.

جانمازم چشمه، مهرم نور.

دشت سجاده من.

من وضو با تپش پنجره ها می گیرم.

در نمازم جریان دارد ماه ، جریان دارد طیف.

سنگ از پشت نمازم پیداست:

همه ذرات نمازم متبلور شده است.

من نمازم را وقتی می خوانم

که اذانش را باد ، گفته باشد سر گلدسته سرو.

من نمازم را پی "تکبیره الاحرام" علف می خوانم،

پی "قد قامت" موج.

کعبه ام بر لب آب ،

کعبه ام زیر اقاقی هاست.

کعبه ام مثل نسیم ، می رود باغ به باغ ، می رود شهر به شهر.

"حجر الاسود" من روشنی باغچه است......

دررهِ عشق نشدکس به یقین محرم راز

هرکسی برحَسَبِ فکرگمانی دارد

🌿━━━━━━🌿

بـه چشم خلق عزیـز جهان شـود حافـظ

که بر در تو نهد روی مـسکنـت بـر خاک

مسکنت : فقر و درویشی ، نـیـازمندی

معنی بیت : اگرحافظ بردرگاهِ تـو روی نیاز ‌بساید وتنهاتسلیم بوده باشدسعادتی نصیبش می شود. در چشم مردم جهان عزیز ومحترم می‌شود. دراین غزل چنانکه مشاهده شد حافظ عشق زمینی وآسمانی رادرهم آمیخته تا به جویندگانِ حقیقت اطمینان خاطردهد که عشق های زمینی اگر صادقانه ومخلصانه وحافظانه باشد بی تردید پلی خواهدشد جهت اتصّال به عشق آسمانی.

تامراعشق توتعلیم سخن گفتن کرد

خلق راوردِ زبان مدحت وتحسین من است

مهناز ، س در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۳:۵۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۵۲:

گرامی روفیا
قضاوت نمی کنم که غزل خود گویاست
شما قیاس کنید :
آشنا وار ، اینچنین گفتم
با صدای بسی حزین گفتم
گرچه با ترس بود از ته دل
زیر لب لیک دلنشین گفتم
دوستت دارم ای نگار ینم
بیش ، از هر که در زمین ، گفتم
با صدای اذان به جای نماز
بر رخ خوبت آفرین گفتم
سجده ها می کنم به درگاهت
داغ پیداست بر جبین ، گفتم
آرزوهاست در دلم ای گل
تو گلی ، باغ و یاسمین ، گفتم
شوق دیدارت ای نسیم سحر
گشته با جان من عجین ، گفتم
بوی گیسوی تو به دست صبا
خوشتر ازعطر عنبرین ، گفتم
دست در دست من بِنِه که شوم
شاد و خرّم چو فرودین ، گفتم
تا ” نیا “ عاشق است ، بنشیند
در هوای تو نازنین ، گفتم
،
خوب و خوش باشید

روفیا در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۱:۳۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۵۲:

قضاوت با شما
شعر دیگری از مولانا بعد از دیدن شمس
و ابراز پشیمانی از گذشته

مجتبی در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، چهارشنبه ۲۵ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۰۰:۴۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۴:

حضرت آقای معین هم بیت "به مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم بیا کز چشم بیمارت هزاران درد برچینم"رو در آهنگ کعبه خوندن

omid در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۲۳:۱۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۷:

این شعر رو زنده یاد استاد ایرج بسطامی در ابوعطا خوندن باسوزی عجیب وبنیان فکن..البته اثر خصوصی هست واستاد در یک باغی قدم میزنن وبدون میکروفون در یک فضای باز با حنجره ملکوتی که دارن میخونن..هرچقدر از زیبایی این آواز بگم کم گفتم.برای دریافت این اثر ناب به کانال تلگرام استاد بسطامی مراجعه بفرمایید:
پیوند به وبگاه بیرونی

کمال داودوند در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۲۳:۱۲ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۶۲۲:

بنده این رباعی را با دوستان به اشتراک گذاشتم وجمع این رباعی از 8085

حمید در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۲۲:۵۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶۷:

به نظرم همان ندیم صحیح است .چون حافظ این غزل را در جواب سعدی سروده است...امشب آن نیست که درخواب رود چشم ندیم..

مستر مهدی در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۲۱:۵۳ دربارهٔ منوچهری » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۴۹ - در وصف شراب فرماید:

منوچهری پادشاه خمریه سرایان ادبیات فارسی و ایرانزمین است. اگر این غزل نبود دنیا چقدر نقصان داشت! منوچهری چقدر زیبا در این غزل ، حق باده در زبان فارسی و فرهنگ ایرانی- انسانی بجا آورده است. اگر فقط همین یک شعر را سروده بود، بس بود که او او را شاعری جاودان بدانیم.

بچه ایرون در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۲۰:۱۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » ملحقات و مفردات » شمارهٔ ۱:

ببخشایید، بر ساخته کسروی نیست، چه در برهان و آنندراج و..نیز به همین معنا آمده است.

روفیا در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۸:۵۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۶۹:

الحق و الانصاف از ناب ترین سروده های مولویست

بچه ایرون در ‫۹ سال و ۲ ماه قبل، سه‌شنبه ۲۴ مرداد ۱۳۹۶، ساعت ۱۸:۰۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » ملحقات و مفردات » شمارهٔ ۱:

'" شوند "
به گمانم از بر ساخته های زنده یاد کسروی است
به مانای دلیل؟؟
دوستان ! اگر بر نادرستم یاری کنید
سپاسگزارم

۱
…
۳۵۶۱
۳۵۶۲
۳۵۶۳
۳۵۶۴
۳۵۶۵
…
۵۸۵۴