گنجور

حاشیه‌ها

حسین مرکزی در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۶ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۵:۳۷ دربارهٔ ملک‌الشعرا بهار » قصاید » شمارهٔ ۹۶ - سپید رود:

در بیت 3 و 22 و 25 بجای دریا، نوشته شده دربا

Masoud Firozi در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۶ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۴:۵۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۲:

واقعا این شعر از زبان استاد شجریان هزاران بار ارزش گوش دادن دارد. همچنان دست استادانی که زحمت کشیدن معنی کردن درد نکنه واقعا لذت بردم. با احترام

رضا س در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۶ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۴:۴۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۸:

در مورد بیت یکی مونده به آخر:
اگر چه در ظاهر منظور از خواجه، وزیر شاه شجاع یعنی خواجه تورانشاه است و بیت آخر هم همین رو نشان می‌ده اما جور دیگری هم میشه معنی کرد. حافظ در این غزل از ابتدا در حال صحبت با معشوقه و سعی داره توجهش را به خود جلب کنه که موفق نمی‌شه و هر چه میگه جواب سربالا میشنوه. در نهایت که ناامید شده می‌پرسه خواجه(خواستگار یا دوست معشوق) کی میخواد باهات ازدواج کنه که باز هم جواب دو پهلو میشنوه: (آن زمان که مشتری و مه قران کنند). که معنی اولش اینه که هر وقت سیاره مشتری با ماه از نظر ستاره‌شناسی در وضع مناسب بودند و معنی دوم اینه که هر وقت مشتری(داماد) با مه(خودم که شبیه ماه هستم) خواستیم ازدواج می‌کنیم و مودبانه می‌گه به تو ربطی نداره. حتی منظور از پیر در بیت هفتم هم میتونه همین شخص باشه و خود حافظ نیست. چون در بیت اول میگه کی میتونم از لب‌هات کام بگیرم و معنی نداره که بعد بگه سودش برای من چیه. بلافاصله در بیت آخر حافظ به طعنه میگه دعای دولت او ورد حافظ است که دولت به معنی شانس و اقبال هم اومده و دعا هم به معنی آفرین گفتن هم معنی شده. به طعنه میگه همیشه به شانس و طالع خواجه آفرین می‌گم که باز معشوق جواب میده و خودش رو به نفهمیدن طعنه‌ی حافظ میزنه و میگه اتفاقا ملایک هفت آسمان هم همین دعا رو براش کردند که من قسمتش شدم! در دو بیت آخر در ظاهر موضوع شعر عوض میشه و به خواجه تورانشاه ربط پیدا می‌کنه ولی حافظ با زیرکی خاص خودش در بطن شعر ادامه‌ی موضوع رو پی گرفته.

احسان شفیق در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۶ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۱:۲۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۴ - مناجات و پناه جستن به حق از فتنهٔ اختیار و از فتنهٔ اسباب اختیار کی سماوات و ارضین از اختیار و اسباب اختیار شکوهیدند و ترسیدند و خلقت آدمی مولع افتاد بر طلب اختیار و اسباب اختیار خویش چنانک بیمار باشد خود را اختیار کم بیند صحت خواهد کی سبب اختیارست تا اختیارش بیفزاید و منصب خواهد تا اختیارش بیفزاید و مهبط قهر حق در امم ماضیه فرط اختیار و اسباب اختیار بوده است هرگز فرعون بی‌نوا کس ندیده است:

شعر های مولانا اکثرا عرفانی است و او یک خداباور کامل و حقیقیست به همین منظور در این شعر که از مصرع اول آن پیداست معتقد به سپردن خود به تقدیر است و باور دارد که اگر خدا او را به حال خودش واگذارد او راه درست را پیدا کرده نمی تواند و نمی خواهد چنین آزادی را داشته باشد چون از نظر مولانا انسان کامل نیست و به تنهایی خود و بدون مدد خدا نمی تواند به زندگی تعالی برسد.

احسان شفیق در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، جمعه ۶ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۰:۳۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۶۷:

مولانا در حقیقت خدای معانی و عرفان است. او چنان سرمست از عشق و عرفان شعر می سراید که هر خواننده ای را مجذوب می سازد.

nabavar در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۵ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۲۳:۳۳ دربارهٔ رهی معیری » غزلها - جلد اول » گریهٔ بی‌اختیار:

گرامی بهمن
کجا به صحبت پاکان رسی که دیدهٔ تو
به سان شبنم گل اشکبار باید و نیست
دیده به صحبت یار نمی رسد بلکه انسان به صحبت پاکان نمی رسد تا از دیده اشکی نریزد
درین مانا که از صمیم دل باید خواهان مصاحبت پاکان بود
،،
صاحبِ چشمانی که درین آرزو اشکبار نیست به صحبت پاکان نمی رسد

مسکین در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۵ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۴۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹:

با سلام.
ممنون از سایت جامع و مفید شما و زحماتتون.
در مورد Auto scroll سایت هنگامی که پخش صدا رو میزنیم. پیشنهاد دارم مقداری انعطافش رو بیشتر کنید.
مثلا وقتی دکمه پخش رو بزنم دیگه قادر به بالا و پایین رفتن در صحفه نیستم. و مجبورم گوش به صوت ندم اگر قصد دارم بخوانم این شعر در کدام آهنگ آمده... و امثال این نیاز ها.
ممنون میشم طراحی قالب رو ویراش کنید.

یک مترجم در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۵ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۲۱:۴۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۳۳:

این شعر در نسخه انگلیسی با ترجمه کولمن بارکس با عنوان say yes quickly آمده است. متشکرم

یک مترجم در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۵ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۲۱:۴۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۳۳:

گنجور عزیز خیلی ممنون از مجموعه فوق‌العاده‌ی شما. برای ترجمه یک متن بیتی از مولانا را لازم داشتم که با نسخه فارسی مطابقت بدهم و به کمک سایت شما شعر را یافتم. این شعر در نسخه کولمن بارکس با عنوان "say yes, quickly" آمده است. ممنونم

دکتر صحافیان در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۵ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۲۰:۵۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۵:

مدامم مست میدارد نسیم جعد گیسویت
خرابم می کند هر دم فریب چشم جادویت(95)
نسیمی که از شکنج موهایت به جان میرسد، پیوسته مستم کرده است و چشمهای جادوگر و فریبنده ات هر لحظه خرابم میکند.( ارتباط خرابی و مستی و شرب مدام= پیوستگی حال خوش)
2- وای خدا! پس از این طول انتظار، آیا شبی می توانم چشمانم را به دیدار محراب ابرویت روشن کنم ؟!
3-برای سیاهی مردمک چشمم، قداست ویژه ای قائلم، زیرا بازتاب خال هندوی توست در جان عاشقم( خانلری: نقش خال)
4- اگر می خواهی که جهان برای همیشه آراسته شود، به نسیم صبا بگو که لحظه ای روبند را از چهره زیبایت بردارد.( تضادزیبا: آراستگی جاودان با یک لحظه جلوه)
5- و اگر می خواهی که نیستی و زوال از جهان برچیده شود، شکنج موهایت را باز کن تا از هر مویت هزاران جان رها( از نیستی، غم و ...) شوند. ( ایهام فنا به فنای عارفانه و فرو ریختن جانها به مردن)
6- هم نسیم صبا بی دلیل سرگردان توست هم من، صبا از بوی موها و من از جادوی چشمها( گریزی زیبا به بیت اول و سرایت دادن عشق به پیام آور آن)
7- آفرین به این همت بلند حافظ، که از همه جلوه های این سرا و آن سرا، جز خاک کوی تو چیزی نظرش را جلب نمی کند.( رها از همه تعلقات مادی و معنوی)
دکتر مهدی صحافیان
آرامش و پرواز روح

 پیوند به وبگاه بیرونی

سئنا در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۵ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۲۰:۴۷ دربارهٔ رهی معیری » رباعیها » آیینه صبح:

نفرمایید محسن جان،! بیت اشکالی ندارد. این کاربرد، «اسلوب معادله» نام دارد که همواره در ادبیات بوده و هست و شعرای تمام دوره ها از آن بهره جسته‌اند و مثال در این مورد از ده‌ها هزار هم افزون است. تعریف آن هم چنین است: مصراعی را مصداق مصراع دیگر قرار دادن.
در بیت اول شاعر می‌فرماید که دلم در صاف بودن از صبح برتر است و در پاکی و روشنی همتای صبح است. سپس در بیت دوم می‌فرماید اینکه دشمن حسود و بدخواه (در اینجا صرفا حسادت منظور نیست! دقت کنید!) با من در جنگ است چیز تازه ای نیست. خفاش شبگرد ( نماد تیرگی و پلیدی) همواره با صبح (نماد روشنی و پاکی که در بیت قبل شاعر دل خود را به آن تشبیه کرده بود) در تقابل است و از آن گریزان.
به تعبیری دیگر: «همانطور که دشمنان و عنودان با من مشکل دارند، خفاش بدطینت هم با صبح پاک مشکل دارد». این، همان آرایه ی اسلوب معادله است.

Ben Omar در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۵ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۲۰:۲۹ دربارهٔ رهی معیری » غزلها - جلد اول » گریهٔ بی‌اختیار:

با درود - نظر صاحب نظران را خواستم جویا بشم در مورد این مصرع
کجا به صحبت پاکان رسی که دیدهٔ تو
دیده به دیدار میرسد یا به رویت یار ؛ نه به صحبت یار
چرا زنده یاد جناب رهی از صحبت استفاده کرده؟

عادل در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۵ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۹:۵۱ دربارهٔ سعدی » مواعظ » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۹:

بیت اول اشاره دارد بر این نکته که یکی از منشاء های پیدایش ارزش، کمیابی می باشد.

حمید در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۵ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۸:۲۴ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » ترکیبات » شرح پریشانی:

منظور وحشی بافقی از پسر همان انسان کامل در عقل سرخ سهروردی است که در عین سپیدمو بودن،جوان است،ترک شیرازی،شمس تبریزی،خضر،ذوالقرنین،کورش همه اشاره به یکنفرند وهمان حضرت ولیعصر صاحب الزمان(س) میباشند.

حبیب سعادت در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۵ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۶:۲۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۰۰:

انسان همواره دچار غم و رنج است از آنچه که دارد و آنچه که ندارد. غم زیاده خواهی از خصلتهای آدمی ست. غم وصل ،درک و کسب آگاهی زر واقعی است. مولانا دعوت میکند که غم های دنیوی و مادی را رها کرده و رهایی از این وابستگی ها را حرکت در مسیر آگاهی و عشق میداند و این غم است که ارزشمند است و تو راه به منزل مقصود میرساند. در این مسیر لازم است که از اولیا و بزرگانی که این راه را طی کرده اند کمک گرفت . از کسانیکه تو را از هدفت دور میکنند لازم است دوری جویی. آدمی تا در این مسیر پخته نگردیده و طی طریق نکرده است همواره در خطر تاثیر پذیری از کسانیست که با آنها نشست و برخاست دارد و درگیر مسایل مادی و نفسانی هستند. خود را از این وابستگی ها رها کن . از رنجهای سنگین هواهای نفسانی و تعلقات پاک کن تا بتوانی سبکبال در این مسیر قدم گذاری

مهدی در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۵ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۶:۰۳ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۹۵:

با سلام
میبخشید متوجه شدم که معنی بیت اخر درست ابلاغ نشده بر این شدم تا نظر خود رو بیان کنم با اجازه از اساتید بزرگوار
.دوستان از اداب خوردن می این است ان به صورت دور میخورند یعنی که یکبار برای همه ساقی پر میکند و همگی می نوشد و دور بعد و همین طور الی اخر . حکیم در این بیت عمر را به شراب توصیف میکنند لذا کسانی که قبل از او از دنیا رفته اپند را یارانی میداند که در دور های قبلی مست شده اند و توایی ادامه دادن ندارند . باز هم تشکر

همیرضا در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۵ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۴:۴۵ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۷۶:

@مجید خرمی:
«تو» به معنی «لا» و «لایه» مطابق متن چاپی تصحیح فروغی صحیح است.
اتفاقا همین بیت شاهد لغتنامهٔ دهخدا در معنی کلمهٔ «تو» است.

مرادبخش ع در ‫۵ سال و ۵ ماه قبل، پنجشنبه ۵ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۴:۳۹ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۳۴۸:

دوش من بودم و آن بت بنده بنواز
از من همه لابه بود از وی همه ناز
اگر این شکلی بنویسیم آهنگ شعر روان‌تر خواهد شد

۱
۱۸۷۶
۱۸۷۷
۱۸۷۸
۱۸۷۹
۱۸۸۰
۵۸۱۲