بهرام در ۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۳۷ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » راز آفرینش [ ۱۵-۱] » رباعی ۱۱:
یعنی هنگامی که خداوند مخلوقات مختلف را آفرید چرا آنها را با طبایع مختلف آفرید که بعضی خلق درنده خویی داشته باشند و برخی دیگر که این طبع را ندارند وسیله یا قدرت دفاعی کم در مقابل آن درنده خویان داشته باشند خوب اینها که وسیله ی دفاع ندارند توسط آن درنده خوها از بین می روند ولی آنها که از هر نظر کامل آفریده شده اند را چرا خداوند به هلاکت می رساند در واقع در این رباعی این نفهون را می رساند که شما چه قی باشی وچه ضعیف انتهای کارتان مرگ است و این موضوعی است که نقص وجود شما را نمی رساند بلکه تغیر سلیقه ی خالق مقصر اسا
د
پرنیان در ۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۳۰ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۲۰۶:
من هم با جناب احسانی راد موافقم
یکم وزنش ناقصه
ایمان در ۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۵۷ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب نهم در توبه و راه صواب » بخش ۳ - حکایت:
در بیت
بدین ماند این قامت خفتهام/که گویی به گل در فرو رفتهام
«چفتهآم» به جای «خفتهام» صحیح است.
چفته به معنی خم، خمیده و خم شده است (لغتنامه عمید)
سامان در ۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۵۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲:
بیت چهارم قلم افتادگی (لغزش تایپی): کآری، کری نوشته شده است
بیت نهم هم «با زینت» فاصله نیاز دارد
سامان در ۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۴۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱:
بیت دوم و سوم با هم در بیت دوم ادغام و مختصر شده ....
سوی دل ما بنگر کز هوس دیدن تو
نیست شد و سیر نشد از طلب و طال بقا
دوش کجا بود مهت؟ خیمه وخیل و سپهت
دولت آن جا که در او حسن تو بگشاد قبا
فاطمه در ۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۴۰ دربارهٔ شهریار » منظومهٔ حیدر بابا:
در مصرع مشدی رحیم و دست به لبّاده بردنش. بجای "به" اشتباهی "یه" تایپ شده.
ساشا در ۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۲۶ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۹۷:
دوستان گرف صحیح هست فقط در مصراع اول بیت آخر کلمه دم اشتباه تایپی است و در اصل قدم هست
ساشا در ۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۲۵ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۹۷:
دوستان گرفت صحیح هست فقط در مصراع اول بیت آخر کلمه دم اشتباه تایپی است و در اصل قدم هست
ساشا در ۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۲۵ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۹۷:
دوستان گرف صحیح هست فقط در مصراع اول بیت آخر کلمه دم اشتباه تایپی است و در اصل قدم هست
نهان در ۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۱۴ دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » گردش دوران [۵۶-۳۵] » رباعی ۵۰:
فلک لعبت باز
فلک لعبت باز
خیام لکنت داشت وا الله میگفت صندوقچه میفته دست آدمهای شورشی
منظور از صندوق جهان هستیه ما هم عروسکهایی هستیم که داخل اون هستیم
و مارو به بازی دنیا در میارن
منتها خیام نتونست اشاره کنه که صندوقچه یعنی جهان هستی دست یه کساییه که مارو به زور خودشون بازی میدن
پیشنهاد میشه آهنگ کلاغ از صفیر رو گوش کنید
محمد غافری در ۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۰۳ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۷ - مطلع دوم:
با سلام و درود و صد آفرین بر همت والای شما برای به وجود آوردن چنین سایت با ارزشی. دراین قصیده مصراع دوم از بیت 17 مصراع دوم از بیت 16 تکرار شده است. به احتمال زیاد اشتباه تایپی است. مصراع صحیح برا بیت 17 بر اساس نسخه ی مرحوم فروغی این است: هنوز نظم ندارد نظام و شعر شعار موفق باشید
احمدرضا AR.fakhri.vet@gmail.com در ۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۳:۴۱ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب ششم در قناعت » بخش ۳ - حکایت:
گمان کنم ،در بیت آخر اگر : بران از خودت تا نراند کس ، معنای بهتری بدهد. { فقط یک حدس است}
مهدی خورسندی در ۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۵۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۹۸:
در لَت دوم از رج سوم این سروده:
"پیش مشک افشان او شاید که جان قربان کنیم" واژه "شاید" به چَم (معنی) "شایسته است" می باشد و نه "احتمالا"!!! چرا که از نگاه عرفانی جان را بدون درنگ و اندیشه باید فدای معشوق حقیقی و قربانی او کرد!.
شاپور در ۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۵۲ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » سهراب » بخش ۷:
البته بنده این عمل کارد زدن بخ پهلوی گاور رو اولین بار است که میشنوم و بعید میدانم که وافعی باشد. حالا گیرم که وجود داشته باشه. با جای پاره گی کارد چیکار میکنن. بخیه و پانسمان میکنن یا رها میکنن خودش خوب بشه. دوستانی که چنین چیزی رو دیدن یا شنیدن بیشتر توضیح بدن.
شاپور در ۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۴۱ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » سهراب » بخش ۷:
باسلام.
در مورد نظر خانم مرسده اگه یه همچین کاری باشه که پهلوی گاو پر خور را کارد میزنن تا محتویات به بیرون ریخته شود، برداشتی که بنده میکنم ابنه که این عمل رو برا نجات جان گاو میکنن نه برا کشتنش. که این تعبیر در این جا جایی نداره به سهراب هشدار داده میشه که کشته خواهی شد نه اینکه خنجر میخوری که نجات پیدا کنی. به نظر بنده استدلال ادبیب بزرگوار بهرام مشیری کامل تر باشه. دوستان میتونند در مورد صحبت بنده داوری کرده و نظر بدهند.
Moheb در ۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۱۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۶:
بیت نهم را می شود به این صورت معنی کرد...
این سرکش و یاغی ای که الان مثل کنگره(یا همان تکه های بالای قلعه) بر بالای کنگره ی کاخ است سر ها خود به خانه ی او از تن جدا شود
سعید پرسا در ۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۳۹ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۰۵:
کُلفَت در مصرع اول به معنیِ سختی و محنت آمده و در دایرهی تکلف و تکلیف خوانده میشود.
حسین شنبهزاده در ۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۳۰ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان رستم و اسفندیار » بخش ۱ - آغاز داستان:
ببخشید که بهعنوان یک بیسواد در بحث ادبیِ دوستان شرکت میکنم؛ ولی هرچه از قدرت و درخششِ این «براعت استهلال» فردوسیِ کبیر بگم کم گفتهام. هر بار خوندنش برام مثل بار اوّله. هر بار میخکوبم میکنه. تصاویرِ زنده و روشن و جونداری که بسیار شاد شروع میشن (چون هفت خان، یا هفت خوان اسفندیار تازه تموم شده و وقت جشن گرفتنه)؛ ناگهان خداوندگار طوس، نهیبی به خواننده میزنه دربارهٔ فقر خودش، اما جز این خراشِ کوتهِ خاطر، دلِ خواننده هم همراه با شاعرْ شاده، به مِیخواری و درمپراکنی و قربانی کردن میگذره، در هوای خوش و پر جوش و خروشِ شادترین بهار؛ ولی کمکم تصاویر و الفاظْ غمگین و غمگینتر میشن، کمکم به موتیفهایی از قبیل ناله و گریه و جامه دریدن و این کلمهٔ درخشان و متأسفانه فراموششدهٔ فارسی، یعنی «دُژَم» (معمولاً در معنای غمگین و خشمگین همزمان) میرسیم، کمکم این «غمِ لعنتی» به جانِ خواننده میزنه، کمکم، کمکم، آغازِ این غمگینترین، درخشانترین، و جانفرساترین داستانِ شاهنامه (و شاید تمام اساطیر جهان)، به این «داستان داستانها»، که توش فردوسی به سوگِ عزیزترین و برومندترین فرزندِ طبعش، و دلاورترین پهلوان اساطیر جهان، یعنی رستم میشینه، به اوجِ جانکاه خودش نزدیک میشه. حرکت از منتهای شادی به قلهٔ غم، درخشانتر و قویتر از این قابل تصور نیست؛ و فردوسی با زیرکیِ تمااااام از سرودنِ سوگنامهٔ مفصل پرهیز کرده و دلیل و طرفینِ این غمِ حقیقتاً کُشنده رو فقط و فقط در دو بیت به روشنی توصیف کرده و شرح داده. دو بیت که مثل سنگینترین و سریعترین تازیانهای بر جان مخاطب فرود میاد. فقط در دو بیت از سوگ اسفندیار و اندوهِ کُشندهٔ نفرینی که رستم به جان میخره حرف زده. این شعر نیست، این اعجازه، جادوست، معجزهست.
اما رفقا! من البته سوادی در زمینهٔ ادبیات ندارم و نوآموزم؛ ولی افرادی که این کامنت رو میبینن، لطفاً دقت کنن؛ هرگز نمیشه در زمینهٔ تصحیح شعر گفت «به نظرِ من، فلان کلمه باید یه طور دیگه نوشته بشه». جسارتاً شما هر کس باشید، حتی اگه محمد قزوینی و جلال خالقی مطلق باشید، نظرتون به خودیِ خود در تصحیح شعر اهمیت نداره. اگه ایراد تایپیِ فاحش میبینید که مشخصاً ایراد تایپیه یا به وزن مسلطید و تشخیص میدید که یه کلمه مشخصاً مُخلّ وزنه باید تذکر بدید (معمولاً تذکرات دوستان در این باب هم اشتباهه و تسکینِ عروضی رو مُخلّ وزن تشخیص میدن)؛ اما اگه فکر میکنید یه کلمه یا جمله «خوش نمیشینه»، نظرتون و فکرتون واقعاً هیچ اهمیتی نداره جز این که دیده باشید در نسخه یا تصحیحِ دیگهای، طور دیگهای نوشته شده. در این صورت باید بفرمایید «در فلان نسخه، فلان طور گفته شده»، یا «فلان استاد، فلانطور تصحیح کرده». در غیر این صورت، و در صورتی که از نسَخِ دیگه، یا از تصحیحات دیگه اطلاع ندارید، روا نیست نظر بدید که «فلان کلمه باید فلانطور باشه». مخلص همگی.
محمد مهدی در ۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۷:۰۲ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۳۵۴:
بسیار زیبا
ردیف ها غلط املایی دارند
امیر محمد در ۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۵۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۷: