صبا در ۵ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۲۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۶۰:
فقط دو بیته
ولی به اندازه ی هزار بیت معنا داره
محمد علی مدرسی عالم در ۵ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۳۷ دربارهٔ ملکالشعرا بهار » مثنویات » شمارهٔ ۷۴ - رنج و گنج:
با زمزمه این شعر نقاش ذهن من خاطره دوران دور دبستان را برایم بتصویر میکشد. سپاس بر معجزه ذهن خداداد که لحظه لحظه حیات را بازسازی مینماید. درود و ستایش سزاوار همه دست اندر کارانی است که آموزش و پرورش را به پشتوانه شعر وادب فارسی هستی بخشیدند.
بابک بامداد مهر در ۵ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۲۱ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۹۰:
چهره پوشیدن....جمال دیگراست.
کلمه ی که درجای خالی قرارگرفته دربیت اول اشتباه است.اگر تصحیح شود لطف شما موجب اصلاح وزن وخوانش می شود.
علی اصفهانی در ۵ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۵۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۳:
سلام ( را ) در دیشب گله زلفش را با باد همی کردم در متن جا افتاده
ع.ر.گوهر در ۵ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۴۱ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۳:
باسلام
در بیت نهم مصرع دوم بیش صحیح می باشد که پیش تایپ شده است عنایت فرموده اصلاح گردد.
احمدرضا ضیایی در ۵ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۰۱ دربارهٔ رودکی » ابیات پراکنده » شمارهٔ ۱۵۲:
این شعر به نام کسایی مروزی در فرهنگها ثبت شده و به این صورت:
نباشد میل فرزانه...
احسان در ۵ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۰۴ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۶۵۱:
با درود
به نظر می رسد چند اشتباهی در این غزل رفته، فکر می کنم درستش این گونه باشد:
مهتاب چه خوش بودی او("گر" اشتباه است!) بودی و من تنها
لب برلب و رو به ررو و او با من و من با او
گویند مرا آخر دیوانگیت جوشد (از جوشیدن)
دیوانه چرا نبوم(نبوم- به معنی نباشم) ماه من و شیدا او
سید میثاق علوی در ۵ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۳۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۵:
سلام. میفرماید :
عشق چیزی نیست که توی حرف بقیه و توی چیزای دیگه بتونی پیدا کنی
عشق به تعداد انسانها تعریف و نوعیت مختلف داره و برای هر کس منحصر به خودشه.
و عشق اون نیست که به کسی اشتیاق داشته باشی
بلکه اینه که نتونی بهش اشتیاق نداشته باشی
و عشق تا زمانی هست که هر وقت اسمش یاد بشه قلب تندتر میتپه و شما بیتاب بشی برای وصال
البته این حسه اگر یکطرفه باشه عشق ناقصه
البته بعضی میگن عشق با وصال تموم میشه ولی عشق هیچ پایانی نداره اگر پایان داشته باشه که عشق نبست هوسه
صدرا در ۵ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۲۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۸۸ - تعظیم ساحران مر موسی را علیهالسلام کی چه میفرمایی اول تو اندازی عصا:
یکی از بزرگان می گفت، توصیه مولانا را با آنچه حاضر می گفت مقایسه کنید:
حافظ می گفت:
پدرم روضه رضوان به دو گردون بفروخت
ناخلف باشم اگر من به جویی نفروشم
ولی مولانا می گوید اگر پسر آن پدری بدان که او اهل توبه بود و توم مثل او باش.
مهدی در ۵ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۰۹ دربارهٔ محتشم کاشانی » دیوان اشعار » ترکیببندها » شمارهٔ ۱ : باز این چه شورش است که در خلق عالم است:
محتشم بسیار زیبا سروده است احسنت دارد واقعا به عنوان شاعر کوچیکی در این ولایت هنوز بهت زده ام در وصف محتشم بابت این شعرش
حمید در ۵ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۴۲ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۳۲۷:
با سلام و ارادت
اگر دنبال اصل شعر می گردید و قصد وقوف بر مطلب دارید
اصل متن این است
خداوندا به حق چار یارت که منظور خلفای راشدین است
بابا طاهر سنی مذهب بوده است و با بینش خود دعا نموده است.
ضمن اینکه اعتقاد به دوازده امام از اعتقادات مذهب اثناعشری است و تا قبل از قرن نهم شیعیان ایران یا زیدی هستند و یا اسماعیلی بنابراین اعتقادی به دوازده امام نداشته اند.
دختر*الماسی در ۵ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۸:۱۸ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۶۴ - دیده و دل:
شعر بسیار عالی واقعا حال جان ودل ادم رو خوب میکنه
صادقی در ۵ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۷:۵۵ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۱۲:
این شعر منو یاد یه بخش زیبا از یه دعا انداخت.دعایی که وقتی میخونی احساس استغنا و بی نیازی از همه عالم میکنی و دلت
محکم میشه:
آنچه خدا بخواهد خواهد شد گرچه مردمان خوش ندارند، پروردگار از یاری پروردگان، آفریدگار از کمک آفریده ها، روزی دهنده از لطف روزی خواران، خدای- یکتا پروردگار جهانیان کفایتم میکند، مرا بس است آنکه به حقیقت مرا بس است، مرا بس است آنکه همواره مرا بس است، مرا بس است آنکه همواره از آنگاه که بوده ام مرا بس بوده است، مرا بس است خدایی که معبودی جز او نیست، بر او توکل نمودم، و اوست پروردگار عرش بزرگ
مَا شَاءَ اللهُ وَ إِنْ کَرِهَ النَّاسُ حَسْبِیَ الرَّبُّ مِنَ الْمَرْبُوبِینَ حَسْبِیَ الْخَالِقُ مِنَ الْمَخْلُوقِینَ حَسْبِیَ الرَّازِقُ مِنَ الْمَرْزُوقِینَ حَسْبِیَ اللهُ رَبُّ الْعَالَمِینَ حَسْبِی مَنْ هُوَ حَسْبِی حَسْبِی مَنْ لَمْ یَزَلْ حَسْبِی حَسْبِی مَنْ کَانَ مُذْ کُنْتُ لَمْ یَزَلْ حَسْبِی حَسْبِیَ اللهُ لا إِلَهَ اِلّا هُوَ عَلَیْهِ تَوَکَّلْتُ وَ هُوَ رَبُّ الْعَرْشِ الْعَظِیمِ.
کرمانشاهی در ۵ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۷:۲۷ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان » حکایت شمارهٔ ۳۶:
مصرع دوم بیت آخر:
کوفته را نان تهی کوفته است
صحیح می باشد.
صنعت جناس؛ کوفته اول به معنی درمانده و کوفته دوم اسم غذا.
سیامک یوسفی در ۵ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۵:۱۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۱:
کمتر سخنگوی بنام را توانیم یافت که به پیش باز این دو بند از سروده نظامی گنجوی نرفته باشد:
نشسته شاد شیرین چون مه نو
قدح ریزان بیاد روی خسرو
فدا کرده چنین فرهاد مسکین
ز بهر جان شیرین جان شیرین
سعدی نیز گوید:
فرهاد لب شیرین چون خسرو پرویزم
lvcfhk در ۵ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۵:۰۳ دربارهٔ نظامی » خمسه » اسکندرنامه - بخش اول: شرفنامه » بخش ۱۴ - پادشاهی اسکندر به جای پدر:
دباغت چنان دادم این چرم را
که برتابد آسیب آذرم را
اذرم و آدرم نمد زین باشد میگوید چنان چرمی دباغداده ام که اسیب نبینی نصیحت خود را همچون زین خانه دانسته که در گردش روزگار بران سوار شود
رضا س در ۵ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۰۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۱:
به غیر از دو بیت اول بقیه ابیات خیلی نزدیک به سبک سعدی سروده شده. شاید مربوط به اوایل دوره شاعری حافظ در دوره شاه ابواسحاق باشه. البته نمیشه حکم قطعی داد.
اکبر khayat۱۴۹۳@gmail.comا در ۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۰۷ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۳:
با سلام خدمت دوستان فرهیخته،
تمامی نظرات ارزشمند دوستان را مطالعه کردم. نکته ای را می خواستم عرض کنم. دوستان توجه داشته باشند که غزلیات چون محتوای عاشقانه دارند، ممکن است هر کسی با توجه به زمان ، مکان، موقعیت، نوع شخصیت ، سن و سال و......موضوع شعر را به مذاق خود تفسیر و تأویل کند و معشوق خود را در یک چیز بخصوص ببیند. ممکن است یک کسی در مناجات با خداوند متعال این اشعار را بخواند، ممکن است کسی پیامبر اکرم ، امام حسین و یا امام زمان را خطاب کند. کس دیگری این اشعار را برای همسر خود بخواند البته اگر عاشق و معشوق هم باشند! ممکن است جوانی در افکار و تخیلات خود فکر جنس مخالف بیفتد و...... کلاً ماهیت غزلیات چنین است و این موضوع برای همه غزلیات شعرای دیگر نظیر حافظ هم وجود دارد.
پس بنظر حقیر هیچکس نباید به دیگری خرده بگیرد که چرا تو میگویی خطاب به فلانی است و آن یکی بگوید خطاب به فلانی است! اصلاً چه کسی می داند منظور خود سعدی در سرودن این غزل چه کسی بوده؟ در چه زمان و مکان و موقعیتی این اشعار را سروده؟ روز بوده، شب بوده، نیمه های شب در حال مناجات بوده؟ و....... از اینکه وقت شما را گرفتم معذرت خواهی می کنم.
امیر محمد در ۵ سال و ۴ ماه قبل، یکشنبه ۱۶ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۳۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۶۷:
سلام تنها خراسانی بنظرم یه چی اوردی گذاشتی که خیلی ایده های خطرناکی داره این ایده هان که باعث رشد میشن ولی خطرناکن هر چی رو نباید نقل کرد باید بزارید هر کی میخواد بره دنبالش شاید اینم جز اونا بوده باشه این ایده علم مخالف فضیلت یک موضوعه که دقیقا به این شکل نیست و موضوع خیلی بزرگتر و گسترده تر از چیزیه که بنظر میاد البته خیلی سریع هم میشه بستش من طبق تجربه شخصی کلا این حرفا رو میزنم ولی بهتون میخوام بگم این از سختی های راه هست و اصلا یکی از دلایلی دانشمندان داری مقام و فضیلتی هستند اینه که مسائل و مصائبی رو رد کردن برای یه ساکن تاریکی قطره نور زیاد خواهد بود و شاید بدون اون راهشو بهتر بره چون نور چشمشو میزنه ولی اگه عادت کنه راهشو میتونه انتخاب کنه که یکی از خطرات بعد این موضوعه بدون پیر راه میخانه خطرناکه شما همه چیز رو شاید نبینی و پا به راه وحشتناکی بزاری شاید برای همین علم ظرفیت میخواد و این از سختی های راهه یه جا تو قران میگه ما شبو بر روز و روزو بر شب میپوشانیم اگه یکی همین طور میموند چی میشد و شما فکر کنید و این اینجا بنظرم به اون میتونه مربوط باشه شما تو روز با نور ستاره ها هدایت نمیشید در حالی که نور عظیم خورشیدو دارید که پارادوکس جالبیه احساس میکنم حرفام ناپختن ولی احساس کردم در حد خودم بد نیست بگم البته حرف زیاد میشه زد ولی میترسم بیشتر از این تو حرفام اشتباه داشته باشم
بید در ۵ سال و ۴ ماه قبل، دوشنبه ۱۷ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۵۰ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۵۳: