گنجور

حاشیه‌ها

S در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۲۷ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۵:۰۰ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۶ - صبر فرمودن خواجه مادر دختر را کی غلام را زجر مکن من او را بی‌زجر ازین طمع باز آرم کی نه سیخ سوزد نه کباب خام ماند:

عزیزان وقتی هنوز نمی‌دونید معنای یک واژه در طول زمان می‌تونه تغییر کنه چرا راجع به افراد قضاوت می‌کنید؟

چیزی که الان معناش برای ما بده ممکنه چند قرن پیش یکی از مودبانه ترین کلمات بوده باشه

علیرضا خدابنده در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۲۷ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۴:۴۴ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتی‌ها » دوبیتی شمارهٔ ۷۰:

همین شعر به شکلی دیگر:

غم و درد مو از عطار می‌پرس

درازی شب از بیمار می‌پرس

خلایق جملگی احوال پرسند

ته که جان و دلی یکبار می‌پرس

حنّان در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۲۷ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۳۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۵:

بر روی کاشیکاری دیواری قدیمی دیدم که بیت هفتم به این صورت نوشته شده بود:

سهو و خطای بنده چه گیرند اعتبار

معنی عفو و رحمت پروردگار چیست

در اینصورت معنی آن این است که گناهکاری انسان نزد خدا اعتباری ندارد و خداوند همه گناهان را می‌بخشد (ان الله یغفر الذنوب جمیعاً انّه هو الغفور الرحیم، الزمر ۵۳). این با سخن برخی دوستان گرامی که پیشنهاد داده‌اند بیت به این صورت خوانده شود (سهو و خطای بنده گرش هست اعتبار...) همخوانی دارد.

 

اما اگر این بیت را به این صورت که در این‌جا آمده بخوانیم (سهو و خطای بنده گرش اعتبار نیست...) معنی آن اینگونه می‌شود:

گناهکاری یا ممکن الخطا بودن انسان قطعا اعتباری و ارزشی دارد، زیرا با بخششِ گناهان ماست که صفت غفور بودن پروردگار آشکار می‌گردد، پس گناه و معصیت کم ارزش و بی اعتبار نیست. مانند این که بگوییم اگر عالم خلقت وجود نمی‌داشت، خداوند چگونه میخواست صفت خالق بودنش را ظاهر کند؟ پس این عالم ارزشمند و دارای اعتبار است.

بنده فکر می‌کنم که به هر دو صورت می‌توان بیت را خواند و در هر دو حالت معنی دارد. اما اینکه منظور جناب حافظ کدام یکی بوده بنده نمی‌دانم.

 

 

علیرضا پشم چی در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۲۷ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۳۲ دربارهٔ ایرج میرزا » مثنوی‌ها » شمارهٔ ۶ - داستان دو موش:

بسیار گویا و زیبا

دکتر امین لو در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۲۷ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۰:۵۸ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۶۱ - مطلع سوم:

مصرع دوم بیت ۱۵ به شرح زیر اصلاح شود:

نرگس کان دید کرد از زر تر جرعه دان

وحید حسن پور در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۲۷ دی ۱۴۰۰، ساعت ۰۹:۰۳ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۹:

«می شود نزدیک منزل کاروان از هم جدا »   این قسمتش رو نمیتونم با بیت قبلی به هم منتسب کنم . شاعر انگار خوب پیش میره ولی در این نقطه پرش معنایی داره ...

هاله نوحی در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۲۷ دی ۱۴۰۰، ساعت ۰۴:۵۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۷۵:

اساسنامه زندگانی حضرت مولاناست این غزل، و نیز هرآنکه را مرید او و پیرو طریقت اوست...

Amin Chatrrouz در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۲۷ دی ۱۴۰۰، ساعت ۰۳:۲۷ در پاسخ به گمنام-۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۷۱:

چون بنظر من در نگاه اول ساده هست و می خواسته تضاد ایجاد کنه که تفکر ایجاد بشه.

Amin Chatrrouz در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۲۷ دی ۱۴۰۰، ساعت ۰۳:۰۴ در پاسخ به رسته دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۷:

به نظر من معنی شما زیبا هست

فرزانه در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۲۷ دی ۱۴۰۰، ساعت ۰۱:۱۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۵۷:

پیوند به وبگاه بیرونی

فرزانه در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۲۷ دی ۱۴۰۰، ساعت ۰۱:۱۶ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۵۹:

پیوند به وبگاه بیرونی

فرزانه در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۲۷ دی ۱۴۰۰، ساعت ۰۱:۱۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۶۲:

با عرض سلام، به نظر بنده، کلید درک معنای این دو بیت، در فهم منظور مولانا از واژهٔ «کار» است. فرهنگ‌های لغت و‌ لغت‌نامه‌های فارسی برای واژهٔ «کار» در حدود چهل معنا نوشته‌اند که با مراجعه به فرهنگ‌های عمید و معین و لغت‌نامهٔ دهخدا می‌توانیم آن‌ها را بیابیم و از گستردگی معناهای مختلف و متفاوت «کار» در زبان و‌ ادب پارسی مطّلع شویم. و امّا مولانا؛ زمانی که در دیوان شمس و‌ مثنوی شریف سخن از «کار» به میان می‌آورَد، خیلی وقت‌ها(با توجه به سخنانی که پس از آن می‌گوید) منظورش معمولاً یک عمل مهم یا مهم‌ترین و با ارزش‌ترین عمل است. به عنوان مثال یکی از ابیات مهمّ و کلیدی وی در دفتر ششم چنین است: کار، او دارد که حق را شد مرید بهرِ کارِ او‌ زِ هر کاری بُرید یعنی اصلا کار مهم(و بلکه مهم‌ترین کار) در این دنیا، مرید حق بودن و پیروی از ارادهٔ حق است و کسی کار مهم انجام می‌دهد که به خاطر خدا از سایر کارها بریده باشد. در تایید این سخن در همان دفتر ششم می‌فرماید: کار، تقوی دارد و دین و صلاح که از او باشد به دو عالم فلاح به این ترتیب، درک این حقیر از معنای آن رباعی چنین است: آن تن و‌ جسم جوان و شادابی که خودش را آگاهانه به سرزمین کربلای بلاخیز تو می‌اندازد، کاری کرده است کارِستان. چون بلا را برای تو به جان خریده است و کار را برای تو و رضای تو(خداوند) انجام داده است. او اگر حتّی به ظاهر بی‌کار هم باشد، در واقع مهم‌ترین کار را انجام داده است. والله‌العالم. و … خدا داناست

فرزانه در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۲۷ دی ۱۴۰۰، ساعت ۰۱:۱۱ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۶۶:

پیوند به وبگاه بیرونی

فرزانه در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۲۷ دی ۱۴۰۰، ساعت ۰۱:۱۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۷۰:

*کاب حَیَوان :که آب حیات زندگی جاودان

فرزانه در ‫۴ سال و ۷ ماه قبل، دوشنبه ۲۷ دی ۱۴۰۰، ساعت ۰۱:۰۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۴۷۱:

پیوند به وبگاه بیرونی

۱
۱۶۰۸
۱۶۰۹
۱۶۱۰
۱۶۱۱
۱۶۱۲
۵۸۱۰