گنجور

حاشیه‌ها

کیومرث محمدی در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۷ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۰۹ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۱:

این شعرزیبا را را استاد شجریان در اجرای خصوصی "آب حیات " با سه تار زنده یاد مشکاتیان و ضرب آقای "محبی" به زیبایی هرچه تمامتر اجرا کرده اند

الهه در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۷ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۳۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۱۸۷ - جواب گفتن عاشق عاذلان را و تهدید‌کنندگان را:

به آقای مهدی حداد و همه و همه پیشنهاد میکنم پیج اقای سعید قویدل سر بزنن ایشون در بسته ی آموزشی خود کامل و شیوا و خیلی عالی معانی این ابیات رو تفسیر کردند و کاملا قابل درک توضیح دادند
#saeed_ghavidel_1350

علیرضا شعبانی در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۷ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۰۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۸:

آیننه روی آ
همانند آیینه بیا و حد بالای تشبیه مانند آیینه باش
آه از دلت آه حد اعلای افسوس

فرهاد در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۷ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۵۱ دربارهٔ عنصری » قطعات و ابیات پراکندهٔ قصاید » شمارهٔ ۱۴۸:

وزن شعر متعلتن متعلتن متعلتن

غلامحسین مراقبی در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۷ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۲۱ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۱۰۲:

درود
با عاشقان نشین و همی عاشقی گزین
با هرکه نیست عاشق، کم کن قرینیا
باشد گه وصال ببینند روی دوست
تو نیز در میانه ایشان ببینیا
تا اندران میانه که بینند روی دوست
تونیز در میانه ایشان نشینیا

غلامحسین مراقبی در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۷ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۰۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۵۳:

درود
مولوی این سروده را در یازده بیت اقتباس کرده، با این سرآغاز:
با عاشقان نشین و همی عاشقی گزین
با آنکه نیست عاشق، یکدم مشو قرین

رامین کبیری در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۷ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۰۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۴:

تعجب میکنم از ایشون. چندین جا میتونست واژه های مرتبط تر و پربارتری استخدام کنه

غلامحسین مراقبی در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۷ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۰۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰۵۳:

درود و سپاس از کوشایی و پویش گنجوری های گرامی.
در مصرع پایانی، «مفتخر» نادرست و «مفخر» درست استکه بیگمان خطای نوشتاری است.

مجید در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۷ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۳۷ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۵۹ - در ستایش امیر انکیانو:

به نظرم این بیت صحیح تر است:
مرد آدمی نباشد اگر دل نسوزدش
باری ببیند او خری افتاده در گلی
«اگر» کلا باید از بیت حذف شود تا وزن شعر حفظ شود
«و» باید تبدیل به «او» بشود
«اوفتاده» هم باید تبدیل به «افتاده» بشود
در غیر اینصورت اصلا نمیشود بیت را خواند!!

حسن در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۷ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۲۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۱۶۵:

آیینه از خودش تصویری ندارد. آینه مدام دیگری را نشان می دهد. آینه خودش را نشان نمیدهد. مولوی می گوید که تو انسان کامل مثل اینه ای که از خودت رنگ و تصویری نداری بلکه تو نمایش دهنده کس دیگری هستی و ان کس جزظهور چمال دوست یعنی خداوند در جهان نیست. این معنادر تمامی اشعار او جاری و ساری است.

معین الدین در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۷ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۲۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۷۰۷:

نکته ای رو تذکر بدم بیت اول نمیتواند قافیه اش اشنایی باشد زیرا قافیه‌ی یکی دیگر از ابیات هم اشنایی است ودر قصیده و غزل یک قافیه دوبار اورده نمی شود.

امیربهادر در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۷ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۲۳ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۴۹:

سلام. آیا کسی تعبیر بیت هفتم رو میدونه؟

همایون در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، دوشنبه ۷ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۰۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۳۰:

عرفان جلال دین عرفان رهایی است، رهایی از هر قفس بویژه قفس مذهب.
از آنجا که قفس جای امن و ساده ایست، بسیاری آن را می پسندند و حاضر به ترک آن نمی شوند و مهم ترین عامل آن این است که نمی دانند وقتی از قفس جدا شوند کجا بروند
مژده جلال دین به انسان همین است که جان انسان میتواند تا بی اندازه گسترش یابد
خود او نشانه و سندی بر این باور است
انسان توانایی آنرا دارد که دوزخ و آنچه که در دنیا نشانه دوزخی دارد را در چشم بر هم زدنی در خود محو کند و خود آفریننده بهشتی باشند که در روز رستخیز وعده داده شده است
انسان همه امور خود را میتواند بدون دعا و نفرین پیش ببرد، همه این ها به باور جلال دین عملی و شدنی است

امیر در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۶ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۲۰:۰۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۲۵:

حضرت حافظ اشعاری فنی و پر از آرایه دارد و برخی از آنان را ما نوجوانان توان درک نیست اگر اشعاری احساسی تر و ساده تر در حد نوجوانان سراغ دارید که البته شعری مطابق با استاندارد های ادبی باشد لطفا ما را از اندوخته هایتان بی بهره نگذارید

آدام در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۶ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۰۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۰:

دوستان با در نظر گرفتن تئوری مرگ مولف، حافظ را رها کنید و خودتان با روزگاران و آنچه بر شما گذشته شعر را دریابید و لذت ببرید.

تضمینی در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۶ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۵۵ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۹۰:

نامد گه آن آخر کز پرده برون آیی
آن روی بدان خوبی در پرده نهان تا کی؟
یا مهدی...

مهنوش در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۶ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۵۴ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۳۲:

ز خواب بی‌خودی بیدار کن آن چشم جادو را
که از خط هست در طالع شکستی طاق ابرو را
معنی: آن چشم خمارِ سحرآمیز را از خواب غفلت بیدار کن، زیرا با رویش سبلت و موی صورتِ طالع، طاقِ ابرویش شکسته می‌شود.
آرایه‌ها:
اضافه‌ی تشبیهی: خواب بی‌خودی(خواب غفلت)
ایهام: ابرو محافظ چشم تعبیر شده که در حال شکستن است، ایهامی دارد به خمیدگی ابرو که از آن به شکستِ ابرو یاد شده است،
پس چشم غافل را بیدار کن که سقفِ آن در حال فروریختن است، انسان وقتی پیر می‌شود ابروانش بلند می‌شود و بر چشمانش می‌ریزد و دیگر آن‌موقع وقتِ غفلت و سبکسری نیست، باید از خواب غفلت بیدار شد و به فکر خود بود.
مجاز: چشم و ابرو، مجاز به علاقه‌ی مجاورت
تناسب یا مراعات نظیر: چشم و ابرو/ جادو و طالع
اضافه‌ی تشبیهی: طاق ابرو

علی در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۶ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۴۸ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان کاموس کشانی » بخش ۱:

یک بیت جا افتاده است. پس از بیت:
ز نیروی گردنکشان تیغ تیز / خم آورد و در زخم شد ریز
این بیت جا افتاده ---->
کمربند بگسست و هومان بجست / یکی اسپ آسوده را برنشست

علی در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۶ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۴۶ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان کاموس کشانی » بخش ۱:

لطفا تصحیح شود:
دلش داشتم پر غم و درد و جوش ----> دلی داشتم پر غم و درد و جوش
که او از در بند چاهست و بس ----> که او از در بند و چاهست و بس
ز پاکیزه جان و فرود و زرسپ ----> ز پاکیزه جان فرود و زرسپ
چو تو جنگجویی نیاید سپاه ----> چو تو جنگجویی نیابد سپاه
ز می گشت گردان و شد روز تار ----> زمی (زمین) گشت گردان و شد روز تار
بافسوس بهر جای گسترده کام ----> بافسون بهر جای گسترده کام
چنین گفت گودز آنگه بطوس ----> چنین گفت گودرز آنگه بطوس
برامش و جامه بنمای سر ----> بآرامش و جامه بنمای سر
گریزان ز باد اندرآید بب ----> گریزان ز باد اندرآید بآب
سوس شهر ترکان بکین آختن ----> سوی شهر ترکان بکین آختن
که ایدر بباید گو پیلتن ----> که ایدر بیاید گو پیلتن
برام یک روز ننشسته‌ام ----> بآرام یک روز ننشسته‌ام
سر بدره‌های درم بردید ----> سر بدره‌های درم بردرید
چنین گفت کای نامدار گرد ----> چنین گفت کای نامبردار گرد
بفگت این و دل پر ز کینه برفت ----> بگفت این و دل پر ز کینه برفت
بلکشر چنین گفت هومان گرد ----> بلشکر چنین گفت هومان گرد
سوران رزم آور و کینه‌خواه ----> سواران رزم آور و کینه‌خواه
هنرهای دشکن کند زیر گرد ----> هنرهای دشمن کند زیر گرد
بر و بومشان پاک و یران کنیم ----> بر و بومشان پاک ویران کنیم
همه نامدارن بدین هم سخن ----> همه نامداران بدین هم سخن
سپهبد سورای چو یک لخت کوه ----> سپهبد سواری چو یک لخت کوه
خروشیدن دیده‌بان پهوان ----> خروشیدن دیده‌بان پهلوان
ازان نامدارن گودرزیان ----> ازان نامداران گودرزیان
همه رفتن ما بورد باد ----> همه رفتن ما بآورد باد
ز یپروزه دیبا سراپرده دید ----> ز پیروزه دیبا سراپرده دید
بدین سام بزرم افراسیاب ----> بدین سان بآزرم افراسیاب
دلیان ز خفتان بریده کفن ----> دلیران ز خفتان بریده کفن
کمان بزه را بباز و فگند ----> کمان بزه را بباز فگند
چه گوید بورد با سرکشان ----> چه گوید بآورد با سرکشان
برفتند هر کس برام خویش ----> برفتند هر کس بآرام خویش
بورد این ترک هشیار باش ----> بآورد این ترک هشیار باش
که جوید بورد با او نبرد ----> که جوید بآورد با او نبرد
ببرید بر گستوان نبرد ----> ببرید برگستوان نبرد

Zeytoon۱۱ در ‫۵ سال و ۶ ماه قبل، یکشنبه ۶ مهر ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۳۸ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۳۶:

سلام،صیف یه واژه قرآنیه که درسوره قریش جزسی اومده وبه معنای تابستانه وشتا به معنی زمستان.
یعنی انسان همه عمرش به فکراینه که چه بخورم(خصوصاتابستان که فصل میوه هاست)وچه بپوشم درفصل سرما

۱
۲۰۳۲
۲۰۳۳
۲۰۳۴
۲۰۳۵
۲۰۳۶
۵۷۲۵