گنجور

حاشیه‌ها

 

به نظر مصراع دوم این‌گونه می‌آید:

سیر آن در رضای خالق جُست

طغرل طهماسبی در تاریخ ۲۵ اسفند ۱۳۸۹ ساعت ۱۱:۴۳ دربارهٔ تمامی این ستایش بر سبیل اشتراک


از آخر بیت ۴ :

سر این با خدای و خلق درست

سیر آن در رضای خالق چیست

قافیه نادرست می‌نماید !

طغرل طهماسبی در تاریخ ۲۵ اسفند ۱۳۸۹ ساعت ۱۱:۳۹ دربارهٔ تمامی این ستایش بر سبیل اشتراک


بیت اول حکایت می کند و شکایت می کند جایجا نوشته شده است.

Anonymous در تاریخ ۲۵ اسفند ۱۳۸۹ ساعت ۶:۱۱ دربارهٔ بخش ۱ - سر آغاز


بیت ۱۶: چرا پس ترک دو عالم ‌نگیری.

معنی یکسان است اما وزن مصرع مندرج غلط است.

مصحح: خودم.

دکتر وکیلی در تاریخ ۲۵ اسفند ۱۳۸۹ ساعت ۲:۳۳ دربارهٔ الحکایه و التمثیل


بیت اول: چو مرد آن پیرمرد و پیر اصحاب

بیت ۴: خدایت کیست ، چیست اینجا جوابت
وزن اشکال دارد.

دکتر وکیلی در تاریخ ۲۵ اسفند ۱۳۸۹ ساعت ۲:۲۹ دربارهٔ الحکایه و التمثیل


بیت۳۷: گر از من ذرهٔ ماند د گر هیچ.
در نسخه اندیشه گستر و دگر هیچ آمده، بدیهی است واو زاید است.

دکتر وکیلی در تاریخ ۲۵ اسفند ۱۳۸۹ ساعت ۲:۲۴ دربارهٔ الحکایه و التمثیل


بیت۱۱: عذاب جان عاشق از جداییست.
مصحح: خودم. معنی آنقذر واضح است که نیاز به توضیح ندارد.

بیت۱۲: بقایش در فنا پیوسته گردد.

مصحح: خودم. معنی واضح است و نیاز به توضیح ندارد.

دکتر وکیلی در تاریخ ۲۵ اسفند ۱۳۸۹ ساعت ۲:۲۱ دربارهٔ الحکایه و التمثیل


بیت ۲۲: نبودی بود بودی کان شنودی
از نسخه چاپ اندیشه گستر

بیت ۲۴: ترا چون از بلی گفتن خبر نیست. مصحح :خودم
با توجه به بیت ۲۲، این دو بیت اشاره است به آیه : الست بربکم، قالو بلی

دکتر وکیلی در تاریخ ۲۵ اسفند ۱۳۸۹ ساعت ۲:۱۵ دربارهٔ الحکایه و التمثیل


بیت ۹۸: گهی مرداری و گه پیر اسرار

وکیلی در تاریخ ۲۵ اسفند ۱۳۸۹ ساعت ۲:۰۶ دربارهٔ المقاله الخامسه


بیت ۱۱: خرد جز ظاهر عالم نبیند

توضیح: اولاً معنی ناقص است، زیرا خرد عالم دیگر را نمیبیند، و فقط ظاهر این جهان را میبیندو صحبت از ضاهر جهان دیکر(آخرت) بی معنی است. ثانیاً وزن غلط است.

وکیلی در تاریخ ۲۵ اسفند ۱۳۸۹ ساعت ۲:۰۲ دربارهٔ المقاله الخامسه


بیت سوم: چو زیر از عشق رمز و راز می‌گوی

وکیلی در تاریخ ۲۵ اسفند ۱۳۸۹ ساعت ۱:۵۸ دربارهٔ المقاله الخامسه


بیت نود و هفتم: چو علمت از عبادت عین گردد

مصحح: خودم- با توحه به این که بین بیمعنی است و با توجه به مصرع قبلی عین بودن آن مسلم است. وهمچنین با توجه به معنی مصرع بعدی.

وکیلی در تاریخ ۲۵ اسفند ۱۳۸۹ ساعت ۱:۵۲ دربارهٔ المقالة الرابعه


گفت بی رؤیت شری خود فاسدیست

اشرفی در تاریخ ۲۴ اسفند ۱۳۸۹ ساعت ۲۲:۰۴ دربارهٔ بخش ۱۲۸ - آمدن نایب قاضی میان بازار و خریداری کردن صندوق را از جوحی الی آخره


درود به همه ی دوستان فرهیخته و فرزانه

برخی یاوه گویان می گویند به جز فردوسی بزرگ و

حکیم ناصر خسرو دیگر شاعران مانند سعدی و حافظ

و مولانا هم جسن باز بوده اند و ای بسا این فرخ را هم

یکی از دوستان حافظ می دانند که با او رابطه داشته

گر چه سخت منکر می شوم با اینهمه ایشان به

کتاب ” شاهد بازی در ادبیات پارسی نوشته ی

استاد سیروس شمیسا استناد کردند که من

دریافتم دست کم مولانا ، پدرشان و شمس و

برخی دیگر سخت از امرد بازی و هم جنس بازی

بیزار بوده اند . دیدگاه شما دوست گرامی چیست ؟

برای پاسخ گویی به این نشانی مراجعه کنید

http://movlanasemirom.blogfa.com/

شاد زی و شادی گستر باش
شاد زی ، مهر ورز ، فراجهانی باش
گر خدا خواهد تا درودی دیگر بدرود.

صفا از مولانا صفا در تاریخ ۲۴ اسفند ۱۳۸۹ ساعت ۱۳:۲۴ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۹۹


درود دوستان فرهیخته و فرزانه :

صفا :» ” الغیاث ” = فریاد رس ، این ” ث ” را برای به در کردن رقیب در مشاعره

به کار می رند گویا دیگر ” ص ” س ” ث ” همه همان سین ” س ” حساب می شود

بهتر هست به کارش نبریم تکراری شده و ناجوانمردی است اینگونه رقیب را از میدان

به در کنیم .

[ناراحت][گل]

صفا از مولانا صفا در تاریخ ۲۴ اسفند ۱۳۸۹ ساعت ۱۳:۱۶ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۹۶


درود به همه ی دوستان فرهیخته این غزل شگفت حافظ را ” علیرضا عصار ” خوانده اند در همان آغاز کارشان به گمانم سال های ۱۳۷۸ یا ۱۳۷۹ در نوار ؟؟

به هر روی با سپاس از گنجور و دیگر دوستان .

شاد زی و شادی گستر باش
شاد زی ، مهر ورز ، فراجهانی باش
گر خدا خواهد تا درودی دیگر بدرود.

صفا از مولانا صفا در تاریخ ۲۴ اسفند ۱۳۸۹ ساعت ۱۳:۰۷ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۹۴


این حکایت سعدی چند صد سال بعد در کتاب بینوایان ویکتورهوگو تحت عنوان داستان دزدیدن شمعدانی ها بوسیله ژان وال ژان ودستگیری وی توسط پلیس و اظهار پدر روحانی مبنی بر اینکه شمعدانی متعلق به او بوده و چند وسیله دیگر را نیز جا گذاشته وبا این گفتار اسباب آزادی او را فراهم می سازد آمده است

محمدرضامرتضوی شاهاندشتی در تاریخ ۲۳ اسفند ۱۳۸۹ ساعت ۲۱:۱۹ دربارهٔ حکایت شمارهٔ ۱۴


درود به همه ی دوستان گرامی و فرهیخته :

این غزل شگفت و عرفانی مولانا را استاد فرزانه شهرام

ناظری به زیبایی هر چه تمام تر در نوار ( آلبوم ) مهتاب رو

با آهنگسازی کیخسرو پور ناظری ، خوانده اند .

نام و نوار : مهتاب رو

خواننده : استاد فرزانه شهرام ناظری

آهنگساز و سرپرست گروه : کیخسرو پور ناظری

نخستین بار ۱۳۷۴ شنیدمش بسیار شگفت و عرفانی است .

شاد زی و شادی گستر باش
شاد زی ، مهر ورز ، فراجهانی باش
گر خدا خواهد تا درودی دیگر بدرود.

[قلب][تعجب][رضایت]

صفا از مولانا صفا در تاریخ ۲۳ اسفند ۱۳۸۹ ساعت ۱۰:۰۷ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۲۴۵


درود به همه ی دوستان فرهیخته و دوست دار شعرهای ناب و بهاریه های شعر پارسی :

به گفته ی استاد محمد علی سجادی استاد دانشگاه در برنامه ی ” باد صبا ”

که در روز شمار ۰۸ فروردین ۱۳۷۶ این غزل مولانا ( بهاریه = شعری که درباره ی

بهار سروده شده ) را زیباترین بهاریه پارسی دانستند .

خوب به آهنگ این غزل شگفت دقت کنید . با سپاس از شما دوست

گرامی که در پی بهترین های هر چیزی هستید .

شاد زی و شادی گستر باش
شاد زی ، مهر ورز ، فراجهانی باش
گر خدا خواهد تا درودی دیگر بدرود.

[قلب][گل][رضایت]

صفا از مولانا صفا در تاریخ ۲۳ اسفند ۱۳۸۹ ساعت ۹:۴۳ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۲۴۲۸


با سلام
بیت اول مصرع دوم به نظرم باید: “جانم”به زیارت لب آمد. باشد.

Anonymous در تاریخ ۲۳ اسفند ۱۳۸۹ ساعت ۸:۲۹ دربارهٔ غزل شمارهٔ ۱۵۸


[صفحهٔ اول] … [۲۷۵۶] [۲۷۵۷] [۲۷۵۸] [۲۷۵۹] [۲۷۶۰] … [صفحهٔ آخر]