من نروم ز پیش تودست منست و دامنت
نوش منست نیش تودست منست و دامنت
خواه مرا به تیر زن خواه ببر سرم زتن
دست ندارم از تو من دست منست ودامنت
چون شوم از تو من جدا دامن توکنم رها
از بر تو روم کجا دست منست و دامنت
بندگی تو بس مرا ذکر تو هم نفس مرا
نیست بجز توکس مرادست منست ودامنت
عشق تو رهبر منست لطف تو یاور منست
دست تو بر سرمنست دست منست و دامنت
چشم منست و روی تو گوشم وگفتگوی تو
پای منست و کوی تو دست منست و دامنت
روی دل است سوی تو قوت دلست بوی تو
مستیم از سبوی تو دست منست و دامنت
قوت روان من توئی گنج نهان من توئی
جان جهان من توئی دست منست و دامنت
حسن تو بوستان من روی تو گلستان من
مهر تو مهر جان من دست منست و دامنت
مهر تواست جان من ذکر تو و زبان من
وصف تو و بیان من دست منست و دامنت
فیض بس است گفتگو برجه و دامنش بجو
چون بکف آوری بگو دست منست ودامنت
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر به عشق و وابستگی عمیق شاعر به معشوق اشاره دارد. شاعر از دست و دامن معشوق به عنوان نمادهایی از نزدیکی و ارتباط خود با او یاد میکند و بیان میکند که هر چیزی که دارد به معشوق بستگی دارد. او از عشق به عنوان نیرویی برای حیات و زندگی خود یاد میکند و تأکید میکند که هیچ چیز جز معشوق برای او اهمیت ندارد. در واقع، معشوق تمامی احساسات و آرزوهای او را تشکیل میدهد و او همیشه در جستجوی نزدیکی و ارتباط با اوست.
هوش مصنوعی: من از کنار تو نمیروم، چرا که دست تو و دامن تو برای من نوش و شیرینی است. اما من هم در عوض، مانند نیشی در زندگیات هستم.
هوش مصنوعی: هر چه میخواهی با من بکن، حتی اگر با تیر به من آسیب برسانی یا جانم را بگیری. من هیچ کنترلی بر خود ندارم، زیرا دست من در اختیار توست و فقط به دامن تو وابستهام.
هوش مصنوعی: وقتی از تو جدا شوم، دامن تو را رها میکنم و از کنار تو میروم. اما بگو کجا باید بروم، زمانی که دست من فقط به دامن تو میرسد.
هوش مصنوعی: بندگی تو برای من کافی است و یاد تو به عنوان همدم من است. هیچ کس جز تو مقصود من نیست و من به دامن تو وابستهام.
هوش مصنوعی: عشق تو راهنمای من است و مهربانیات پشتیبان من میباشد. دست تو بر سر من است و من هم به دامن تو چنگ زدهام.
هوش مصنوعی: چشمانم به سوی توست و گوشم به صدایت، پایم در راه توست و دستانم در آغوش تو.
هوش مصنوعی: دل من به سمت تو میتپد و قوت زندگیام از وجود توست. بوی تو مرا سرمست کرده و اکنون دستم به دامن توست.
هوش مصنوعی: تو قوت روح منی و گنج پنهان منی. تو جان و زندگی منی و در واقع دست من و دامن تو به هم متصل است.
هوش مصنوعی: زیبایی تو برای من مانند باغیست و چهرهات مانند گلستان است. محبت تو جان من را زنده میکند و دستان من به دامن تو وابسته است.
هوش مصنوعی: محبت تو، وجود من را تشکیل میدهد و نام تو همیشه بر زبانم است. تو وصف و بیان من هستی و دست و دامان تو راهنمای من است.
هوش مصنوعی: به اندازه کافی از فضل و نعمتش سخن بگویید و دامن او را طلب کنید. وقتی که این نعمت را به دست آوردید، بگویید که این نعمتی که دارید، از اوست و متعلق به اوست.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال ۵ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
reply flag link
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.