گنجور

 
نظام قاری

دل ما بدور رویت زچمن فراغ دارد

که چو سر و پای بندست و چو لاله داغ دارد

در جواب او

دل ما بوصل ارمک زقبا فراغ دارد

که بدگمه پای بندست وز درز داغ دارد

شده ام بجیب اطلس شب عنبرینه گمره

مگر انکه کیف گلگون بر هم چراغ دارد

قد صوف راغکی بین بر صوف سبز طاقین

سری طوطی عجب اینکه زاغ دارد

زشبه عجیبم آید شده کوی جیب کمخا

نوسیاه کمبهابین که چه در دماغ دارد

زبهاری و گلی ا که عمامه کردو جامه

نه هوای سرد بستان نه هوای باغ دارد

بمصاف جامه پوشان بنگو بشاه اطلس

که زپوستین ابلق چه نکو الاغ دارد

بکول چو وقت سرما شده پشت گرم قاری

زهمه نمد فروشان جهان فراغ دارد

 
 
 
جشنوارهٔ رزم‌آوا: نقالی و روایتگری شاهنامه
حافظ

دل ما به دور رویت ز چمن فَراغ دارد

که چو سرو پایبند است و چو لاله داغ دارد

سرِ ما فرونیاید به کمانِ ابروی کس

که درون گوشه‌گیران، ز جهان فَراغ دارد

ز بنفشه تاب دارم که ز زلفِ او زند دم

[...]

بلند اقبال

دل من نه عزم باغ و نه هوای راغ دارد

به خیال توهم از آن هم از این فراغ دارد

بلی آنکه راست در بر چوتودلبری سمنبر

نه به فکر باغ باشد نه خیال راغ دارد

چوخط توسبزه هرگز به کدام راغ روید

[...]

غروی اصفهانی

ز فراق لالۀ روی تو سینه داغ دارد

دل داغدیده از سینۀ من سراغ دارد

دل چرخ پیر بگداخت بنو جوانی تو

چه دلی است خام کز سوخته ای فراغ دارد

بتو بود روشن ای شمع جهانفروز مادر

[...]

مشاهدهٔ ۱ مورد هم آهنگ دیگر از غروی اصفهانی
صغیر اصفهانی

شده گم دلم که از هجر چو لاله داغ دارد

بچنین نشان عزیزان که دلی سراغ دارد

ز شراب ساقی‌ام شب دل و جان برقص‌ام د

متحیرم که این شوخ چه در ایاغ دارد

بر عشق میشود محو چراغ عقل آری

[...]

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه