گنجور

حاشیه‌ها

 

احسنت به آقای حمید سلطان که رکن بندی فعلن فعولن را به میان آورده اند . حتما حمید رضا هم تقطیع مستفعلن فع را بدون پشتوانه نیاورده اند. بنده شعر ی در اسقبال از این غزل سروده ام که در گنجور درج شده است و لینک آن در پای همین غزل هست. در آن موقع وزن گذاری این غزل انجام نشده بود و من آن را دنبال نکردم بلکه در حال و هوای غزل بودم و موسیقی غزل را از حالت انفعالی به حالت فعالتر در آوردم و اولین مصرع غزل را وارو کردم
زد صنع بکتا، آیینه بر خاک ….
در این خوانش تکیه ها می افتد روی هجای اول فعلن و هجای اول فعولن که مطابق تقطیع حمید سلطان است. و این مطابقت دارد با انزژی فعالی که در بحر متقارب داریم.
از طرف دیگر حال و هوای موسیقی غزل بیدل با تقطیع مستفعلن فع بهتر می خواندُ وگرنه نمی توانست آن همه حالت های هنری شاهکاری انفعالی را در این بحر فعال بکنجاند. جالب است که در نظر داشته باشیم که بیدل در ابتدای کار افسر ارتش بوده است و به علاوه اصل ونسب ترکی جعتایی داشته است ولی در زیر نظر صوفیان تربیت یافته بوده است ، در سرزمین هند نشو و نما یافته، مترجم و ناشر آثار این عربی بوده است، زبان خانوادگی اش ترکی بوده است. و این نقطه ی آمیزش چندین فرهنگ در یک غزل است در اوج شکوفایی هنری یک شاعر.

رسته در تاریخ ۲۱ بهمن ۱۳۸۹ ساعت ۶:۰۰ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱


dishab be roozegaare siyaaham geristam
taa nime shab ze dooriye maaham geristam.

AH-HAMRAH در تاریخ ۲۱ بهمن ۱۳۸۹ ساعت ۳:۳۳ دربارهٔ این قطعه را در تعزیت پدر بزرگوار خود سروده‌ام


سلام . با سپاس از سایت بسیار کاربردی تان .
باید عرض کنم که قالب ایت شعر (یکی پرسید از سقراط…)قطعه است نه قصیده ! لطفا تصحیح بفرمایید .
با تشکر

فرج الله نعمتی - نادر در تاریخ ۲۰ بهمن ۱۳۸۹ ساعت ۱۶:۴۸ دربارهٔ قصیدهٔ شمارهٔ ۴


شناختن شاعر و حاشیه نویسان وتصحیح کنندگان برای شعرا بس لازم است ولی برای بسیار بسیار از ادمیان ازماست که بر ماست چکیده کلام است. پس در خانه اکر کس است یک حرف بس است.

احمد مهاجری در تاریخ ۲۰ بهمن ۱۳۸۹ ساعت ۱۶:۲۳ دربارهٔ قصیدهٔ شمارهٔ ۴۴


سلام.
خیلی خیلی ممنونم از زحماتتون.
برقرار باشید!

صحرا در تاریخ ۲۰ بهمن ۱۳۸۹ ساعت ۱۶:۱۵ دربارهٔ ترجیع بند - که یکی هست و هیچ نیست جز او


سلام
و با تشکر
بیت سوم مصراع دوم باید تصحیح شود.
مصراع صحیح
کی درو فعل نیک و بد باشد.

سحر در تاریخ ۲۰ بهمن ۱۳۸۹ ساعت ۱۳:۲۲ دربارهٔ کما تعیشون تموتون وکما تموتون تحشرون


این وزن را ( کامل ) می گو یند .

حمید سلطان در تاریخ ۲۰ بهمن ۱۳۸۹ ساعت ۹:۴۲ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۳۷۶


این وزن را غریب مخبون گفته اند-وا لله اعلم با لصواب .

حمید سلطان در تاریخ ۲۰ بهمن ۱۳۸۹ ساعت ۹:۳۹ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۷۷


این وزن را دربعضی از منا بع عروضی مقتضب مثمن مطوی گفته اند .

حمید سلطان در تاریخ ۲۰ بهمن ۱۳۸۹ ساعت ۹:۲۹ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۳۲۶


رکن بندی این غزل (آینه بر خاک زد صنع یکتا ) به صورت مستفعلن فع مستفعلن فع اشکال دارد و باید فعلن فعولن فعلن فعولن باشد تا مطابقت کند با رکن بندی کتابهای عروضی در باب وزن متقارب مثمن اثلم . مستفعلن فع (یا مستفعلاتن ) را در بعضی ازمنابع عروضی رجز مرفل گفته اند نه متقارب اثلم. ( وا لله اعلم با لصواب ) .

حمید سلطان در تاریخ ۲۰ بهمن ۱۳۸۹ ساعت ۹:۱۶ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱


از هشت غزلی که در جدول آ مار اوزان عروضی گنجور به صورت : فاعلن مفاعیلن فاعلن مفاعیلن رکن بندی شده است , غزل شماره ۶۲۳ ( در سایه ابر و نگهت مست و خراب است ) هم غلط تقطیع شده است و هم غلط نامگذاری شده است که من ذیل آن غزل در حاشیه تذکر داده ام. تقطیع هفت غزل متباقی قابل قبول است اما بهتر است که به صورت : فاعلات مفعولن فاعلات مفعولن رکن بندی شود تا نامگذاری بحر آن یعنی مقتضب مثمن مطوی مقطوع قابل توجیه باشد و مطابقت کند با نامگذاری بحور عروضی در کتابهای مربوط این علم .

حمید سلطان در تاریخ ۲۰ بهمن ۱۳۸۹ ساعت ۸:۴۵ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۳۱۸


تقطیع و نامگذاری این غزل (در سایه ابر و نگهت مست و خرا ب است ) غلط است با این توضیح : اولا وزن آن مفعول مفاعیل مفاعیل فعولن است نه فاعلن مفاعیلن فاعلن مفاعیلن و ثانیا نام بحر عروضی آن هزج مثمن اخرب مکفوف محذوف است نه مقتضب مثمن مطوی مقطوع . اگر صلاح دانستید اصلاح بفرمایید .

حمید سلطان در تاریخ ۲۰ بهمن ۱۳۸۹ ساعت ۸:۱۱ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۶۲۳


Benazar miresad jaaye msraa ha avaz shodeh ast. Mesraahaye chap baiasti be raast va msra haye raast baiasti be chap montaghel shavad

Jafar Omidvar در تاریخ ۲۰ بهمن ۱۳۸۹ ساعت ۶:۰۵ دربارهٔ شمارهٔ ۴ - فی‌الحکمة


تفسیرش خیلی ساده است خیام یک پلیرالیسم بود همین ، درود بر او

Anonymous در تاریخ ۲۰ بهمن ۱۳۸۹ ساعت ۳:۳۴ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۱۴۳


با سلام
در بیت دهم آخر بیت “نار سفر” به معنای آتش دوزخ صحیح است.
اگر “مار” صحیح است لطفا بنده رو در معنی یاری کنید.
با سپاس…

جلیل در تاریخ ۱۹ بهمن ۱۳۸۹ ساعت ۲۳:۱۴ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۴۰۹


نمی دونم چرا سیستم حاشیه خالی را نمی پذیرد

مهو در توحید

مهراوه در تاریخ ۱۹ بهمن ۱۳۸۹ ساعت ۲۲:۲۸ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۷


‘گوشم از لطافت انگشت نصایحت پر ز لذت است
ای پیر می فروش

مهراوه در تاریخ ۱۹ بهمن ۱۳۸۹ ساعت ۲۲:۱۸ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۰۰


در بیت اخر کلمه صخیح شکنج میباشد.

جلال زاده در تاریخ ۱۹ بهمن ۱۳۸۹ ساعت ۱۶:۴۴ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۶۰ - خوابی و خماریی


به استقبال این غزل عماد خراسانی با مطلع :گرچه مستیم و خرابیم چو شبهای دگر باز کن ساقی مجلس سر مینای دگر رفته است
فرهنگ هم با این مطلع به استقبال رفته است:از سر کوی تو گیرم که روم جای دگر کو دلی تا بسپارم به دلارای دگر
حافظ هم با غزل: گر بود عمر به میخانه رسم بار دگر بجز از خدمت رندان نکنم کار دگر این غزل را استقبال کرده است جا دارد کلیه غزل ها با این مطلع جمع اوری شوند.

جلال زاده در تاریخ ۱۹ بهمن ۱۳۸۹ ساعت ۱۶:۲۶ دربارهٔ غزل ۳۰۱


آیا بنظر شما این شعر عصاره تکثرگرائی (پلورالیسم) نیست؟

Anonymous در تاریخ ۱۹ بهمن ۱۳۸۹ ساعت ۱۴:۲۴ دربارهٔ ترجیع بند - که یکی هست و هیچ نیست جز او


[صفحهٔ اول] … [۳۲۷۵] [۳۲۷۶] [۳۲۷۷] [۳۲۷۸] [۳۲۷۹] … [صفحهٔ آخر]