غبار ره در ۴ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۳۱ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۱۷:۵۵ دربارهٔ عطار » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۲:
در بیت دوم
چه بسا اینگونه صحیح تر باشد:
این راه بُریدنم خیالست
علی هنرمند نجف ابادی در ۴ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۳۱ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۱۴:۴۱ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۶۹:
برای مشورت با حضرت حافظ در مورد ازدواج با فردی که در ملایر است این غزل آمد .
کسی که میتواند سروده های الهی و حرف از عالم ملکوت بزند قطعا خدا را ملاقات کرده است .
من تمام زندگی ام را مدیون حضرت حافظ هستم
نیما نبوی در ۴ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۳۱ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۱۲:۴۴ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۱۶:
اینجا مستقبِل است به معنی به استقبال رونده، نه مستقبَل.
مستقبل. [ م ُ ت َ ب ِ ] ( ع ص ، اِ ) نعت فاعلی از استقبال. روی به چیزی آرنده.
مستقبل. [ م ُ ت َ ب َ ] ( ع ص ، اِ ) نعت مفعولی از استقبال. آنچه بسوی آن روی آورند.
گیوه چی givhamid@gmail.com در ۴ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۳۱ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۱۰:۴۷ در پاسخ به ارس آرامی دربارهٔ خیام » ترانههای خیام به انتخاب و روایت صادق هدایت » هیچ است [۱۰۷-۱۰۱] » رباعی ۱۰۲:
سلام عزیز دل،
لطفا بنویسید ، اگر این شعر از مولانا نیست، از آن کیست ؟
سعید توکلی در ۴ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۳۱ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۰۹:۲۶ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۹۴:
سلام و عرض ادب و احترام خدمت دوستان و اساتید ارجمند
روی تو مبیناد دگر دیده سعدی
گر دیده به کس باز کند روی تو دیده
منظور حضرت اجل به نظر اینجانب اینگونه باید باشد
چشمان سعدی کور شود و نتواند روی تورا ببیند اگر بعد از دیدن تو باز هم هوس دیدن کس دیگر کند
امیدوارم باعث رنجش دوستان و اساتید ارجمند نشده باشم
اگر خطایی بود عفو کنید و اصلاح بفرمایید
محمود اسکندری در ۴ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۳۱ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۰۳:۳۲ در پاسخ به saeed ahadkish دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۱۳۷:
سعدی و مولانا نمیفهمیدن و به دام افتادن بعد فقط شما میفهمید که به این مهم دست یافتید؟ اونها در دام افتادند؟ اسطوره سازی شده؟ پست مدرن رو کاری ندارم ولی
این همه از زهد ناله کردند این شعرای ما و از یکرنگی گفتند پس چی؟
اصلا چه کسی صلاحیت تعیین حد و مرز رو برای کلام داره؟ این چیزهایی که میگید خنده آوره و ناشی از درک ناصحیح شما از پدیدهی هنره. لابد یونانیان هم نفهم بودن که مجسمههای لخت میساختند.
هنر هیچ حد و مرزی نداره و هیچکس نمیتواند حد و مرزی رو برایش قائل باشد.
مسعود کریمی در ۴ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۳۱ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۰۲:۱۲ در پاسخ به معصومه دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۱۹۷:
از یک زاویه می توان جواب داد: بله اما چرا؟
مولانا در بیتی می گوید کا اگر رهبر گروه موسیقی گروه را به اشتباه بکشاند همه گم کنند ره را
و در بیت بعد همانهایی که ره را گم کرده اند را نکوهش می کند و می گوید تو نگو حالا که همه اشتباه می زنند من هم بزنم،تو درست بنواز، شاید با درست نواختن تو ،یک گروه به هماهنگی رسید.
زیبا روز در ۴ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۳۱ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۰۰:۴۰ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۹۱:
(تفسیر اجمالی ابیات) *این غزل با غزل 2590 در فرم و معنی ارتباط دارد. یعنی در مطلع و قافیه ومحتوی مشترکند. گویی در آن غزل از جفای معشوق نالیده،اما آنطور که باید ازمهر او نسروده؛ و در این غزل آن کمبود را جبران کرده است. بیت1: روی سخن با حضرت احدیت است.ای در پس حجاب ها پنهان شده ! ببین چگونه دل و جان ما را بردی [و در خود محو کردی] دیگر برای ما چه باقی گذاشتی؟ بیت2 : پادشاه و خورشید ِعالم آرای جهانی، که جانها را [از لذت عشق خو یش] بی هوش کرده ای؛ باکی نیست وغمناک نباید بود اگر جفایی بر عاشقانت روا داشتی.( در غزل پیش از جفای یار نالیده بود که چرا عشاق را به معشوقانشان نمی رساند .) بیت3: ولی ای پادشاه! نهایتا همه را به میهمانی الهی بردی و حاجان را بر آوردی. یعنی آن عشق زمینی ایشان را به عشقی الهی مبدل کرده ، با تو همنشین شدند. در مثنوی گوید: این من و ما بهر این بر ساختی تا تو با خود نرد خدمت باختی در ابیات آینده خدا را فاعل مطلق نظام هستی می داند که خیر و شر هر چه هست از اوست : بیت4: بر هر سنگی که نظر بیندازی ،لعلی ارزشمند می شود. ( در قدیم مردم اعتقاد داشتند که سنگ در دل کوه ها بر اثر تابش خورشید است که به لعل مبدّل می شود.) و هر پشه ای را که برگزینی ، بر اثر پرورش تو همای سعادت می شود. (در ادب کهن غالبا روی دادن حتمی فعلی را به صیغۀ ماضی می آ وردند.) بیت5: تویی که قومی را فرمان به خطاکاری و کفرگویی دادی و جمعی را ــ که از همان روز ازل چون کاروانی سوی تو می آیند ــ با مهر ورزیدن و پاکی آشنا کردی. بیت6: (در نجوم کهن چهار عنصر آب و خاک و آتش و باد را زادۀ تاثیر افلاک آسمانی بر یکدیگر می دانستند.) تویی که زمین را از آثار افلاک آفریدی و انسان ِ خاکی را در لطافت روح، به پای لطافت آسمان ها رسانیدی . (قدما ستارگان را از اثیر ــ مادۀ لطیف و نورانی ــمی دانستند.) بیت7: بنا بر این من [و یا بطور کلی، انسان]که نمی توانم میان فلک نورانی و زمین ِ بدن ها تفاوت ها را دریابم، [همان بهتر که لب از شکوه ببندم] تو که می توانی هر لحظه قواعد را بشکنی، پس می توانی از درد ها و ناکامی ها حاجات را روا کنی. یعنی اگرچه هستی؛ نظام خاص خود را دارد که تابع علت و معلول است ، اما تو هر لحظه می توانی زنجیرۀ اسباب و علل را بر هم بزنی و مقصودت را بر آوری . محمدبینش (م ــ زیبا روز) http://zibarooz.blogfa.com/post/346
مهدی مرواریدزاده در ۴ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۳۱ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۰۰:۱۱ دربارهٔ عرفی » قصیدهها » شمارهٔ ۱۶ - تجدید مطلع:
ز شرم کثرت عصیان من به رعشه فتد
حسابگاه قیامت چو ارض نیشابور
شاه بیتی که در آن چندین نکته پنهان دارد
میتوانید از بهره گیری شاعر از زلزله خیز بودن نیشابور و استفاده از آن در طعنه و کنایه به کثرت عصیان خویش ساعت ها لذت ببرید
ایهام در ۴ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۳۰ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۲۳:۲۷ دربارهٔ باباطاهر » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۳۳۲:
جونم فدای استاد شجریان! فقط!
زیبا روز در ۴ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۳۰ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۲۳:۲۲ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۵۹۰:
این غزل و غزل بعدی 2591 در رابطۀ معنایی با یکدیگرند .به توضیح غزل بعدی توجه بفرمایید
گیلدانه در ۴ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۳۰ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۲۲:۲۷ در پاسخ به العبد دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰:
استاد مودار..تجربه کن بعدن اظهار نظر کن ..دائم الخمر با کسی که مشروب می خورد فرق دارد..حافظ از دست امثال شما نالیده و این ابیات رو سروده!
گیلدانه در ۴ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۳۰ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۲۲:۲۱ در پاسخ به فرهاد دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰:
بله می شود قربان...شما از کجا به این نتیجه رسیده اید که نمی شود؟
گیلدانه در ۴ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۳۰ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۲۲:۱۸ در پاسخ به مختار دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۲۰:
عالی بود..دقیقن..دوستان، این صفحه رو با مجالس وعظ همان واعظان بی عمل و مغزهای ایدئولوژیک زده که حافظ از دستشان می نالید اشتباه گرفتند. به ما که هیچ، به حافظ بینوا رحم کرده و به افکار و باورهای پوچتان آلوده اش نسازید.
امامعلی imamali.arabameri@gmail.com در ۴ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۳۰ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۱۹:۳۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۶:
آواز تو گر خسته شود خسته شویم
نصرت الله در ۴ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۳۰ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۱۹:۳۱ دربارهٔ قصاب کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۵۵:
در بیت نخست به «کاغذ افشان» اشاره شده که درواقع نوعی کاغذ است که بر روی آن آب طلا و نقره میافشاندند.
درفش در ۴ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۳۰ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۱۹:۲۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۵۳۵:
در ادبیات عامیانه میدانیم که، با عرض معذرت، عبارت "پدر سگ" برای توهین استفاده می شود . در این شعر "سگی" صفتی زشت تلقی شده و شاعر مردم را از داشتن چنین صفتی منع می کند. درست است که سگ حیوان مهربان و با وفایی است لیکن سگ هار هم داریم. همچنین در دیانت اسلام سگ حیوانی طرد شده است و مسلمانان آنرا نجس می دانند (البته در قرآن کریم چنین نیست و سگ اصحاب کهف همراه مؤمنین در غار بود). طبیعی است که شاعر هم که مسلمان است و واژه "سگی" را به معنای صفتی زشت بکار برده.
نصرت الله در ۴ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۳۰ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۱۹:۰۷ دربارهٔ قصاب کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۱۵۱:
در مصرع دوم بیت پنجم، منظور از حَسدان همان حسودان است.
امامعلی imamali.arabameri@gmail.com در ۴ سال و ۴ ماه قبل، سهشنبه ۳۰ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۱۸:۳۹ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱:
آن دل که شودقابل انوار الهی جانش دهد از لطف خدا نیز گواهی
زنهار تنِ خودت تو تنها مَشمُر تا قابل انوارالهی شود از لطف خدا
جهن یزداد در ۴ سال و ۴ ماه قبل، چهارشنبه ۳۱ فروردین ۱۴۰۱، ساعت ۱۹:۰۴ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی گشتاسپ صد و بیست سال بود » بخش ۲۴ - سخن دقیقی: