گنجور

حاشیه‌ها

رامین کبیری در ‫۵ سال قبل، جمعه ۲۰ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۲۱:۲۵ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۷:

صحیح بیت یکی مانده به اخر: یاد آن ان شیرین...
"وقت" غلطه

ضمنا این گوینده اول گنجور که در تلویزیون هم گول صدای رسا و عنوان دکترا و تیپ ادبیش رو میخورن و میبرن برنامه داجرا کنه تو این سایت هم غلط زیاد میخونه. خسته م کرده

رامین کبیری در ‫۵ سال قبل، جمعه ۲۰ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۲۱:۱۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۹:

طرز درست مصرع2بیت1 :
در رهگذری نیست که دامی زبلا نیست
)یعنی برای نظربازان همه طرف تله عشقی هست. مثل شهری ست پرظریفان وزهرطرف نگاری

رضا در ‫۵ سال قبل، جمعه ۲۰ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۲۱:۰۵ دربارهٔ شاطر عباس صبوحی » غزلیات » شمارهٔ ۵۸ - پرده های راز:

این غزل زیبارو استاد ایرج به همراه ساز استاد توکل در شور اجرا کردند

سیم در ‫۵ سال قبل، جمعه ۲۰ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۲۰:۲۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۵۳۶:

در جواب کسی که توهین آمیز درباره مولوی صحبت کرده و گفته مولوی «دری بری» و حتی «دری بری» بی منطق گفته، عرض کنم که اولا دری وری* درسته، دوم اینکه پرسیده بود اگه غم بده چرا آفرین به غم گفته؟ چون غم وفاداری نشون داده و یاد کرده از مولانا (آرایه تشخیص). پرسیده بود «فاز» مولانا چیه؟ باید بگم که صفحه اینستاگرام تتلو یه وبسایت اونورتره. دو سوال بعدیش: خودش بی وفاست؟ خودشو نفرین میکنه؟ جواب: واقعا از کجا به این دو نتیجه رسیدی؟! شعر بسیار ساده و شیواست. باز پرسیده بود: اگه نفرینه چرا پس هزار آفرین بعد میکنه؟ جواب: غیر از اینکه این سوال از نظر دستور زبان بسیار مشکل داره، باز جواب همونه که بالاتر اشاره شد یعنی آفرین به غم که به یاد من بود و به من وفادار بود و باز سراغم اومد. البته خیلی چیزها باعث غم میشن. اینجا مولوی اول بی وفا رو نفرین کرده که در دل شخص بی‌وفا غم و ماتم باشه. اما غمی که خود مولوی داره نتیحه بی وفایی دیدن از شخص بی وفاست. اینجا غم گناهکار نیست. بی‌وفایان گناهکار و منفورن. آدم وقتی بی وفایی میبینه غمگین میشه و بی وفا رو نفرین میکنه.

A.p در ‫۵ سال قبل، جمعه ۲۰ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۹:۱۹ دربارهٔ کسایی » ابیات پراکنده از فرهنگهای لغت » شمارهٔ ۱:

احتمالا هنبون یا هنبان که بدنبال نی و هنبان(ساز بادی) می آید هم وام دار همین معنی است

A.p در ‫۵ سال قبل، جمعه ۲۰ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۹:۱۷ دربارهٔ کسایی » ابیات پراکنده از فرهنگهای لغت » شمارهٔ ۱:

در زبان بختیاری که بسیاری از کلمات آنها هنوز همان کلمات فارسی دری هستتند و بعضی فارسی میانه البته با مقداری سایش حروف
کلمه نهنبن هم هنووز کاربرد داره در بختیاری ، ولی بدون خوانش حرف ن در آغاز آن
و به معنی ظرف یا وسیله در دار هست که بستن و باز شدن درب آن آسان باشد

A.p در ‫۵ سال قبل، جمعه ۲۰ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۹:۱۰ دربارهٔ کسایی » ابیات پراکنده از فرهنگهای لغت » شمارهٔ ۱:

تشبیه جالبی کرده حکیم کسایی مروزی
تشبیه کردن عشق پنهان به می پنهان که تا آشکار نشوند و مورد استفاده برای دارندگانشان سودی ندارند

رضا در ‫۵ سال قبل، جمعه ۲۰ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۹:۰۸ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۲۷:

ذره را تا نبود همت عالی حافظ
طالب چشمه خورشید درخشان نشود
در برخورد با ادبیات منطقه غرب کشور در برخی روستاها کلمه ذره را معادل شب کوره یا خفاش یافتم برایم جالب بود شاید شیخ اجل در معنای ذره ،خفاش تاریک نشین را مصداق قرار داده که فاقد همت روشنائی یافتن است چرا که در معانی عرفان(( دل هر ذره را که بشکافی /افتابیش در میان بینی))

A.p در ‫۵ سال قبل، جمعه ۲۰ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۸:۵۱ دربارهٔ کسایی » دیوان اشعار » وصف شراب:

که متاسفانه هر دو شعر ابیات آغازین و پایانی آنها از دستبرد حوادث زمان در امان نمانده

A.p در ‫۵ سال قبل، جمعه ۲۰ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۸:۵۰ دربارهٔ کسایی » دیوان اشعار » وصف شراب:

ناخودآگاه یاد این ابیات به جا مانده از قصید رودکی افتادم

زان می، که گر سرشکی ازان درچکد به نیل
صدسال مست باشد از بوی او نهنگ
آهو به دشت اگر بخورد قطره‌ای ازو
غرنده شیر گردد و نندیشد از پلنگ

فرزاد در ‫۵ سال قبل، جمعه ۲۰ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۸:۲۰ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۲:

با اینکه رباعی بسیارژرف وپرمعنایی است ولی باید گفت که ازحکیم عمرخیام نیست وسروده شاعران بعدازخیام است که به خیام منسوب شده است.

زینب زاهد در ‫۵ سال قبل، جمعه ۲۰ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۷:۳۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۳۱:

گفتم که بوی زلفت گمراه عالمم کرد
گفتا بگیر دماغت تا بوی من نیاید

فرهاد در ‫۵ سال قبل، جمعه ۲۰ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۶:۱۰ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۶:

استاد ایرج در بزم خصوصی در همدان با استاد و نوازنده تار مسعود جمالی

همین ابیات آوازی درمایه ابوعطا به یادگار گذاشتند

محمدرضا اسمعیلی در ‫۵ سال قبل، جمعه ۲۰ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۵:۵۸ دربارهٔ رودکی » قصاید و قطعات » شمارهٔ ۸:

درود بر شما
تفاسیر دوستان عزیز (حمیدرضا و حمید) نمیتواند درست باشد.
میتوان گفت مسئله ارتباط جنسی و نظر بازی با همجنس در ادبیات فارسی تقریبا با انتقال قدرت از بخارا به غزنین شروع میشود و این مورد تمایلات جنسی به جز موارد اندک در دربار سامانی وجود نداشت.با روی کار آمدن غزنویان و ارادت محمود به خلافت بغداد و قدرت گرفتن دوباره مذهب دیگر خبری از ورود زنان به مجالس شاه و بزم های اشراف نبود و پسران جوان و کم سن جایگزین زنان شدند.
مقصود رودکی در این شعر احتمالا باید از کنیزان یکی از درباریان بوده باشد زیرا شخصی تحت عنوان (میر ) اورا به علت شنیدن اشعار رودکی در وصفش به اصطلاح خوار میگیرد و کنیز آرزوی مرگ میر یا رهایی خود از دست او را میکند.

میثم ططری در ‫۵ سال قبل، جمعه ۲۰ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۵:۵۴ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » آغاز کتاب » بخش ۳ - گفتار اَندر آفرینشِ عالم:

یک ویرایش برای پیام پیشین:
مقدمه بر تاریخ علم، پوشینه 2 می باشد که به اشتباه 3 نوشته ام.

فرحناز یوسفی در ‫۵ سال قبل، جمعه ۲۰ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۵:۴۷ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۱ - پادشاهی ضحاک تازی هزار سال بود:

خلافِ تمام نبردهای شاهنامه، در داستان ضحاک، فریدون حق کشتن ضحاک را ندارد و تنها باید او را محبوس کند که از نظر عرفانی نمادی است از به بند کشیدن هواهای نفسانی.

فرحناز یوسفی در ‫۵ سال قبل، جمعه ۲۰ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۵:۴۰ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۳ - کابوس ضحاک و پیشبینی موبدان برآمدن فریدون را:

داستان فریدون و ضحاک (اژی دهاک) در شاهنامه، داستانی رمزی است. از منظر عرفانی، فریدون وضحاک نماد نیکی و بدی هستند.
.

خیام عباسی در ‫۵ سال قبل، جمعه ۲۰ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۵:۴۰ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۹۴:

به نوع ادای کسانی مانند نامجو بهتر آن است توجه نشود چرا که دقتی که کسی مانند حضرت استاد شجریان در انتخاب و بیان کردن شعر داشت، امثال نامجو ندارد.
شچریان به مشورت با بزرگانی چون سایه و م.سرشک، در نحوۀ بیان بیت ها و کلمات هم وسواس داشتند. برای نمونه به بیان کلمۀ ابد در همین آلبوم دقت کنید. زمان تا ابد، حتما زمان کشداری است. در روخوانی طبیعی از این شعر، ابد تنها به عنوان یک کلمه تلفظ می شود، اما در متن موسیقی و آواز شجریان، چنان کلمۀ ابد کشیده می شود که درازای تا آن زمان و مشقتهای مترتب بر آن را به شنونده گوشزد می کند.
البته بدون تعصب عرض می کنم نشانیدن اسم شجریان در کنار نامحو و مقایسۀ آن دو از حیث موسیقی، نا به جاست. در مقایسه باید که وجه مشترکی باشد که در میان این دو مطلقاً نیست.

زهره مجیدی در ‫۵ سال قبل، جمعه ۲۰ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۵:۰۲ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۷۸:

من هم از روی کتاب و با کمک سایت فرهیخته ی گنجور رباعیات خیام رو یکبار مطالعه کردم و ازین بابت بسیار خوشحالم.اگرچه فکر میکنم این روخوانی و مطالعه ی مختصر کافی نیست و نیاز به مطالعات جانبی برای درک بهتر شیوه ی اندیشه حکیم عمر خیام دارم.

جعفر در ‫۵ سال قبل، جمعه ۲۰ فروردین ۱۴۰۰، ساعت ۱۵:۰۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵:

کشتی نشستگانیم ای باد شرطه برخیز
باشد که باز بینیم دیدار .....
سوار برکشتی ساکن و بی حرکت هستیم ای باد شرطه حرکت کن تا از سکون درآییم و شاید به دیدار دوستان نائل شویم
کشتی شکسته که غرق میشه...

۱
۱۷۶۹
۱۷۷۰
۱۷۷۱
۱۷۷۲
۱۷۷۳
۵۷۲۶