عباس الاشعری در ۶ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۳۹ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۵۵ - عذر گفتن دلقک با سید اجل کی چرا فاحشه را نکاح کرد:
به نظر می آید اشتباه ودرست است.
مو ضوع متناسب با بیت آخر در انتهای حکایت قبلی است. که تدبیر آدمی یا همان عقل دور اندیش، همیشه درست از آب در نمی آید. دلقک می گوید نه زن مستور را نکاح کردم و هر کدام عاقبت نا مستور از آب در آمدند پس این بار زن بد گرفتم تا ببینم عاقبت چه می شود . این را در جواب سید می گوید که از اقدامش تعجب می کند و می گوید اگر با من مشورت می کردی از بدکاره بودن این زن که گرفتی خبرت می کردم . اوهم می گوید خودم می دانستم عمدا گرفتم . نه تا رو با عقل به اصطلاح دوراندیش گرفتم اون جور شد حالا از این به بعد جنون را پیشه می گیرم.
موافق آیه
عَسی أَنْ تَکْرَهُوا شَیْئاً وَ هُوَ خَیْرٌ لَکُمْ وَ عَسی أَنْ تُحِبُّوا شَیْئاً وَ هُوَ شَرٌّ لَکُمْ وَ اللّهُ یَعْلَمُ وَ أَنْتُمْ لاتَعْلَمُونَ
چه بسا چیزی را خوش نداشته باشید، حال آن که خیر شما در آن است; و یا چیزی را دوست داشته باشید، حال آن که شرّ شما در آن است. و خدا می داند، و شما نمی دانید.
مهدی قناعت پیشه در ۶ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۳۳ دربارهٔ جامی » هفت اورنگ » سلسلةالذهب » دفتر اول » بخش ۳۹ - در بیان آنکه در کلام سابق مذکور شد منافی اثبات اختیار آدمی نیست و در تحقیق معنی اختیار و جبر:
چه زیبا درک خدارا ساده نموده برای انسانها
هر چه خیرست،خالق سبباش
اختیاری نهد خرد لقباش
وگرآید بی خرد، همان افکار
اضطراری توست، بی اجبار
هست بی اختیار زقدرت دور
فاعل آن ولی بر آن مجبور
مجید امیری در ۶ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۰۵ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۱۵۳ - در حکمت و موعظت:
بنظر می رسد که در بیت اول غلط املایی وجود دارد که معنا را هم دگر گون می کند. «اما یقول الظالمون» باید عَمَّا یَقُولُ الظَّالِمُونَ باشد. یعنی ای کسی که ذات تو منزه است از آنچه که ستمکاران می گویند.
دریا در ۶ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۵۶ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۹۹۶:
فقط اون قسمت وه چ عجب جانوری
یوسف در ۶ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۲۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۴:
چون طفل دوان در پی گنجشک پریده،
زیبا و غم انگیز
مهرداد پارسا در ۶ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۲:۱۹ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۹:
این رباعی به نظر تقلیدی ناشیانه از بعضی رباعیات خیام است که فصاحت و شیوایی رباعیات اصل را ندارد.
هر سبزه که برکنار جویی رسته است
گویی ز لب فرشتهخویی رسته است
پا بر سر سبزه تا به خواری ننهی
کان سبزه ز خاک لاله رویی رسته است
محمد طهماسبی در ۶ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۴۷ دربارهٔ سعدی » رسائل نثر » شمارهٔ ۶ - تقریرات ثلاثه:
با درود خدمت اساتید
"آمیزاده نگه دار که مصحف ببرد" به چه معناست؟ سپاسگزارم
مهرداد پارسا در ۶ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۴۱ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۹:
مفهوم این رباعی اینقدرها پیچبده نیست. البته او نیم نگاهی هم به مابعدالطبیعه کلاسیک مدرسی داشته که شاید امروز دیگر علمی به نظر نرسد اما او در بیت نخست می گوید که اگر افلاک که هر یک نماینده یکی از عقول مدبر حیات هستند (9 فلک و 10 عقل که عقل 10 ام خود رئیس افلاک و 9 عقل دیگر است) باعث ایجاد زندگی و به وجود آمدن مردمان و از جمله خردمندان شده اند، پس هوشیار باش که که افلاک عاقل مدبر که این گونه سرگردان اند تو مبادا سررشته خرد خود را از کف بدهی! این بیان نوعی ریشخند نظام هستی و مابعدالطبیعه پذیرفته شده عصر است. نوعی طنز لطیف در آن وجود دارد. . این رباعی در ادامه همین رباعی است:
نیکی و بدی که در نهاد بشر است
شادی و غمی که در قضا و قدر است
با چرخ مکن حواله کاندر ره عقل
چرخ از تو هزار بار بیچارهتر است
شاید خیام با این ابیات حتی مابعدالطبیعه ارسطویی که مورد تایید دانشمندان عصر او بوده است را نیز به نوعی زیر سوال برده باشد. لااقل در آن تردید کرده است.
محمدامین در ۶ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۳۳ دربارهٔ جامی » هفت اورنگ » لیلی و مجنون » بخش ۲ - دست فکرت در سلسله ممکنات زدن و به ذروه توحید واجب برآمدن:
سلام و درود
وَ لَن یُؤَخِّرَ اللَّـهُ نَفْسًا إِذَا جَاءَ أَجَلُهَاۚ وَ اللَّـهُ خَبِیرٌ بِمَا تَعْمَلُونَ ﴿منافقون/11﴾
آن دم که رسد نفس به آخر
گردد سکرات موت ظاهر
جز دامن فضل او نگیریم
میریم به یاد او چو میریم
سپهر سمیعی در ۶ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۱:۱۵ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان کاموس کشانی » بخش ۱:
به نظر میرسد خطای تایپ در در بیت زیر وجود دارد:
می گشت گردان و شد روز تار
یکی ابر بست از بر کارزار
به نظر میرسد صحیح آن به صورت «زمین گشت» باشد:
زمین گشت گردان و شد روز تار
یکی ابر بست از بر کارزار
سنا در ۶ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۴۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۱۵:
یعنی هیچ کسی معنی این دو جمله رو نمیدونه یا خودتون نمیخواین بگین؟!!!
منتظر در ۶ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۲۷ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۴۶:
میشه شرح کامل این غزل رو بزارید ؟؟ ممنونم
منتظر در ۶ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۱۰:۲۶ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۴۶:
میشه شرح کامل این غزل رو بزارید ممنونم
محسن حیدرزاده جزی در ۶ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۰۴:۲۷ دربارهٔ نظامی » خمسه » لیلی و مجنون » بخش ۱۶ - بردن پدر مجنون را به خانهٔ کعبه:
براد فعل دعایی از مصدر بردن است ؛ یعنی الهی ببرد
rezasafari در ۶ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۰۳:۱۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱۵:
روان شاد ، آقای سروستانی ابیاتی از این غزل را بسیار زیبا به آواز، خوانده اند
شهرام زندی در ۶ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۳۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر دوم » بخش ۲ - هلال پنداشتن آن شخص خیال را در عهد عمر رضی الله عنه:
موی کژ سپید و گمراه کننده چیزیست که در این سیستم خلقت به هزاران شکل جایگذاری شده است
راست کردن اجزا از راستان ، در حقیقت دادن غذای نیکوست به روح انسان
اما کافی نیست
متاسفانه اکثرا در همین مرحله میمانند و راستان را تبدیل به اغیار میکنند انسانها ؛
آستان ، آستان جانان است
بر آستان جانان گر سر توان نهادن
گلبانگ سربلندی بر آسمان توان زد
کفار در این سخن ، کافران عشقند نه مذهب
اغیار ، همه چیز غیر از حق است
و بعد ابلیس رو توضیح میده
هشدار بسیار مهمی میدهد مولانا که بر سر شطرنج چستست این غراب
مهدی قناعت پیشه در ۶ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۰ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۱۹ دربارهٔ جامی » هفت اورنگ » سلسلةالذهب » دفتر اول » بخش ۳۹ - در بیان آنکه در کلام سابق مذکور شد منافی اثبات اختیار آدمی نیست و در تحقیق معنی اختیار و جبر:
درک خیریت اختیار بود
آن به تعلیم کردگار بود
هرکه درفعل خود بود مختار
فعل او دور باشد از اجبار
گرچه از جبر، فعل او دورست
اندر آن اختیار مجبورست
نفرت و مرز بشر از زورست!
یا که خیر در آن مجبورست؟
حسین در ۶ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۰ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۱۹ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۸۶:
خدارو شکر یکی بود همچین شعری بنویسه
و یکی دیگه مثل ایرج بسطامی بود تا اونو بخونه و به این زیبایی به گوش ما برسه
هم موسیقیمون و ادبیاتمون حفظ بشه
ما خودمون موسیقی داشتیم یاد استادان موسیقیمون بخر
#شجریان #ایرج_بسطامی
سنا در ۶ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۱۰ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۴۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۱۵:
شاگرد لوح جان شدم زین حرفها خط خوان شدم
کشتی و کشتی بان شدم اندر چنین جیحون خوش
شاگرد لوح جان شدم یعنی جی؟منظورش از جیحون خوش چیه؟
سنا در ۶ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱۱ آذر ۱۳۹۸، ساعت ۲۱:۴۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۱۵: