محسن حیدرزاده جزی در ۷ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۲۳ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۰۶:۲۰ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۴۰:
ترتیب ابیات نادرست است .
وحید جویا در ۷ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۲۳ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۳۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۹۱:
این رباعی از خواجه عبدالله انصاری است:
(( آنکس که ترا شناخت جان را چه کند
فرزند و عیال و خانمان را چه کند
دیوانه کنی هر دو جهانش بخشی
دیوانهء تو هردو جهان را چه کند ))
Farshad در ۷ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۲۳ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۲۵ دربارهٔ عطار » منطقالطیر » بیان وادی طلب » بیان وادی طلب:
در اون کتابی که من از عطار داشتم تفاوتهای لغوی وجود داره:
مصرع دوم بیت 3: زانکه دل اینجا گردد حالها
مصرع دوم بیت 4: مال اینجا بایدت در باختن
مصرع اول بیت 15: کفر و ایمان گر به هم پیش آیدش
مصرع دوم بیت 16: زانک نبود نه در آن و نه این
کورش در ۷ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۲۳ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۰۷ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب ششم در ضعف و پیری » حکایت شمارهٔ ۳:
تصحیح حاشیه فوق:دیار بکر نام شهری در سوریه یا ترکیه است اما در نقل شکیبایی او می گوید:مهمان پیری شدم در دیاری بکر(سرزمین کشف نشده)000
یحیا راستگو در ۷ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲۲ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۴۰ دربارهٔ محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۵۴۰:
بیت چهار به نظر می رسد «تا چو» صحیح باشد نه «تاجو».
مانی در ۷ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲۲ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۲۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۴۰:
نه آن مستی که شب آیی ز ترس خلق چون کزدم
کزدم به کژدم اصلاح شود لطفا.
مصطفی علیزاده در ۷ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲۲ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۵۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » ملحقات و مفردات » شمارهٔ ۴:
سلام واقعا اصالت این شعر از کیست سعدی یا نزاری؟
قیامت است سفر کردن از دیار حبیب
مرا همیشه قضا را قیامت است نصیب
به ناز خفته چه داند که دردمند فراق
به شب چه می گذراند علی الخصوص غریب
به قهر می روم و نیست آن مجال که باز
به شهر دوست قدم در نهم ز دست رقیب
پدر به صبر نمودن مبالغت می کرد
که ای پسر بس از این روزگار بی ترتیب
جواب گفتم از این ماجرا بس ای بابا
که درد ما نپذیرد دوا به جهد طبیب
مدار توبه توقع ز من که در مسجد
سماع چنگ تامّل کنم نه وعظ خطیب
به مکتب از چه فرستادی ام نکو ناید
گرفت ناخن چنگی به ضرب چوب ادیب
هنوز بوی محبت زخاکم آید اگر
جدا شود به لحد بند بندم از ترکیب
به اختیار نزاری سفر نکرد آری
ستم غریب نباشد ز روزگار غریب
حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۸۵
محمدرضا در ۷ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲۲ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۵۰ دربارهٔ حافظ » مثنوی (الا ای آهوی وحشی):
چرا در بخش اجراها اجرای اقای فرامرز اصلانی را معرفی نمی کنید ؟ یکی از ماندگارترین اجراهای این شعر را ایشان انجام داده است .
مصطفی علیزاده در ۷ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲۲ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۴۴ دربارهٔ حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۸۵:
قیامتست سفر کردن از دیار حبیب
مرا همیشه قضا را قیامتست نصیب
به ناز خفته چه داند که دردمند فراق
به شب چه میگذراند علیالخصوص غریب ؟
به قهر میروم و نیست آن مجال که باز
به شهر دوست قدم در نهم ز دست رقیب
پدر به صبر نمودن مبالغت میکرد
ک ای پسر بس ازین روزگار بیترتیب
جواب دادم ازین ماجرا که ای باب
چو درد من نپذیرد دوا به جهد طبیب
مدار توبه توقع ز من که در مسجد
سماع چنگ تأمل کنم نه وعظ خطیب
به مکتب ارچه فرستادیم نکو نامد
گرفته ناخن چکنم به زخم چوب ادیب
هنوز بوی محبت ز خاکم آید اگر
جدا شود به لحد بند بندم از ترکیب
به اختیارندارد سر سفر سعدی
ستم غریب نباشد ز روزگار عجیب
سعدی » دیوان اشعار » ملحقات و مفردات » تکه ۴/
محمدرضا در ۷ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲۲ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۳۴ دربارهٔ حافظ » اشعار منتسب » شمارهٔ ۸:
سیرم ز جان خود به سر ِ راستان ولی ...
یعنی قسم به سر راستمردان روزگار که سیرم از این زندگی ...
چرا برخی دوستان نگارش (دل راستان) را بر (سر راستان) ترجیح می دهند ؟
سجاد اجاقی در ۷ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲۲ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۴۵ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۱۱۴ - نتیجه افسانه خسرو و شیرین:
قبچاق اسم ناحیهای در ترکستان و قفقازه و به ساکنان اونجا هم قبچاق میگن. قبچاق مجازاً به معنی رند و چابک و نترس هستش ولی اینجا منظور نظامی همون منطقهایه که آفاق (کنیزی که حاکم دربند به نظامی بخشید) اهل اونجا بود
رضا ساقی در ۷ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲۲ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۱۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۲:
حسب حالی ننوشتیّ و شد ایامی چند
مَحرمی کو که فرستم به تو پیغامی چند
بعضی ازشارحان محترم معتقدند "ننوشتیم" به جای "ننوشتی" درست است امّا بنظرنگارنده همان "ننوشتی" مناسب تراست چراکه شاعردرمصرع اوّل به مخاطب یا معشوق می فرماید: شرحی ازحال وروزخویش ننوشتی ودرمصرع دوّم می فرماید: من هم به محرمی دسترس ندارم تا به تونامه بنویسم. یعنی دراینصورت هست که موازنه وتعادل دریک بیت برقرارمی گردد توازن وتعادلی که موردپسندحافظ بوده و همیشه سعی کرده دراغلب بیت ها برقرارنماید. ظاهراً پیش ازاین مخاطب این غزل باحافظ مکاتباتی داشته وازطریق نامه نگاری ازاحوالات یکدیگرمطّلع می شده اند لیکن بنابه دلایلی مدّتی سپری شده واین ارتباط قطع گردیده بوده که حافظ اقدام به سرودن این غزل نموده است.
حَسب حال: شرحی از حال وروز
معنی بیت: ای محبوب، مدّتیست که نامه ای ازشرح حال خودننوشتی وماازاحوالات توبی خبریم. مانیزبه مَحرم قابل اعتمادی دسترسی نداریم تا به تونامه ای نوشته وارسال کنیم.
احتمالاً مخاطب این غزل شاه شجاع جوانِ خوش سیمائیست که به واسطه ی جریانات سیاسی از شهرشیرازخارج یابه بیرون رانده شده است.
آن غالیه خط گرسوی مانامه نوشتی
گردون ورق هستی ما درننوشتی
ما بدان مقصد عالی نتوانیم رسید
هم مگر پیش نهد لطف شما گامی چند
معنی بیت: ما(عاشقان) توان وامکانِ آن رانداریم که به منزلگاهِ متعالی شما بیائیم ودرچنین شرایطی امکان دیدارمیسّر نخواهد شد مگراینکه شما تدبیری بیاندیشید وبه طرف عاشقان خویش قدم رنجه فرمائیدتادیدارمحقّق شود.
می خواستمکه میرمش اندرقدم چوشمع
اوخودگذربه ماچونسیم سحرنکرد
چون مِی از خُم به سبو رفت و گل افکند نقاب
فرصت عیش نگه دار و بزن جامی چند
خُم: ظرف بزرگی که داخل آن کشمش یاخرما یا....می ریزند تا پس ازمدّتی معیّن تبدیل به باده گردد.
سبو: ظرف بزرگی که ابتدا باده ازخُم بدان منتقل شده وسپس به درون صُراحی(پارچ امروزی) ودرنهایت به قدح وپیاله ریخته می گردد وتوسط میخواران نوشیده می شود.
معنی بیت: زمانی که باده رسید وازخُم به داخل سبورفت وآنگاه که بهاران فرارسید وگل پرده ی حجاب بردرید وشکوفاشد تونیزدَم راغنیمت بشمار قدرفرصتِ عیش وعشرت رابدان وچند پیاله ای باده بنوش ووقت را باشادی وشادخواری بگذران.
خوشترزعیش وصحبت باغ وبهارچیست؟
ساقی کجاست گوسبب انتظارچیست؟
قندِ آمیخته با گل نه علاج دل ماست
بوسهای چند برآمیز به دشنامی چند
قندآمیخته باگل: درقدیم وحتّا امروزه نیزدر بسیاری ازشهرها، ازمخلوط گل محمدی وقند نوعی مربّا بنام "گل قند" درست می کردند که بسیارمفرّح ومقوّی بوده وبه عنوان دارونیزاستفاده می شد. بدینصورت که قندراپودر کرده وباگل محمدی درآمیخته ومدّتی درمقابل آفتاب می گذاشتند تا کاملاً پخته شده وقابل استفاده گردد.اشاره به همین مطلب است.
معنی بیت: (خطاب به محبوب، گرچه ماعاشقان بیماروضعیف وناتوان هستیم) لیکن برای مداوای ماگل قند کارسازنیست اگرمی خواهی مارا مداواکنی لطف کن به جای "گل قند" بوسه ای رابا چندکلامی حتّا دشنام بیامیز وبه ما اعطا کن که برای ماشفابخش است وهزاران بارگواراتر ازشربت قند وگلاب می باشد.
کنون که چشمه ی لعل اَت چوقندنوشین است
سخن بگوی وزطوطی شکردریغ مَدار
زاهداز کوچه ی رندان به سلامت بگذر
تا خرابت نکند صحبت بدنامی چند
"زاهد" درنظرگاه حافظ،کسیست که ظاهراً پرهیزگار وپاکدامن است لیکن باطنی آلوده وگناهکار دارد ودایم درکاردیگران فضولی می کند به مال ومنال دنیا شدیداً مشتاق است ودرپی بدست آوردن مقام وموقعیّت اجتماعیست.
"رند" نیز درفرهنگ حافظانه کسیست که برعکس زاهدان،ظاهری گناهکار ولااُبالی دارد، بدنام است امّا ازوابستگی به هردو جهان آزادشده ودارای صفای باطن ومرام ومعرفت ومردانگیست وبه هیچ چیزجزعشق ومحبّت وانسانیّت تعلّق خاطرندارد.
معنی بیت: ای زاهد مراقب باش! ازمحلّه ی رندان عبورمکن ،پای درکفش رندان مکن، فضولی درکار این آزادگان سرانجام خوشی برای تونخواهد داشت. هرکس که بااین فرهیختگان وفرزانگان دربیافتد به خاک حقارت وپستی فرومی افتد. ای زاهد احتیاط پیشه کن مبادا همصحبتی با رندان سبب بدنامی شما گردد!
چومهمان خراباتی به عزّت باش بارندان
که دردسرکشی جاناگرت مستی خُمارآرد
عیب می جمله چو گفتی هنرش نیز بگو
نفی حکمت مکن ازبهر دل عامی چند
معنی بیت:ای زاهد، به منظورفریب مردم عادی وکسب رضایت خاطر ساده دلان، معایب ومضرّات باده نوشی را برشمردی وباده وبادنوشان راتخریب کردی! انصاف داشته باش وقتی معایب چیزی رامی شماری محاسن آن رانیزبشمار. درشرح حکمتِ شرابخواری منصفانه هم معایب رابشمار هم محاسن را.
زباده هیچ اَت اگرنیست این نه بس که تورا
دَمی زوسوسه ی عقل بی خبردارد؟
ای گدایان خرابات خدا یار شماست
چشم اِنعام مدارید ز اَنعامی چند
گدایان خرابات: فقیران وتهیدستان ازنظرمال ومنال دنیا، گدایان خرابات نیازمندان درگاه مشقوق اَزلی هستند،کنایه ازرندان
اِنعام:نعمت دادن، کرم ورزیدن
اَنعام:چهار پایان، کنایه ازکسانی که ظاهرانسانی دارند وباطن حیوانی
چشم اِنعام مدارید: چشمداشت وتوقّعی نداشته باشید به امیداینکه توانگران به ظاهرانسان به شماصله وخلعتی ببخشند وانعام دهند.
معنی بیت: ای رندان و خراباتیان، به تبلیغات دروغین زاهد هیچ توجّهی نکنید که خداوند ازباطن همه خبردارهست ودوستدار شما رندان و وارستگان می باشد بنابراین ناامیدمباشید وچشم امیدتان تنهابه سوی خداوند باشد. چشم ِتوقّع ِ پاداش گرفتن از توانگرانِ انسان نما رافرو ببندید مبادا به طمع گرفتن صله وهدیه، چشم امید بسوی توانگران ودنیاداران ِ حیوان صفت بازکنید.
بردراَربابِ بی مروّت دنیا
چندنشینی که خواجه کی بدرآید؟
پیر میخانه چه خوش گفت به دُردی کش خویش
که مگو حال دلِ سوخته با خامی چند
پیرمیخانه: کنایه ازپیرباده فروش ِفرزانه ایست که اغلب درمقام راهنما وراهبر رندان وسالکانِ طریق رندیست ونکات آموزنده وعبرت انگیزی به آنها گوشزد می کند.
خام: نادان وناآزموده
معنی بیت: پیرباده فروش به رندِ دُرد نوش خویش چقدرزیبا ونغزگوشزدنمود که : هرگزسفره ی دل خود را درپیش هرنادان وناآزموده بازمکن وآنها راازاسرارخویش آگاه مکن.
خامان ره نرفته چه دانند ذوق عشق
دریادلی بجوی دلیری سرآمدی
حافظ از شوق رُخ مِهر فروغ تو بسوخت
کامگارا نظری کن سوی ناکامی چند
کامگار: کامیاب ، به کام دل رسیده
معنی بیت: حافظ ازآتش شوقِ دیدارآفتابِ رخسار توسوخت. ای کامران ،به شکرآنکه به کام دل رسیده ای عنایتی به عاشقان ناکام خود کن تاآنهانیزکامیاب گردند.
گفتم کی اَم دهان ولبت کامران کنند
گفتابه چشم،هرچه توگویی چنان کنند!
همیرضا در ۷ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲۲ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۳۹ دربارهٔ عمان سامانی » گنجینة الاسرار » بخش ۱:
@یاسین:
عمدهٔ گنجینة الاسرار شامل ابیاتی از حافظ است که به وزنهای مختلفند و شعر یک وزن پیدا نمیکند. مثلا همین بخش با بیت حافظ شروع میشود که وزن متفاوتی دارد. از این جهت نسبت دادن وزن به کل شعر -از لحاظ آماری و فنی- صحیح نیست و گنجور امکان تعیین وزن برای بخشی از شعر را ندارد (ضمنا کارکرد مهم تعیین وزنها در گنجور مشابهیابی است که برای مثنویها کاربرد زیادی ندارد).
همچنان که «حسین،1» فرمودند وزن این بخش و احتمالا کل ابیات عمان سامانی در این منظومه وزن مثنوی مولوی است.
سلطانیان در ۷ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲۲ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۱۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۷:
در پاسخ دوستان، "خانه خدا" باید با مکث خوانده شود، به معنای صاحب و بزرگ خانه.
در فارسی خراسانی خدا به معنای صاحب و بزرگ است مانند "کتخدا" که شده کدخدا یعنی بزرگ و صاحب ده. "ناوخدا" که میشود صاحب و بزرگ کشتی.
حافظ میفرماید: شما خانهی خدا را میبینید و من خود صاحبخانه را.
کورش در ۷ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲۲ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۰۱ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب ششم در ضعف و پیری » حکایت شمارهٔ ۳:
دیار بکر نام شهری درورین است اما در نقل شکیبایی او من گوید :مهمان پارس سدم در در دیاری بکر(کشف نشده)
شیرین در ۷ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲۲ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۳۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۲۷:
توضیح این غزل زیبا از زبان آقای شهبازی
پیوند به وبگاه بیرونی#
Safarisli در ۷ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲۲ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۱۲ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۱۵:
نه سنگ بود نه کعبه شکست نازش داد...
Safarisli در ۷ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲۲ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۰۶ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۱۵:
نه سنگ بود نه مینا شکست نازش داشت
Safarisli در ۷ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۲۲ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۱۴:۰۳ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۱۵:
نه سنگ بود نه مینا ،شکست نازش داشت...
هادی قدرتی نژاد در ۷ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۲۳ تیر ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۴۳ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۶: