علی فتحی در ۴ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۱ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۰۲:۱۱ دربارهٔ عطار » تذکرة الأولیاء » بخش ۸۶ - ذکر شیخ جعفر خلدی رحمةالله علیه:
دربارهی خط آخر:
شونیزیه محلی است در بغداد که مدفن بسیاری از بزرگان است. از جمله ابوالحسن سَرّی السَقَطی (سقط فروش: خُرده فروش) و جُنَید بغدادی (خواهرزادهی سقطی)
مهدی ابراهیمی در ۴ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۱ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۰۱:۵۴ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۳:
"{(ای) جُرعه نوشِ مجلسِ جَم}، [سینه پاک دار]
{[کآیینه(ایست.)] جامِ جهان بین.}، [که آه، ازو]"
______
[آینه دانی که تاب آه ندارد]
.
.
" ای جُرعه نوشِ مَجلسِ جَم سینه پاک دار"
_____
خواجه خود عینِ آینه است. وا میدارد مان که آهسته گام برداریم، بایستیم. و در او درنگ کُنیم. او در مصرعِ نُخُست حرفِ(ای) را به میان کَشیده، حرفی که میلِ به گذشتن دارد و ناچار رو گردانی نیوشنده نیز هم. حال آن مصرع در خوانش پی در پی و مُدام افتاده، و رفتنی به قلم کَشیده شده است!
____
(ای جُرعه نوشِ مَجلسِ جَم سینه پاک دار) پنداری که او چو رودی مُدام جانِ جام را جُرعه جُرعه می کَشد. و در مصرعِ بعد آن جا که حرفِ آینه است، آهنگِ حروف و کلمات میایستند. و خود را در او میپایند، و اندر صفایِ مِی و جام، صافیّ و غشِ خود میبینند. و از قدیم این مَثَل بر زبانِ میخواران بوده که: (مستیّ و راستی) که خود ایهامی ظریف دارد، و منظور باطن است، ولی آن جامِ کاری تنهایّ و پهلویی بر این جانِ نابکار زده است و زیادتِ در آن، رفتنِ کم مایگان را کژ و مژ میکُند، که نوشش باد. آری آن چنان که ما در برابرِ آیینه، در و میایستیم، خواجه نیز ایستی در ( کآیینهایست.) آورد و هم چنان در مصرعِ دویّم آهنگِ حروف و کلمات با درنگ و تأنی و متانت و پایداریّ و ثباتِ قَدَم به پیش میروند و برقرارند، و بر دوام هم اینک نَظَری بازید:
"کآیینهایست. جامِ جهان بین. که آه، ازو."
آری همه ایست است و سکون. و انگار دران همه ناراستیها و نیز غَشها پیدا و هویدا باشد. که آه ازو. و جانِ آینه به نمود ز آهِ خواجهی ما، همه مُکَدَّری! که جایِ دست کَشیدن دارد.
جُرعه نوشِ مَجلسِ جَم، بماند برایِ بعد، که خواجه به ایهام است از این قومِ ماندهی ریاکارِ نابکارِ سَتَرون که به (ای) خطابش کرد که ارثی چنین و چنان به ما ز کَسانی چو جَم رسیده است. سینه پاک دار!
.
.
"جز قلبِ تیره هیچ نشد حاصل و هنوز/ باطل درین خیال که اکسیر میکُنند"
___
"روزگاریست که دِل چهرهی مقصود ندید/ ساقیا آن قدحِ آینه کردار بیار"
البت بلا نسبت و دور از جنابِ شما.
ف ب در ۴ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۳۰ دی ۱۴۰۰، ساعت ۲۲:۴۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۱۸:
درود بر همگی.
ممکنه در رابطه با معنا و مفهوم بیت ۵ من رو راهنمایی کنین؟ ممنون میشم.
اسیر تهرانی در ۴ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۳۰ دی ۱۴۰۰، ساعت ۲۰:۴۹ در پاسخ به علی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۴:
شعر مورد نظر متعلق به علیتراب جهرمیست.
اسیر تهرانی در ۴ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۳۰ دی ۱۴۰۰، ساعت ۲۰:۴۷ در پاسخ به حسن دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۴:
در حقیقت زندهیاد فریدون مشیری شاعر این شعر نیست بلکه به درخواست زندهیاد استاد شجریان شعر علیتراب جهرمی، شاعر دورهی قاجاریه (متولد ۱۳۶۲ هجری شمسی) را تغییر داده است.
احمد خنیفر در ۴ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۳۰ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۹:۳۳ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۰۲:
یک نقطه عطف خاص و عجیب در زندگی عرفا وجود دارد، نقطه ای شگفت انگیز که از آنها انسانهایی فرا زمینی و ماورایی خواهد ساخت ، از آن پس یک عارف یا درویش حال عجیبی پیدا میکند و همه گذشته های دیده و شنیده را هیچ و پوچ می انگارند
امین عسکری در ۴ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۳۰ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۹:۰۵ در پاسخ به merce دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۹۳:
عالی،احسنت
امین عسکری در ۴ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۳۰ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۹:۰۵ در پاسخ به سید پوریا دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۹۳:
سعدی کوتاهی کرده،شما بهتر می فهمید
عاشق آدم نیست که بخوابه؟میگه هنوز یه شب بیدار نماندی ببینی چقدر سخته و به اندازه یک سال طول میکشه
دکتر امین لو در ۴ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۳۰ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۷:۲۶ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۲۴ - در تحسر و تالم از مرگ کافی الدین عمربن عثمان عموی خود گوید:
در مصرع دوم بیت ۱۷ جوال درست نیست و جو آب صحیح است.
حاجت به جو آب است و جوم نیست ولیکن دل هست بنفشه صفت و اشک چو عناب
جو آب، جو پخته با آب - شاید غذایی شبیه سوپ جو - است، درست نمیدانیم ! امکان آسودگی از غم ندارم، و در مقابل، دلم تاریک به رنگ بنفشه است و اشکم خونین به رنگ عناب است.
دکتر امین لو در ۴ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۳۰ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۵:۵۹ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۱۵۸ - خاقانی درجواب ابوالفضایل احمد سیمگر گوید:
بیت ۱۵ به صورت زیر صحیح است.
پرنیازی را که هم دل تفته بینی هم جگر / شُرب عزلت هم تباشیرش دهد هم استخوان
پر نیاز عاشقی که از عشق سیر نمی گردد. چنین شخصی هم دلش و هم جگرش می سوزد و چاره این درد عزلت (گوشه نشینی) است. هرچند که عزلت نیز می تواند مانند تباشیر چاره دردش باشد یا مانند استخوان مایه رنج بیشتر باشد.
دکتر امین لو در ۴ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۳۰ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۵:۲۸ دربارهٔ خاقانی » دیوان اشعار » قصاید » شمارهٔ ۶۸ - مطلع دوم:
در مصرع دوم بیت ۳۷ زرمان صحیح نیست و «ز رمّان» صحیح است.
حمید هاشمی کهندانی در ۴ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۳۰ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۳۹ در پاسخ به برگ بی برگی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۲۰:
یه عده دست ور نمی دارن از این که مسایل جنسی و عاطفی شاعران بدبخت مظلوم رو به خدا نچسبونن. هی.
شهراد eng.shahradman@gmail.com در ۴ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۳۰ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۲۵ در پاسخ به محمدمهدی دربارهٔ عارف قزوینی » تصنیفها » شمارهٔ ۱۹:
البته در تایید بخش دوم سخنان شما : خدمات سلسله قاجار به هنر موسیقی ایرانی به خصوص در زمان ناصرالدین شاه غیر قابل چشم پوشی است .با گرد هم آوردن استادان به نام آن زمان مثل : میرزا عبدالله و بردار ایشان آقا میرزا حسینقلی ، صادق خان سرورالملک ، سماع حضور و دیگر اساتید و ثبت و ضبط صفحه از ایشان در حفظ این هنر والا کوشا بوده اند.
شهراد eng.shahradman@gmail.com در ۴ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۳۰ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۲۲ در پاسخ به محمدمهدی دربارهٔ عارف قزوینی » تصنیفها » شمارهٔ ۱۹:
با سلام و احترام
آواز بیات ترک هیچ ربطی به سلسله ی قاجار ندارد تا با تغییر از زندیه به قاجاریه نام آن به بیات ترک تغییر یابد . استاد فقید محمدرضا لطفی در یکی از برنامه های شناخت موسیقی ایرانی در این باب توضیحات کاملی ارائه داده است ، که مختصرا" به این شرح است : از آنجاییکه این مایه و آواز ( از متعلقات دستگاه شور) متعلق به ترکهای قشقایی است ؛ از این رو بیات ترک نام گرفته است .همیشه شاد و سلامت باشید
مهران در ۴ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۳۰ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۳:۱۳ در پاسخ به حامد دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۳۳:
با کمال احترام شما خودتون هم تفسیر فرامانی کردین. تفسیر آقا یاسین دقیق تر بود. اشعار مولانا جنبه عرفانی داه و قابل کتمان نیست . استنباط قوی این است که معشوق یا آرزو خطاب به اولیا یا شمس داره و آرزوی آرزو خطاب به خدا. و اینکه می فرماید این پرده را بردار زو موید است.
محسن در ۴ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۳۰ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۳۱ در پاسخ به رضا از کرمان دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۹۸:
سپاس فراوان
قطره در ۴ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۳۰ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۰۵ دربارهٔ خواجوی کرمانی » دیوان اشعار » صنایع الکمال » سفریات » غزلیات » شمارهٔ ۲:
جانسپاری در برابر معشوق.
قطره در ۴ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۳۰ دی ۱۴۰۰، ساعت ۱۱:۰۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸:
پیام این شعر سرسپردگی در برابر معشوق است.
احمـــدترکمانی در ۴ سال و ۷ ماه قبل، پنجشنبه ۳۰ دی ۱۴۰۰، ساعت ۰۹:۱۴ در پاسخ به عزیزی دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳۵۶:
دوبیت آخر کاملا بیانگر شعر حافظ است
اما شعر کاملا مشخص است مال حافظ است
علی فتحی در ۴ سال و ۷ ماه قبل، جمعه ۱ بهمن ۱۴۰۰، ساعت ۰۲:۲۱ دربارهٔ عطار » تذکرة الأولیاء » بخش ۸۸ - ذکر شیخ ابوالحسن حصری رحمةالله علیه: