چشم مستانه تو آفت هشیاران است
فتنه و عربده او همه با یاران است
سر بوسیدن پای تو نه تنها ماراست
این خیالیست که اندر سر بسیاران است
عارضت هست بسی تازهتر از گلبرگی
که بر او آمده در وقت سحر باران است
در شکنهای سر زلف تو گردد دل من
وین چنین شبرویی شیوهٔ عیاران است
گر ز حال شب ما بیخبری معذوری
خفتد را کی خبر از حالت بیماران است
هر که بر کوی تو بگذشت چنان پندارد
که مگر بر گذرش رسته عطاران است
عجب از خواب تو میدارم شب تا به سحر
بر سر کوی تو فریاد گرفتاران است
گر گنه میشمری بندگی و مهر همام
کرم شاه نه از بهر گنهکاران است
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: غزل اشارهای به جذابیت و فریبایی محبوبی دارد که در عین حال باعث غم و بیتابی عاشقان شده است. چشمهای او مسبب هشیاری و آگاهی دیگران هستند و فتنهاش بین یارانش در حال وقوع است. عشق و محبت او باعث بوسه بر پایش میشود، در حالی که این فقط خیالی در ذهن بسیاری از عاشقان است. زیبایی او از گل نیز فراتر است و دل شاعر در لابهلای زلفهای او گرفتار شده است. خواب محبوب او باعث تاسف و شکایت عاشقان میشود و هر که از کوی او میگذرد، به نوعی خیال میکند که عطاران در حال عبور هستند. شگفتی شاعر از خواب محبوب و بیخبری از حال عاشقان به اوج میرسد و در نهایت به این نتیجه میرسد که حتی اگر گناهی هم وجود داشته باشد، کرم و محبت محبوب او برای گنهکاران است.
هوش مصنوعی: چشم زیبای تو باعث زیان هشیاران است و شور و شوق او همیشه همراه دوستانش است.
هوش مصنوعی: بوسیدن پای تو آرزوی تنها من نیست؛ بلکه این خیالی است که در ذهن بسیاری از افراد وجود دارد.
هوش مصنوعی: چهرهی تو خیلی زیباتر و تازهتر از گلبرگی است که در صبح بارانی به درخت نشسته است.
هوش مصنوعی: دل من در پیچ و تابهای موی تو درگیر میشود و این گونه شبرو بودن، نشان از ویژگیهای فریبنده و باکفایت مردان است.
هوش مصنوعی: اگر از حال شب ما بیخبری، حق داری. خوابیدهها چه چیزی از حال بیماران میدانند؟
هوش مصنوعی: هر کس که از کوی تو عبور کند، احساس میکند که بهشت یا دنیای زیبایی را دیده است و گویی در کنار عطاران و عالمان قرار گرفته است.
هوش مصنوعی: من از خواب تو شگفتزدهام، چرا که تا dawn بر سر کوی تو، فریاد دلباختگان بلند است.
هوش مصنوعی: اگر گناهان را بشماری، باید بدان که عشق و محبت خداوند (شاه کرم) فقط برای گناهکاران نیست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
چشم سر مست خوشت، فتنه هشیاران است
هر که شد مست می عشق تو، هشیار، آن است
در خرابات خیال تو خرد را ره، نیست
یعنی او نیز هم از زمره هشیاران است
دلم از مصطبه عشق تو، بویی بشنید
[...]
تاق ابروی تو منزلگه بیماران است
دام گیسوی تو مأوای گرفتاران است
چشم جادوی تو شد پیشرو عیاران
زلف هندوی تو سرحلقهٔ طراران است
روز و شب مار سر زلف تو در چشم من است
[...]
باده ساغرت از خون دل یاران است
وای اغیار اگر این اجر وفاداران است
زلف در پای تو افتد به تظلم چپ و راست
بسکه در تاب زسودای گرفتاران است
نیست چشمت ز شبان غمم آگه آری
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال ۲ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.