گنجور

حاشیه‌ها

آتنا ریحانی در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۵۹ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۲۳:

افسانه وار؛ حکایت بی اصل که زنان می گویند
پاک بازیی نارنج
گمان می کنم پاک بازی از پاک باختن قمار باشد
؛ در این صورت به این صورت می توان تفهیم کرد
دنیا قمار بازیست که با نیرنگ خودش را پاک باخته نشان می دهد
اما تو فریب ظاهر آن را نخور.

مهناز در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۵۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۶:

جناب آقای رضا ساقی خسته نباشید واقعا استفاده بردم از نوشته ی کامل شما بسیار سپاسگزارم

افشین در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۰۲ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی بهرام گور » بخش ۱:

درود. این بیت را باید این طور خواند
نَهَم گُفتِ زردشتْ پیشین بِروی به راهیم پیغمبر راستگوی
مفهوم بیت را بعضی ها اشتباه درک کرده اند. در اینجا سخن از زردشت و راه و روش اوست. میگوید که سخن و روش زردشت را در برابر چشم خود خواهم داشت و آن را الگوی خود میدانم و به راه راستی و درستی که زردشت فرموده راه خواهم رفت.

سحر در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۵۴ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۳۹ - لطف حق:

چرا در پایان می گوید نوری از انوار خدا
در قران گفته شده خدا نور اسمان ها و زمین است نه انوار. به عبارتی خدا یکی است

حبیب در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۵۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹:

سلام دوست عزیز منتظر
چنان نهیب می زنید که انگار صاحب فردوسی هستید حق بر منصور چنین نهیبی نزد انگاه که فریاد حق بودن سر داد

د. ق. مصلح بدخشانی در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۵۲ دربارهٔ شاطر عباس صبوحی » دوبیتی‌ها » فال قهوه:

محترم رحیم
این دوبیتی زیبا، نه رباعی، منسوب به شاطر عباس صبوحی، می بایستی چنین نوشته شود:

مرجانِ لب لعل تو مر جانِ مرا قوت
یاقوت نهم نام لب لعل تو یا قوت
قربان وفا تم به وفاتم گذری کن
تا بوت همی بشنوم از رخنه تابوت

حامد در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۵۲ دربارهٔ وحشی بافقی » خلد برین » بخش ۵ - حکایت:

همت اگر سلسله جنبان شود
یا
دولت اگر سلسله جنبان شود

علیرضا رسولی در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۴۱ دربارهٔ فایز » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۳۱:

با سلام
در پاسخ به جناب مبینی باید عرض کنم که آقای سید روح الله(آکا) صفوی، فایز پژوه و نویسنده کتابی در باب دوبیتی های فایز، در یک شروه(نوعی آواز بومی جنوب) این دوبیتی را بسیار زیبا خوانده اند و به همان صورت «درخت شادکامی» این عبارت رو ادا کردند. البته بتده قصد جسارت نداشتم و منظور از نگارش این حاشیه اطلاع رسانی بود.

د. ق. مصلح بدخشانی در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۵۹ دربارهٔ شاطر عباس صبوحی » دوبیتی‌ها » شب:

دست بر زلفش زدم، شب بود و چشمش مست خواب

Mo Taheri در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۵۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۶۶:

شاهککاری دیگر از رند دوران

S.K در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۵۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۲۵:

سلام و درود خدمت دوستان گرامی
دوستان معنی این بیت چیست؟
" بس بگفتم کو وصال و کو نجاح / برد این کو کو مرا در کوی تو "
با سپاس فراوان

بهروز صفاییان حقیقی در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۴۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۳:

در خصوص مصرع دیو بگریزد از ان قوم که قران خوانند باید گفت این مصرع نتیجه منطقی است که خواجه در خصوص فهم زاهد میفرماید و این مصرع نیز دارای دو مفهوم متضاد است مفهوم نخست که همانگونه که سخن شناسان عزیز از شیخ اجل نقل نمودند و وی نیز متاثر از حدیثی از امیر المومنین علی (ع) بوده است که بلی در خانه ای که قران تلاوت بشود شیاطین از انجا کریزان میشوند و ان خانه بطور کلی مصون است ولی مفهوم دیگری که خواجه رندانه اشارت فرمودند این است که دیو نیز از انسان متعصب قشری ظاهربین میگریزد و دراینجا نظر به وخامت احوال دارد حال اگر بخواهیم سابقه مذهبی ان را هم یاد اور بشویم جنگ مولا علی با خوارج که اکثرا قاریان قران بودند ومتاسفانه همه قشری متعصب باری نظر حافظ بر مفهوم دوم استوار تر مینماید زیرا چونان همیشه مفتضح نمودن زاهد را منظور تظر داشته و باز این خاصیت پاردوکسی و چند وجهی شعراین نادره دهر است و براستی اگر تمام شعرای جهان را درکفه ای و حافظ وشعر بلیغش را درکفه دیگر بگذاریم کفه لسان الغیب میچربد

بهروز صفاییان حقیقی در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۴۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۳:

در خصوص مصرع دیو بگریزد از ان قوم که قران خوانند باید گفت این مصرع نتیجه منطقی است که خواجه در خصوص فهم زاهد میفرماید و این مصرع نیز دارای دو مفهوم متضاد است مفهوم نخست که همانگونه که سخن شناسان عزیز از شیخ اجل نقل نمودند و وی نیز متاثر از حدیثی از امیر المومنین علی (ع) بوده است که بلی در خانه ای که قران تلاوت بشود شیاطین از انجا کریزان میشوند و ان خانه بطور کلی مصون است ولی مفهوم دیگری که خواجه رندانه اشارت فرمودند این است که دیو نیز از انسان متعصب قشری ظاهربین میگریزد و دراینجا نظر به وخامت احوال دارد حال اگر بخواهیم سابقه مذهبی ان را هم یاد اور بشویم جنگ مولا علی با خوارج که اکثرا قاریان قران بودند ومتاسفانه همه قشری متعصب باری نظر حافظ بر مفهوم دوم استوار تر مینماید زیرا چونان همیشه مفتضح نمودن زاهد را منظور تظر داشته و باز این خاصیت پاردوکسی و چند وجهی این نادره دهر است و براستی اگر تمام شعرای جهان را درکفه ای و حافظ وشعر بلیغش را درکفه دیگر بگذاریم کفه لسان الغیب میچربد

شیفته حق در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۰۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۸۱۴:

اشاره مولانابه سختیهای طاقت فرسای سلوک است.عارف معاصر(حضرت عبداعظیم صاعدی)درتعریف سلوک میفرمایند:سلوک یعنی مجموعه اعمال وافعال دقیق وطاقت سوزی که صحاری مشقاتش وکوره های امتحانش سالک رادرهم میریزد ذوب میکند خمیرمیسازد به اعلی میبرد به اسفل می آورد به عسرویسر می افکند به ابلیس مبتلا میدارد به اشک مینشاندبه خنده می اندازو....سلوکی که سرانجام درانتهای راه سالک رابه رب به آفریدگار به خالق وبه خداوندپیوندمیزندوبااین پیونددیگرسالک نیست که میبیند سالک نیست که میشنود ...وهمچنان سالک نیست که شعرمیسراید پیام میدهد بلکه حق است وحق جزحق نمیگوید(کتاب باحافظ تاکهکشان عرفان واخلاق)

بهروز صفاییان حقیقی در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۰۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵:

در پاسخ ان گرامی که فرمودند مراد حافظ نمیتواند خدا باشد و بر مذهبیان خرده گرفتند به نظر این کمترین بر خطاست زیرا هرکسی با هر مشرب فکری میتواند جرعه نوش این بیکران باشد البته برخی از اشعار حافظ فقط بر معشوق زمینی دلالت دارد و هرگز نمیتوان ان را ما ورایی دانست مانند غزل بسیار شیوا زلف خوی کرده و حندان لب ومست پیرهن چاک و عزل خوان صراحی در دست و... این عزل کاملا زمینی است ونشانی از معشوق ماورایی ندارد ولی در دیوان خواجه برخی از عزل ها را هم با توجه به ریشه های تصوف وعرفان در شعر متقدمین میتوان به حضرت باری نسبت داد ولی شگفت انکه این عزل ها نیر در خصوص معشوق زمینی نیز مصداق دارد ولی عکس ان متصور نیست همانگونه که در عزل مطروحه شرح ان رفت ودیگر اینکه ویژگی منشور گونه شعر حافظ این است که هر کسی با هر زاویه دیدی بتواند از ظن خود با وی یار گردد و این ویژگی است که باعث میگردد که همگان به وی تفال زده و مورد پسند عام وخاص گردد

علی جلالی در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۵۲ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۴۴ - در موعظه و نصیحت و تخلص به ستایش بهاء الدین سعد بن احمد:

متن از چه نسخه ای است؟

شیفته حق در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۳۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۵۰:

وهمه حقایق عالم وجودرا بالعیان مشاهده می نماید علامه طهرانی درکتاب لب اللباب این مرحله ازسلوک رااینگونه توضیح داده است:دراینحال واردعالم اسلام اعظم میشود دراینجاخودراجوهری میبیندیکتاوگوهری بی همتا.برعالم طبیعت محیط وازموت وفنامصون وازکشاکش متضادات فارغ.درخودصفا وبهاوضیائی مشاهده مینمایدکه فوق ادارک عالم طبیعت است زیرا ازعالم طبیعت مرده وحیات تازه ای یافته است

کمال در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۳۲ دربارهٔ فخرالدین اسعد گرگانی » ویس و رامین » بخش ۷ - برون آمدن سلطان از اصفهان و داستان گویندهء کتاب:

من خیلی کوچک تر از اساتیدی هستم که نظرات خود را اینجا بیان میکنند و تنها یک علاقهمند به ادبیات فارسی هستم و عاشق این داستان به راستی که یکی از زیبا ترین سروده های فارسی هست
یکی از هزاران نکته که در این داستان نظر من رو به خودش جلب کرد این بیت بود :
چو باشد نام من در نام ایشان
بر آید کام من چون کام ایشان
تصور میکنم در اینجا شاعر بیان میکنه نام من در کنار نام این سلطان بزرگ خواهد شد در صورتی که امروز شما هیچ نام و نشانی از اون سلطان پیدا نمی کنید درصورتی که نام این شاعر بزرگ با سرودن این ابیات زیبا تا ابد خواهد درخشید .

علی قاسمی در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۳۴ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱۴ - تلبیس وزیر با نصاری:

من از آن روزن بدیدم حال تو
حال تو دیدم ننوشم قال تو
اشاره به اینکه زبال حال بر زبان قال برتری دارد.

امیر در ‫۵ سال و ۸ ماه قبل، پنجشنبه ۲ مرداد ۱۳۹۹، ساعت ۰۷:۰۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۶:

باسلام و عرض ادب خدمت دوستداران گنجینه ادبیات فارسی
بیت زیبای دیگری از این غزل امیدبخش دیده ام که آوردنش اینجا خالی از لطف نیست:
بعد از این نور به آفاق دهیم از دل خویش
که به خورشید رسیدیم و غبار آخر شد

۱
۲۱۱۸
۲۱۱۹
۲۱۲۰
۲۱۲۱
۲۱۲۲
۵۷۲۵