گنجور

حاشیه‌ها

مصطفی موفق یامی در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۸ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۱۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۱:

به نظر می رسه این شعر را حافظ در مورد امام زمان عجل اللّه تعالی فرجه الشریف سروده باشه...

همایون در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۸ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۳۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۳۵:

این گونه هم می شود گفت که تقدیر با آنکه تند و سرکش است ولی رام خداوندی و سوارکاری شمس دین است
از غزل هایی است که در آن مقام خداوندی به شمس داده می شود با تاکید بر جایگاه او که عرش است و مافوق هفت آسمان
به عبارت دیگر رابطه خود وشمس را که رابطه عشق حقیقی است با معیار رابطه انسان و خدا می سنجد
و میدان عشق را گسترش می دهد و از رابطه محدود انسان و خدا خارج می کند
و در حقیقت انسانی که سعی میکند خدایی در بیرون بسازد ولی مقام خودش در حد یگ گرگ وحشی بیش نیست را میخواهد بزرگ و سرور سازد
شاید چند بیت آغازین از گفته های شمس باشد

عرفان نادریان در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۸ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۱۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۲:

در جواب آقای حسن:
معنی بیت: یک پشت زمین دشمنر روی به من آرند/ از روی تو بیزارم گر روی بگردانم
یعنی اگر یک عالم دشمن به من رو بیاورند (یعنی حمله کنن)، هرگز رو بر نمیگردانم. عبارت: از روی تو بیزارم، گر... مثل اصطلاح امروزیه که میگیم نامردم اگه فلان کارو بکنم. از روی تو بیزارم اگه بخوام رومو برگردونم. یعنی امکان نداره رو برگردونم.
از طرفی سعدی با هنرمندی فراوان، مفهومی پنهان در این بیت قرار داده. این که اگر رو به من بیاورند، (در حالی که من همیشه رو به تو هستم و تورا میبینم و نمیتوانم از تو چشم بردارم)، اگر روی از تو بگردانم، مثل این است که از روی تو بیزار با‌‌شم چرا که محو تماشای تو هستم.
امیدوارم تونسته باشم کمکی کرده باشم

گره گوار سامسا در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۸ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۰۵ دربارهٔ خیام » ترانه‌های خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » دم را دریابیم [۱۴۳-۱۰۸] » رباعی ۱۳۸:

تا هنگامی که رقص و پایکوبی نکنیم
نمیتوانیم غم را لگدکوب کنیم
برخیزیم و نفسی بکشیم/صحبتی کنیم/می نوشیم /پیش از دمیدن صبح
که این صبح بسیار بدمد/برآید/که ما دم نزنیم/نفس نکشیم/خاموش باشیم/مرده باشیم

A در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۸ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۵۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۰۲:

مولانا در اینجا هم ارادت خود را به امام حسین ( علیه السلام ) نشان میدهد . میگوید این شهیدان ( شهیدان کربلا ) عاشقانند بر فنا بودن . فنای در خدا . و می ترسند که بلا و امتحان الهیشان کم باشد ( ترس ایشان ز بی بلا بودن ) و به کسانی که در ظاهر ، دین دارند و به امام حسین ایراد میگرفتند که چرا حج را به عمره تقلیل داد ، طعنه می زند و میگوید تو فقط روزه ات را بگیر . تو نمیتوانی در روز عاشورا در کربلا باشی ( ششه میگیر و روز عاشورا ... تو نتانی به کربلا بودن ) ( ششه در اهل سنت ، شش روز روزه مستحبی است که در تاریخ خاصی می گیرند ) توضیح کامل تر در سایت زیر قابل مشاهده است که سخنان آقای کریم زمانی است. پیوند به وبگاه بیرونی

تیمور ناصری در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۸ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۲۶ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۴۴:

بیرون‌ نتوان رفت به هرکلفت (از آن) بزم
گر تنگی اخلاق دل افشار نگردد

محمد در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۸ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۴۹ دربارهٔ عطار » منطق‌الطیر » عذر آوردن مرغان » حکایت عابدی که در زمان موسی مشغول ریش خود بود:

این حکایت خیلی آموزنده است و مفهوم ساده ای دارد ولی عمل کردن به نصیحت شاعر بسیار دشوار است.

رضا منصوری در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۸ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۰۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۷۵:

برنامه 501 گنج حضور جناب آقای شهبازی

هادی تدین در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۸ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۰۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۷:

در این غزل حافظ واضح اشاره کرده که روی سخن با کیست، این غزل در واقع صحبت های درونی حافظ با خودش است در غم یار وحتی خودش رو سرزنش هم می کنه که صدمایه داشتی و نکرد کفایتی همش در یاد و در غم یار بودی و خسرو هم کنایه ای از خودش هست، این غزل غزل کنایه آمیزی هست، همش کنایست، به یارش می گه که گل اگر بوی تورو نمی داد به عنوان عطر استفاده نمی شد، حتی بوی گل هم کنایه از یارش می بینه، شراب می خوره و در آتش نگاه می کنه و رخ یارشو تصور می کنه پس جهنم براش بهشته، فقط در این شعر خسرو کنایه ای از خودش هست وبقیه از یار، نمی دونم حالا تاریخ نگاران ادبی چه پیشینه ای از این غزل دارند

نور تاریکی در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۸ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۰۵ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » منوچهر » بخش ۴:

توی مصرع ز سر تا به پایش به گردار عاج ، کلمه عاج در اینجا به چه معناست؟

میثم در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۸ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۲۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۷:

با تشکر از همه دوستان به ویژه آقایان سید علی ساقی و سهیل قاسمی که از شرح و خوانشون بهرمند شدم

زهره مقصودی در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۸ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۰۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۰۷:

البته دوستان همه فرهیخته هستند ولی مایلم که در مورد معنای آن بیت
"دلم کف کرد ..." پاره توضیحی بنویسم شاید برای کسی جالب باشه.
جناب مولانا در بیت قبلی خطاب به شهیدان کربلا می فرمایند که : اگر عالم هستی دریا باشد تمام نمود جهان کف روی دریاست و حقیقت دریا شما هستید و ژرفای وجود و ادراک شما اصلِ دریای عالَم است و سایر چیزهای دنیا فقط کف روی آب است.
و اما در این بیت ( که منظور ماست ) میفرماید که
دل من هم در درک این معنا (تمجید شما) اگر به دریا تشبیه شود، دلم دریا عمیقی از حمد و ثنا و تمجید شماست و آنچه میگویم و شعری که بر زبانم جاری شد، تنها کفی بر روی این دریاست!!!
تو اگر اهل دل و اهل درک هستی، از این کف ظاهری بگذر و به عمق معنا و احساس در درون دلم بنگر و خودت حدیث مفصل بخوان از این مجمل .

احمد نیکو در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۸ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۰۳ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۷۸:

متن رباعی بدین وزن صحیح است
دهقان قضا بسی ز ما کشت و درود
غم خوردن بیهوده نمیدارد سود
پر کن قدح می بکفم درنه زود

تا بازخورم که بودنی ها همه بود

احمد نیکو در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۸ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۵۵ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶:

متن بیت اول بدین صورت می باشد:
این کوزه که آبخوارۀ مزدوری است
از دیدهٔ شاهی و دل دستوری است

هر کاسهٔ می که بر کف مخموری‌ است

از عارض مستی و لب مستوری‌ است

 

آرش ثروتیان در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، شنبه ۸ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۳۹ دربارهٔ نظامی » خمسه » اسکندرنامه - بخش اول: شرف‌نامه » بخش ۷ - در شرف این نامه بر دیگر نامه‌ها:

نیوشنده‌ای خواهم از روزگار
که گویم به دور از آموزگار
مصرع دوم باید چنین باشد تا وزن و مفهوم درست شود:

که گویم بدو راز آموزگار

علی اکبر در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۷ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۵۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۵:

با سلام و ادب. بنده چون شما اساتید در ادبیات تبحر ندارم ولی به جناب حافظ ارادت و اشتیاقی خاص دارم. محرم امسال تفالی به نیت امام شهید به دیوان این بزرگ مرد زدم و این شعر زیبا گشوده شد. دیدن واژه های آب دیده، سوگواری و رستگاریِ بستگان کمند و مناسبت آن با تفالم حالم را خوب کرد. ضمن احترام به دوستانی که حافظ را گونه دیگری می دانند، عزیزان را دعوت میکنم یک بار هم این شعر را به نیت امام حسین (علیه السلام) بخوانند.

سیاوش در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۷ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۳۱ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان » حکایت شمارهٔ ۲۴:

سلام. قسمتی از حکایت ناقص نوشته شده. شکل صحیح: گفتا! به حسنش، به صلاحش خجل کن.

آمیز در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۷ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۱۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۵:

درود دوباره خدمت سروران گرامی
در مورد سوگواران و بی قراران، حقا همونطور که عزیزان فرمودن، در هر دو صورتش معنی زیبایی داره:
ز زیر زلف دو تا چون گذر کنی بنگر
که از یمین و یسارت چه بیقراران اند...
(که اینجا بیقراری آنچه که در یمین و یساره هم به زلف، هم به عاشقان باز میگرده)
گذار کن چون صبا بر بنفشه زار و ببین
که از تطاول زلفت چه سوگواران اند
(بنظرم استفاده از بنفشه زار، که زار به خاطر آورنده ی زار و گریان هم هست، با سوگواران و نقش بنفشه که سوگواری هست تناسب داره)
اگر به صورت زیر بخونیم:
ز زیر زلف دو تا چون گذر کنی بنگر
که از یمین و یسارت چه سوگوارانند
(اینجا هم به زیبایی سیاهی زلف و سوگواری رو شاهدیم)
گذار کن چون صبا بر بنفشه زار و ببین
که از تطاول زلفت چه بی قرارانند
(همونطوری که صبا بر بنفشه زار میگذره و اونها رو به بی قراری میندازه، تطاول زلف یار هم در خیل عاشقانش بیقراری ایجاد میکنه که بسیار زیباست)
بنظرم، این بسیار زیباست که ما صفر و یک نگیریم و به هنگام خوانش این ابیات، تمامی این حالات رو مثل یک مجموعه ی واحد در نظر بگیریم.
اما هنوز گذر کردن از زیر زلف دو تا، برای من کمی گنگه. آیا گذر کردن به معنی عبور کردنه یا مرور کردن؟
چون اینجا بیشتر به نظرم مرور کردن معنی میده، و نه عبور کردن. یعنی وقتی از زیر زلفت، به عاشقانت نگاهی میندازی ببین که ...
ممنون میشم نظر بزرگواران رو در این مورد بدونم
با سپاس

جنید شریف در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۷ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۰۵ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴۴:

از خواندن حاشیه ها لذت بردم. من از علاقمندان شعرای کالسیک فارسی هستم و بنظر من هم استفاده از کلمه «خر« در رباغی خیام از کرکتر و سبک او دور است. مولانا چرا. بیدل هم هجو هایی دارد ولی خیام فلسفی تر و کائناتی تر ازان است که چنین تشبیهی را بر آخرین مصرع رباعی تحمیل کند مخصوصا که در مقایسه با اکثریت مصرع های رباعیات این مصرع آخر با یک حشو ختم می شود: «بین» پس شاید رباعی از خیام نباشد.

آمیز در ‫۵ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۷ شهریور ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۰۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۵:

درود به حضرتش و عزیزان
دوستان، پرسشی دارم و اون اینکه آیا این ابیات، معنای دوری هم دارند؟
معمولاً، در اشعار حضرت، همیشه شاهد تأویل و اشارات و کنایاتی هستیم، اما اینجا من نتونستم چیزی به کف بیارم.
ممنون میشم اگه عزیزانی هستن که میتونن کمک رسان باشن دستگیر ما بشن.
یا حق

۱
۲۰۶۹
۲۰۷۰
۲۰۷۱
۲۰۷۲
۲۰۷۳
۵۷۲۵