گنجور

حاشیه‌ها

عبدالله در ‫۶ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۱۰ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۴۰ دربارهٔ باباافضل کاشانی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸۳:

مصرع آخر احتمالا اینطور باشه:
تیهو چو فدای باز شد باز شود

عماد جاوید در ‫۶ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۱۰ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۱۵ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۵:

لطفا در مصرع آخر
واژه کشمکش جایگزین گردد

آرمین در ‫۶ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۱۰ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۱۴ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸:

دربیت چهارم، زایل می شود صحیح است.

معدنی در ‫۶ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۱۰ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۳۴ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب سوم در فضیلت قناعت » حکایتِ شمارهٔ ۱۴:

موسی علیه السلام درویشی را دید از برهنگی به ریگ اندر شده گفت ای موسی دعا کن تا خدا عزّوجلّ مرا کفافی دهد که از بی طاقتی به جان آمدم موسی دعا کرد و برفت. پس از چند روز که باز آمد از مناجات مرد را دید گرفتار و خلقی انبوه برو گرد آمده گفت این چه حالتست؟ گفتند خمر خورده و عربده کرده و کسی را کشته اکنون به قصاص فرموده‌اند و لطیفان گفته‌اند:
گربه مسکین اگر پر داشتی
تخم گنجشک از جهان برداشتی
عاجز باشد که دست قوت یابد
برخیزد و دست عاجزان برتابد
و لو بسط الله الرزق لعباده لبعوا فی الارض
موسی علیه السلام به حم جهان آفرین اقرار کرد و از تجاسر خویش استغفار
ماذا اخاضک یا مغرور فی الخطر
حتی هلکت فلیت النمل لم یطر
بنده چو جاه آمد و سیم و زرش
سیلی خواهد به ضرورت سرش
آن نشنیدی که فلاطون چه گفت
مور همان به که نباشد پرش
پدر را عسل بسیار است ولی پسر گرمی دارست.
آن کس که توانگرت نمیگرداند
او مصلحت تو از تو بهتر داند
کلیات سعدی.تصحیح محمد علی فروغی و مقابله با دو نسخه معتبر دیگر. به کوشش بها الدین خرمشاهی انتشارات دوستان. چاپ سوم ص 95

معدنی در ‫۶ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۱۰ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۲۷ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب سوم در فضیلت قناعت » حکایتِ شمارهٔ ۱۲:

خشکسالی در اسکندریه عنان طاقت درویش از دست رفته بود درهای آسمان بر زمین بسته و فریاد اهل زمین به آسمان پیوسته
نماند جانور از وحش و طیر و ماهی و مور
که بر فلک نشد از بی مرادی افغانش
عجب که دودِ دلِ خلق جمع می نشود
که ابر گردد و سیلاب دیده بارانش
در چنین سال، مخنثی، دور از دوستان که سخن در وصف او ترک ادب است. خاصه در حضرت بزرگان. و به طریقِ اهمال از آن درگذشتن هم نشاید. که طایفه ای بر عجز گوینده حمل کنند. بر این دو بیت اقتصار کنیم که اندک، دلیل بسیاری باشد و مشتی نمونه خرواری.
گر تتر بکشد این مخنّث را
تتری را دگر نباید کشت
چند باشد چو جِسر بغدادش
آب در زیر و آدمی در پشت
چنین شخصی که یک طرف از نعت او شنیدی دراین سال نعمتی بیکران داشت تنگدستان را سیم و زر دادی و مسافران را سفره نهادی گروهی درویشان از جور فاقه به طاقت رسیده بودند آهنگ دعوت او کردند و مشاورت به من آوردند سر از موافقت باز زدم و گفتم
نخورد شیر، نیم خورده ی سگ
ور بمیرد به سختی اندر غار
تن به بیچارگی و گرسنگی
بنه و دست پیش سفله مدار
گر فریدون شود به نعمت و ملک
بی هنر را به هیچ کس مشمار
پرنیان و نسیج بر نااهل
لاجورد و طلاست بر دیوار
کلیات سعدی.تصحیح محمد علی فروغی و مقابله با دو نسخه معتبر دیگر. به کوشش بها الدین خرمشاهی انتشارات دوستان. چاپ سوم . ص 94

محمد بختیاری در ‫۶ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۱۰ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۱۵ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۷۰:

چقد پیچیده بیان کرده جناب سنایی
به نظرم ساده تر میشد قابل فهم تر و تاثیر گذار تر بود
مثلا :
گرچه آب رفته باز آید به رود
ماهی بیچاره اما مرده بود

ز.آ در ‫۶ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۱۰ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۱۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴:

صرفا به جهت تکمیل مطالب دوستان در خصوص غزل شماره 34 از دیوان شمس مطرح میکنم، این غزل به تفصیل در برنامه شماره 443 گنج حضور با اجرای آقای پرویز شهبازی تفسیر شده است و در وبسایت ایشان میتوانند براحتی جستجو کنند. www.parvizshahbazi.com
با تشکر فراوان

برهان حسنی در ‫۶ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۹ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۳۲ دربارهٔ عارف قزوینی » تصنیف‌ها » شمارهٔ ۱۴ - از کفم رها:

استاد لطفی هم توی آلبوم “خموشانه” این تصنیف رو خوندن
ابوعطا خوندن اگه اشتباه نکنم

ناصر در ‫۶ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۹ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۲۸ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۸ - گفتار اندر فراهم آوردن کتاب:

واقعاَ این محسن 2 راست گفته که خالقی مطلق اشتباه زیاد داره یا بعضی چیزا رو عوض می کنه
آخه
تو این را دروغ و فسانه مدان!
به یَکسان رََوِِشنِِ زمانه مدان!
یعنی چه
در تمام شاهنامه لغت ” رَوِشنِ “ آیا وجود دارد؟
اگر کسی میداند ،بیاورد

محمد در ‫۶ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۹ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۲۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۹۷:

شعر بسیار پر معنی هست و ایرج هم آواز بسیار زیبایی روی این شعر خوندن . تشکر

ابوالفضل در ‫۶ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۹ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۴۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۰۹:

بزرگان عزیز مشاهدۀ مصرع نخست بیت اول بنده را حیران ساخت. همه جا و همیشه این مصرع را "من مست و تو دیوانه" میخواندیم.
دوم: محس نامجو نیز، بدون توجه به مشی سیاسی یا دینی او، نیز این غژل را بسیار سیوا خوانده است.

آرش در ‫۶ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۹ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۴۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۰:

سلام
واقعا نمی‌دونم چرا بعد از اون مثالی مجهول 7 از خود حضرت سعدی آوردند بازهم درباره به شیر یا بشیر و... بحث ادامه داره، مگر ما از خود سعدی بالاتریم که به وجود چنین ارجاعی از جانب این دوست به این غزل باز هم نظر میدیم ، به گمانم وقتی خود حضرت حرفی بیان میکنند
ما باید بیان رو کوتاه کنیم

alimardani در ‫۶ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۹ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۵۲ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۹:

20

پریا در ‫۶ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۹ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۸:۴۲ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۸ - گفتار اندر فراهم آوردن کتاب:

بیت ششم
به تصحیح جلال خالقی مطلق:
تو این را دروغ و فسانه مدان!
به یَکسان رَوِشنِ زمانه مدان!

احمد در ‫۶ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۹ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۲۰ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۶:

چو تو خود کنی اختر خویش را بد
مدار از فلک چشم نیک اختری را
فکر میکنم آغاز این بیت باید اینجور باشه: تو چون خود کنی.....

.. در ‫۶ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۹ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۳۲ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۲۵:

این دم از عالم عشق است
به بازی مشمر..

.. در ‫۶ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۹ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۳۰ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۹۳:

ره به کار تو ...؟

شیما در ‫۶ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۹ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۱۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۷۴:

مندیل به معنای دستمال است. پارچه ای که با آن دست یا عرق را پاک کنند.

مرتضی در ‫۶ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۹ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۳۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲۴۷:

سلام
با توجه به اینکه در مصرع دوم از زبان و سخن استفاده شده آیا نمیتونه جزوم از جزم (به معنای ساکن شدن و سکوت کردن) آمده باشد؟

حمید در ‫۶ سال و ۱۱ ماه قبل، جمعه ۹ فروردین ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۰۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۷:

هوشیار کسی است که از عشق دوری کند، این خلق و خویی که من دارم، با عقل سازگاری ندارد.
هر کس که دلش جایگاه حقیقت است، اگر کل دنیا و آخرت را داشته باشد، همه را نثار یک نفر می‌کند.
اگر شکنجه و عذاب به صورت سیل نازل شود، انسان شیفته نمی‌ترسد. اگر بلا همچون تیر بر سر ببارد، انسان دیوانه از آن دوری نمی‌کند.
آخر من دراین بیابان شوریدگی تنها نیستم؛ عشق لب شیرین تو شور بسیاری به پا می‌کند.
من که بی‌اقبال هستم چه ترفندی به کار ببرم تا از دیدار تو برخوردار شوم؟ آنکه بنیه‌ای نداشته باشد، هر چقدر هم که تلاش کند، آخرش توسری‌خور می‌شود.
اگر مرا صدا بزنی، به من لطف کرده‌ای. اگر من را از خود برانی، عدالت را اجرا کرده‌ای. کسی که از آزار تو فرار می‌کند، قدرشناس تو نیست.
از زمانی که دلداده تو شدم، جلوی ورود دیگران (به دلم) را گرفتم. آنجایی که تو می‌نشینی، آشوب زیادی به پا می‌شود.
سعدی هرگز نظر از چهره تو برنمی‌دارد. اگر رویت از او برگردانی، به پایت می‌افتد.

۱
۲۶۹۷
۲۶۹۸
۲۶۹۹
۲۷۰۰
۲۷۰۱
۵۷۲۳