گنجور

حاشیه‌ها

رهام در ‫۵ سال قبل، جمعه ۱۳ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۲۳ دربارهٔ حافظ » ساقی‌نامه:

با سلام.
خدمت دوستانی که از نوشتن ((بیا)) غلط نوشتن باید عرض کنم که شما دارید از ترکیب زیبا و درست شعر حافظ غلط میگیرید.
همچنین باید عرض کنم که اگر بجای 《بیا》 از 《 ده》 استفاده میشد، استفاده از کلمه 《بده》 به حدی زیاد میشد که از زیبایی این شعر کاسته میشد

نگار نصیری در ‫۵ سال قبل، جمعه ۱۳ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۱۶ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۲:

در تفسیر باید تمام ابیات را در نظر گرفت،تعجب کردم از برخی تفاسیر، مستی یاد شده از سر هوشیاری است، و شعر پر از استعاره است و بحث بازگشت به زن دوران جوانی نیست، منظور این است که دوران جوانی دوران زیبایی بوده که قابل بازگشت نیست، و دوران عمر از هم منفصل است.
این بحثها متعلق به عظیم ترین احساسات معنوی انسان های خاصی است.
در بررسی های خاصی که داشتم متوجه اصل بودن داستان حافظ و اتصالش به یک سلسله وقایع آخرالزمانی شدم و این داستان با داستان دیوان شمس، مولانا تطابق داشت و این یعنی منشأ بحث از خدا و خلفایش هست. بنابراین در تفاسیر متوجه رمزگون بودن مباحث باشیم.
بحث بر یک جدایی محتوم و ابدی از امری باطل هم هست، عنوان طلاقی که تحمیل شده است، اما می تواند درست هم نباشد و فقط به جهت ظواهر حقوقی دنیا اتفاق افتاده باشد که ناشی از ازدواجهایی باطل باشد.
این طلاق، بر جدایی از اشتباهات گذشته، جدایی از ظاهر پرستی، و بر پرهیز انسان از تصمیمات لحظه ای و ارزش دادن به عشق و افراد مناسب و ارزشمند در زندگی هم استوار هست.
این شعر محتوایی مرور گونه هم دارد که باید منتظر تفسیر واقعی آن بود، و به نظر من بحث هیچ ازدواج درستی که منجر به طلاقی شود، در این جا صحت ندارد.

حمید در ‫۵ سال قبل، جمعه ۱۳ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۰۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر سوم » بخش ۲۲۶ - با خویش آمدن عاشق بیهوش و روی آوردن به ثنا و شکر معشوق:

من چون با سوداییانش محرمم روز و شب اندر قفص در نی دمم

درفش در ‫۵ سال قبل، جمعه ۱۳ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۳۶ دربارهٔ شیخ بهایی » دیوان اشعار » مخمس:

در تمثیل "در اتش شدن پروانه" اگر با نگاهی هرمنوتیکی مورد تحلیل واقع شود، مقصود عارف وصل به ذات یگانه پروردگار عالم است. برای "فهم" ذات باریتعالی باید ذهن را از تمام ادراکات مفهومی تهی کرد. عارف مسلمان تلاش استعلایی را وا می نهد و کوتاه ترین راه رسیدن به مقصود را برمی کزیند: "فنا فی الله"

اییار در ‫۵ سال قبل، جمعه ۱۳ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۱۳ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹:

با سلام و خدا قوت وخسته نباشید به همهٔ مدیران و ادبا و حاشیه نویسان حقیر از کلیهٔ محتوای این مجموعه بهره مند شده حتی از تعارفات دو دوست استفاده بردم واگر موضوعی یا حاسیه ای را بیهوده و بی معنی ببینم خیلی راحت آنرا رد کرده و به حواشی دلخواهم میپردازم و بر دیگر عزیزان خرده گیری و احانت نمینمایم
تمتع ز هر گوشه ای یافتم
ز هر خرمنی خوشه ای یافتم
سپاسگزار

msk در ‫۵ سال قبل، جمعه ۱۳ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۰:۴۹ دربارهٔ سعدی » بوستان » باب هفتم در عالم تربیت » بخش ۲۱ - گفتار اندر پرورش زنان و ذکر صلاح و فساد ایشان:

سلام ببخشید معنی مصراع زن شوخ چون دست در قلیه کرد چیه؟

nabavar در ‫۵ سال قبل، جمعه ۱۳ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۹:۴۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۸۵:

گرامی سلمان
تو بسی سمن بران را به کنار درگرفتی
سمنبر یا سمن بر اشاره به بدنی لطیف و با طراوت دارد
چون سمن.
صنم بر مناسب نیست

رضا در ‫۵ سال قبل، جمعه ۱۳ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۸:۴۵ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۴:

هر دلی کو طالب .(که) باید حذف گردد

سلمان متین روحانی در ‫۵ سال قبل، جمعه ۱۳ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۸:۴۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۸۵:

بیت چهارم باید صنم بران باشه نه سمن بران.معمولا سمن بویان مصطلح است.

کاظم ایاصوفی در ‫۵ سال قبل، جمعه ۱۳ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۶:۴۲ دربارهٔ امیرخسرو دهلوی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۷۲۷:

مصراع دوم بیت پنجم باد درست است نه یاد

فرزاد رضائی در ‫۵ سال قبل، جمعه ۱۳ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۳:۲۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۰:

خیلی شبیه بیت
نسترن را گردی این جهان ندیدم............مگر در بوی گلاب کاشان
(عزیزان من در سایت گنجور لطفا اجازه منتشر شدن دیدگاهمو بدین)

آزادبخت در ‫۵ سال قبل، جمعه ۱۳ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۳:۱۹ دربارهٔ ناصرخسرو » دیوان اشعار » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۴۸:

اگر از نام عیسی که اسم خاص است بگذریم اینشعر سراپا یک یا دو وازه عربی دارد و بدین روانی - این شعر میتواند که از رودکی باشد
زندیک خداوند بدی نیست فرامشت به به به این شیوایی و رسایی این تیغ نه از بهر ستمگاران کردند
انگور نه از بهر نبیذ است به چرخشت - بند بند این شعر رساست

Amir در ‫۵ سال قبل، جمعه ۱۳ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۲:۰۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۵۸۰:

غیر از تو مرا یار دگر هیچ نباشد
این دل به سودای دگر گیج نباشد
گر راست نگویم که دلم تشنه دیدار تو باشد
سوگند به فرهاد که سیراب چشمه شیرین تو باشد

آزادبخت در ‫۵ سال قبل، جمعه ۱۳ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۱:۵۲ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۳:

پیسه به معنی هرچیز دورنگ و نهال و نهالی و نهالین به معنی بستر است تشک نهالی یعنی دشکی که بهر بستر است دشک و تشک نیز پارسی است و پیش از انکه ترکان به ایران ایند این واژه به عربی رفته اما نهالین که ریشه اش از هلیدن و نهادن است همچون بستر که از گستردن است به بستر گویند
تن مرده را خاک باشد نهال
تو از کشتن من بدین سان منال.
فردوسی.
به روز جوانی بدین مایه سال
چرا خاک را برگزیدی نهال.
فردوسی.
کسی کو ز فرمان ما سر بتافت
نهالی جز از خاک تیره نیافت.
فردوسی.
اگر شاه باشیم و گر زردهشت
نهالین ز خاک است و بالین ز خشت.
فردوسی.
نصربن احمد از اسب فرود آمد و نهالین بیفکند و بنشست و امیر اسماعیل برسید و خویشتن از اسب بینداخت و پیش آمد و نهالین را بوسه داد. (تاریخ بخارا ص 100).
پوستین پاره ای بدش بر دوش
شب نهالین و روز بالاپوش.
شیخ بهایی
و اما هر بیشه گمان مبر که خخالی است صد درصد اشتباه است چرا که خالی از چیست از پلنگ ؟ یا از حیوان دیگر ؟ اگر از پلنگ بگویید شاید شیر باشد و این سخن لغو است که از سعدی سر زند و باشد که پلنگ در بیشه بیدار باشد و راه رود و خفته اینجا حشو میشود که سعدی ان هم در گلستانش حشو نمیگوید -
اما نهالی که به معنی بستر است کاملا با خوابیدن همگون است میگوید هر پیسه دورنگ دیدی گمان نبر رختخواب است شاید پلنگی است خوابیده

امیرشریعتی در ‫۵ سال قبل، جمعه ۱۳ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۱:۳۸ دربارهٔ عراقی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷۲:

لطفا مصراع اول از بیت ششم تصحیح شود
مرا " کارامگه " زلف تو باشد

nabavar در ‫۵ سال قبل، جمعه ۱۳ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۱:۲۱ دربارهٔ ابوسعید ابوالخیر » رباعیات نقل شده از ابوسعید از دیگر شاعران » رباعی شمارهٔ ۲۱۱:

گرامی مهدی
برای پرکردن فضای خالی میتوان زیر س سه نقطه گذاشت و شاید علت آن این باشد که در نگارش قدیم زیر س سه نقطه میگذاشتند علاوه بر اینکه گذاشتن سه نقطه زیر س ش کشیده آنرا از سایر کشیده ها متمایز میکند
برداشت از { هنرآباد }

آزادبخت در ‫۵ سال قبل، جمعه ۱۳ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۱:۱۴ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۳:

نکته دیگر همانگونه که خوارزمی و دیگران گفته اند پارسیان جز دلیر جنگاور مردانه را سوار نمی نامیدند و همین سواریه است که در زبانهای اروپایی شوالیه شده است

آزادبخت در ‫۵ سال قبل، جمعه ۱۳ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۱:۱۰ دربارهٔ سعدی » گلستان » باب اول در سیرت پادشاهان » حکایت شمارهٔ ۳:

بارخدایا این چه شیوایی و رسایی باندک سخن است
براستی که خدای سخنوری و شهنشاه گفتار دریست
گفت ای مردان بکوشید یا جامه زنان پوشید سواران را بگفتن او تهور زیادت گشت و به یکبار حمله آوردند شنیدم که هم در آن روز بر دشمن ظفر یافتند ملک سر و چشمش ببوسید و در کنار گرفت و هر روز نظر بیش کرد تا ولیعهد خویش کرد.
برادران حسد بردند و زهر در طعامش کردند خواهر از غرفه بدید دریچه بر هم زد پسر دریافت و دست از طعام کشید و گفت محالست که هنرمندان بمیرند و بی هنران جای ایشان بگیرند
از سخنوری و سخندانی سعدی که درگذریم این رادمرد از نابسامانی ایران سلجوقیست پیش از انان چه ساسانی و چه اسلامی برای انکه درک درستی از کشور داشتند هر شاهی کشور را به یکی از فرزندان میداد و یکی و تنها یکی اما سلجوقیان از انجا که قبیله ای امدند و ایرانی نبودند کشور را میان و فرزندان و عمو زادگان بش کردند گویی که ملک پدریشان بود و به فرزندان می بخشیدند شاه اسماعیل صفوی بسیار زحمت کشید تا دوباره ان رسم بیگانه بر انداخت تا انجا که شاهان صفوی فرزندان خود را میکشتند تا تنها یکی بماند میبینیم که پس از انها افشاریان و زندیه با رفتن نادر و کریمخان به جان هم افتادند حتی قاجاریه بسیار زحمت کشیدند و اقامحمد خان قاجار برادرش را کشت و فتحلی شاه نیز همچنین -و سعدی زیبا به طنز میگوید که هریک را از اطراف بلاد حصه ای معین کرد تا فتنه نشست و نزاع برخاست

محمد در ‫۵ سال قبل، جمعه ۱۳ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۱:۰۳ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵:

از اتفاق در همان بیت اول تکلیف را مشخص کرده و می گوید طرف من یک معشوق زمینی است چرا که ما در معشوق آسمانی همه را دعوت به تماشا می کنیم اما در معشوق زمینی برعکس است. در غزلیات سعدی این مضمون تکراری پر بسامد است. اینکه منِ عاشق یارم و حق دیدن دارم و دیگران اغیارند و نامحرم. خلاصه مطلب اینکه "مرد تماشای باغِ حسنِ تو، سعدی است/ دست، فرومایگان برند به یغما.

علی در ‫۵ سال قبل، جمعه ۱۳ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۰۰:۵۵ دربارهٔ انوری » دیوان اشعار » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۳۰۹:

نام تو نویسم ار قلم بردارم...
یا صاحب الزمان

۱
۱۷۷۹
۱۷۸۰
۱۷۸۱
۱۷۸۲
۱۷۸۳
۵۷۲۶