رامین عباسی در ۶ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱۱ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۰۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۱۵:
درود . وقتی بیت شعری از یک دیوان و منظومه ساسنور و حذف میشه کل منظومه ویران میشه مثلا اشعار مولانای جان خیلی سانسور و حذف شده اند حالا با چه اعتباری بقیه اشعار موجود در گنجور را به دیده شک و تردید نگاه نکرد مثلا یک بیت از ابیاتی که سانسور شده است به شرح زیر می باشد :
نعره های و هوی من از در بلخ تا در رم
اصل کجا خطا کند شمس من و خدای من
لطفا نکنید اینکارو
ایمان در ۶ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱۱ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۷:۵۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۲۳:
معنی این بیت چی میشه؟
ممنون میشم معنی و مفهومش رو بگید
ببستهست میان لطف من به تیمارت
که دیده برکات وصال و تیمارم
ف- آزادبخت در ۶ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱۱ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۴:۰۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۱:
با سلام و عرض ادب وعرض پوزش از حضور ادبای صاحبنظر ؛
بنده فکر میکنم تصحیح اینگونه اشعار یک نوع سانسور محسوب میشه و بهتر این هست که اصل اشعار رو ارائه بفرمایید
و در موردمصرع دوم بیت شانزدهم بنده خودم رو صاحبنظر نمیدونم ولی با توجه به وزن شعر واژه ی « کی» صحیح هستش چون مصرع بر وزن «مفعولن ...» با هجای بلند شروع میشه و «که »هجای کوتاه هستش .
با تشکر
خر(خر به معنی بزرگوار) در ۶ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۱۰ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۳۸ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۸۹:
معنی بیت نهم (در حد ادراک من)::::::::::::
درون من ان چنان با تو خو و انسی گرفته است که از همه مردم جهان ملالم (اندوه-افسردگی-پژمردگی) می اید
کامران اسکندری در ۶ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۱۰ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۴۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۴۷:
الله اکبر از تاثیر آدمها بر روی همدیگر. مولانای قبل از ملاقات با شمس کجا و مولانای بعد از ملاقات شمس.
حمید رضا در ۶ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۱۰ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۲۵ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸ - خزان جاودانی:
سلام
این بیت رو هم به ایشون نسبت دادن که فرم بیت پنجم را دارد ولی منبعی برای ان پیدا نکردم
برسان سلام مارا به رفوگران هجران
که هنوز پاره دل دو سه بخیه کار دارد
اگر کسی می دونست اثر استاد هست یا نه لطفا اعلام کنه ممنون
محمد شاه پوری در ۶ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۱۰ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۴۷ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » اشعار محلی » شمارهٔ ۳ - غزل:
نمیدانم چه سری است که صدا حضرت استاد روی هر شعری مینشیند روح و طراوت عجیبی به شعر میدهد.خداوند ایشان را پاینده نگه دارد.
محمد تقوی رفسنجانی در ۶ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۱۰ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۵۵ دربارهٔ عطار » منطقالطیر » بیان وادی توحید » حکایت پیرزنی که کاغذ زری به بوعلی داد:
بیت 12 باین صورت است:
هرکه او در آفتاب خود رسید
تو یقین می دان که نیک و بد ندید
تا تو باشی نیک و بد آنجا بود
چون تو گم گشتی همه سودا بود
یعنی تا منیت در کار است تا دل ، صاف و زلال نشده خوب و بد مطرح است و وقتی حجاب وابستگی ها از میان برداشته شود و آدمی وجود خویش را با نگاه به آفتاب وجود، نورانی ببیند در اینصورت صفات موهوم او به دریای فنا پیوسته و نبک و بد خیالی بیش نیست.
میان عاشق و معشوق هیچ حائل نیست
تو خود حجاب خودی حافظ از میان برخیز
آرش در ۶ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۱۰ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۵۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۳:
من بارها حاشیههای آقای رضا رو بر غزل های حافظ خواندهام. در واقع هر موقع میخواهم حاشیه خوانی بکنم، اول به دنبال شرح ایشون از غزل میگردم. اما نکتهای که به نظرم آمد این است که، در اکثر غزلیات، آقای رضا به یک نحوی غزل رو به شاه شجاع و یا والی دیگری و ارادت حافظ به او نسبت دادهاند. و این به نظرم از این جهت است که اینطوری تحلیل غزل و توضیح معنی غزل سادهتر میشه!! به شخصه بعید میدانم که شخصیتی مثل حافظ در تمام زندگیش هرچه عاشقانه و عارفانه سروده منظورش شاهان معاصرش بوده باشد. به نظرم این نوع تعبیر از اعتبار نقد شما میکاهد.
محمد زارعی در ۶ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۱۰ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۰۴ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶:
سلام بر دوستان . من اواخر دهه شصت یعنی حدودا سال 69 یا سال 70 این شعر زیبا رو با صدایی ماندگار استاد حسام الین سراج گوش میگردم و بسیار برآیم لذت بخش بود ، ولی متاسفانه در مطلب شما به این مهم اشارتی نشده بود
حسین متین در ۶ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۱۰ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۵۴ دربارهٔ اقبال لاهوری » زبور عجم » بخش ۹۴ - زندگی در صدف خویش گهر ساختن است:
روح مانند مروارید و جسم مانند صدف است ،هدف از زندگی پروراندن گوهر روح درون صدف جسم تشبیه گردیده،واقعا شعر بسیار پر مغز و گرانبهاییست.
هومان در ۶ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۱۰ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۵۸ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷:
بسیار عالی
هومان در ۶ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۱۰ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۵۷ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷:
کاملا درسته بیت اول در وصف بی ارزش بودن دنیا و بیت دوم در وصف فانی بودن این دنیاست
محمد مهدی ستوده در ۶ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۱۰ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۳۵ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۱:
بیت دوم اشکال وزنی داره
احسان سلیمانیان در ۶ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۱۰ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۵۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۷ - قصهٔ دیدن خلیفه لیلی را:
سلام و سپاس بخاطر وجود پر برکتتان
در فایل صوتی لا احب افلین گو چون خلیل را به اشتباه تلفط میکنن
خوبه که اصلاح شود چون خیلی ها از فایل صوتی بهره میگیرند و به اشتباه میفتند
کیمیا در ۶ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۱۰ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۱۵ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب چهارم در فواید خاموشی » حکایت شمارهٔ ۱۲:
اذا نَهِقَ الخَطیبُ ابوالفوارس له شغب یهدُّ اصطخرَ فارسِ
معنی این بیت
هرگاه آواز کند خطیب ابوالفوارس او را صوتی است که متزلزل و خراب می کند استخر فارس را
از کتاب کلیات سعدی
عباس اقبال آشتیانی
برگه 216
امیر جاویدی در ۶ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۱۰ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۰۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۷۲:
با سلام و عرض ادب
جایی خواندم که:
طبل فراق میزنی نای عراق میزنی
پرده بوسلیک را جفت حجاز میکنی
اشاره به روز عرفه و رفتن امام حسین(ع) به عراق را دارد.
نظر شما جیست؟
با احترام
ظلوم جهول در ۶ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۱۰ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۱۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر پنجم » بخش ۱۳۰ - جواب گفتن مؤمن سُنّی، کافر جبری را و در اثبات اختیار بنده دلیل گفتن سنّت راهی باشد کوفتهٔ اقدام انبیا علیهمالسلام بر یمین آن راه بیابان جبر کی خود را اختیار نبیند و امر و نهی را منکر شود و تاویل کند و از منکر شدن امر و نهی لازم آید انکار بهشت کی جزای مطیعان امرست و دوزخ جزای مخالفان امر و دیگر نگویم به چه انجامد کی العاقل تکفیه الاشاره و بر یسار آن راه بیابان قدرست کی قدرت خالق را مغلوب قدرت خلق داند و از آن آن فسادها زاید کی آن مغ جبری بر میشمرد:
سلام
بیت زیر تکراری است
آن فلان روزت نگفتم من چنان
امیر در ۶ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۱۰ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۵۸ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۵۶:
جَیب: گریبان. یعنی وقتی سر در گریبان میکنم گویا در پناه تو محو میشوم.
خاک خَرامت: خاک ناز و زیبا و عشوه گرت. یعنی وقتی راه میروی خاکی که از راه رفتنت بر میخیزد چقدر عشوه و ناز و دلبری دارد. این خاکی که بر میخیزد را میتوانم مانند گلهای بهشتی در دامن خود جمع کنم. ای کاش خوش بخت و اقبال بودم و زیر پای گیاهی که از راه رفتنت جان میگرفت و سر بر میآورد قرار میگرفتم و له میشدم.
قابل یک ذره گناه تو: یعنی گناه من یک ذره دوست داشتن تو و گرفتار تو شدن است. یعنی اگر کسی گناهش این باشد که یک ذره گرفتار تو و دوست داشتن تو باشد تمام جرم و گناه دو عالم را هم داشته باشد به راحتی شفاعت میشود.
ناوک: تیر. یعنی تا کی آه کشیدن برای تو مثل تیری بر جان من بنشیند.
سید حسین مجرد از رشت در ۶ سال و ۱ ماه قبل، شنبه ۱۱ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۱۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۱: