فرهاد میم در ۲ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۶ شهریور ۱۴۰۲، ساعت ۱۸:۲۷ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۸۰:
با عرض درود.
من بنظرم در بیت؛ پدرم نیز بهشتِ ابد از دست بهشت،
باید به این شکل بوده باشه؛
پدرم نیز بهشتِ ابد از دست بکشت.
بمعنی کشیدن یعنی دست از بهشت کشید،
در اینصورت از تکرار واژهی بهشت جلوگیری میشه
🌺
M.R.A در ۲ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۶ شهریور ۱۴۰۲، ساعت ۱۶:۳۶ دربارهٔ صائب » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۱۰۳:
بسیار عالی!!!
#پیشنهاد_مطالعه
دکتر صحافیان در ۲ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۶ شهریور ۱۴۰۲، ساعت ۰۸:۱۲ دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۸۱:
پیوسته ملازم و متمرکز معشوق سرو قامتم خواهم بود که با قامت موزونش بیطاقتم کرده است(لسان الغیب در بی تابی عشق، تمرکز پیوسته بر معشوق را برای دوام حال خوش خواهان است)
۲- نیازی به شراب و نوازنده نیست، فقط پرده از چهره زیبایت کنار بزن تا بر آتش رخسارت چون سپند به رقص آیم.
۳- هیچ صورتی چون آیینه عروس صاف و درخشان نخواهد شد مگر در زیر سم اسب محبوب لگدمال شود( از تیرگیها پاک شود)
۴- از بیتابی عشقت اسرارش را هر چه باشد فاش خواهم کرد چگونه و تا کی تاب بیاورم؟!
۵- ای صیاد! آهوی خوشبویم را نکش، از چشمان سیاهش شرم کن و رهایش کن( اندیشههایی که حال خوش را به اسارت گرفتهاند)
۶- بیان بیتابی: من که اسیر خاک شدهام چگونه بر قصر معشوق بوسه زنم در حالی که از دریچه دنیای خاکی توان عبور ندارم؟!
۷- با این حال دلبند همان گیسوی خوشبو باش، آری چون تو دیوانه عاشق، بهتر است که در زنجیر موهایش به بند کشیده شوی( ادامه همان تمرکز بیت اول)
بیتابی از نبود حال خوش، در ابیات موج میزند- این غزل در نسخه خانلری نیست.
دکتر مهدی صحافیان
آرامش و پرواز روح
. . در ۲ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۶ شهریور ۱۴۰۲، ساعت ۰۱:۰۶ دربارهٔ فروغی بسطامی » دیوان اشعار » غزلیات » غزل شمارهٔ ۵۱۲:
شاعر شعری بر جان خود سروده و نیتی کرده
ما نیز با خواندن شعر به نقطه ای کشیده می شویم
در این بخش هر کس مختار است به آنچه می اندیشد تا زمانی که اختیار دیگران را مورد هتک قرار ندهد...
ایمان کیانی در ۲ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۵ شهریور ۱۴۰۲، ساعت ۲۳:۳۴ دربارهٔ رودکی » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۴:
-آمد برِ من
-که؟
-یار
-کی؟
-وقت سحر
-ترسنده
-ز که؟
-ز خصم
-خصمش که؟
-پدر
-دادمْش دو بوسه
-بر کجا؟
-بر لب تر
-لب بد؟
-نه
-چه بد؟
-عقیق
-چون بد؟
-چو شکر
مجتبی در ۲ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۵ شهریور ۱۴۰۲، ساعت ۲۳:۲۵ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۱۵ - کمان قضا:
چه بیت زیباییست این بیت :« رفت سودی کند، زیان طلبید ** خواست بر تن فزاید، از جان کاست»
گِردَکان => گردو
مجتبی در ۲ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۵ شهریور ۱۴۰۲، ساعت ۲۲:۵۰ دربارهٔ پروین اعتصامی » دیوان اشعار » مثنویات، تمثیلات و مقطعات » شمارهٔ ۱۱۱ - کاروان چمن:
سلام؛
اگر خطانکنم، وزن این شعر «فاعلاتن، فعلاتن، فعلن» میباشد.
تشکر.
علی محمّدی در ۲ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۵ شهریور ۱۴۰۲، ساعت ۲۰:۴۶ در پاسخ به Hamishe bidar دربارهٔ حافظ » غزلیات » غزل شمارهٔ ۴۲۵:
عتیبة یعنی سرزنش
و عتیب ممال عتاب است
ممال - [مُ] (ع ص) اماله کرده شده، یعنی الف را یاء و فتحه را کسره خوانده. (ناظم الاطباء). کلمه ای که در آن صورت «آ» به «ای» تبدیل شده باشد، چون: حجیب، کتیب و رکیب که ممال حجاب، کتاب و رکاب است.
مذمت در مقابل محمدت
محمدت - [مَ مَ دَ / مَ مِ دَ] (ع اِ) ستایش و مدح و ثنا و ذکر خیر و نیک نامی. (ناظم الاطباء). محمده. آنچه بدان ستوده و مدح شوند. ج، محامد.
تأدیب و تأدیت
عتاب و خطاب
عتابة و خطابة
عتیب و خطیب
عتیبت و خطیبت
بهرام هزارشاهین در ۲ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۵ شهریور ۱۴۰۲، ساعت ۱۹:۴۹ در پاسخ به جهن یزداد دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۸ - به پا خاستن فریدون در برابر ضحاک:
سپاس بسیار، آیا معنی واژه گنگ را هم میدانید؟ در نسخههایی «گنگ دژ هودج» آمده و جاهایی دیگر «کنگ دز هوخت» که در شعر صفحه بعد آمدهاند ولی هیچکس پاسخ روشنی نداده! اصلا معنای این ترکیب چیست؟
بهرام هزارشاهین در ۲ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۵ شهریور ۱۴۰۲، ساعت ۱۹:۴۲ در پاسخ به عدنان العصفور دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » ضحاک » بخش ۹ - سفر فریدون و سپاهش از اروندرود تا بیتالمقدس پایتخت ضحاک:
بسیار خوب ولی معنای واژه گنگ چیست؟ کنگ یا گنگ؟
د در ۲ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۵ شهریور ۱۴۰۲، ساعت ۱۹:۲۷ دربارهٔ صفایی جندقی » دیوان اشعار » ترکیب ۱۱۴بندی عاشورایی » بند ۳۷:
در مصرع دوم بیت یکی مانده به آخر، هرچند در دیوان چاپی هم چنین است، ظاهراً «و» زائد است و شاید صحیحش این باشد: «بر دل نهاده، هدیهٔ خواهر همی برم»
عبدالرضا فارسی در ۲ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۵ شهریور ۱۴۰۲، ساعت ۱۷:۵۴ دربارهٔ فردوسی » شاهنامه » داستان بیژن و منیژه » بخش ۹:
بدو گفت رو به آرزو گیر جای
علیرضا بدیع در ۲ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۵ شهریور ۱۴۰۲، ساعت ۱۶:۳۹ دربارهٔ جامی » هفت اورنگ » یوسف و زلیخا » بخش ۵۱ - خواندن زلیخا یوسف را علیه السلام به سوی آن خانه و مطالبه وصال نمودن:
در بیت 19 آتشی درست است نه آشتی
احمد شامی نژاد در ۲ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۵ شهریور ۱۴۰۲، ساعت ۱۵:۱۲ در پاسخ به عبدالله دربارهٔ سعدی » بوستان » باب دوم در احسان » بخش ۴ - گفتار اندر احسان با نیک و بد:
مرحبا احسنت اکثر اخوندها مصداق بارز همین سخن گوهرین سعدی هستند
وحید در ۲ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۵ شهریور ۱۴۰۲، ساعت ۱۳:۵۷ در پاسخ به محمدجواد نوری دربارهٔ سعدی » گلستان » باب هشتم در آداب صحبت » حکمت شمارهٔ ۶:
منظور جناب سعدی این هست که کارگزاری درخورد خردمند نیست بلکه جایگاه خردمند،پادشاهی و سروریست
حبیب شاکر در ۲ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۵ شهریور ۱۴۰۲، ساعت ۱۳:۳۶ دربارهٔ خیام » رباعیات » رباعی شمارهٔ ۱۳۹:
سلام بر همراهان
دنیا همه رنج و درد و سوز است و گداز
مردان همه در نیاز و نامرد به ناز
گر میل خودم بود بدین دردستان
پا کی بنهادمی، که برگردم باز؟
تشکر از یاران
سیدمحمدحسین میرفخرائی در ۲ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۵ شهریور ۱۴۰۲، ساعت ۱۱:۱۷ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۵۲:
ضمناً به نظر میرسد جهت حفظ صحت وزن، مصرع آخر را باید چنین خواند:
عالَم بِگِرِفت، اَللَّهْ اَکبَر
سیدمحمدحسین میرفخرائی در ۲ سال و ۱۱ ماه قبل، یکشنبه ۵ شهریور ۱۴۰۲، ساعت ۱۱:۱۵ دربارهٔ مولانا » دیوان شمس » غزلیات » غزل شمارهٔ ۱۰۵۲:
این غزل را افلاکی در مناقب العارفین در پی دو حدیث نبوی میآورد که بنابه نقل او، مولانا آنها را برای اصحاب خود شرح میکرده است:
ما رَأَیتُ ٱللّهَ إلّا بِلِباسٍ أَحمَر
و
ما رَأیتُ رَبّی إلّا وَفی حُلَّةٍ حَمراء
هر دو حدیث ــکه البته بنده در مجامع حدیثی اثری از آنها نیافتمــ کموبیش چنین معنایی دارند: «خدا را تنها با جامهای سرخ دیدم.»
aksvare در ۲ سال و ۱۱ ماه قبل، شنبه ۴ شهریور ۱۴۰۲، ساعت ۲۱:۵۴ دربارهٔ اهلی شیرازی » دیوان اشعار » غزلیات » شمارهٔ ۹۹۳:
درود دوباره
در رج دوم «چون سایه زلف تو» درست است. برای این دیدگاه خود چند دلیل دارم.
(به نسخهای برای استناد دسترسی ندارم، اما با بررسی وزن و آهنگ ابیات و معانی شان میتوان به این نتیجه رسید)
«۱»
خوش آنکه تو
چون سایه ز ُ
نخستین دلیل که میتوان پذیرفت «در سجده فتم» نادرست است.
«۲»
شاعر در بیت پنجم، از به خاک کشیده شدن «آن زلف» سخن میگوید.
بهرهگیری از واژه «آن» تنها در حالتی معنا و جایگاه درستی پیدا میکند که پیشتر، درباره «زلف» سخنی به میان آمده باشد.
همچنین میتوان برابر سخن «آن زلف»، پرسید:
شاعر به کدامین زلف اشاره میکند؟
پاسخ در رج دوم پیداست.
۳)
حتی اگر به فرض محال، «در سجده فتم» درست باشد [که بسیار بعید است]، میتوان گفت: «چون سایه زلف» بسیار زیباتر است و با ریخت، آهنگ و مفهوم کلی غزل، همخوانی بیشتری دارد.
(( همچنان چشمبراه دیدگاه بزرگان ادب در این باره هستم))
سپاس
zaya در ۲ سال و ۱۱ ماه قبل، دوشنبه ۶ شهریور ۱۴۰۲، ساعت ۲۱:۱۶ در پاسخ به یوسف یزدیان وشاره دربارهٔ سعدی » مواعظ » قصاید » قصیدهٔ شمارهٔ ۵۲ - پند و اندرز: