گنجور

حاشیه‌ها

م.۱.ذاکری در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲۵ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۲۳:۰۲ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » تصنیفها » مرغ سحر (در دستگاه ماهور):

ما بخش دوم رو هم در کلاس های اموزشی در دهه 70 داشتیم. اما محتوای قطعه اول تقریبا محدودیت زمانی ندارد و می تواند وصف حال یک فرد یا کل اوضاع روز جامعه باشد ولی با توجه به محتویات قطعه دوم بخش هایی از ان با اوضاع اجتماعی فعلی هم خوانی ندارد. مثلا زارع و ارباب یاد اور دوران فئودالی مخصوص زمان خود است. بنابراین اگر چه بخش های عمده ای از ان با اوضاع اجتماعی روز هم خوانی دارد ولی شاید لازم باشد بخش دوم آن کمی بروز رسانی شود. شاید به همین خاطر باشد که زیاد بلزخوانی نشده است.

Abdul Sekandari در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲۵ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۲۲:۵۸ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۸:

سلام به همه شما مهربانان
فکر می‌کنم در این رباعی عمر خیام منظور از ابر زندگی است و منظور از سبزه همان انسان و منظور از باده یعنی انسان ها باید از زندگی کردن خود تا زمان که روی‌زمین است لذت ببر یعنی به شکل بهتر خوبتر

بیژن آزاد در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲۵ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۲۰:۰۹ دربارهٔ محتشم کاشانی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۳۰ - تجدید مطلع:

در بیت ما قبل آخر کرامت نادرست و کرمت درست است؟

حسین ش در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲۵ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۱۹:۱۰ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷۰:

در فلسفه مذهبی بحثی هست به عنوان اینکه اگر خدایی وجود دارد آیا او به همه چیز و همه کس که شامل گذشته - حال و آینده میشود آگاهی دارد یا نه. خیام اعتقادی به خدا و اسلام نداشته است و در بسیاری از اشعارش به قصه های کودکانه و غیر منطقی قران اشاره میکند. او بوسیله شعرهایش به کسانی مثل غزالی که با او همزمان بوده اند و بسیار مذهبی و ضد علم بوده اند گوشه و کنایه می زده. در این رباعی او با اشاره به قران می گوید خدا همه چیز را میداند و سر نوشت همه ما مشخص است و چون خدا همه چیز را از قبل میداند و تعیین کرده است ما نمیتوانیم چیزی را عوض کنیم بنا بر این برویم و خوش باشیم. این شعر مال یک شاعر عرفانی نیست چون در عرفان خوش باش بکار نمی برند. در عرفان تماما صحبت از خدا - مردن و زندگی بعد از مرگ است.

ناشناس در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲۵ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۱۶:۲۲ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۲:

سلام
میشه لطفا معنی بیت اول رو بفرمایید؟
ممنون.

امین در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲۵ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۱۵:۲۷ دربارهٔ نظامی » خمسه » خسرو و شیرین » بخش ۷۸ - بازگشتن خسرو از قصر شیرین:

در بعضی منابع در مصراع اول بیت هفتاد و یکم بجای "کاه" از "بید" استفاده شده که بنظر درست می آید (مثل بید لرزیدن). گر از هر باد چون *بیدی* بلرزی

مسلم روان در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲۵ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۵۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳:

اگر آن یار لر بدست آرد دل ما را
به خال هندویش بخشم زردکوه و دنا را
هر که می بخشد از ملک اجدادی اش ببخشد
ن چون حافظ که بخشد سمرقند وبخارا را
"مسلم روان"

سید محسن در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲۵ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۳۱ دربارهٔ قدسی مشهدی » ساقی‌نامه » بخش ۱:

مکن بر خراباتیان اشتلم----
اشتلم به معنای پرخاش گری است
نیفتد ز دست عطارد قلم-----
درست است

سید محسن در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲۵ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۲۱ دربارهٔ قدسی مشهدی » مثنوی‌ها » شمارهٔ ۳۴ - در مذمّت سخن‌ناشناسان:

شعر کم خوان.....-----
درست است

چالیست در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲۵ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۱۴:۱۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴:

غلامحسین بنان عزیز این غزل رو در یکی از آوازهاشون خوندند.
چون توی لیستی که سایت نشون میده نتونستم پیدا کنم آهنگ رو، در نتیجه اینجا می‌نویسم:
پیوند به وبگاه بیرونی
پیوند به وبگاه بیرونی

راضیه در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲۵ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۱۳:۳۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۲:

سلام
فکر میکنم در بیت پنج دوگانه خوانی داشته باشیم دُردکش ودردکش
هردو خوانش ها هم درست می باشد

بی نام در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲۵ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۵۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۰:

البته که زمان گذشته ومن دیر این سایت و پیذ کردم نظرات آقای ساقی شاید در نظر بعضی افراطی و برخی دیگر سراپا غلط باشه ولی روش ایشان در تفسیر ابیات بخصوص که بیتی از خود حافظ را به عنوان شاهد معرفی میکنند بسیار جاِب ومفید فایده است
در مورد بیت شرح این قصه......... اگر لغت پروانه به دو قسمت پروا و نه تقسیم شود معنی بیت به این صورت شکل میگیرد که پروانه در سخن و گفتار پروا ندارد پروا نه و این شمع است که در عین سوختن از عشق به دیگران روشنایی یا همان آگاهی میدهد و تاریکی و نادانی را فراری میکند پروانه در این محفل هیچ نمیداند وفقط عاشق ظاهر است

علی در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲۵ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۵۲ دربارهٔ هاتف اصفهانی » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۳ - مطلع دوم:

علم : پرچم , بیرق , علم , دم انبوه وپشمالوی سگ , زنبق , برگ شمشیری , سنگ فرش , جاده سنگ فرش , پرچم دار کردن , پرچم زدن به , باپرچم علا مت دادن , سنگفرش کردن , پایین افتادن , سست شدن , از پا افتادن , پژمرده کردن , علوم , دانش
تکاور
لغت‌نامه دهخدا
تکاور. [ ت َ وَ ] (نف مرکب ) بمعنی تک آورنده باشد یعنی حیوانات رونده و دونده عموماً و بمعنی اسب و شتر باشد که عربان فرس و جمل گویند خصوصاً. (برهان ) (آنندراج ). ستور رونده ٔ خوشرفتار عموماً و اسب و اشتر خوشرفتار خصوصاً. (ناظم الاطباء). از: تک +آور (آوردن ). (حاشیه ٔ برهان چ معین ). دونده . تیزتک . تندرو. اسب نجیب . (یادداشت بخط مرحوم دهخدا). اسب و شتر که نیک دونده و رونده بود. (شرفنامه ٔ منیری )
هیجا
لغت‌نامه دهخدا
هیجا. [ هََ ] (ع اِ) کارزار. (دهار) (غیاث اللغات ) (السامی ) (مهذب الاسماء). جنگ . (آنندراج ) (غیاث اللغات ). پیکار. حرب . (اقرب الموارد). نبرد. معرکه
دُلدُل، قاطر پیامبر(ص). پیامبر هنگام درگذشت، دلدل را همراه با دیگر مرکب‌ها و وسایل شخصی نظیر عمامه، جامه و عصا و انگشتری، به وصی خود حضرت علی بخشید. دلدل پس از شهادت امام علی، به امام حسن(ع) و سپس به امام حسین(ع) و پس از ایشان به محمد بن حنفیه رسید.
ثعبان . [ ث ُ ] (ع اِ) مار بزرگ . مار عظیم . اژدها.(غیاث اللغة) (نصاب الصبیان ) (السامی فی الاسامی ). اژدر. (بحر الجواهر). یا خاص است به مار نر. یا مطلق مار است
اعدا
لغت‌نامه دهخدا
اعدا. [ اَ ] (ع اِ) دشمن . (ناظم الاطباء). اعدای دین و دولت ؛ دشمن دین و دولت . (ناظم الاطباء). اعدا عدو؛ بطور مبالغه یعنی سخت دشمن و دشمن بزرگ . (ناظم الاطباء). دشمنان .
ذوالفقار (به عربی: ذُو ٱلْفَقَار) نام شمشیر علی بن ابی‌طالب بوده‌است.
عبیر
لغت‌نامه دهخدا
عبیر. [ ع َ ] (ع اِ) نوعی از خوشبوهای خشک که بر جامه پاشند. (آنندراج از صراح ) (غیاث اللغات ). نام خوشبوی که از صندل و گلاب و مشک سازند. (آنندراج از منتخب ) (غیاث اللغات ). زعفران یا بوی خوش با زعفران آمیخته . (منتهی الارب ). اخلاطی است از بوی خوش که با زعفران فراهم گردد. (اقرب الموارد)
غِلمان جمع «غلام» است .[1] غلمان در قرآن همانند حور به لؤلؤ مکنون تشبیه شده‌است یعنی قبلاً دستی به او نرسیده و چشمی آن را ندیده. پس غلمان همچون حور از مخلوقات بهشتی است زیرا بنی آدم در این تعریف دخیل نیستند که قبلاً چشمی آن را ندیده باشد.
آیات قرآن در مورد غلمان[ویرایش]
در قرآن یک بار از کلمه غلمان (غلامها) استفاده شده‌است: در آیه 24 سوره طور آمده‌است: «و پیوسته در گرد آن‌ها غلمان گردش می‌کنند که همچون مرواریدهای در صدفند.»[2]
دو بار هم (در سورهٔ انسان و سورهٔ واقعه) از ولدان (پسران) استفاده شده‌است که منظور آن همین غلمان بوده‌است:
در آیه 19 سوره انسان (دهر) آمده‌است: «و بر گرد آن‌ها پسرانی می‌گردند که هر گاه آن‌ها را ببینی گمان می‌کنی مروارید پراکنده‌اند.»[3]
در آیه 17 سوره واقعه هم توصیفی نسبتاً مشابه وجود دارد: «پسران جوان جاودانی (در شکوه و طراوت) پیوسته گرداگرد آن‌ها می‌گردند. با قدحها و کوزه‌ها و جامه‌ایی از نهرهای جاری بهشتی (و شراب طهور)»[4]
توصیف غلمان[ویرایش]
غلمان‌های (غلامها) بهشتی آنقدر زیبا و سفید چهره و باصفا هستند که گویی مرواریدهایی در صدفند.[نیازمند منبع]
این نوجوانان، که همواره در شکوه و طراوت جوانی به سر می‌برند، گرداگرد بهشتیان می‌گردند و همچون چرخش پروانه دور شمع عاشقانه به دور معشوقه خود می‌چرخند.[نیازمند منبع]
این نوجوانان زیبا با قدح‌ها و کوزه‌ها و جامه‌ای پر از شراب طهور که از نهرهای جاری بهشتی برداشته شده در اطراف آن‌ها می‌گردند و آنان را سیراب می‌کنند.[نیازمند منبع]
هر یک از مؤمنان غلمان‌های مخصوص به خود دارد.[نیازمند منبع]
عَرش یا جایگاه الهی، مفهومی قرآنی است که بنابر اعتقاد شیعه مقصود از آن، علم، تدبیر یا حاکمیت الهی است. ظاهرگرایان عرش را مکان نشستن خداوند می‌دانند. اشاعره معتقدند باید به عرش ایمان داشت اما درباره معنای آن سکوت کرد. عرش در ادیان دیگر به معنای آسمان و تخت الهی آمده است
سم: حورا
نوع: دخترانه
ریشه اسم: عربی,فارسی
معنی: (تلفظ: ho (w) rā) (عربی) (در قدیم) (در ادیان) حور، زن زیبای بهشتی، زنِ سفید پوستِ سیاه چشم و موی - زن زیبای بهشتی
کرسی
لغت‌نامه دهخدا
کرسی . [ ک ُ ] (ع اِ) تخت کوچک . (غیاث اللغات ) (ناظم الاطباء) (آنندراج )(یادداشت مؤلف ). || تخت . عرش . سریر. اورنگ . (ناظم الاطباء). گاه
مدیح
لغت‌نامه دهخدا
مدیح . [ م َ ] (ع اِمص ، اِ) آنچه بدان کسی را بستایند و مدح گویند از شعر و جز آن . (از متن اللغة) (از اقرب الموارد). مدح . مدحت . ستایش . آفرین . مدیحه . سخنی - و غالباً شعری - که در توصیف و تحسین و تمجید ممدوحی گویند یا نویسند.
امجاد. [ اَ ] (ع ص ،اِ) ج ِ ماجد و مجید. (از ناظم الاطباء) (فرهنگ فارسی معین ). بزرگان . (از غیاث اللغات ) (آنندراج ). بزرگواران . (فرهنگ فارسی معین ). ج ِ مجد. (اقرب الموارد)

بابک نعمتی در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲۵ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۰۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۴:

این بیت از حضرت سعدی:
گر من از سنگ ملامت روی برپیچم زنم
جان سپر کردند مردان ناوک دلدوز را

بابک نعمتی در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲۵ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۰۲:۰۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۴:

آخرش یادم رفت ، شعری که شیخ اجل ، در جایی دیگر از مقایسه ی زن و مرد را می آورند ، ذکر کنم.

عین. ح در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲۵ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۵۲ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » تک‌بیتهای برگزیده » تک‌بیت شمارهٔ ۱۹۵:

کار موقوت به وقت است

حسین ش در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲۵ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۲۸ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۸:

جناب محمد علی ممنون برای تفسیر بسیار خو بتان. تنها نکته ای را که من دوست دارم اضافه کنم در بیت اول است. به نظر من منظور این است. تا کی بنشینیم و در باره پنج حس (بویایی-چشایی- لمسی-شنوایی و بینایی) و چهار عنصر (آب-خاک-آتش و هوا) صحبت کنیم. مشکل چه یکی باشد چه صد هزار.

گیسو در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲۵ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۰۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰:

کسی میدونه بت رویان به چه منظوره

گیسو در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲۵ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۰۱:۰۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰:

کسی میدونه بت رویان به چه منظوره اینجا

سید محسن در ‫۶ سال و ۶ ماه قبل، جمعه ۲۵ بهمن ۱۳۹۸، ساعت ۰۰:۵۸ دربارهٔ قدسی مشهدی » مثنوی‌ها » شمارهٔ ۳۳ - در شکایت از احوال خود و ستایش عشق:

بنده صورت شوم.......-----
درست است

۱
۲۴۴۲
۲۴۴۳
۲۴۴۴
۲۴۴۵
۲۴۴۶
۵۸۱۸