نردشیر در ۵ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۴۸ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی اشکانیان » بخش ۲۰:
سالار آخور خری ده بخواست .
آخور سالار - میرآخور
سمیه در ۵ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۴۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۶ - بردن پادشاه آن طبیب را بر بیمار تا حال او را ببیند:
اسطرلاب درست است
شما به اشتباه نوشتید اصطرلاب
nabavar در ۵ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۵۹ دربارهٔ فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۲۸ - دیدن ویس رامین را و عاشق شدن بر او:
ببخسید طلای تف دیده { تابیده } طلای سرخ
nabavar در ۵ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۵۷ دربارهٔ فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۲۸ - دیدن ویس رامین را و عاشق شدن بر او:
گرامی مینا
رخ از مستی بسان زرّ در تاب
گویا منظور طلای مذاب باشد
nabavar در ۵ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۵۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۶:
گرامی عبدالرضا
درین غزل ” می “ در تمام ابیات قافیه است و” باشد “ ردیف
بهرام امیری در ۵ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۲۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۶۴:
از تمام دوستان عزیز خواهشمندم قبل از هر نوع عیبجویی، تمام غزل را آنقدر خوب و مکرر بخوانید تا معنایِ غزل برای شما باز شود. آخرین بیتِ این غزل میتوانید جوابی قانع کننده برای تمامیِ عزیزان باشد.
برگ بی برگی در ۵ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۰۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۶:
تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد
وجود نازکت آزرده گزند مباد
جسم و جان جسمانی و همچنین جان معنی انسان جدای از یکدیگر نیستند و بلکه برای انسان کامل لازم و ملزوم هم میباشند و جناب حافظ بر ضرورت حفظ سلامت تن و همچنین جان معنوی انسان به یک اندازه تاکید میکند . اگر براثر دردی مانند خشم یا حسادت ، جان اصلی انسان آزرده و غمگین شود بدون شک ، جسم و جان جسمانی ما نیز از گزند درامان نخواهد بود و از سوی دیگر اگر بخاطر آسیب هایی مثل عدم تغذیه سالم و رها کردن ورزش یا بوسیله مخدرات و یا مشروب به جسم انسان آسیب وارد شود تا زمان بازسازی و بازگشت سلامت تن مجالی برای پرداخت به تذهیب نفس و تعالی جان نخواهد بود .
سلامت همه آفاق در سلامت توست
به هیچ عارضه شخص تو دردمند مباد
در اینجا به تاثیر گذاری و تاثیر پذیری انسانها از یکدیگر اشاره شده است که سلامت نفس و جان انسان است که بر روی سایر باشنده های عالم تاثیر مستقیم میگزارد . این بیت از مولاناست که : "غیر نطق و غیر ایما و سجل / صد هزاران ترجمان خیزد ر دل " پس حافظ از انسان میخواهد که از تمام ابعاد هستی خود مراقبت کند تااز دردمندی جان و تن دور بماند
جمال صورت و معنی ز امن صحت توست
که ظاهرت دژم و باطنت نژند مباد
حافظ باز هم تاکید میکند که زیبایی و صحت این وجود ظاهر و همچنین رشد و تعالی باطن و جان خدایی انسان هر دو در گرو امنیت سلامتی انسان است و آرزو میکند که جسم و جان ظاهر از غم و اندوه چیزهای این جهان به دور باشد تا باطن و جان اصلی انسان نیز شاداب بماند و از پژمردگی درامان بماند .
در این چمن چو درآید خزان به یغمایی
رهش به سرو سهی قامت بلند مباد
میگوید در این آبادانی و سبزی جان اصلی انسان ممکن است هنوز مقداری دلبستگی به چیزهای این جهانی وجود داشته باشد که از آن به خزان یاد کرده است که قصد به یغما بردن آن سبزی و حضور انسان را دارد و امید است که با هشیاری خود اجازه راهیابی به سرو بلند قامت سبزی حضورش را ندهد .
در آن بساط که حسن تو جلوه آغازد
مجال طعنه بدبین و بدپسند مباد
در این جهان هستی پس از آنکه زیبایی خدا جلوه کند یعنی انسانی به حضور زنده و سبز شود طعنه و نیش های اشخاص اطراف وی که از روی بد بینی و کج سلیقگی میباشد شروع خواهد شد و امید این است که بر روی انسان سالک راه اثر نگذارد و او بی توجه به آنها با اطمینان به راه خود ادامه دهد .
هر آن که روی چو ماهت به چشم بد بیند
بر آتش تو به جز جان او سپند مباد
در این سبزی حضور که صورت انسان را همچون ماه زیبا میکند برای هرکسی که این زیبایی را با عینک بدبینی خود ببینند آرزو میکنم این حرارت و گرمی چهره زیبای تو اسپند جان او را بسوزاند و مانند اسفند روی آتش او را دگرگون کرده ، به اندیشه وادارد ، شاید او نیز متحول شود .
شفا ز گفته شکرفشان حافظ جوی
که حاجتت به علاج گلاب و قند مباد
ای انسان شفای بیماری خود را از این ابیات زندگی بخش حافظ جستجو کن که اگر آن را دریابی دیگر نیازی به علاج خود بوسیله چیزهای به ظاهر شیرین و خوش بوی این جهانی از قبیل ثروتمندی و مقام و تایید و توجه دیگران نخواهد بود .
ابوالفضل در ۵ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۱۵ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد » بخش ۳:
درود. دوستان.... اگر چه ابیات سانسور شده یا نشده باید متخصصان نظر دهند که باز هم زیاد مورد اطمینان نیست....
ما می آموزیم که بهتر زندگی کنیم.... نژادپرستی همیشه موجب جدایی ملت ها شده.... مگر تو با یک سرخ پوست یا یک مهاجر بیگانه چه تفاوتی داری.....
به نظر ابیات فردوسی در همین حدود بوده است ولی نه چنان نژادپرستانه و نه چنان قانع....
موافقین و مخالفان خود پر بال داده تا عقیده خود به کرسی بنشانند
بی نام در ۵ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۴۴ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۰۴:
نمیدونم چرا بعضیا در هر شرایطی میخوان با دین ستیزی خودشون رو انسان فرهیخته نشون بدن در صورتی بیشتر اونها دانش کافی ندارن. کاری به تفکر و اعتقادات خیام هم ندارم فقط معنی و مفهوم این رباعی رو میگم: بیت اول : انسان های دفن شده در مقبره ها تبدیل به خاک و غبار شدن و در حقیقت همگی ذره ذره شدن و از بین رفتن و هیچ اثری از اونها نمونده.
اما گیر همه بیت دوم هست مسئله شراب خیلی پیچیده است که از حوصله اینجا خارجه اما بصورت کلی منظور از «شراب» جدا کردن عقل حسابگر از انسان است.( بحثش مفصله) اما مشکل شراب اینه که بعد از مدتی اثرش (مستی) از بین میره و دوباره عقل حساب گر که مزاحم عشق هست فعال میشه. خیام سوال میپرسه این مردگان چه شرابی خورده اند که تا روز رستاخیز که دوباره ذره هاشون به هم پیوند میخوره مست و بیخود و بی خیال شده اند و دنبال سود وسودای دنیا و آخرت نیستن! در حقیقت افسوس میخوره و خواستار همچین شرابی هست که تا روز حسابرسی به هوش نیاد.
البته سعدی این شراب رو پیدا کرده اونجا که گفته :
نماز شام قیامت به هوش باز آید
کسی که خورده بود می ز بامداد الست
با تشکر
عبدالرضا در ۵ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۱۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۶:
رقص از سر ما بیرون امروز نخواهد شد
کاین مطرب ما یک دم خاموش نمیباشد
قافیه ندارد.
آرش محمدی در ۵ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۰۷:۳۷ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » کیقباد » بخش ۲:
با درود
در بیت ؛
ز گرد سواران در آن پهن دشت/ زمین شش شد و آسمان گشت هشت
کلمه «گرد سواران» به اشتباه ذکر شده و درست آن «سم ستوران» می باشد.
ز سم ستوران در آن پهن دشت/ زمین شش شد و آسمان گشت هشت
عنایت داشته باشید که اشاره داره به هفت مرتبه بودن زمین و آسمان که در این کارزار از شدت کوبیدن سم چهارپایان و ستوران یک لایه از زمین جدا گشته و به آسمان افزون گردیده.
سپاس فراوان
رضا در ۵ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۱۴ دربارهٔ عبید زاکانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰:
شادرام گرامی صدای شما گوییا قاتل این غزل و این اثر زیباست،خواندن را کنار بگذارید...
مینا مرادی در ۵ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۲۹ دربارهٔ فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۲۸ - دیدن ویس رامین را و عاشق شدن بر او:
سلام به همه ی دوستان. در مصرع "رخ از مستی بسان زرّ در تاب" ، منظور از زر در تاب چیه؟
علی در ۵ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۱۹ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۶:
همه برزو ساختی رسم و راه
نکردی به فرمان یزدان نگاه
اینگونه تصحیح شود:
همه بارزو (با آرزو) ساختی رسم و راه
نکردی به فرمان یزدان نگاه
علی در ۵ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۵۹ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۵:
یکی روم و خاور دگر ترک و چین
سیم دشت گردان و ایرانزمین
در نسخه خاورشناس دو اینگونه است:
یکی روم و خاور دگر ترک و چین
سیم دشت گرگان و ایرانزمین
مینا مرادی در ۵ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۵۵ دربارهٔ حافظ » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۶:
سلام به همه ی دوستان. منظور از سایه ی سنبل، زلف و منظور از سمن، چهره است؟
علی در ۵ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۵۴ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۵:
به فرزند تا لشکری برگزید
گرازان سوی خاور اندرکشید
باید تصحیح شود:
بفرمود تا لشکری برگزید
گرازان سوی خاور اندرکشید
مسعود هوشمندی در ۵ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۴۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴:
به خلق و لطف توان کرد صید اهل نظر
به بند و دام نگیرند مرغ دانا را
درود برشما نیمای بزرگ و نکته سنج
قطعا همین است که میفرمایید
این معنی درست تر است که اگر بگوییم
همانگونه که مرغ را با محبت وازطریق دام ودانه میگیرند اهل نظر را هم میتوان باحسن خلق و محبت جذب کرد
البته استاد ما بودید و دقت کردید ولی معنی واضحترش را بحضورتان تقدیم نمودم
بی نام در ۵ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۱۸ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۲۶ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۶۳ - رسیدن خرگوش به شیر:
شرح و تفسیر بیت 1150
شیر اندر آتش و در خشم و شور / دید کان خرگوش می آید ز دور
شیر از گرسنگی و از تاخیر خرگوش ، در آتش خشم فرو رفته بود که ناگهان دید آن خرگوش از دور می آید .
شرح و تفسیر بیت 1151
می دود بی دهشت و گستاخ ، او / خشمگین و تند و تیز و ترش رو
ولی آن خرگوش بدون هیچگونه ترس در کمال گستاخی می دوید . و در عین حال خشمگین و پریشان حال بود .
شرح و تفسیر بیت 1152
کز شکسته آمدن ، تهمت بود / و ز دلیری ، دفع هر ریبت بود
زیرا با حالت نگرانی و با ترس آمدن ، نشان دهنده احتمال تقصیر و گناه شخص است . ولی با حالت گستاخی و بی باکی آمدن ، هرگونه شک و اتهامی را از آدمی میزداید .
شرح و تفسیر بیت 1153
چون رسید او بیشتر نزدیک صف / بانگ بر زد شیر ، های ای ناخلف
همینکه خرگوش به آستانه شیر نزدیک شد . شیر فریاد زد آهای نامرد ناخلف .
شرح و تفسیر بیت 1154
من که گاوان را ز هم بدریده ام / من که گوش پیل نر مالیده ام
منی که گاوهای قوی هیکل را پاره پاره کرده ام و منی که فیلان نر نیرومند را مغلوب کرده ام و آنها را گوشتمالی داده ام . [ نیکلسون ، شیر را در این بیت به شیر نفس اماره تاویل کرده است ]
شرح و تفسیر بیت 1155
نیم خرگوشی که باشد کو چنین / امر ما را افکند اندر زمین ؟
خرگوشی خردک اندام کیست که امر ما را اطاعت نکند .
شرح و تفسیر بیت 1156
ترک خواب و غفلت خرگوش کن / غره این شیر ، ای خر ! گوش کن
ای غافل خواب خرگوشی را رها کن و ای خر ! غرش و خروش این شیر را بشنو . [ معروف است که خرگوش در حالت خواب ، چشمانش باز می ماند و هر کس او را ببیند گمان می دارد که این حیوان بیدار است در حالیکه خوابیده است و از خودش غافل اشست . بسیاری از آدمیان نیز بظاهر بیدارند زیرا چشمانشان باز است ولی در حقیقت غافل اند و در خواب . از اینرو آن را به خواب خرگوشی تعبیر کرده اند . ( شرح کبیر انقروی ، ج 2 ، ص 496 و امثال و حکم ، ج 2 ، ص 747 ) ]
تماشاگه راز در ۵ سال و ۱۱ ماه قبل، سهشنبه ۱۹ فروردین ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۵۸ دربارهٔ وطواط » قصاید » شمارهٔ ۱۳۸ - در مدح علاء الدوله اتسز: