Sp در ۸ سال قبل، دوشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۹:۲۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۰:
اگر برهنه نباشی که شخص بنمایی
گمان برند پیراهنت گل آکندست
کلا وجه غالب این غزل از سعدی بزرگ، تشبیه هست، که تقریبا در تمامی ابیات دنبال میشه.
در این بیتْ سعدی در درجه اول معشوق خودش رو در خوشبویی، بوی خود معشوق، به گل تشبیه میکنه، علاوه بر اون چون از فعل «نمودن» استفاده میکنه، تلویحا لطافت و ظرافت گل رو هم به عنوان وجه شبه مطرح میکنه.
پس معنی این چنین است: اگر برهنه نباشی که بدن و اندام خودت بی پیرایه دیده شود، مردم گمان میکنند این بوی خوش تو حاصل استفاده از عطر و بوی گلهاست.(که اینطور نیست و بوی خوش از خود توست)
محمد سالمی در ۸ سال قبل، دوشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۵۶ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۳۸:
سلام. خدایش رحمت کناد. این شعر بی نظیر و یا کم نظیر است. هر بیت آن شاه بیت است. ای کاش همه سعی کنیم تمام این شاه بیت ها را در زندگی خودمان عملا به کار ببندیم. خدایش بیامرزاد.....
محمد سالمی در ۸ سال قبل، دوشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۵۳ دربارهٔ حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۸۲۹:
سلام. به نظر من مصرع اول از بیت ماقبل آخر غلط است:
زمانه منقلب احوالِ نا جوان مردیست
ز رنجِ او به همه عمر بر نیاسودم
و باید این گونه نوشته شود:
زمانه منقلب احوالِ ناجوانمردیست
ز رنجِ او به همه عمر بر نیاسودم
محمد سالمی در ۸ سال قبل، دوشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۴۹ دربارهٔ حکیم نزاری » غزلیات » شمارهٔ ۸۲۹:
سلام. به نظر من مصرع دوم از بیت دوم که به این صورت نوشته شده غلط است:
ز بی کسی وز بی هم دمی بفرسودم
و باید به این صورت نوشته شود:
ز بی کسی وز بی همدمی بفرسودم
با تشکر
حسین در ۸ سال قبل، دوشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۴۴ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۵:
چه حکمتی است که در آغاز نگاه من به سرانجام است؟
مسیح در ۸ سال قبل، دوشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۸:۱۷ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۵۸ - پرسیدن پیغمبر صلی الله علیه و سلم مر زید را که امروز چونی و چون برخاستی و جواب گفتن او که اصبحت مؤمنا یا رسول الله:
شاید از جهت ذکر نام پدر به جای پسر (چنانکه در مورد محمد بن زکریای رازی، زکریای رازی و در مورد حسین بن منصور حلاج، منصور حلاج گفته میشود) مولوی نیز به جای حارثه از پسر وی یاد کرده است.
نگار در ۸ سال قبل، دوشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۷:۰۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۱:
در جواب دوستمون که معنی مصرع هرکجا ویران باشد امید گنج هست را نرسیدند به نظر من معنی آن این است که همونطوری که در قدیم گنج ها را در خرابه ها پنهان میکردند ( معمولا برای اینکه دست غریبه ها نیفتد و گنج را راحت ندزدند)، گنج الهی یا همان عشق را هم تنها میتوان در دل ویران ( که میتونه دلی باشد که درد عشق کشیده) پیدا کرد.
پدرام در ۸ سال قبل، دوشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۳۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۱:
دلا چو پیر شدی حسن و نازکی مفروش
که این معامله در عالم شباب رود
بیت مذکور را لطفاً اضافه نمایید
پدرام در ۸ سال قبل، دوشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۰۲:۱۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۱:
با سلام خدمت شما دوستان عزیز
در بیت سوم شکایت صحیح است یا حکایت ؟
سید در ۸ سال قبل، یکشنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۵۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱۰:
باسلام خدمت دوستان.امروز این شعر چنان گرمم کرده که نمیدونم چی بگم.این بزرگ مرد که خدایش بیامرزدش زمان نداره.مثل همه مردان خدا در طول هستی,گسترده شده.واقعا دست مریزاد.هنوز بعد اینهمه سال از شعرهاش مستی میباره.گرم میکنه آدمو.خصوصیت مردان خدا همینه که گرمت میکنن.
شکر ایزد که دیدم روی تو...
کامران در ۸ سال قبل، یکشنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۴۴ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۵:
خیام اینجا اشاره داره به نحوه قرار گیری دسته ی کوزه ک ب نوعی قرار گرفته ک کوزه دستش را بر سرش گذاشته و غمگین است و اشاره میکنه همان دست قبلا بر گردن بار بوده و الان یار نیست و هم کوزه ناراحت و هم خیام.
کامران در ۸ سال قبل، یکشنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۳۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۳۶:
آرش با ازلاعاتش سامان رو پوچ کرد
مهدی در ۸ سال قبل، یکشنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۲۱:۳۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۳۹:
سه بیت آخر اشاره به این گفته از شمس دارد:
یکی شکایت میکرد از اهل دنیا. گفتند دنیا لعب است و مزاح است در نظر رجال, در نظر کودکان لعب نیست, جد است, فریضه است. اکنون اگر بازی و مزاح برنمی تابی, بازی مکن و اگر برمی تابی, میزن و میخور خندان, که بازی نمک او خنده است نه گریه.
دنیا گنج است و مار است. قومی با گنج بازی میکنند, قومی با مار. آنکه با مار بازی کند, به زخم او دل بباید داد, به دم زند, به سر بزند. چون به دم زند بیدار نگردی به سر زند. قومی که از این بار برگشتند و به مُهر و مِهر او مغرور نشدند, و پیرعقل را در پیش کردند, که پیر عقل نظر آن ماران زمرد است. مار اژدها صفت چون دید که پیر عقل مقدم کاروان است, زبون شد و خوار شد و سست شد. در آن آب چون نهنگی بود, زیر پای عقل پل شد, زهر اوشکر شد خار او گل شد, راهزن بود بدرقه شد, مایه ی ترس بود مایه ی امن شد.
رسول در ۸ سال قبل، یکشنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۰۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳:
با سلام و درود به همه عزیزان 45 سال پیش استاد ادبیات داشتیم فرمود در ادبیات کهن از فردوسی گرفته تا کنون منظور از کلمه ترک غارتگری و چپاول ایرانیان بوده و منظور آن در بیت سوم کاملا مشخص می باشد و منظور در بیت اول آن دختر زیبا روی شیراز است که دل را به یغما می برد
ایرانی در ۸ سال قبل، یکشنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۲۳ دربارهٔ سعدی » مواعظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰:
کاشکی قیمت انفاس بدانندی خلق
تا دمی چند که ماندست غنیمت شمرند
ایرانی در ۸ سال قبل، یکشنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۱۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۳:
پیش از این من دعوی پرهیزگاری کردمی
باز میگویم که هر دعوی که کردم باطلست
من قدم بیرون نمییارم نهاد از کوی دوست
دوستان معذور داریدم که پایم در گلست
آن که میگوید نظر در صورت خوبان خطاست
او همین صورت همیبیند ز معنی غافلست.
شهاب در ۸ سال قبل، یکشنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۱۲ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۸:
درود بر آن حضرت بزرگ
ایرانی در ۸ سال قبل، یکشنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۱۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۹:
تو را ز حال پریشان ما چه غم دارد
اگر چراغ بمیرد صبا چه غم دارد
تو را که هر چه مرادست میرود از پیش
ز بی مرادی امثال ما چه غم دارد
تو پادشاهی گر چشم پاسبان همه شب
به خواب درنرود پادشا چه غم دارد.
محمدامین در ۸ سال قبل، یکشنبه ۱۵ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۰۶ دربارهٔ میبدی » تفسیر کشف الاسرار و عدة الابرار » ۱۸- سورة الکهف- مکیة » ۳ - النوبة الثانیة:
سلام و درود
فقال: «إِنَّ الَّذِینَ آمَنُوا وَ عَمِلُوا الصَّالِحاتِ إِنَّا لا نُضِیعُ أَجْرَ مَنْ أَحْسَنَ عَمَلًا» یعنی اجر من احسن عملا منهم فحذف العائد، و قیل «إِنَّا لا نُضِیعُ أَجْرَ مَنْ أَحْسَنَ عَمَلًا» اعتراض و الخبر ما بعده.
«احسن عملا» چیست؟
حسن خدابخش در ۸ سال قبل، دوشنبه ۱۶ مهر ۱۳۹۷، ساعت ۱۰:۰۹ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۷: