گنجور

غزل شمارهٔ ۲۷۳

 
حافظ
حافظ » غزلیات
 

اگر رفیق شفیقی درست پیمان باش

حریف خانه و گرمابه و گلستان باش

شکنج زلف پریشان به دست باد مده

مگو که خاطر عشاق گو پریشان باش

گرت هواست که با خضر همنشین باشی

نهان ز چشم سکندر چو آب حیوان باش

زبور عشق نوازی نه کار هر مرغیست

بیا و نوگل این بلبل غزل خوان باش

طریق خدمت و آیین بندگی کردن

خدای را که رها کن به ما و سلطان باش

دگر به صید حرم تیغ برمکش زنهار

وز آن که با دل ما کرده‌ای پشیمان باش

تو شمع انجمنی یکزبان و یکدل شو

خیال و کوشش پروانه بین و خندان باش

کمال دلبری و حسن در نظربازیست

به شیوه نظر از نادران دوران باش

خموش حافظ و از جور یار ناله مکن

تو را که گفت که در روی خوب حیران باش

با دو بار کلیک بر روی هر واژه می‌توانید معنای آن را در لغت‌نامهٔ دهخدا جستجو کنید.

شماره‌گذاری ابیات | وزن: مفاعلن فعلاتن مفاعلن فعلن (مجتث مثمن مخبون محذوف) | شعرهای مشابه (وزن و قافیه) | منبع اولیه: ویکی‌درج | ارسال به فیس‌بوک

این شعر را چه کسی در کدام آهنگ خوانده است؟

برای معرفی آهنگهایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است اینجا کلیک کنید.

حاشیه‌ها

تا به حال ۶ حاشیه برای این شعر نوشته شده است. برای نوشتن حاشیه اینجا کلیک کنید.

mahan نوشته:

در بیت ۷ ” تو شمع انجمنی یک زبان و یک دل شو، خیال و خوشش پروانه بین و خندان باش، شمع مجلس خود یکزبان و یک دل هست، پس بهتر می‌بود این بیت را با چو شروع می‌کردیم، چو شمع مجلس یک زبان و یک دل شو، و در مصراع بعدی، خیال و کوشش پروانه بین و خندان باش، یا به نوعی، عشقی‌ همچون شمع داشته باش نه پروانه

mahan نوشته:

در بیت ۷ ” تو شمع انجمنی یک زبان و یک دل شو، خیال و کوشش پروانه بین و خندان باش، شمع مجلس خود یکزبان و یک دل هست، پس بهتر می‌بود این بیت را با چو شروع می‌کردیم، چو شمع مجلس یک زبان و یک دل شو، و در مصراع بعدی، خیال و کوشش پروانه بین و خندان باش، یا به نوعی، عشقی‌ همچون شمع داشته باش نه پروانه

شمس الحق نوشته:

بسیار عالیست جناب mahan ولی درآنصورت آن دیگر شعر حافظ نیست ، شعر شماست . جسارت حقیر را ببخشید ولی حقیر دستی از دور بر آتش گنجور و گنجوریان دارم . تصورش را بکنید چندین میلیون بیت شعر در اینجا بدست انسانهایی تایپ شده است و رنج و بی خوابی بسیاری بدون آنکه امید چشم داشت مالی و اقتصادی داشتن . بدون آنکه اول ماه مطمئن باشند دستمزد و حقوق و مزایایی بحسابشان واریز میشود تا صبح اضافه کاری کرده اند فقط بعشق ادبیات و کمک به فرهنگ فارسی . آنوقت سزاست که بنده و جنابعالی از جای گرم و نرممان و با اطمینان از شرایط مالی و آسودگی در آینده اینچنین فرمایشاتی کرده و کار را بر ایشان سخت گردانیم. آخر تا آنجا که حقیر می داند دستکم ۵۰ نسخۀ متفاوت فقط از دیوان حافظ در دست است و گنجور تنها یک نسخه را مد نظر قرار داده است و بهترین و معتبر تری نسخ را هم بزعم خودش انتخاب کرده است و مگر چارۀ دیگری هم داشته است . شما بودید چه میکردید . حال هر روز یکی از دوستان میفرماید بر طبق نسخۀ قزوینی فلان نیست و دیگری میفرماید برطبق نسخۀ خلخالی بهمانست و سومی نسخّ فروغی را و چهارمی نسخۀ شاملو را . و ملاحظه میکنید و کرده اید که باز هم گنجور با فروتنی تشکر میکند و اصلاح میکند و اگر پنجمین تفر بگوید خیرنسخه گنجوی شیرازی چنانست باز دوباره با نهایت تواضع میگوید متشکرم و همه چیز را بحالت اول بر میگرداند . حال اینها مستندات بر اساس نسخ چاپی و خطی موجود است اما دیگر تصور نمی فرمایید دوستان عزیز که برخی اصلاحات پیشنهادی ما که از ظن خود است و تفسیر به رأی است و معمولاً هم با نظایر این جمله شروع میشود که [من فکر میکنم] [بنظر من] [به تصورمن] قدری زیاده روی باشد . حدود ۵۵ شاعر بزرگ را همه اشعارشان جمع آوری کردن و به اینصورت طبقه بندی نمودن و وارد سیستم کردن کار آسانی نبوده است دوستان عزیز . هریک از این شاعران بطور متوسط هم اگر ۱۵۰ هزار بیت شعر سروده باشند جمعاً حدود ۷ - ۸ میلیون بیت شعر است و این بجز دسته بندی آنها به غزل و قصیده و رباعی و دوبیتی و ترجیعات و قطعات و مثنویات و … است که هریک عنوانی دارد و برخی مثل ۶ دفتر مثنوی گاه عناوین حکایات مطول و مفصل است . یک نگاهی به آثار عطار بیفکنید بیش از ۱۰۰ اثر است همه اینها باید تایپ میشد و بازبینی میگردید . اشتباهات تایپ اینهمه کلمات ناگزیر است آنوقت دوستان دریغشان نمیاید که برمیدارند می نویسند آقا این جنگ نیست حنگ است لطفا اصلاح کنید و گاه با لحنی تند و نامناسب حتی دیده ام که بسخره گرفته اند و هتاکی کرده اند و دشنام داده اند که چرا آن را اینطور که من گفتم ننوشتی . شمارش نکرده ام ولی حد اقل صد بار و بتکرار نوشته اند این کی نیست و که است . بس کنید دیگر دوستان عزیز . لطفاً بس کنید . این منبع بزرگ و پرارزش دراختیار شماست و برای تهیۀ آن رنجی عظیم تحمل شده است . از آن استفاده کنید و به معلومات خود بیافزایید و اگر حاشیه ای می نویسید از آن حاشیه سودی بدیگران برسانید و سطح دانش و اطلاعات خود و دیگران را ارتقاء ببخشید . آری بطور قطع و یقین در تنظیم این مجموعۀ عظیم اشتباهات بسیاری موجودست . اجازه بفرمایید آن اشکالات را اساتید و صاحبان نظر و متخصصان امر اصلاح کنند که میکنند و یک مطلب مهم را هم بدانید . استادان و کارشناسان متخصص میل دارند کارشان جدی گرفته شود و با مشاهدۀ کوچکترین آثار بی نظمی و بلبشو و اینکه ملاحظه کنند به زحماتشان ارج گذاشته نمی شود و حرمتشان پاس نمی دارند به آسانی میرمند و بازگرداندنشان سخت است . حقیر چندین بار به عینه دیده ام که برخی اساتید نامدار و با تجربه و استخوان دار بکمک آمده اند و نکته ای را بصورت علمی و بطریق صحیح تذکر داده اند و تصحیحاتی واصلاحاتی انجام داده اند که منطبق بر مستندات علمی و اکادمیک بوده است و نام و نشان خود را هم گذاشته اند اما دیگرخبری از ایشان نیست که نیست . چرا که ملتفت شده اند قدر و ارزش کارشان شناخته نشده است . نباید چنین باشد دوستان عزیز . خداوند شما را حفظ فرماید .

روفیا نوشته:

سلام آقای شمس الحق گرامی
سپاسگزارم از اینکه وجود دستهای خدایی در پس پرده را گوشزد کردید .
چراکه ما آدمیان هر چند میدانیم لعبت بازی در پس پرده هست باز هم چون این لطف و موهبت به طور پیوسته شامل حالمان می شود گاهی نسبت به آن خنثی و ناسپاس میشویم .
به یاد دارم کسی میگفت سعدی بدون تردید از بیماری آسم رنج می برده است .
پرسیدند چطور ؟!
گفت چون تنها کسی که آسم دارد میفهمد هر نفسی که فرو می رود ممد حیات است و چون بر می آید مفرح ذات … یعنی چه !
ما که قدر این نفس نمی دانیم !
همینطور که پایین می رود و بالا می آید شکایت می کنیم این چه زندگیست !!

شمس الحق نوشته:

سلام روفیای عزیز !
از اینکه مرا می خوانید سپاسگزارم ، از خواندن حواشی شما حظی می برم که مپرس ای بانوی خردمند ! مرا ببخشید که تأخیر داشته ام در پاسخ به مهربانی های شما ، راستش را بخواهید دیریست که نوشتن را رها کرده ام و تنها می خوانم ، بواقع بیشتر آنچه را که طی این دوسه سال اخیر نوشته ام مزخرفاتی بیش نبوده است ، چرا که سالیان درازی بود که چیزی به فارسی ننوشته بودم و چون گنجور را یافتم ، مثل تشنه ای که به چشمه ای دلکش رسیده است با ولع آنچه به ذهنم میامد می نوشتم و دوستان گنجوری هم سوژه آنرا فراهم میکردند ، اما دریغ و درد که از آن فرهیختگان چونان دکتر کیخا و تاوتک و شبرو و رسته و خیلی های دیگر که با ایشان و قلمشان مأنوس شده بودم ، خبری نیست که نیست ! البته بسیاری از نوآمدگان مثل چند بانوی جوان تحصیل کرده و مطلع ، مرسده و ساحل و لیام و دکتر ترابی با نثر فاخرش و جناب خراسانی با اطلاعات عظیم دینی و قرانی و دیگران [مرا ببخشند که اکنون نامشان در خاطرم نیست] ، جای ایشان را پر کرده اند ، ولی خوب آشنایان قدیمی خود دیگرند و شما ای بانوی فرزانه که به عشق خواندن مقالات ارزشمند شماست که به ستون حواشی سر میزنم ، آخر گنجور بجز ستون حاشیه ها سیزده ستون دیگر هم دارد که بیشترش قابل استفاده است و چیزهای دیگر هم مثل گنجور رومیزی و غیره ، اما امروز را اختصاص دادم به حاشیه ها و پاسخ دوستان محترم از آغاز تیرماه ، اگر بتوانم و البته مفتون نوشته های شما بانوی حکیم دانا !

کمال نوشته:

باسلام دراین شب سردپاءیزی
فالی درمدح این غزل:
ای صاحب فال،قدردوستانت رابدان واز
صاقت آنهادرس بگیرودوستانه باآنها،،،،،،،،
رفتارکن باآنهاوفادارباش ،سرحرف وقول
خودت باش،برای حرف وکاری که میکنی،،،
دلیلی محکم ومنطقی داشته باش،همه ،،،،،،،
سخنهاهم قابل شنیدن نمیباشد،سعی کن،،،،
آزادترفکرکنی وتصمیم بگیری .سعی کنید،،،
طوری رفتارنماءیدکه زیادترازحدمعمول،،،،،
به چشم نیاید.

کانال رسمی گنجور در تلگرام