گنجور

حاشیه‌ها

Hadi در ‫۵ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۱۵ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۰۱:۴۸ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶۰:

دل نبندید و دل خوش نکنید و دم را دریابید تا افسوس نخورید. این یکی از پیام‌های شاعری است که از فلسفه وجودش وام گرفته و در دل رباعی برجای گذاشته است. « دم را دریابیم و خوش باشیم. این دم که رفت دیگر چیزی برایمان نمی‌ماند و رفتن آن به یک چشم برهم زدن است، پس نباید نقد را فدای نسیه کرد و به گردونی اهمیت داد که بود و نبود ما برایش اهمیتی ندارد ...». از آمدنم نبود گردون را سود

حسین در ‫۵ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۱۵ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۳۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۰۷:

به جرات می تونم بگم بعد چاووشی تازه با مولانا آشنا شدم
چه خوندی مرد بررگ
عالی بودی محسن

شیرین در ‫۵ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۱۵ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۲۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹۴:

چرا جدل!چه کسی از دلِ حافظ خبر داره،کی میتونه ادعا کنه که حافظ توی دل و قلب و ذهنش چی بوده!؟ واقعا میتونید ادعا کنید؟؟؟هر کس هر برداشتی داره،همون واسش کافیه،لذت شعرخوانی از دیوان حافظ رو ببرید.
آسایش دوگیتی تفسیر این دوحرف است
بادوستان مروت با دشمنان مدارا
درکوی نیکنامی ماراگذر ندادند
گر تو نمی پسندی تغییر کن قضا را

یاسر در ‫۵ سال و ۱ ماه قبل، جمعه ۱۵ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۰۰:۱۴ دربارهٔ وحشی بافقی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۳۱:

واقعا جناب وحشی معلوم هست که بسیار مهربان و بخشنده و عاشق بوده اند اما برعکس جناب حافظ که دل در برو می در کف و معشوق به کام داشته اند ایشان دل پریشان و حرمان در کف و معشوق به کام اغیار داشته اند

سپهر سما در ‫۵ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۴ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۵۷ دربارهٔ نظامی » خمسه » هفت پیکر » بخش ۳۷ - فرجام کار بهرام و ناپدید شدن او در غار:

رخنهٔ ژرف داشت چون چاهی
هیچکس را نه بر درش راهی
صحیح است

سپهر سما در ‫۵ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۴ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۵۵ دربارهٔ نظامی » خمسه » هفت پیکر » بخش ۳۷ - فرجام کار بهرام و ناپدید شدن او در غار:

هفت گنبد بر آسمان بگذاشت
او ره گنبد دیگر برداشت
صحیح است

جاوید مدرس اول رافض در ‫۵ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۴ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۲۳:۲۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۶:

در سر دارم ز می پریشانیها
با قند لب تو شکرافشانیها
ساقی می پنهان چو پیاپی بدهی
رسوا شود این دم همه پنهانیها
به این شکل صحیحتر است

nabavar در ‫۵ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۴ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۲۲:۲۹ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب سوم در عشق و مستی و شور » بخش ۶ - حکایت در معنی غلبه وجد و سلطنت عشق:

گرامی احسان
همی رفتی و دیده‌ها در پیش
دل دوستان کرده جان برخیش
درست گفتی
امروزه ” برخیش “ را ”برخی اش“ می نویسند به مانای فدایی اش
از فحوای بیت نیز چنین برداشت می شود

nabavar در ‫۵ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۴ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۲۱:۴۶ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴۵:

گرامی آ.پ
کاش با مطالعه ی بیشتر تمام شعرا را متهم نمی کردی
اول اینکه هر که دم از پسر زد به معنای همجنس گرایی نیست
دوم : بسیارند شاعرانی که هم درین مقوله وارد نشده اند و هم عفت و حرمت قلم و کلام را بسیار نگه داشته اند
در شاهنامه ی فردوسی، در اشعار بی نظیر نظامی گنجوی اشاره ای درین مورد دیده ای؟

Polestar در ‫۵ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۴ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۵۵ دربارهٔ محتشم کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۸۹:

کلمۀ بامداد در بیت سوّم غلط تایپیه و درستش اینه: به امداد

رحمت الله در ‫۵ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۴ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۹:۰۱ دربارهٔ وحدت کرمانشاهی » غزلیات » شمارهٔ ۲۵:

کثرت پیداست و وحدت ناپیدا مثل نخ تسبیح که دانه ها پیداست و کسی توجه به ندارد حال آنکه اصل همان است اصل وجود در همه هست و پیدا نیست امام معصوم فرموده که خدا بوسیله خلقش تا پیداست ......

A.p در ‫۵ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۴ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۱۰ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴۵:

این شعر هم به خوبی معنی و مفهوم روشنی داره و نشان بر دلباختگی شاعر بر پسر قصاب میباشد
البته این رو هم خاطر نشان کنم که اصلا و ابدا در شعر فارسی از آغاز تا دوره ایرج میرزا و ملک الشعرا بهار هر کجا سخن از معشوق و عشق زمینی هست به هیچ وجه منظور شاعر عشق به زن نیست بلکه یکسره منظور جنس مذکر میباشد

A.p در ‫۵ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۴ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۰۶ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴۵:

در واقع من منکر این نیستم که بعضی از شاعران ایران زمین مشرب عرفانی داشتن
بلکه نظر من این هست که قرار نیست که چون شاعری یک اثر عرفانی داشته باشه دیگر تمام اشعار او چه غزل چه قصیده چه مثنوی همه در شامل مضامین عرفانی باشه
استاد سنایی هم چند اثر عرفانی داره ولیکن قرار بر این نیست که در جای جای اشعار او جستجوگر مضامین عرفانی باشیم

A.p در ‫۵ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۴ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۸:۰۱ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴۵:

دوستانی که همیشه سعی میکنن به اشعار شاعران ایران زمین برچسب عرفانی بزنن ، بیایند و این و غزل رو تفسیر عرفانی کنن

A.p در ‫۵ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۴ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۷:۵۲ دربارهٔ سنایی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۴۲۴:

متاسفانه استاد سنایی هم ، همچون چند تن از شاعران دیگر دچار همجنسگرایی بوده که این از لابلای اشعار او به خوبی نمایاناست
عشق به پسرکی قصاب ...

احمدآرام نژاد در ‫۵ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۴ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۱۸ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۶۸:

درود وعرض ادب:
هم قافیه نبودن مصرع سوم با بقیه مصراعها ایراد نیست اما اگر اتفاق بیفتد شعر را بسیارزیباترخواهدکرد

عباس خسروی در ‫۵ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۴ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۶:۰۶ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب سوم در عشق و مستی و شور » بخش ۶ - حکایت در معنی غلبه وجد و سلطنت عشق:

درودتان باد.به گمانم برخیش بااملای صحیح برخویش باشد که ازبربعلاوه ی خوی بروزن می به معنای عرق باشدبعلاوه ی شین انتهای آن که ضمیراست.

احمدآرام نژاد در ‫۵ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۴ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۵۷ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۴۲:

درود وعرض ادب:
لغت‌نامه دهخدا
بیختن . [ ت َ ] (مص ) مصدر دوم غیرمستعمل آن بیزیدن . بیخ . بیز. بیزیدن است . (از یادداشت بخط مؤلف ). غربال کردن و پرویزن کردن . (آنندراج ). غربله .نخل . تنخل . انتخال . (منتهی الارب ). غربال کردن . سرندکردن . الک کردن . چیزی خشک و خرد را از الک و غربال و مانند آنها بیرون کردن تا نخاله از نرمه جدا شود. (یادداشت بخط مؤلف ). در پهلوی «وختن » از ریشه ٔ اوستایی «وئج » (تاب دادن . جنباندن ). (از حاشیه ٔ برهان قاطع چ معین ). پهلوی «ویختن » ، بیزیدن . چیزی را از غربال گذراندن : به نظر کلمه ریخت بهتر به مصرع اول ربط می یابد تا بیخت اما از نظر قافیه بیت را دارای نقص دو قافیه یکسان وبا یک معنی می کند

عباس در ‫۵ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۴ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۵:۰۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۶:

با تشکر از سایت ارزشمند گنجور. من ازنظر ادبی و تخصصی هیچ اطلاعی در زمینه شعر ندارم و درحقیقت هیچ علاقه ای هم به این مسئله ندارم. البته وجود متخصصان ادبیات را قبول دارم وکارشان را هم به نوبه خود بسیار ارزشمند میدانم . من اعتقاد دارم مولانا به تنها چیزی که اهمیت میده معناست و می‌خواهد هرکس‌ این معنا را درک کنه و نهایتاً با بکار بردن عملی آن در زندگی خودش به اصل خودش زنده ‌بشه البته برای بیان این معنا از روش ادبی زیبا و راحت درسطح بسیار بالا بهره گرفته تا اثر بیشتر در مخاتب بگذاره. این غزل و غزل‌های دیگر مولانا بسیار با معناست که اگر هر کس این معنا در او زنده بشه و در زندگی خودش به آن عمل کنه تحول بسیار زیادی در خودش ایجاد میشه و درحقیقت به اصل خودش زنده میشه که مقصود از آمدن هر کس به این دنیا همین است و بس.

عبد در ‫۵ سال و ۱ ماه قبل، پنجشنبه ۱۴ اسفند ۱۳۹۹، ساعت ۱۴:۳۴ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۸۰۸:

بیت ششم مصرع اول احتمالا «راز» غلطه و باید با فاصله «را ز» باشه

۱
۱۸۱۸
۱۸۱۹
۱۸۲۰
۱۸۲۱
۱۸۲۲
۵۷۲۶