شهلا در ۷ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۰۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۰۵:
آقای حمید، زبانتان را گاز بگیرید، معلوم می شود بسیار با حضرت مولانا بیگانه اید. چه ربطی دارد؟؟؟
حبیب قربانی در ۷ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۲۳:۲۷ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳:
با سلام وبه همه
جناب خیام - با نظر به جامعه ی پیش روی خویش - سخن جدی و انتقاد آمیز خویش را به ظرافت طنز آمیخته است . فعل "خوانند" در اینجا به معنی "عمل کردن "است تا صرف خواندن و قرائت قرآن . پس خیام طنز آمیز سخن می گوید . چنان که طنز ؛ بیان شیرین تلخی ها و ناهنجاری های بشری است به قصد اصلاح ساختار اجتماعی و رفتاری . بیان خیام تعریض طنز آمیز به "قرآن " نیست بلکه به عمل ناراست آدمی است . نکته دیگر آنکه گرد پیاله به معنای "دور و گردش پیاله در بزم باده پیمایان " است ، چنانکه ساقی پیاپی سینی شراب را در مجلس میگساری به گردش در می آورد و با این عمل خدمتگزاری می کند .
حبیب قربانی در ۷ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۱۹ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۵:
با سلام ، رباعی حاضر مثال دیگر رباعیات حجت الحق خیام ، تمایلات جبرگرایی وی را نشان می دهد و بوی جبر تندی در اوضاع و آفرینش عالم فنا به مشام می رسد . بنده با بیتی از حافظ رباعی مورد گفتگو را معنی می کنم :
چون قسمت ازلی بی حضور ما کردند
گر نه اندکی به وفق مراد است خرده مگیر
Seraj Hosseini در ۷ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۱۵ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۷۲:
خوش صحیح است...
Seraj Hosseini در ۷ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۰۸ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۷۲:
پوزش خوش از قلم افتاد...
بیت هفتم مصرع دوم لطفاً تصحیح بفرمایید،
ارنی گفتن موسی به سر طور است...
درود و مهر فراوان
Seraj Hosseini در ۷ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۲۲:۰۶ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۷۲:
بیت هفتم مصرع دوم لطفاً تصحیح بفرمایید،
ارنی گفتن موسی به سر طور است...
درود و مهر فراوان
مجید آذزخش در ۷ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۲۰:۰۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۲۱۴ - منجذب شدن جان نیز به عالم ارواح و تقاضای او و میل او به مقر خود و منقطع شدن از اجزای اجسام کی هم کندهٔ پای باز روحاند:
در مصرع دوم بیت هشتم بجای "هفتاد من " نوشته شده "هشتاد تا"
حسنک در ۷ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۵۸ دربارهٔ عارف قزوینی » تصنیفها » شمارهٔ ۱۴ - از کفم رها:
هم زنده یاد مرضیه و هم زنده یاد محمدرضا لطفی در ابوعطا این ترانه اجرا کرده اند.
مجید آذزخش در ۷ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۵۸ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۲۱۴ - منجذب شدن جان نیز به عالم ارواح و تقاضای او و میل او به مقر خود و منقطع شدن از اجزای اجسام کی هم کندهٔ پای باز روحاند:
در مصرع دوم بیت هشتم بجای "هفتاد من" نوشته شده "هشتاد تا"
الهام ملک محمدی در ۷ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۹:۱۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵:
هروقت و هرجا می بینم بحث روی عشق زمینی یا آسمانی یه شاعر هست
فقط یاد اون بحث قدیمی اول مرغ بوده یا تخم مرغ می افتم !!!!
اصل موضوع رو رها کردید و به فرعش چنگ زدید !
هیچ اتفاقی توی این دنیا به ناگهان و در لحظه رخ نمیده !
تمام مشکل از اون جایی شروع میشه که گذر زمان رو نادیده میگیرید
و این , انسان رو تغییر میده
انسان تو هر مسیری که قدم بگذاره چه صحیح چه ناصحیح , همیشه به سوی تکامل قدم برمیداره ,
و این تکامل مثل رسیدن میوه میمونه ,
میوه ی نارس زمان می خواد تا رسیده بشه
تا به وزنی برسه که شاخه دیگه تاب نگه داشتنش رو نداشته باشه و به زمین بیفته ...
زمان , زمان , زمان
همین
حسین در ۷ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۴۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۴:
میخواستم، نهیبی به همه بزنم که مدعیند و معنای واضح یک مصرع سعدی را نمیگیرند و حتی در پی تغییرش هستند که دیدم در آخرین کامنت آقای قربانی این معنای روشن را گرفتهاند.
الهام ملک محمدی در ۷ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۴۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۰:
درود
با قاطعیت میگم گرفتم صحیح است و به مصراع بعد استناد می کنم,
گفتم رو برای جواب سوال به کار می برند کسی از شما می پرسد دلیل اون کارت چی بود و شما می گویید! (گفتم) یعنی جای سوالی دیگه باقی نیست
اما گرفتم , فرض کردم من همچین کاری رو هم کردم
کدام سرو به بالای دوست مانند است ??
سعدی داره یک فرضیه رو با یک پرسش ساده (کدام) رد میکنه
شما برو بوستان به وجد میای سرحال میشی ...
گیرم که رفتم بوستان مگه سروی به بلندی دوست پیدا میشه ?
احمد آذرکمان ۰۴۹۰۳۰۰۶۶۹.a@gmail.com در ۷ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۸:۰۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۹۵:
ای زمان بیمن مرو
غول را وقتی که از چاه در می آید اگر نبینی ، و راجع به آن حرف بزنی فایده ندارد .
『غلامحسین ساعدی』
『1』
آب باران دور چاه حیاط جمع شده بود . انگار اولین بار بود که چشمم به آن گلدان سیاه رنگ می افتاد . گلدان سیاه رنگی که یک گل کوچک آبی داشت .
به گل کوچک آبی که نگاه کردم نفهمیدم چطور و چرا یک دفعه حیاط بزرگ تر شد . انتهای حیاط یک درخت انجیر دیدم ، که یک زن پای آن نشسته بود . یک زن که کیمانوی یک دست سفیدی به تن داشت ، و روی موهایش دو شانه ی چوبی خوشرنگ فرو رفته بود . داشت هایکو می نوشت .
گنجشک ها روی هایکوهایش فضله می ریختند و او مدام می خندید . من هم خندیدم . همه ی دیوارها کاهگلی شدند . چند پسر بچه تخس آمدند که از درخت بالا بروند . در دست همه شان عقربه های ساعت بود . مات پسر بچه ها بودم که دست های چروکیده ی یک پیرمرد روی شانه هایم گذاشته شد . برگشتم . از صورت پیرمرد یک عینک سیاه و کج وکوله بیرون زده بود ، از من آب یخ می خواست . من خیسِ باران بودم . می لرزیدم . دندانم به دندانم می خورد . پیرمرد می خندید . گاهی ریش و سبیل داشت و گاهی ریش و سبیل نداشت و مدام می گفت : «من گم شدم در تو ؟ یا تو گم شدی در من ؟ ای زمان !» . هوا بوی گوسفند می داد . پسر بچه ها بع بع می کردند و از بالای درخت ، پی در پی می خندیدند . زن کیمانوپوش بلند شد دو کف دستش را جلوی دهان پیرمرد گرفت و گفت برفآبه است . پیرمرد دهان از کف دست های زن کیمانوپوش بر نمی داشت . پسر بچه ها مدام می خندیدند و از یک تا دوازده می شمردند .
احمد آذرکمان ـ 16 08 97
امین در ۷ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۷:۰۲ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۶ - در ستایش حضرت رسول (ص):
سلام خسته نباشید . ( بو که) درست است و نیازی به تغییر ندارد !
در قدیم بو به معنی آرزو بود و معنی بیت هم درست است
علیرضا در ۷ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۴۶ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب پنجم در عشق و جوانی » حکایت شمارهٔ ۸:
این شعر را مدتها پیش در جایی که دقیق در خاطرم نیست اینگونه دیدم
رشکم آید که کسی سیر نظر در تو کند
باز گویم که کسی سیر نخواهد بودن
لاله در ۷ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۳۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹:
کاملا توجیه نشدم ولی تشکر می کنم که وقت گذاشتید خیلی متشکرم
الهام ملک محمدی در ۷ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۶:۰۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳:
درود مجدد
در تکمیل کامنتم مایلم اضافه کنم که خواجه تمایل داشتن که زیباترین و بهترین شهر جهان معاصرش رو به یک خال طرف که شاید بی ارزش ترین عضو صورتش بوده ببخشه
خال بیشتر نماد , یک ویژگی که نشانه ی خاص کسی هست و از اون طرف چون فرمودن خال هندو شاید منظور تیغ هندی بوده که اصلا ایرانی ها هند رو با تیغ هندی می شناختن
شاید طرف دستی به شمشیر داشته,
ترک شیرازی هم شاید همون نوادگان اشغالگران ایران باشن که نوادگانشون درسته نژاد ترک داشتن ولی به نوعی دیگه شیرازی هم بودن
کوروش گرامی در ۷ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۲۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۴۷ - تشبیه کردن قرآن مجید را به عصای موسی و وفات مصطفی را علیه السلام نمودن بخواب موسی و قاصدان تغییر قرآن را با آن دو ساحر بچه کی قصد بردن عصا کردند چو موسی را خفته یافتند:
ان چنان کرد و از آن افزون که گفت
او بخفت و بخت و اقبالش نخفت
به یاد انبوه مساجد زیبا و دیدنی در کشور ترکیه و شهر استانبول افتادم که بعد از 1400 سال قدم به قدم این شهر نام پیامبر اسلام روزی 5 بار در آسمان طنین انداز میشود .
الهام ملک محمدی در ۷ سال و ۳ ماه قبل، چهارشنبه ۱۶ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۱۵:۰۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳:
درود ,
همین حالا هم وقتی کسی رو ناراحت کنیم , میگن : برو دلش رو به دست بیار,
و حافظ هم ظاهرا از کسی رنجیده و منتظر دلجویی بوده که پیشاپیش هم گفته اگه بیاد سمرقند و بخارا رو به خال هندوش می بخشم اون زمان سمرقند به گونه ای گران قیمت ترین شهر دنیا بوده
من برداشت بیشتری نمیتونم داشته باشم فقط خود حافظ می دونه جریان چیه,
چون در ادامه ی شعر به صراحت میگه :
که کس نگشود و نگشاید به حکمت این معما را
شهلا در ۷ سال و ۳ ماه قبل، پنجشنبه ۱۷ آبان ۱۳۹۷، ساعت ۰۰:۱۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۰۵: