گنجور

حاشیه‌ها

 

بیت دو/ مصرع اول: رفتم چو من از میان…

حامد در تاریخ ۲۲ اسفند ۱۳۹۰ ساعت ۱۹:۲۹ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۲۷


در بیت هشتم مصرع اول اینگونه هم امده است ( مطربا پرده بگردان و بزن رابعه را ) این صحیحتر است به این دلیل که به مطرب امر شده است که پرده ی موسیقی را عوض کند و تصنیف رابعه بنوازد

محمد باقر ناصری در تاریخ ۲۲ اسفند ۱۳۹۰ ساعت ۱۸:۵۴ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۳۸


اوئی و توئی ز احولی میخیزد

Nazila در تاریخ ۲۲ اسفند ۱۳۹۰ ساعت ۱۸:۱۲ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۱۵۵۶


هروقت این شعر رو ضمضمه میکنم میفهمم که چقدر خوب حرفای دلمو استاد سالها پیش به نظم در آوردش …

اشکان در تاریخ ۲۲ اسفند ۱۳۹۰ ساعت ۱۲:۲۹ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۰۳ - تو بمان و دگران


باحتمال قوی ملانا این غزل رادرفراغ شمس سروده است وبه تفسیری دوری عوام را ازخویشتن خویش متذکراست

ر-علی پور در تاریخ ۲۲ اسفند ۱۳۹۰ ساعت ۹:۵۷ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۴


سوی ما آ، که داغ ما داری

نازیلا در تاریخ ۲۲ اسفند ۱۳۹۰ ساعت ۰:۱۵ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۳۱۴۶


ببخشید.
متأسفانه سایتی که متعلق به لغت نامه دهخدا است
فیلتر می باشد و نمی توان معنی لغات را جستجو کرد
مثلاً در این متن من معنی کلمات:مباشرت، تاب الله عنه
را نمی دانم.
لطفا اگر امکان دارد این مشکل را حل نمایید.
با تشکر از دست اندرکاران زحمت کش این سایت پربار و غنی.

شهاب در تاریخ ۲۱ اسفند ۱۳۹۰ ساعت ۲۰:۲۹ دربارهٔ بخش ۱ - زندگی در مرو


این شعر در سریال وضعیت سفید هم خونده شد از زبان خانم شیرین

مهدی در تاریخ ۲۱ اسفند ۱۳۹۰ ساعت ۱۸:۰۸ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۸۲


من اصلا علاقه ای به شعرو
ادبیات نداشتم ولی وقتی که
یه شب اتفاقی داشتم فیلم
شهریار رو نگاه میکردم عاشق شهریار وغزل {حالاچرا}شدم والان عاشق شهریارم هنوزم خیلی واسم
تعجب آوره که چرا زنگ ادبیات وقتی که موقع شعرخونی می شد به هر بهونه ای ازکلاس بیرون میرفتم من به همه توصیه
میکنم که غزلیات شهریار رو
بخونن

سعیدچهره سا در تاریخ ۲۱ اسفند ۱۳۹۰ ساعت ۱۶:۱۳ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۹ - حالا چرا


حافظ به استقبال غزل زیر ( از سعدی ) رفته است
غزل ۳۷۱
من از آن روز که دربند توام آزادم - پادشاهم که به دست تو اسیر افتادم
همه غم‌های جهان هیچ اثر می‌نکند - در من از بس که به دیدار عزیزت شادم
خرم آن روز که جان می‌رود اندر طلبت - تا بیایند عزیزان به مبارک بادم
من که در هیچ مقامی نزدم خیمه انس - پیش تو رخت بیفکندم و دل بنهادم
دانی از دولت وصلت چه طلب دارم هیچ - یاد تو مصلحت خویش ببرد از یادم
به وفای تو کز آن روز که دلبند منی - دل نبستم به وفای کس و در نگشادم
تا خیال قد و بالای تو در فکر منست - گر خلایق همه سروند چو سرو آزادم
به سخن راست نیاید که چه شیرین سخنی - وین عجبتر که تو شیرینی و من فرهادم
دستگاهی نه که در پای تو ریزم چون خاک - حاصل آنست که چون طبل تهی پربادم
می‌نماید که جفای فلک از دامن من - دست کوته نکند تا نکند بنیادم
ظاهر آنست که با سابقه حکم ازل - جهد سودی نکند تن به قضا دردادم
ور تحمل نکنم جور زمان را چه کنم - داوری نیست که از وی بستاند دادم
دلم از صحبت شیراز به کلی بگرفت - وقت آنست که پرسی خبر از بغدادم
هیچ شک نیست که فریاد من آن جا برسد - عجب ار صاحب دیوان نرسد فریادم
سعدیا حب وطن گر چه حدیثیست صحیح - نتوان مرد به سختی که من این جا زادم

مهدی در تاریخ ۲۱ اسفند ۱۳۹۰ ساعت ۱۲:۵۷ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۳۱۶


با سلام و درود
به نظر بنده این خیام خیلی جسوره و این قابل تحسینه.
با این بیت با خداوند وارد یک دور دوئل می شه و البته در جای دیگه می گه : در پرده اسرار کسی را ره نیست ” و دوباره حرف خودشو پس می گیره پس نمی تونه کفرگویی باشه و یا به زیر سوال بردن عدالت یا حکمت خداوند.
خیام به یه چیزی به اسم “عرفان زمینی” اعتقاد داره و به یاد داشته باشید که معراج پیامبر نیز جسمانی بوده و شکی در ان نیست و علم فیزیک که تا به حال تونسته یک نوترون رو منتقل کنه با سرعت نزدیک به نور پس حتماً خواهد توانست یک انسان را در آن واحد از جایی به جایی دیگر منتقل کند.
حافظ نیز در جاهایی به این اشاره می کنه ولی اصلاً جسارت خیام رو نداره.
حق نگهدار تمامی دوستان

حاجیکلایی در تاریخ ۲۰ اسفند ۱۳۹۰ ساعت ۲۱:۴۱ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۳۱


جدا که گل گفت یه عمری میدویم که برسیم به ژاپن و آمریکا بعد دانشمندای اونا قران میخونن کم میارن مسلمون میشن مثل قضیه زیتون و انجیر تو قران که چندتا ژاپنی به حقانیت قرآن معترف شدند و . . .

7tir در تاریخ ۲۰ اسفند ۱۳۹۰ ساعت ۱۸:۵۱ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۲۹


مصرع «طاووس بهاری را، دنبال بکندند» باید ویرایش شود به:
«طاووس بهاری را، دُم و بال بکندند»

راحله در تاریخ ۲۰ اسفند ۱۳۹۰ ساعت ۱۷:۰۹ دربارهٔ در وصف خزان و مدح سلطان مسعود غزنوی


همان بنشینی در نسخ بیشتر امده است و می توان اینگونه برداشت کرد که وقتی تو در کنار سرو باشی قد وقامت تو باعث اعتبار قامت سرو می گردد

بابک در تاریخ ۲۰ اسفند ۱۳۹۰ ساعت ۱۵:۱۱ دربارهٔ غزل ۴۱۴


سلام . بیت اول این غزل ِ نغز هنوز اصلاح نشده . میخواستم مجدد یاد آوری کنم ..
..

روز و روزگار خوش

نیما مینایی در تاریخ ۲۰ اسفند ۱۳۹۰ ساعت ۱۱:۴۰ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۳۴ - ملال محبت


داغ ظلمت بر جبین صبح روشن نیست نیست به نظر بهتر میآید

احمدی نسب در تاریخ ۲۰ اسفند ۱۳۹۰ ساعت ۱۰:۴۵ دربارهٔ عمر نرگس


نیکی بکسست به خویش نیکی کردن

Anonymous در تاریخ ۲۰ اسفند ۱۳۹۰ ساعت ۱۰:۲۳ دربارهٔ رباعی شمارهٔ ۴۲


هشت است آن طرف وان لعتبان حور
این مصرع ایراد دارد لطفا برطرف نمایید

اناهیتا در تاریخ ۱۸ اسفند ۱۳۹۰ ساعت ۲۲:۱۸ دربارهٔ بخش ۱۸ - حکایت کردن شاپور از شیرین و شبدیز


وقت کشتن شاه دین گفتا به ساقی بی حجاب
فرصتی زین به کجا یابم بده جام شراب
می ز مینای بلا جام شهادت پر از گل
موسم عیش است و می در ساغر و عهد شباب
شام هجران طی شد اندر کربلا بر تشنگان
صبح دولت می دمد کو جام همچون آفتاب
در بهشت قرب خود بهرمشام کشتگان
در ضمیر برگ گل خوش می کند پنهان گلاب
هر که اندر قتلگاه عشق او شد کشته دید
غمزه ساقی چو چشم می پرستان مست خواب

محمد سعید حمزوی در تاریخ ۱۸ اسفند ۱۳۹۰ ساعت ۲۰:۵۴ دربارهٔ شمارهٔ ۲


در مصرع دوم به جای پیمبر بنویسید پیغمبر.لطفا

محمد در تاریخ ۱۸ اسفند ۱۳۹۰ ساعت ۱۶:۴۵ دربارهٔ در نعت رسول


[صفحهٔ اول] … [۲۹۲۵] [۲۹۲۶] [۲۹۲۷] [۲۹۲۸] [۲۹۲۹] … [صفحهٔ آخر]