گنجور

حاشیه‌ها

سیدمجتبی ولی نیاکان در ‫۵ سال قبل، پنجشنبه ۱۲ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۷:۴۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۰۷:

-
سید مجتبی -نیاکان, [01.04.21 08:08]
من چرا دل به تو دادم که دلم می‌شکنی
یا چه کردم که نگه باز به من می‌نکنی
دل و جانم به تو مشغول و نظر در چپ و راست
تا ندانند حریفان که تو منظور منی
دیگران چون بروند از نظر "از دل بروند
تو چنان در دل من رفته که جان در بدنی
تو همایی و من خسته ی بیچاره گدای
پادشاهی کنم ار سایه به من برفکنی
بنده وارت به سلام آیم و خدمت بکنم
ور جوابم ندهی می‌رسدت کبر و منی
مرد راضیست که در پای تو افتد چو گوی
تا بدان ساعد سیمین به چوگان بزنی
مست بی خویشتن از خمر ظلوم است و جهول
مستی از عشق نکو باشد و بی خویشتنی
تو بدین نعت و صفت گر بخرامی در باغ
باسلام ودرود برآستان سعدی بزرگ-تصحیح غزل607
باغبان بیند و گوید که تو سرو چمنی
من بَر از شاخ امیدت نتوانم خوردن
غالب الظن و یقینم که تو بیخم بکنی
خوان درویش به شیرینی و چربی بخورند
سعدیا چرب زبانی کن و شیرین سخنی
سعدی » دیوان اشعار »غزل 607 غزلیات
ی

س.م در ‫۵ سال قبل، پنجشنبه ۱۲ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۲:۰۰ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۳:

سلام
لطفا با تامل وبدون جبهه گیری مطالعه بفرمایید
چرا برخی اصرار دارند که اعتقاد به معاد و عرفان این شعرا را منکر شوند ؟!
مومنین و عرفا ، اینها بهشت شان از همینجا شروع می شود.
امام علیه السلام دعا می کند: حتی تصل الی معدن العظمه و تصیر ارواحنا معلقه بعز قدسک؛
خدایا من به معدن عظمت برسم، معدن جمال، معدن جلال؛ و فقط به عزت قدس تو چشم بدوزم.
این از بهشت برایم خوشایندتر است
آن عارف به همین اشاره می کند ولی بعضی نمی فهمند فکر می کنند نعوذ بالله انکار معاد کرده:
من که امروزم بهشت نقد حاصل می شود
وعده فردای زاهد را چرا باور کنم
چرا باور کنم یعنی چرا انتظار بکشم.
معرف به خدا
عشق به مناجات با خدا
مستغرق شدن در یاد خدا
شب زنده داری با خدا
دوری از پلیدی ها و چیزهایی ک عقل را زایل میکند
و در یک کلام بندگی خدا که خالق هستی است وتمام انبیاء الهی آمده اند که بگویند لا اله الا هو
عرفایی مثل حافظ و سعدی و مولانا که مکنونات قلبی خود ازخدا و معارف الهی را در قالب شعر گفته اند
اینها همه خلاف گفته اند و شما درست میگویید...!
دوش وقت سحر از غضه نجاتم دادند ...
خدا می داند اولیای خدا در دار دنیا چه لذائذی دارند در ذکر خدا و در نماز!
خدا به اینها خطاب می کند: عبادی تلذذوا بعبادتی فی الدنیا فانکم تتلذذون بها فی الجنه؛
بندگان من از عبادتم در دنیا لذت ببرید، شما از عبادت من در بهشت لذت می برید.
وقتی به راه وارد بشوی، آن وقت دیگر نماز را برای اسقاط تکلیف نمی خوانی؛ خود نماز آرامت می کند، خود نماز لذت می دهد.
کلید سعادت و رمز سعادت اصلی این است!
دنیا کجایش لذت است؟
هر نوشش یک نیشی دارد
عزیز من چرا خودت را فریب میدهی و یک تنه منکر تمام انبیاء الهی میشوی
منکر تمام انسانهایی که پاک زندگی کردند و خود را از همینجا بهشتی کردند و بندگی خدا را کردند تا بنده تفس و شیطان نشوند ،بنده شکم و شهوت نشوند
می شوی...
اصطلاحاتی است مر ابدال را
که از آن نبوثد خبر غَفال را
جهان چون خط و خال و چشم و ابروست
که هر چیزی بجای خویش نیکوست
تجلی گه جلال و گه جمال است
رُخ وزلف آن معانی را مثال است
الخ

مستانه در ‫۵ سال قبل، چهارشنبه ۱۱ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۱۲ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » فریدون » بخش ۱۴:

زرور باید به زور تغییر کنه.
به زور خداوند و...

امیر مستلزم در ‫۵ سال قبل، چهارشنبه ۱۱ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۰۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۷:

جناب مازیار
مقصود از سیاه لاله است و سیاه مجاز از لاله و صفت لاله است.
پس نمی توان گفت سیاه در منطور نژادپرستی امده با توجه به اینکه زلف های معشوقه خویش به رنگ سیاه جلوه گری میکند .حدس میزنم واژه کم بها شمارا به این تفکر واداشته که هدف از ان خوار و بی اعتبار شمردن زیبایی رنگ سیاه برگ لاله با زلف یار حافظ یا به قول دوستان معشوق اسمانی!؟.
موفق باشی!

حماسه ایرانی در ‫۵ سال قبل، چهارشنبه ۱۱ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۹:۲۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۰:

یکی از معانی حوصله گنجایش است که در این بیت به همین معنی بکار رفته است. در ضمن در جمله فارسی بین فاعل و دیگر عناصر جمله نیازی به ویرگول نیست. حافظ می گوید در خیال خودش هوس بدست آوردن دل آن کمان ابروی کافر کیش است و در رویا و خیال گنجایش آنرا در خود می بیند و آنرا امکان پذیر می داند ولی این هوس مثل هوس قطره ایست که هوای دریا شدن دارد.

حماسه ایرانی در ‫۵ سال قبل، چهارشنبه ۱۱ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۹:۱۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۰:

خانم رجایی، کیش واژه ای فارسی است به معنی مذهب و گاهی هم به معنی عقیده بکار می رود و هیچگاه به معنی شغل نیست. در زبان حافظ بیشتر کیش به شکل استعاره بکار می رود یعنی کسی که اهمیتی به ناله های عاشق نمی دهد. کافر گاهی به معنی زرتشتی و گاهی مسیحی در کلام حافظ بکار رفته است.

کیا در ‫۵ سال قبل، چهارشنبه ۱۱ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۵:۴۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » ترجیعات » سی‌ام:

آنقدر زیباست که آدم به وجد میاد:
برآور بر دلم شادی ، الا استاد حلوایی..

کیا در ‫۵ سال قبل، چهارشنبه ۱۱ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۵:۴۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » ترجیعات » سی‌ام:

غریب * قریب اشتباه نوشتم

کیا در ‫۵ سال قبل، چهارشنبه ۱۱ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۵:۴۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » ترجیعات » سی‌ام:

سلام
مخاطب مولانا در اکثر غریب به اتفاق اشعارش یا خداست یا شمس و مولانا همه دیوان و مثنوی و بقیه اثارش در جهت شناخت خدا و شناخت انسان هستش.
تعبیر امیر بی گزند و استاد حلوایی از زیباترین تعابیری بود که در این شعر دیدم.
بسیار عمیق و لطیف...

احمد در ‫۵ سال قبل، چهارشنبه ۱۱ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۵:۳۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۴۲:

سلام
شاید در بیت اول «کار» به معنای فحشا باشد. انوری هم دارد:
جز بنده رفیق و عاشق و یار مگیر/ غمخوار توام عمر مرا خوار مگیر/ در کار تو کارم ار به جان یابد دست/ تو پای به کار برمنه کار مگیر

نجوا فرهادزاده در ‫۵ سال قبل، چهارشنبه ۱۱ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۴۰ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۳۷:

صائب یکی از کم نظیرترین شعرای این کشوره واقعا زیبا سروده چقدر خوشحالم که فارسی زبانم و میتونم به اندازه‌ی خودم درکی از سروده هاش داشته باشم.

احمد در ‫۵ سال قبل، چهارشنبه ۱۱ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۲:۳۴ دربارهٔ منوچهری » دیوان اشعار » مسمطات » شمارهٔ ۷ - در وصف صبوحی:

سلام
فکر می کنم بیت ما سیکی خوار... به این گونه باشد: ما سیکی‌خوار نیک تازه‌رخ و صلح‌جویی/ تو سیکی‌خوار بد جنگ‌کن و ترشروی
فواصل باید رعایت شود تا خواندن آن درست باشد.

سعید بهمن در ‫۵ سال قبل، چهارشنبه ۱۱ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۲:۱۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۷۵:

در بیت نه مجنونم‌که‌دل بردارم از دوست
کلمه مجنون در معنای لغوی به معنای دیوانه به کار رفته و یعنی اینکه دیوانه نیستم که دل از دوست بردارم و به نظر میرسد که اشاره ای به مجنون عاشق لیلی ندارد

سپهر در ‫۵ سال قبل، چهارشنبه ۱۱ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۴۰ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۲:

چون عهده نمیشود کسی فردا را، حالی خوش کن تو این دل سودا را، مینوش به ماهتاب، ای ماه که ماه
بسیار بگردد و نیابد ما را
ترانه های خیام هدایت معتبر تر میباشد

اردوان در ‫۵ سال قبل، چهارشنبه ۱۱ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۰:۴۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵:

انسان از دیدگاه عرفا دو جنبه دارد :
کاسب و شیدا
حافظ اولین عارفی بود که اصطلاح "رند پارسا" را به زیبایی هر چه تمامتر بکار برد. در این دنیا اگر انسان فقط عارف شود ودر صدد معرفت برآید و دیگر هیچ ،شیدا میگردد و همه چیز و همه کس را جلوه ای از "او" میداند و با عشق تام به "او" و مجاز دانستن این دنیا در اجتماع کم کم به عزلت میگراید و معتکف غیب میگردد و سر به بیابان مینهد.کاسب اما عقلانی می زید و همه چیز را سبک و سنگین میکند و همه را در معامله میبیند. نکته اینجاست که حافظ با بیان "رند" میگوید که عارف باید نوعی رندی کند و دو پهلو باشد که نه ره شیدایی پیشه کند و نه کاسب تام شود. باید رند بود که هم اجتماعی بود و هم شیدا.
"کشتی شکسته" و "دریا" استعاره ای ملموس برای درک انسان و خالق است که مولانا نیز در استفاده از آن کوتاهی نکرده است در آنجا که میفرماید "زند موجی بر آن کشتی که تخته تخته بشکافد گرآن تخته فرو ریزد ز گردشهای گوناگون..." در دنیای عارف آشفتگی آغاز آگاهی است و دریای مواج و سهمگین خوشایند است زیرا که انسان را از دایره ی امن این دنیا میرباید و در انتها در دریای عظمت حق غرق میشود. حافظ به زیبایی هرچه تمامتر اشاره دارد که ای خدا ما را کشتی شکسته است در دریای وجودت ،یعنی، بارها به دریا زده ایم و هنوز در دریای عشق وجودت غرق نشده ایم و به این سبب کشتیمان شکسته ولی هنوز غرق نشده است، بادی بیاور طوفان زا که کار را تمام کند و مارا در دریایت غرق کند.

اردوان در ‫۵ سال قبل، چهارشنبه ۱۱ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۰:۲۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵:

انسان از دیدگاه عرفا دو جنبه دارد :
کاسب و شیدا
حافظ اولین عارفی بود که اصطلاح "رند پارسا" را به زیبایی هر چه تمامتر بکار برد. در این دنیا اگر انسان فقط عارف شود ودر صدد معرفت برآید و دیگر هیچ ،شیدا میگردد و همه چیز و همه کس را جلوه ای از "او" میداند و با عشق تام به "او" و مجاز دانستن این دنیا در اجتماع کم کم به عزلت میگراید و معتکف غیب میگردد.کاسب اما عقلانی می زید و همه چیز را سبک و سنگین میکند و همه را در معامله میبیند. نکته اینجاست که حافظ با بیان "رند" میگوید که عارف باید نوعی رندی کند و دو پهلو باشد که نه ره شیدایی پیشه کند و نه کاسب تام شود. باید رند بود که هم اجتماعی بود و هم شیدا.
"کشتی شکسته" و "دریا" استعاره ای ملموس برای درک انسان و خالق است که مولانا نیز در استف

صدراله زحمتکش در ‫۵ سال قبل، چهارشنبه ۱۱ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۰:۱۲ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۶:

تصور میکنم از عبارت دو روی یار موافق در این بیت:
هرگز حسد نبرده و حسرت نخورده ام جز یر دوروی یار موافق که در هم است
دو معنا قابل برداشت است .اول کنایه از عشق و دلدادگی دو دلداده که در آغوش هم رفته اند و دوم یکرنگی و صداقت دوست.یعنی دوست و یاری که دورنگی و دورویی ندارد و هردو رویش یکی است!

سپیدار در ‫۵ سال قبل، چهارشنبه ۱۱ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۰:۰۷ دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۲۵ - در وصف بهار:

به نظرم چشم نرگس به شقایق نگران خواهد شد
یعنی آمدن شقایق که گل مخصوص فصل بهار است باعث نگرانی نرگس میشود چونکه گل مخصوص زمستان است وهشداری برای رفتن اوست

برافروخته در ‫۵ سال قبل، چهارشنبه ۱۱ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۹:۳۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۶۹:

درود
در بیت اول و مصراع : (خود غلط بود آنچه ما پنداشتیم) بیشتر این درست می نماید که اینگونه باشد «خود غلط بود آنچه می پنداشتیم» زیرا هم قافیه درست تر خواهد بود ، هم در فعل این مصراع آمده که می پنداشتیم و چون در آخر فعل پسوند ـیم آمده دیگر نیازی به عبارت جمع (ما)نیست.
در پناه ایزد ارجمند باشید!

علی علیزاده در ‫۵ سال قبل، چهارشنبه ۱۱ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۹:۰۴ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۰۵:

با سلام و عرض ادب
در سایت زیر کوشش نموده ام معنایی ساده از این غزل سعدی بیان کنم.
پیوند به وبگاه بیرونی/

۱
۱۷۸۱
۱۷۸۲
۱۷۸۳
۱۷۸۴
۱۷۸۵
۵۷۲۶