مهدی در ۵ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۰۷ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۵:
این شعر یکی از زیبا ترین و فلسفی ترین شعریست که از زبان یک شرقی کفته شده جه چالش کشیدن و سئوال کردن از خدا وبر هم زدن که نظمی وجود ندارد یک سئوال بی جواب؟
ریحانه در ۵ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱ دی ۱۳۹۹، ساعت ۰۷:۴۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۷:
هرچه در این شعر نظر میکنم معشوق را جز خداوند باری تعالی نمی بینم.
گرچه ظاهر شعر عشق دنیوی باشد.لکن تماما تجلی گه ایزدمنان است.
چه اوست که در شرق و غرب عالم است(چگل و ختن)
چه اوست که سایه اش بر سر تمام موجودات موجب اطمینان خاطر است
چه اوست که عشقش موجب انگشتری سلیمانی بر دست و دولت است
ااوست که همه ی عالم را مسخر انسان ساخت...
چه اوست که هرچه هوادار داشته باشد تولیش موجب تقرب بیشتر و تبری از دشمنانش نیز...
اگر از دلی پیمان شکن سخن میگوید مقصود توبه است که برای عاشق الهی شیرین ترین لحظه مناجات است
در بیت آخر نامی که برده شده میتواند معرف دوستی با دوستان اهل معرفت باشد.که خود مقدمه ایی برای عشق بازی با پروردگار عالم است.
آرش در ۵ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱ دی ۱۳۹۹، ساعت ۰۶:۳۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶۷:
مهدی در ۵ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱ دی ۱۳۹۹، ساعت ۰۴:۰۳ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی یزدگرد بزهگر » بخش ۱۷:
در تاجیکستان پاییز را «تیرهماه» میخوانند.
ایرج خواجه ای در ۵ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱ دی ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۲۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۷:
سلام
با توجه به کلمه شمع در بیت
دولت صحبت آن شمع سعادت پرتو
چون پروانه با سوختن ناشی از چرخش دور شمع به سعادت میرسد
پس مراد از پروانه همان پروانه ایست که در ادبیات کهن معمولا با شمع میآمد همچنین در زمان حافط استفاده از واژه پروانه کسب یا فعالیت کاربردی نداشت بنابرین کلمه پروانه هیچ ایهامی ندارد
حامد رضوی زاده در ۵ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱ دی ۱۳۹۹، ساعت ۰۲:۲۲ دربارهٔ بیدل دهلوی » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۰۷:
درود.
در این مصرع
درین دشت دل نام ویرانهایست
ویرانه ایست اشتباه تایپی دارد لطفا تصحیحش کنید
امین در ۵ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱ دی ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۴۹ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۵:
تو بیت اول، یا دگر باید بشه دیگر، یا رفت بشه برفت که وزن شعر رعایت بشه، حالا باید دید خود شاعر چگونه سروده این شعر رو که شما باشتباه نوشتین
چون وزن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن مفاعیلن
تو زبان عامیانه، میشه:
دیریم رام رام، دیریم رام رام، دیریم رام رام، دیریم رام رام
محمد سالار رسولی در ۵ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۱۸ دربارهٔ شهریار » گزیدهٔ اشعار ترکی » قاصد:
شرمنده ولی فایل دگلمه صوتی که گذاشتین رسما مسخرس. ازسایت شما بعیده. لطفا جایگزین کنید. حداقل میشد ازاجرای خود استاد شهریار تقلید کرد
فخری یزدی در ۵ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۲۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۴:
بسیار ممنون از اقای رضا ساقی و اقای ناصر بخاطر ارایه نظرات بسار جالب و به نظر من درست
فخری یزدی در ۵ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۱۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۴۴:
بسیار ممنون از اقای رضا ساقی،و اقای ناصر از نظریه های بسیار عالی که نوشتن
زیبا در ۵ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۱۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۱:
با تشکر از همه نکات مفیدی که دوستان زحمت کشیدن و گذاشتن. یک طرح کلی که به نظر من می رسه: حال و هوای شعر غمگین است. حافظ در دوران سیاهی است که نای و نی قدغن شده و البته می. همه هم به نام دین. و از طرفی وفاداری بسیار بسیار نایاب شده! حافظ که اینکاره هست پس در این دوران بدکار محسوب می شود. در ناامیدی و قحطی وفاداری آرزوی کسی می کند که این نوش دارو را به مردم بدحال برساند پس آن فرد باید واقعا وفادار باشد. اولا نوای نای و نی را که مستقیم از دلبر به دل پیغام می آورد. دوم پیمانه ای می برای حافظ. چرا آرزوی می دارد؟ در ادامه شعر: شکایت از دلبر در این دوران سیاه و اوضاع پیچاپیچ و در هم بر هم زمانه که روح زلال را رنج می دهد. شاید همان دلبر هم به حافظ می گوید با این پشمینه پوشان عیبجو از مستی حرف بزن باشد که دست بردارند. بنابراین حافظ دوباره به خودش می آید و مقام دلبر را که قبلا از او گله کرده بود یادآور می شود و به پیشنهاد او تصمیم به عیاری می گیرد ... تا می رسد به نام کسی که دعا می کند از او دستگیری کند و غمش را بزداید. در بیت آخر هم شاید دوباره به خودش نهیب می زند که قصد این زمانه پر نیرنگ نکن ...
دکتر محمد ادیب نیا در ۵ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۵۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۵:
شاه ترکان سخن مدّعیان می شنود
شرمی از مظلمۀ خون سیاووشش باد
ملا احمد نراقی در کتاب خزائن خود می گوید: می تواند شد که مراد خواجه از «شاه ترکان»، قوه یعاقلۀ ملکیّه باشد؛ و از «مدّعیان»، قوای بهیمیّه و سبعیّه و شیطانیّه، یعنی شهویّه و غضبیّه و وهمیّه باشد - که جنود شیطانند -؛ و مراد از «سیاوش» نفس ناطقۀ قدسیّه باشد که مانند سیاوش از وطن اصلیّۀ خود دور افتاده و از مصاحبت دوستان و هم جنسان خود - که ارواح مجرده و عقول مقدسه هستند - بازمانده و به غربت گرفتار شده؛ و خلاصۀ معنی آن است که: عقل - که پادشاه مملکت بدن است - تدبیر خود را از دست داده و به فریب لصوص قوای بهیمیّه و سبعیّه و شیطانیّه - که به منزلۀ مدعیانند - مغرور شده و باعث هلاک نفس قدسیّه گردیده. «ربّنا نجّنا من ظلمات مضیق الطبیعه برحمتک و رأفتک». [خزائن، ملا احمد نراقی: ص 29]
saeed ahadkish در ۵ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۵۲ دربارهٔ مهستی گنجوی » رباعیات » رباعی شمارۀ ۴:
کلمات شوم و روم و موم همگی ایهام تناسب دارند و شاعر تعمدا خواسته تا فهم منظور اصلی سخت تر شود
nabavar در ۵ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۴۲ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۵۷۴:
گرامی کاظم
تمام ردیف ها باید ” بازنامد “ باشد که به اشتباه بعضی باز ماند نوشته شده
saeed ahadkish در ۵ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۲:۱۹ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۶:
در پاسخ به خانم یا آقای مهدوی
دوست عزیز پادشاهی با دیکتاتوری زمین تا آسمون فرق دارن
اما در مورد دموکراسی امروزی
دموکراسی هیچ وقت به معنای واقعی وجود نداشت و به نظر نمیرسه که در آینده هم وجود داشته باشه چون شما هر طور نظام حکومتی رو بچینید بالاخر یک عده ای باید قدرت رو در دست بگیرند و اونهاهم تقریبا می تونن هر کاری بخوان انجام بدن خواه مردم دوست داشته باشن یا نداشته باشن. شاید بشه اسمش رو گذاشت دموکراسی مبهم مث خرید شانسی هست شما آزاد هستید هر کدوم رو که می خواید انتخاب کنید اما این که چی توشه مبهمه. با شفاف کردن محفظه شانسی ها میشه دموکراسی حقیقی تری رو به وجود آورد
saeed ahadkish در ۵ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۵۴ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب دوم در اخلاق درویشان » حکایت شمارهٔ ۱۸:
و این انتهای ادبیات تعلیمی بود که گفت:
پارسایان روی در مخلوق
پشت بر قبله میکنند نماز
{پارسایانی که رویشان به سمت انسان هاست و خود را به آن ها نشان می دهند پشت به قبله نماز می کنند یعنی عبادتشون قبول نیست}
saeed ahadkish در ۵ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۴۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۸۳:
به همین سادگی و زیبایی
"مست بیفتی تو نیز گر هم از این می چشی"
وحید یزدی در ۵ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۱۱:۲۹ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳:
ای به عالم کرده پیدا راز پنهان مرا
من کیم کز چون تویی بویی رسد جان مرا
تفسیر: ای خدایی که راز پنهان مرا در این دنیا میدانی. من چه کی هستم؟ جان من با بوی عشق تو جان میگیرد
جان و دل پر درد دارم هم تو در من مینگر
چون تو پیدا کردهای این راز پنهان مرا
تفسیر: خدایا به وجود من نگاه کن که چقدر درد عشق سخت است، چون فقط تویی که راز پنهان مرا میدانی.
ز آرزوی روی تو در خون گرفتم روی از آنک
نیست جز روی تو درمان چشم گریان مرا
تفسیر: من در دوری و فراق تو خون گریه کردم و خون دل ها خوردم، و این چشم گریان من جز با وصال تو درمانی ندارد
گرچه از سرپای کردم چون قلم در راه عشق
پا و سر پیدا نیامد این بیابان مرا
تفسیر: من در راه عشق تمام وجودم را همانند قلمی که تمام وجودش را صرف نوشتن از عشق کرد، فدا کردم. اما من در این وادی عشق که همانند بیابان وسیعی است، سرگشته شده ام
گر امید وصل تو در پی نباشد رهبرم
تا ابد ره درکشد وادی هجران مرا
تفسیر: خدایا اگر من امیدی به وصال تو نداشتم، تا ابد از دوری تو در دنیای عشق سرگشته میشدم و تمام عمر در هجران بودم
چون تو میدانی که درمان من سرگشته چیست
دردم از حد شد چه میسازی تو درمان مرا
تفسیر: خدایا از آنجایی که تو میدانی راه درمان من سرگشته چیست، درد عشق در من از حد گذشت، برای درمان من چه کاری میکنی؟
جان عطار از پریشانی است همچون زلف تو
جمع کن بر روی خود جان پریشان مرا
تفسیر: خدایا پریشانی من همانند پیچیدگیهای مو شده است. پس با نگاه لطفت به من، این تشویش و پریشانی را برای همیشه از بین ببر
جمشید احمدی در ۵ سال و ۳ ماه قبل، یکشنبه ۳۰ آذر ۱۳۹۹، ساعت ۰۹:۵۶ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب پنجم در عشق و جوانی » حکایت شمارهٔ ۲۱:
کاملا حق با علی آقاست که فرمودن مصرع دوم بیت اول واژه "کرو"بمعنی قایق کوچک درسته.نه گرو.دوستی هم که متن شعر رو قرائت میکنن دقت نکردن در حین خواندن واژه "پاکیزه رو" و "گرو" هم آوا نیستن و قافیه شعر از هم میپاشه.ولی واژه کرو بمعنی قایق هم آوای قافیه رو درست میکنه و هم معنی بیت رو که یک جوان پاکیزه رو با دیگری در قایق بودند و دچار طوفان شدند و الی آخر
---
پاسخ: با تشکر، علی رغم این که در متن تصحیح شادروان فروغی «گرو» آمده، طبق فرمودهٔ جنابعالی و علی آقا «کرو» جایگزین شد و خوانش نیز جایگزین شد.
پریا در ۵ سال و ۳ ماه قبل، دوشنبه ۱ دی ۱۳۹۹، ساعت ۱۰:۱۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۸۰: