دکتر محمد ادیب نیا در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۸ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۲۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۴:
عارف بالله مرحوم حاج محمد اسماعیل دولابی در رابطه با بیت دوم این غزل می فرمایند که: منظور خواجه این است که سه ماه رجب و شعبان و رمضان را بندگی کن و از شراب روحانی بخور و نه ماه دیگر را به مشاهده جمال خدا بنشین .
آری منظور ماه های رجب و شعبان و رمضان است که باید از می عرفان و عشق الهی مست شد.
البته خیلی مانده که به عمق اشعار حافظ پی ببریم همانطور که خیلی مانده به معنای عمیق و ابطان قرآن پی ببریم
حالا که یک پیر راهی یک عارفی یک جان به لب آمده ای مانند مرحوم دولابی ره این عمق را برایمان به تصویر کشیده پس بیاییم به خودمان لطفی کنیم و قدر بدانیم…
ماه عزیز رجب، ماه تخلیه از رذایل اخلاقی و ماه شریف شعبان ماه تحلیه «آراسته شدن» به فضایل انسانی و ماه مبارک رمضان، ماه تجلی حقتعالی در لابلای آیات قرآنی بوده و هست برای آنانکه که با کتابش انس دارند. پس میتوان آنرا نقشه راه نامید، لذا بزرگان سلوک طفلان راه را سفارش میکردند به توبه نصوح در ماه اول و صلوات کثیره در ماه دوم و تلاوت فراوان قرآن در سومین ماه، تا مستعد برای لیالی قدر شوند و اما شب قدر، شب لقاء حقتعالی در قلب پاک پاکان روزگار در همین سرای دنیاست که روز و شب به یکسال بلکه یک عمر انتظارش را به جان میکشیدهاند ...
پدرام_ع در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۸ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۰۷:۳۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۴۹ - اختلاف کردن در چگونگی و شکل پیل:
دو نکته ی دیگر در رابطه با همین شعر،
اول اینکه به نظرم،مصرع "تا جنینی کار خون آشامی است" با توجه به مثالهای الیات قبل از این،مثالی دیگرست برای این مضمون که خام بودن و نادانی باعث اعمال زبون و واهی میشود و رشد و پخته شدن،باعث میشود که حقایق روشن تر شوند و با نزدیک شدن به کمال ،رهایی از بندِ هواهای نفسانی ساده تر و دلخواه تر است همانگونه که طفل بعد از گذر از دوران شیرخوارگی پستان را رها میکند.
دوم اینکه به دوستانِ علاقمند پیشنهاد میکنم برای کمک به درک این بیت "همچو آن وقتی که خواب اندر روی،تو ز پیش خود به پیش خود روی" مطالعات علمی دانشمندان و روانکاوان مشخصا فروید و یونگ در زمینه ی خواب را مطالعه بفرمایید.بدرود.
mobiniqow در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۸ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۰۷:۳۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۴۹:
حس دوباره برگشتن انسان به بهشتو میده!!
پدرام_ع در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۸ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۰۷:۲۵ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۴۹ - اختلاف کردن در چگونگی و شکل پیل:
درود بر دوستان عزیز؛
سه تا نکته به نظرم رسید که عرض کنم؛
در جواب شکوه عزیز؛مقایسه ی داستان پیل با رمان کوری ،مقایسه بسیار جالبی بود و البته بسیار شجاعانه!شاید این دو داستان در شیوه و محتوا و هدف و ... تفاوتهای فراوان داشته باشند ولی وجه مشترکی دارند که توجه به آن خالی از لطف نیست.ضمنا،دررابطه با به کار بردن شغل ها یا بهتر بگوییم نقش های اجتماعی و تیپ های شخصیتی به جای اسم افراد،چندنکته به نظرم میرسد که مایلم به اشتراک بگذارم.اول اینکه تفاوت هایی هست بین هویتی که یک فرد به واسطه ی تولد و وجودش پیدا میکند،با هویتی که بواسطه ی رفتارخویش و حرکت در مسیررشد به دست میاورد؛از جمله همین تفاوت در اکتسابی بودن و انتصابی بودن،انتخابی یا اجباری بودن،و به نوعی میشود گفت برای نویسنده آنچه مهم بوده شخصیت و اعتبار و تربیت و چیزهایی از این دست است که خود فرد و انتخابهایش دلیل آن است که دزد شود یا دکتر،بی رحم شود یا مهربان،نه نام و نژاد و جنسیت و ... که جبری است.اما فراتر از این،مضمون ِ دردِ مشترک یا هدفِ نهایی است که داستان با ظرافت خاصی به ذهن انسان القا میکند،اینکه وقتی درد یکیست چه اهمیتی دارد که دردمند کیست؟آنچه مهم است داروست که هدف غایی و نهاییست و هدف مادونِ آن که آرامش و زندگی بادرد ولی آرام کنار یکدیگر است ،و افراد به میزان تلاشی که برای دستیابی به اهداف دارند ارزشگذاری میشوند نه توانایی های بالقوه شان.
عرفان بلوچ در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۸ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۰۴:۲۰ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۲۰۶:
حقیرتر از آنم که راجع به شعر حکیم سنایی نظر دهم اما پس از تلمظ در جمع دوستان برآن شدم که عارض شوم دوزخ نمود مکر و فریب شیطان که آدمی را دشمن قسم خورده است بوده و حکیم تنها راه رستگاری از آن را ذکر صفات پروردگار عالم معرفی نموده و به حق هم که چه زیبا بیان نموده اند.
محمد صادق زادبوم در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۸ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۰۴:۱۶ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب هفتم در عالم تربیت » بخش ۱۲ - حکایت:
نظر دکتر دینانی در این ویدیو بیان میکند که ادرار از ادر می آید که منظور تسلسل است.
پیوند به وبگاه بیرونی
پس میشود گفت منظور سعدی این بوده که دائما به نظامیه میرفتم و وابستگی ای به آنجا داشتم.
عرفان بلوچ در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۸ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۰۳:۴۹ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۵۵۵:
fبه نظر بنده ی سراپا تقصیر :تفسیر شعربا توجه به اینکه چه کسی را مخاطب قرار داده تغییر میکند صرفنظر از اینکه محتوا همواره تغییر نمی یابد و همچون خالق هستی یگانه می ماند ومراد شاعر هم همینست که سالک از هر طریقی که خدا جوید همواره به خدای شاعر که همان خدای یکتاست خواهد رسید (با توجه به فطرت خداجویی آدمی) مراد از پرده میتواند زمان باشد چون اگر از معادله حذف گردد منیت و کل ادراک شاعر نیز در عدم باقی می ماند و چه زیبا سنایی میفرماید:
نتوان وصف تو گفتن که تو در فهم نگنجی
نتوان شبه تو گفتن که تو در وهم نیایی
نبد این خلق و تو بودی نبود خلق و تو باشی
نه بجنبی نه بگردی نه بکاهی نه فزایی
کمال داودوند در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۸ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۰۳:۲۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۲۳:
در این جا در مصرع دوم کلمه طرب به معنی شادمانی است
جمع این رباعی از 6741
امین کیخا در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۸ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۴۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۰:
رضا اعرابی عزیزم ، من ادبیات دانشگاهی نخوانده ام و ادبیات برای همه کس ضرورت دارد و برای ما ایرانیها که نام و نشان است .من به درد کودکان میرسم و مایه ی دلگرمی مادران و پدرانم وقتیکه رنج و زنج و ناله ای درکار باشد . سپاس از مهرآوریت .
عماد در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۸ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۳۱ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب ششم در ضعف و پیری » حکایت شمارهٔ ۱:
نوروز 1397 هست و سالها همینطور مثل ابر بهاری می آیند و میروند.... بهترین وصف هم برای عمر همین شعره.....
ناطقه در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۷ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۵۰ دربارهٔ باباافضل کاشانی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۷:
این رباعی به خیام منسوب شده و در کنسرت اپرای خیام نیز از این رباعی استفاده شده .
۷ در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۷ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۳۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۵:
آشنایان را جراحت مرهمست
زان که شمشیر آشنایی میزند
زخم دلباختگان خود مرهم است زیرا نشان شمشیر دلبران است که همیشه با آنان است.
اگر با دیگرانش بود میلی
چرا ظرف مرا بشکست لیلی
ناپسندیدهست پیش اهل رای
هر که بعد از عشق رایی میزند
از نگاه اندیشمندان ناپسند است هر که بعد از عاشقی چاره اندیشی کند.
یا خربزه نخور یا خوردی پای لرز آن بایست.
یا مرو با یار ازرق پیرهن
یا بکش بر خان و مان انگشت نیل
دوستی با پیلبانان یا مکن
یا بکن خانه ای درخورد پیل
۷ در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۷ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۱۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۵:
آتشی دارم که میسوزد وجود
چون بر او باد صبایی میزند
آتشی در من افتاده که با هر خبری که از دوست به من میرسد بیشتر زبانه می کشد.
فتنهای بر بام باشد تا یکی
سر به دیوار سرایی میزند
تا فتنه ای بر بام نیاید که دیده شود عاشقی پیدا نمی شود که سر به دیوار بکوبد
تی باس در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۷ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۵۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۶۷:
@سید محمد حسین هاشمی
در مصراع شانزدهم همان "چه" درست است، یعنی چرا باید از جامه دزد گریزد کسی که جامه ای به تن ندارد؟
محسن امیری در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۷ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۰۳ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۷ - بارگاه حافظ:
والبته در همان مستند جناب سایه در انتها میفرمایند که بیت اول خیلی قشنگه و ای کاش باقی بیتها هم به همین قشنگی بود!!
نادر.. در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۷ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۴۹ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳۷:
مرد عشق تو هم تویی که تویی
دایما در جمال خود نگران...
سیدحسین طاهری در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۷ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۴۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۹۲:
سلام و خسته نباشید
معذرت میخواهم منظور از اسحاق قربان تو ام ....چیست
امید در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۷ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۵۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶۹:
نظرات بزرگواران رو درمورد "در خوشاب" مطالعه کرد ، البته همه عزیزان استاد بنده هستن و احتمالا معنی این عبارت رو از خاطر بردن ، برای همین جسارت می کنم و معنی درست رو بیان می کنم.
خوشاب به تنهایی همان "آب دار " و "شیرین شده " ای هست که عنوان شد.
امــّــا "در خوشاب"به معنی گوهر شاهوار هستش، همه گردنبند هایی رو دیدم که از سنگ و جواهرات ریز شروع می شن کم کم اندازه گوهر ها بزرگ و بزرگتر میشه تا به "درشت ترین گوهر " می رسه که در وسط قرار دارد به این گفته می شه "در خوشاب" .
اون طور که در تاریخ از سلطان مسعود به عنوان "درخوشاب عقد غزنوی " یاد می شه که در میان پادشاهان این سلسله سرآمد همه بود.
سلک هم به معنی گردنبند و رشته عموما مروارید هست. تعبیر گردنبند برای شعر در حافظ تعبیر معمول و رایجی است و اربتاط لطیف و شاعرانه ای بین به نطم درآرودن سنگ و مروارید با به نطم در آوردن کلمات دیده می شه
"سلک درخوشاب " یعنی گردنبدی که تمام مهره های و سنگ های آن گوهر شاهوار باشند نه فقط وسطی.
با جمع بندی مطالب گفته شده معنی مصرع " چون سلک در خوشاب است شعر نغز تو حافظ" به این صورت می شه که " حافظ شعر تو مانند گردندی است که تمام کلمات و عبارات به نظم در آمده در آن نغز و ازشمند است"
بیگانه در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، سهشنبه ۷ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۳:۱۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۱۵:
که بدهی به هر جانی صد جهانم
این مصراع وزنش کاملا خراب است.
همه جا هم همین طور غلط درج است.
بنده کلی بالا و پایینش کردم به سختی، و در نهایت رسیدم به خوانشی که اگر این گونه باشد، وزن درست خواهد بود و احتمالا شعر اصلی هم همین است و به تدریح دچار تحریف شده است:
که بِدْهی بهر هر جان، صد جهانم
این خوانش، درست است؛ هم از نظر معنایی، و هم وزنی. اما مصراع فعلی، اشتباه است اشتباه است اشتباه.
safa در ۷ سال و ۱۰ ماه قبل، چهارشنبه ۸ فروردین ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۱۸ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۵ - چه میکشم: