کوروش در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۴ مهر ۱۴۰۱، ساعت ۰۶:۵۲ دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر ششم » بخش ۱۸ - استدعاء امیر ترک مخمور مطرب را به وقت صبوح و تفسیر این حدیث کی ان لله تعالی شرابا اعده لاولیائه اذا شربوا سکروا و اذا سکروا طابوا الی آخر الحدیث. می در خم اسرار بدان میجوشد؛ تا هر که مجردست از آن مینوشد قال الله تعالی ان الابرار یشربون این می که تو میخوری حرامست ما می نخوریم جز حلالی «جهد کن تا ز نیست هست شوی وز شراب خدای مست شوی»:
سپاسگزارم آقا رضا
حفیظ احمدی در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۴ مهر ۱۴۰۱، ساعت ۰۶:۴۵ دربارهٔ مشتاق اصفهانی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۲۸۳:
با سلام و خسته نباشید.
زنده یاد رحیم مهریار غزلخوان پرآوازه افغانستان این شعر مشتاق را در قالب آهنگی خوانده است.
Saghi در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۴ مهر ۱۴۰۱، ساعت ۰۱:۵۳ دربارهٔ الهامی کرمانشاهی » گزیدهٔ اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۸:
درود فراوان بر شما بزرگواران.
به گمانم واژهی (( که )) در مصرع دومِ بیت دوم ، دوبار آمده که دومی به نظر اضافیه. با توجه به وزن ابیات.
جهن یزداد در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۴ مهر ۱۴۰۱، ساعت ۰۰:۳۸ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان کاموس کشانی » بخش ۱۴:
ز تیر و ز پیکان جهان تیره گشت
همی افتاب اندران خیره گشت
farhad heshmati در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۳ مهر ۱۴۰۱، ساعت ۱۸:۱۴ دربارهٔ فایز » دوبیتیها » دوبیتی شمارهٔ ۲۲:
درود🙏
در مصرع وفا در خطهی ارمن زمین است، منظور از (ارمن زمین) ارمنستان است.
مجتبی در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۳ مهر ۱۴۰۱، ساعت ۱۶:۵۹ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۲۸ - گل پنهان:
گمان میکنم مقصود این شعر ، رعایت حجاب و عفاف میباشد، که گفته شده :
"نهفت چهره گلی زیر برگ و بلبل گفت
مپوش روی، بروی تو شادمان شدهایم
"
و در بیت سوّم میگویند:
"جواب داد، کازین گوشهگیری و پرهیز
عجب مدار، که از چشم تو بد نهان شدهایم
"
مجتبی در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۳ مهر ۱۴۰۱، ساعت ۱۶:۵۳ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۲۸ - گل پنهان:
سلام، و باید در بیت سوم
"چشمِ تو بد" به "چشمِ بد" تبدیل شود
رومینا در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۳ مهر ۱۴۰۱، ساعت ۱۵:۳۹ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۵:
جناب رضا ساقی ، با تفسیر شما غزل حافظ رو راحت و روان درک میکنم . حیف که تفسیرتون برای این غزل نیست
سید رضا نوعی ( حکیم ) در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۳ مهر ۱۴۰۱، ساعت ۱۲:۲۳ دربارهٔ اقبال لاهوری » اسرار خودی » بخش ۵ - در بیان اینکه خودی از عشق و محبت استحکام می پذیرد:
1- اصل ماجرای به اسارت درآمدن دختر حاتم طائی در منابع شیعه و اهل سنت نقل شده که موضوع مربوط به جنگ حنین در سال هشتم هجرت است که دختر حاتم طائی نیز در میان اسرای طایفه ( طی ) بود که به همراه سایر اسرا به مدینه آورده شدند . اقبال نیز در ابیات مزبور به همین موضوع اشاره می کند :
در مصافی پیش آن گردون سریر
دختر سردار طی آمد اسیر
✔️منابعی که قضیه مزبور را نقل کردند عبارتند از : (( البدایه و النهایه، ج ۵، ص ۶۴، تاریخ ابن خلدون ج ۲، ص ۴۷۱ - مستدرک الوسائل ج ۱۱، ص ۱۹۳ – ۱۹۴ - الجمل و النصره لسید العتره شیخ مفید ص 27 ))
2- اما اینکه اقبال می گوید : آن دختر ( پای در زنجیر و هم بی پرده بود ....) به معنی لخت و عریان بودن دختر حاتم نیست ، بلکه منظور وی از بی پرده بودن مشارالیها ، بی حاجب و بی حریم بودن آن دختر است و اینکه در بیت بعد می گوید پیامبر ( چادر خود پیش روی او کشید ) منظور رفتار خوب پیامبر نسبت به آن دختر و جامه ای در خور و نیکو به او بخشیدن ایشان و فرستادن محترمانه او به همراه فردی مطمئن به قبیله اش می باشد .
اتفاقا همین رفتار خوب و شایسته پیامبر (ص) با آن دختر به احترام سخاوت مندی پدرش ( حاتم طائی ) ، موجب شد که آن دختر این موضوع را در بازگشت برای برادرش تعریف کرد و برادرش نیز بخاطر همین رفتار پیامبر ، مسلمان شد و در ادامه به جمع یاران با وفای امیرالمومنین (ع) پیوست .
3- نقل شده است پیامبر اسلام(ص) به فرزند حاتم فرمودند: «خداوند عذاب را به دلیل سخاوت از پدرت دور نمود»
📚الاختصاص شیخ مفید ص 253 - الاستیعاب ابن عبدالبر ج ۳، ص157
4- در سخن اقبال کمی اغراق در بی چادری و لخت و عریان بودن دختر حاتم آمده که آن نوعی اغراق و غلو شاعرانه می باشد . اقبال از داستان مزبور یک برداشت اجتماعی نیز می کند و آنرا با وضعیت مسلمانان در عصر کنونی تطبیق می دهد زیرا از نظر اقبال وضع اجتماع مسلمانان از آن بانوی طی بدتر شده است؛ در آن زمان مسلمانان بر دیگران احسان می کردند اما امروز بر عکس، مسلمانان محتاجند و دیگران بر آنها منت می گذارند.
ما از آن خاتون طی عریان تریم
پیش اقوام جهان بی چادریم
از آنجایی که شاعر مدتی را در اروپا به سر برده است و به تکنولوژی جدید در عرصه های مختلف از نزدیک آشنایی دارد و ضرورت احساس می کند که ای کاش این تکنولوژی در دست مسلمانان می بود تا از آن استفاده انسانی می کردند. اقبال این احتیاج و درماندگی امت مسلمان را در حال حاضر به بی چادری ( کنایه از نوعی اسارت ، تحت استعمار قدرت های استکباری و آسیب پذیر بودن آنان ) تعبیر کرده .
5- سعدی نیز جریان مزبور ( اسارت دختر حاتم ) را به شکل دیگری نقل کرده که نکاتی غیر قابل قبول در آن است ، و آن بد رفتاری مسلمان با اسرا و قتلِ عام آنان می باشد ، که این امر هرگز با واقعیت تطبیق نمی کند ، پیامبر (ص) هرگز اجازه ظلم به اسرا را نمی داد ، مسلمانان ناگزیر بودند بدستور پیامبر با اسرا خوش رفتاری کرده و از آب و غذا و پوشاک خود به آنان بدهند و حتی مسلمانان مجاز به مُثلِه کردن اجساد دشمن و یا مسموم کردن آب شرب و چشمه ها و بریدن درختان نیز نبودند .
اما سعدی طوری موضوع را گزارش کرده که مسلمانان ، اسیران بی گناه و بی دفاع را از دم تیغ گزراندند و چون گریه و زاری دختر حاتم به گوش پیامبر رسید ، دستور عفو اسیران توسط ایشان صادر شد که این مسلما اغراق گویی است و اصلا با واقعیت انطباق ندارد
سعدی شیرازی در باب دوم بوستان به این شرح نقل می کند:
شنیدم که طی در زمان رسول
نکردند منشور ایمان قبولفرستاد لشکر بشیر و نذیر
گرفتند از ایشان گروهی اسیربفرمود کشتن به شمشیر کین
که ناپاک بودند و ناپاک دینزنی گفت: «من دختر حاتمم
بخواهید از این نامور حاکممکرم کن به جان من ای محترم
که مولای من بود ز اهل کرمبه فرمان پیغمبر نیک رای
گشادند زنجیرش از دست و پایدر آن قوم باقی نهادند تیغ
که رانند سیلاب خون بی دریغبه زاری به شمشیر زن گفت زن
مرا نیز با جمله گردن بزنمروت نبینم رهایی زبند
به تنها و یارانم اندر کمندهمی گفت و گریان بر احوال طی
به سمع رسول آمد آواز ویببخشود آن قوم و دیگر عطا
که هرگز نکرد اصل گوهر خطا📚 (بوستان سعدی/63).
👈همانطوریکه دربالا توضیح داده شد بدرفتاری با اسیران آنهم در حضور پیامبر (ص) و قتلِ عام آنان ، غیر قابل قبول است . جالب است که در ابیات فوق سعدی به پیامبر (ص) دروغی را نسبت می دهد و آن این است که ایشان دستور قتل اسیران را بخاطر مشرک بودنشان داد ( بفرمود کشتن به شمشیر کین / که ناپاک بودند و ناپاک دین ) و پس از قتلِ عام گروهی از اسرا ء ، صرفاً بخاطر گریه و زاری و التماس دختر حاتم ، بقیه را بخشیده ، حال آنکه هرگز چنین چیزی در سیره پیامبر (ص ) نبوده است .
✔️اتفاقا پیامبر اکرم (ص) از فرصت اسارت دشمنان به بهترین نحو برای تبلیغ و ترویج اسلام و تربیت آنان استفاده می کرد . می فرمود کسانی که اسلام بیاورند ، آزاد هستند و کسانی که نمی خواهند اسلام بیاورند مجبور به این کار نیستند لیکن برای آزادی خود اگر به ده نفر مسلمان سواد بیاموزند ، آزاد می گردند و سایر افراد می بایست در قبال غرامت ، آزاد شوند اما در طول مدت اسارتشان ، مسلمانان موظف به خوش رفتاری با آنان بودند .
✔️از آیه۴ محمد/۴۷ ( ... ( ... حَتَّیٰ إِذَا أَثْخَنْتُمُوهُمْ فَشُدُّوا الْوَثَاقَ فَإِمَّا مَنًّا بَعْدُ وَإِمَّا فِدَاءً حَتَّیٰ تَضَعَ الْحَرْبُ أَوْزَارَهَا ...) نیز استفاده میشود که کشتن اسیر پس از پیروزی جایز نیست و آنان باید با فدیه یا بدون فدیه آزاد گردند: «فَشُدُّوا الوَثاقَ فَاِمّا مَنّا بَعدُ و اِمّا فِداءً» سرّ تقدم «مَنّاً» بر «فِداءً»، ترجیح حرمت نفس بر گرفتن مال است؛ یعنی در حد امکان باید بر اسیر منت گذاشت و او را بدون گرفتن فدیه ، در راه خدا آزاد کرد. منظور از منت گذاشتن یعنی لطف کردن به اسیر است ، نه سرزنش نمودن و آزار روحی و تحقیر او .
✔️اما اهل سنت معتقدند آزاد کردن اسیران کافر جایز نیست؛ زیرا موجب ملحق شدن آنان به دشمن و تقویت جبهه کفر میشود و به آیه «ما کانَ لِنَبِیّ اَن یَکونَ لَهُ اَسری حَتّی یُثخِنَ فِی الاَرضِ تُریدُونَ عَرَضَ الدُّنیا» استناد می کنند حال آنکه آیه مزبور مربوط به جنگ بدر و زمان مستقر نبودن اسلام بود ولی این حکم در جنگ های بعدی با آیه 4 سوره محمد ، نسخ گردید . لیکن سعدی تحت تاثیر چنین تفکری ، کشتن اسیران را جایز می داند .
محسن حسینی پور در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۳ مهر ۱۴۰۱، ساعت ۱۰:۵۸ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۳:
با سلام و احترام پرواز همای این شعر را در تیتراژ سریال ایرانی احضار خوانده است اما من نتوانستم این را در قسمت آهنگهای مرتبط اضافه کنم.
مجتبی در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۳ مهر ۱۴۰۱، ساعت ۱۰:۰۲ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۰۴ - فریب آشتی:
سلام و با تأیید جمله جناب آقای ابوالفضل
در بیت هشتم اشاره ها غلط است اشاره درست است لطفا درست شود
در دیوان نیز اشاره درست است.
محمدپویا تیموری در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۲ مهر ۱۴۰۱، ساعت ۲۳:۰۰ دربارهٔ سعدی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۶۱۵:
زیبایی این شعر هنگامی ملموس تر میشود که آن را با تار شهناز و صدای آسمانی محمدرضا شجریان بشنوید. از خود این زیبایی رو دریغ نکنید عزیزان.
احمدکریمی در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۲ مهر ۱۴۰۱، ساعت ۲۱:۱۱ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۰۴۹:
ره در حقیقتِ دل انسان که می برد
مجتبی در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۲ مهر ۱۴۰۱، ساعت ۱۹:۱۴ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۲۱ - گرگ و سگ:
سلام.
بیت ششم مصرع دوّم "پیش" به "بیش" باید مبدل شود زیرا معنی بهتری میدهد و در دیوان نیز بدین صورت نوشته شده.
ممنون
مجتبی در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۲ مهر ۱۴۰۱، ساعت ۱۹:۰۴ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۵۱ - نغمهٔ خوشهچین:
سلام و باید گفت چه شعر جانسوزی..
آنجا که بانو اعتصامی گفتند:همواره روزگار سیه دید، چشم من
آسایشی ز دیدهٔ روشن نداشتم
سید رضا نوعی ( حکیم ) در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۲ مهر ۱۴۰۱، ساعت ۱۳:۰۲ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » پادشاهی کسری نوشین روان چهل و هشت سال بود » بخش ۳ - داستان بوزرجمهر:
نگر خواب را بیهده نشمری
یکی بهره دانی ز پیغمبری
بیت فوق عینا ترجمه حدیثی از پیامبر (ص ) می باشد که در منابع معتبر فریقین ( شیعه و اهل سنت ) وجود دارد و آن حدیث بشرح ذیل می باشد :
( اَلرُّؤْیَا الصادقه جُزْءٌ مِنْ سِتَّةٍ وَ أَرْبَعِینَ جُزْءاً مِنَ اَلنُّبُوَّةِ ) (1)
یعنی : رویای صادقه یک جزء از چهل و شش جزء نبوت است .
رویا در شاهنامه ابزار شناخت شهودی و دریچه ای به عالم غیب است. اکثر رویدادهای مهم، پیش از وقوع در خواب به پهلوانان و پادشاهان الهام شده است. فردوسی به تعبیر خواب معتقد بوده و معبران در شاهنامه اغلب موبدان، حکیمان و روحانیان بزرگ بوده اند که توانسته اند حوادث آینده را با تعبیر درست پیشگویی کنند. با این همه، در نهایت امر، تجربه شخصی فردوسی از خواب دیدن "سلطان محمود غزنوی" درست از آب درنیامد و سلطان محمود قدر این کار ارزشمند او را نشناخت.
بخشی از ابیات فردوسی درباره اینکه سلطان محمود را خودش در خواب دیده :
بر اندیشه شهریار زمین / بخفتم شبی لب پر از آفرین
چنان دید روشن روانم به خواب / که رخشنده شمعی برآمد ز آب
جهاندار محمود، شاه بزرگ / به آبشخور آرد همه میش و گرگ
چو کودک لب از شیر مادر بشست / به گهواره محمود گوید نخست
فردوسی در مجموع سی و چهار بار در شاهنامه از خواب و رویا سخن به میان آورده است ; از جمله:
خواب کیخسرو، خواب های سام (دو خواب)، خواش گشتاسب، خواب بابک نیای اردشیر (دو شب پیاپی)، خواب کتایون (دختر قیصر و مادر اسفندیار)، خواب رودابه، خواب کیقباد، خواب افراسیاب، خواب طوس، خواب سیاووش، خواب پیران، خواب گودرز، خواب جریره (مادر فرود)، خواب ضحاک، خواب رستم، خواب های کید هندی (دو خواب)، خواب بهرام چوبین (دو خواب)، خواب انوشیروان و سرانجام خواب خود فردوسی می باشد که در بالا بدان اشاره نمودیم .
1- آدرس حدیث ( اَلرُّؤْیَا الصادقه جُزْءٌ مِنْ سِتَّةٍ وَ أَرْبَعِینَ جُزْءاً مِنَ اَلنُّبُوَّةِ ) از منابع اهل سنت :
کتاب صحیح ترمذی ج 7، ص 45 و غیره؛ مسند مالک ج 2، ص 956؛ سنن ابن ماجه ج 2، ص 1282؛ ابن حجر ج 16، صص 27-29؛ القرطبی ج 2، ص988
آدرس حدیث مزبور در منابع شیعه :بحار الانوار ج 58 ص 175 - وافی ج2 ص 75 - تفسیر نورالثقلین ج2 ص425
,,شاهرخ کاظمی در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۲ مهر ۱۴۰۱، ساعت ۱۲:۲۳ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۰:
سلام
بطور کلی ما شخصیتی در ذهن با
فکر ایجاد, کردیم. وبه فکرهایمان
هویت. می دهیم واز فکر به فکر
دیگر می پریم این ذهن فکر را
چرغ شتابی می فرمایند باده
یا اگاهی بیشتری بده این چرخ
را از کار بیندارزه. فکر کردن در
باره هر چیز فناپذیر ودردناک
است انسان امتداد, خداونده
برای همین خلق شده دیگه
غمی وجود, نداره
احتیاج به شادی دنیا نداره
اکر چه بهترین جوکر دنیا یا
نوازنده دنیا باشه
مرکز با عدم یا خداوند باشه
انسان موغ دنیا نیست زودتر
به دریا مثل مرغابیندازش
زودختر ما را آگاه کن
سپیتامن آرین در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۲ مهر ۱۴۰۱، ساعت ۱۰:۱۷ در پاسخ به ناشناس دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۱۸۶:
مولوی اینجا استعاره بکار برده میگه اگرچه ظاهرم به دشمن میخوره اما دشمن نیستم اگرچه ظاهر بد وسیاه است اما باطنا نیک سیرت و از خودتان (صوفیان )هستم و استعارات ترک وهندو در اشعار اغلب شاعران فارسی به عنوان دو صفت متضاد بکار رفته
ahmad aramnejad در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۲ مهر ۱۴۰۱، ساعت ۰۹:۱۶ دربارهٔ فیض کاشانی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۹۳:
به نظر می آید که این غزل نباید در دسته بندی غزلها گنجانده شود
مامیترا در ۳ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۴ مهر ۱۴۰۱، ساعت ۰۸:۱۶ در پاسخ به علی میرزایی دربارهٔ مولانا » مثنوی معنوی » دفتر اول » بخش ۱ - سرآغاز: