گنجور

حاشیه‌ها

مینو در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۰۶ دربارهٔ کمال‌الدین اسماعیل » قصاید » شمارهٔ ۱۷ - وله ایضآ یمدحه:

در بیت 18 بین اجزای کلمه ی زنخ فاصله ایجاد شده است که موجب بدخوانی می شود.

مینو در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۰۲ دربارهٔ کمال‌الدین اسماعیل » قصاید » شمارهٔ ۱۷ - وله ایضآ یمدحه:

در بیت 15، کلمه ی گل به صورت کل آمده است که اشتباه است.

مهدی فیضضض در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۱۲ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲:

عاشقتم فیض . دیوونم کردی لامصب . رباعیاتت از یه طرف . غزلات از یه طرف .

برگ بی برگی در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۲:۲۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۰۳:

آمده ام که سر نهم ، عشق تو را به سر برم
ور تو بگوییم که نی ، نی شکنم شکر برم
برای این بیت دو معنی میتوان نگاشت بدین صورت که آمده ام و یا آماده ام که سر خود ((کنایه از سر من های ذهنی ) را بگذارم و منیت ها و تعلقات دنیوی خود را رها کنم و عشق به تو را جایگزین آن کنم و مرکز خود قرار دهم و اگر جوابم کنی و برانیم ، نخواهم شکست و آن نه کفنتن هم برای من شکر است و حداقل این بهره را که میتوانم ببرم .بیاد داریم در آن غزل معروف حضور همگان است می گوید ؛ آن دفع گفتنت که برو شه به خانه نیست / وان ناز و باز و تندی دربانم آرزوست . که دفع و نفی و ناز شاهانه هم برای عارف عالمی دارد .
و در معنای دیگر مصرع دوم گمان کنم در شرح مثنوی جلسه پنجم ، دکتر سروش به زیبایی اشاره میکنند که منظور نی دوم آن نی میباشد که در آن می دمند و از نوای آن لذت میبرند و مولانا خود را نی میداند که حضرت حق در آن دمیده و از این طریق معرفت خود را به خلق جاری می کند و هر صدایی که از مولانا بر می خیزد بواسطه دمیدن اوست و بدین معنی اجمالی ؛ حال که مرا برای سر نهادن و عاشقی شایسته ام نمیدانی پس نی ( خودم ) را میشکنم و بدین طریق شکر موجود در بطن نی را که از سوی تو میباشد به خلق ارزانی میکنم .
با پوزش از اساتید محترم و درخواست عفو چرا که خود را بسیار نیازمند شنیدن و آموختن میدانم و نه بیان.

هانیه سلیمی در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۱:۰۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۶۶:

دوستی نوشته اند در اپرای عروسکی مولانا (اثر بهروز غریب پور) به جای مصرع هر زمان نو میشود دنیا و ما، خوانده شده هر زمان نوعی شود...
اینطور نیست؛ این مصرع در اپرای مذکور درست خوانده شده، شاید ایشان شاهد اجرای زنده بوده اند یا اشتباه به گوششان خورده.

هانیه سلیمی در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۵۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۶۶:

در بیت ششم مصرع دوم،"بر او" اشتباه تایپی ست و مطابق خوانش دکتر سروش از این غزل در آلبوم رسول آفتاب و همینطور نسخه ی فروزانفر چاپ امیرکبیر، واژه ی صحیح برو(boro) فعل امر از مصدر رفتن است.
و بر او در این مصراع افاده ی معنا نمیکند.

نوید دانایی در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۰۵:۴۹ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۴۲:

سجاده بر آب انداختن کنایه از کرامات داشتن است .
قوافی باده پرستان و مردان ایراد شایگان دا رند .

۸ در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۰۵:۴۱ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۱۱:

در پاسخ " تاسیس !! " بغداد بفرمایید مانا
" لا یتچسبک " است.

میم.کاف.مهریار در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۰۴:۱۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۹۲:

یکی از زیباترین غزلهایی که هیچگاه نمیخواهم تمام شود ...
سنجق به معنای پرچم است ...
لشگر والعادیات اشاره به همان صوم است که مانند اسبی بر زمین پست نفْس تاخته و" آتش فالموریات" هم همینطور . اشاره به سوره عادیات است که با تاخت و تاز سپاه اسلام شبانه (که این هم باز تشبیه به شب زنده داری ماه رمضان و روزه و در معنای وسیعتر زندگی است) بر سپاه کفار تاختند .
[این سوره بعد از جنگ" ذات السلاسل" نازل شد و ماجرا چنین بود: در سال هشتم هجرت به پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله) خبر دادند که دوازده هزار سوار در سرزمین" یابس" جمع شده و با یکدیگر عهد کرده‏اند که تا پیامبر (صلی الله علیه و آله)و علی (علیه السلام) را به قتل نرسانند و جماعت مسلمین را متلاشی نکنند از پای ننشینند! پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله) جمع کثیری از یاران خود را به سرکردگی بعضی از صحابه به سراغ آنها فرستاد، ولی بعد از گفتگوهایی بدون نتیجه بازگشتند، سرانجام پیغمبر اکرم (صلی الله علیه و آله) علی (علیه السلام) را با گروه کثیری از مهاجر و انصار به نبرد آنها اعزام داشت، آنها به سرعت به سوی منطقه دشمن حرکت کردند و شبانه راه می‏رفتند، و صبحگاهان دشمن را در حلقه محاصره گرفتند، نخست اسلام را بر آنها عرضه داشتند چون نپذیرفتند هنوز هوا تاریک بود که به آنها حمله کردند و آنان را درهم شکستند، عده‏ای را کشتند و زنان و فرزندانشان را اسیر کردند، و اموال فراوانی به غنیمت گرفتند. سوره" و العادیات" نازل شد در حالی که هنوز سربازان اسلام به مدینه باز نگشته بودند، پیغمبر خدا (صلی الله علیه و آله) آن روز برای نماز صبح آمد، و این سوره را در نماز تلاوت فرمود، بعد از پایان نماز اصحاب عرض کردند: این سوره‏ای است که ما تا به حال نشنیده بودیم!. فرمود: آری، علی (علیه السلام) بر دشمنان پیروز شد و جبرئیل دیشب با آوردن این سوره به من بشارت داد. چند روز بعد علی (علیه السلام) با غنائم و اسیران به مدینه وارد شد. بعضی معتقدند که این یکی از مصادیق روشن آیه است نه شان نزول...]
جان ز قطیعت برس دست طبیعت ببست به قدرت انسان اشاره میکند که طبیعت را از حتمی بودن میرهاند و ثابت مینماید که همه چیز طبیعت نیست و چیز هایی فرا تر از طبیعت مادی هم وجود دارد .
البقره راست بود ... اشاره به سوره بقره و داستان قربانی کردن گاو (نفس) و بدست آوردن زندگی است ... بمیرید بمیرید در این عشق بمیرید در این عشق چو میرید همه روح پذیرید ...

۷ در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۰۱:۱۰ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۱۱:

کجای من به مهناز خانم شبیه است?
فکر نکنم تا زنده ام بجای معنا بنویسم مانا.نه اینکه نادرست باشد نه چون نچسب است.

نادر.. در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، دوشنبه ۳۱ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۰۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۶۴:

شب تیره چه خوش باشد که مه مهمان ما باشد
برای شب روان جان برآ ای ماه تابان شو..

فرهنگ در ‫۷ سال و ۱۰ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۰۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۷:

مصرع اول حشم صحیح هست به معنای خدمتکاران

نادر.. در ‫۷ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۲۴ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۳۷:

بر تو فشانم گر مرا جانی دهی...

عارف در ‫۷ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۴۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۴۷:

بیت هایی از این شعر زیبا را آقای مرتصی اسکندری در تیتراژ پایانی سریال اغما خوانده اند.

نیما آزمکان در ‫۷ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۱۰ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۶:

لینک دانلود اجرای غزل توسط بهرام سارنگ
پیوند به وبگاه بیرونی/
در اواسط ویدئو اجرا شده

علی در ‫۷ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۵۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۴:

شعر از بهار سخن نمی گوید؛ بلکه از یک دگرگونی جدی تر حرف می زند.
در بیت دوم: "ارغوان، جام عقیقی به سمن خواهد داد"، فکر می کنم اگر ی در عقیقی را ی نکره در نظر بگیریم و عقیق را به تنهایی صفت به شمار آوریم، شعر زیباتر خواهد شد. همان طور که مثلاً می گوییم "انگشتر عقیق" که در آن عقیق صفت است.
در بیت "ماه شعبان منه از دست قدح کاین خورشید ..." خورشید در واقع همان قدح است که حافظ به زیبایی از طلوع مجدد آن در "شبِ" عید رمضان سخن گفته. من فکر می کنم این که زاده ی نیمه ی شعبان را به خورشید پس ابر تشبیه کرده اند، ایده اش از همین بیت گرفته شده. و اساساً به نظرم می رسد بسیاری مفاهیم و کلمات دینی و ملی از اشعار حافظ گرفته شده باشند.
در تصحیح جناب هوشنگ ابتهاج از دیوان حافظ، بیت آخر به صورت "حافظ از بهر تو آمد"ی" سوی اقلیم وجود" آمده که به نظر زیباتر است و اگر درست خوانده شود، ایراد وزنی هم ندارد.

هما در ‫۷ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۴۱ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۱۱:

شما در تحریف تاریخ بسیار توانا هستید خانم 7.
هنوز معنا را " مانا" می نویسید؟
خیانت به ادبیات که شاخ و دم ندارد.

نازخاتون در ‫۷ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۰۲ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۴۰:

ایشون کلا منظورشون اینه که هر کاری میخوای بکن و هر کاری خواستی کردی منم با غم عشقت دارم میرم شبت بخیر

هانیه سلیمی در ‫۷ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۲۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۷۶:

در مورد "بگه" یا "پگه": دکتر عبدالکریم سروش در آلبوم رسول آفتاب، این کلمه را "بگه" خوانده، چنانچه در نسخه ی گنجور میبینیم.

جاوید مدرس اول رافض در ‫۷ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ اردیبهشت ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۵۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۷:

******************************
شرح غزل شماره 187 حافظ
******************************
وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن
(مجتث مثمن مخبون محذوف)
******************************
1-دلا بسوز که سوز تو کارها بکند
نیاز نیم شبی دفع صد بلا بکند
***‏
معانی لغات:
نیاز : دعا ، تمنا و حاجت، احتیاج

***‏
معنی معمول: ای دل بسوز و بگداز که از سوز وگداز تو کارها بر می آید . یک دعای نیمه شب صد گونه بلا را دفع و برطرف خواهد کرد.
**********************************
2- عتاب یار پری چهره عاشقانه بکش
که یک کرشمه تلافی صد جفا بکند
***‏
معانی لغات:
عتاب: ناز کردن ، خشمگینی ، سرزنش کردن ، ملامت کردن
کرشمه: غمزه ، ناز و رفتار دلبرانه با اشارت چشم وابروی، عشوه ، خشم تؤأم با ناز و ادا
عاشقانه بکش:مانند عاشقان با میل ورضا تحمل کن
***‏
معنی معمول: سرزنش وناز یار زیبا رو را مانند عاشقان با میل و رضا تحمّل کن زیرا یک غمزه وعشوه و رفتار شیرین اوتلافی صد بار بی مهری اورا خواهدکرد.
**********************************
3- ز ملک تا ملکوتش حجاب بردارند
هر آن که خدمت جام جهان نما بکند
***‏
معانی لغات:
عاشقانهبکش:مانند عاشقان با میل ورضا تحمل کن
ملک :عالم ماده ، کنایه از این دنیا ، عالم محسوسات
ملکوت: عالم معنا ، عالم غیب.
حجاب: پرده ، مانع ، روپوش.
جام جهان نما: جام جمشید ، جام جم ،ر جام کیخسرو با نگاه کردن در آن هفت کشور را می دید و بعضی بر آنند که دل کیخسرو صاف و فاقد حجاب بود و بینش وسیعی داشت ( به غزل 137رجوع شود. )و در اصطلاح عرفا : قلب انسان و محل تجلی عشق الهی .
***‏
معنی معمول: همه حجاب و موانع از عالم محسوس خاکی تا عالم بالا از پیش چشم کسی که در خدمت صفا و جلا دادن جام جهان نمای قلب خود باشد برداشته خواهد شد.
**********************************
4- طبیب عشق مسیحادم است و مشفق لیک
چو درد در تو نبیند که را دوا بکند
***‏
معانی لغات:
طبیب عشق: ( اضافه تشبیهی ) عشق به طبیب تشبیه شده .
مسیحا: در زبان سریانی مسیح را مسیحا تلفظ می کنند
مسیحا دم :دم ونفس مسیح که مرده را زنده می کرد.
***‏
معنی معمول: عشق، طبیعی مهربان و صاحب نَفَس روح بخشی مسیحیایی است اما چون تو درد عشق نداری او چه کسی را معالجه کند؟
**********************************
5- تو با خدای خود انداز کار و دل خوش دار
که رحم اگر نکند مدعی خدا بکند
***‏
معانی لغات:
با خدای خود انداز : به خدای خود واگذار کن .
مدعی :صاحب ادعا ی ناروا
***‏
معنی معمول: کارت را به خدای خود واگذار و امیدوار باش که اگر مخالفان به تو رحم نمی کنند خدا به تو رحم خواهد کرد.
**********************************
6- ز بخت خفته ملولم بود که بیداری
به وقت فاتحه صبح یک دعا بکند
***‏
معانی لغات:
بخت خفته: بنا به عقیده قدما بخت ودولت هر کس ممکن است ، خفته یا بیدار باشد و کسی که بختش بیدار باشد . با دولت و خوشبختی قرین است.
بیداری :یک نفر بیدار .
فاتحه : سوره الحمد که نماز با آن شروع می شود ، آغاز .
وقت فاتحه صبح: به هنگام نماز صبح .
***‏
معنی معمول: ازاین بخت به خواب رفته دلتنگم . آیا می شود که سحر خیز بیدار دلی به هنگام نماز صبح در حق من دعایی بکند( تا بخت خفته من بیدار شود
**********************************
7- بسوخت حافظ و بویی به زلف یار نبرد
مگر دلالت این دولتش صبا بکند
***‏
معانی لغات:
بوئی:اثر ونشانه یی ، رایحه یی.
دلالت: راهنمایی .
***‏
معنی معمول: حافظ ( در آتش دوری گداخت و نشانی وبهره و بویی از گیسوی یار نصیبش نشد. شاید باد صبا اورا به این دولت راهنمایی کند.
**********************************
تهیه تدوین:جاوید مدرس (رافض)
********************************
نظری بر : شرح جلالی
گمان این ناتوان بر این است که این غزل محصول ایا م جوانی حافظ مربوط به زمان حکومت شاه شیخ ابواسحاق است که حافظ آرزوی تقرب به آن را در دل خود می پروریده است و از مفاد و ایهام بیت پنجم چنین بر می آید که شا عر رقیبی ، مانع نزدیکی حافظ با دربار شاه بوده است و این که شاعر دربیت مقطع نامی از زلف یار می برد این احتمال را تقویت می بخشد، زیرا شاه ابواسحاق دارای زلفهای بلندی بوده و حافظ به آن ، در غزلهای دیگر هم اشارتی دارد.
شرح جلالی بر حافظ – دکتر عبدالحسین جلالیان

۱
۳۰۷۳
۳۰۷۴
۳۰۷۵
۳۰۷۶
۳۰۷۷
۵۷۲۷