صبح است در ده ای پسر ماه چهره می
برخیز و آفتاب ببین در صفای وی
بنمای رخ که طیره ی مهر است ای غلام
پیش آر، می که وقت صبوحست ای صبی
دل در پیاله بند که از حضرت صبوح
آورد خط بخون صراحی ز شوق می
برخیز با نسیم صبا، ناز تا بچند
می نوش؛ در حریم قضا زار تا بکی
ای در نهاد مهر ز شوق لب تو شور
وی برجبین حسن ز شرم رخ تو خوی
تا کعبه ی جمال ترا بر سپهر صیت
خاک رخ تو شد ز فروغ رخت جدی
گر لاف نیکوئی نزدی با رخ تو بدر
طومار حسن او نشدی ز آفتاب طی
ور مهر در کمان ز رخت تیر یافتی
فصل بهار روی نمودی ز ماه دی
وصف تو شاهنامه ی خوبیست چون فکند
بر وی همای مدح پناه زمانه حی
اکفی الکفاة کافی دین کز بنان اوست
دیندار و ملک پرور و گوهر نگار، نی
صدری که جز سعادت باران کلک او
ننشاند از هوای هدایت غبار غی
مقصود کون اگر نه کف و کلک اوستی
برداشتی وجود ز کونین اسم شی
ای مسرع ضمیر ترا ملک هر دو کون
در حل و عقد ملک گذشته بزیر پی
بر داغگاه توسن دولت بنام تو
دست کفایت تو نهاد از دوام کی!
اقبال را بجاه تو چندان تفاخر است
که اسلام را به کعبه و اعراب را بحی
گفتم روان حاتم طی در بنان تست
پیر سپهر گفت چه حاتم؟ کدام طی؟
کاندر جهان همت صاحب خزانه ایست
در ملک صیت روی زمین صیت ملک ری
گر قبله ی قبول نه خاک جناب تست
در بارگاه شرع چه یغما برد چه فی
ور نیستی ز حکم تو کوتاه دست جسم
آتش بجای آب برون آمدی ز فی
دور از تحمل تو شب از روز بگسلد
گر بانگ بر زمانه زنی کای زمانه هی
تا متفق شدند اطبا که در مذاق
زهر هلاهل است لعاب دهان حی
می در مذاق دشمن جاه تو زهر باد
زهری چنانکه باز نگردد بنام وی
هر روز در جوار تو دولت هزار بار
هر روز در پناه تو ملت هزار پی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره زیباییها و لذتهای زندگی است و شاعر از فردی با چهرهایی ماهمانند دعوت میکند که به سرسبزی و روشنایی صبح نگاه کند. وی از او میخواهد که بیدار شود و می را بنوشد تا از لذت صبحگاهی بهرهمند شود. شاعر با توصیف زیباییهای این فرد، از شفافیت و درخشش چهرهاش صحبت میکند و او را به زیباییهای کعبه و ماه تشبیه میکند. همچنین به تأثیر قدرت و نفوذ او در دنیا اشاره میشود و شاعر از جوانمردی و صفات نیک او تمجید میکند. این شعر به نوعی به ستایش زندگی، خوشی و زیبایی در دل انسانی برمیگردد که شاعر او را میستاید و از او خواسته میشود تا از زندگی لذت ببرد.
هوش مصنوعی: صبح شده و در روستا بیدار شو، ای پسر. چهرهات مانند ماه است. بلند شو و آفتاب را در زیباییاش تماشا کن.
هوش مصنوعی: روی خود را نشان بده که نشانه عشق است، ای پسر! می را بیاور که زمان صبحانه است، ای جوان.
هوش مصنوعی: دل را به پیاله متصل کن، چرا که از آن طرف صبح، نامهای با خون انگور به همراه شوق میآورد.
هوش مصنوعی: بیدار شو و با نسیم صبحگاهی به دلخواه زندگی کن و از خوشیها بهرهمند شو، چرا که در بازی سرنوشت به زودی ممکن است زمان خوشیها به پایان برسد.
هوش مصنوعی: ای عشق و محبت که در دل من وجود داری، به خاطر زیبایی لبهای تو شوق و شوری در من پدید آمده و زیبایی چهرهات باعث شرم و حیا شده است.
هوش مصنوعی: تا زیبایی تو در آسمانها به شهرت رسید، خاک چهرهات از نور روی تو زنده شد.
هوش مصنوعی: اگر به زیبایی تو تکیه نکنیم، هیچگاه نتوانیم در وصف زیباییات به خوبی سخن بگوییم و مانند آفتاب روشنایی نداشته باشیم.
هوش مصنوعی: اگر محبتت را همچون تیر در کمان داشته باشی، بهاری تازه از چهرهات نمایان خواهد شد، حتی اگر در زمستان به دنیا آمده باشی.
هوش مصنوعی: توصیف تو مانند داستانهای زیبای شاهنامه است که بر آن، پرندۀ نیک بخت و مدح، سایه افکنده است و زمان به خوبی بر آن تأثیر گذاشته است.
هوش مصنوعی: این بیت به روح و قدرتی اشاره دارد که از دست خداوند ناشی میشود. خداوندی که دین را به انسانها عطا کرده و والی و پادشاهی که از خطوط و اصول الهی پیروی میکند. در اینجا همچنین به این نکته اشاره میشود که انسانها باید در برابر قدرت divine با افتخار و عظمت زندگی کنند و بر این باور باشند که جهان پر از زیباییها و ارزشهای معنوی است.
هوش مصنوعی: به نظر میرسد که انسانی که تحت تأثیر خیرو خوبی قرار نگیرد و از آسمان هدایت بهرهمند نشود، همچون درختی است که باران خوشبختی بر آن نبارد و همیشه در غم و تیرهاندیشی باقی بماند.
هوش مصنوعی: اگر هدف از وجود و کائنات فقط شمایی است که با دست و هنر خود خلق کردهای، پس میتوان گفت وجود این جهان فقط تجلی اسم توست.
هوش مصنوعی: ای کسی که در اندیشهات سرعت داری، تو دارای قدرتی هستی که بر هر دو جهان حاکم میشوی و گذشتهها را زیر پای میگذاری.
هوش مصنوعی: بر جایگاه خوشبختی، دولت به نام تو قرار گرفته و نیکبختی و توانایی تو در حفظ آن از بین نخواهد رفت!
هوش مصنوعی: اقبال به خاطر مقام و جایگاه تو به حدی خود را میبالد که اسلام را به کعبه و اعراب را به زبان عربی مرتبط میداند.
هوش مصنوعی: گفتم که روح حاتم طایی در دست توست، اما پیر آسمان پرسید: چه حاتم؟ کدام حاتم؟
هوش مصنوعی: در جهان، اراده و کوشش کسی مانند صاحب خزانهای است که در سرزمین ری، نام و آوازهاش به خوبی شناخته شده است.
هوش مصنوعی: اگر مکان قبله و پذیرش، جز خاک وجود تو نیست، در آستانهی شریعت چه کسی میتواند چیزی ببرد یا آنگاه چه میگیرد؟
هوش مصنوعی: اگر وجود تو را نداشته باشم، دستم از فرمان تو کوتاه میشود و به جای آب، آتش به وجود خواهد آمد.
هوش مصنوعی: اگر تو به فریاد زمانه برخیزی و صدایت را بلند کنی، حتی شب میتواند از روز جدا شود و قابل تحمل نخواهد بود.
هوش مصنوعی: اطبا به توافق رسیدند که طعم زهر هلاهل مشابه لعاب دهان حیوان است.
هوش مصنوعی: شراب در کام دشمن همچون زهر است، زهر طوری که از آن سویش برنگردد و نام او را نیاورد.
هوش مصنوعی: هر روز در کنار تو خوشبختی هزار بار تکرار میشود و هر روز در سایهی تو ملت و مردم هزار بار امنیت و آرامش را تجربه میکنند.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
خوارزم گرد لشکرش ار بنگری همی
بینی علم علم تو بهر دشت و کردری
نوروز برنگاشت به صحرا به مشک و می
تمثالهای عزه و تصویرهای می
بستان بسان بادیه گشتهست پرنگار
از سنبلش قبیله و از ارغوانش حی
صد کارگاه ششترکردهست باغ لاش
[...]
روز دی است خیز و بیار ای نگار می
ای ترک می بیار که ترکی گرفت دی
می ده به رطل و جام که در بزم خسروی
بنشست شاه شاد ملک ارسلان به می
شاهی که کرد چرخ و فلک را به زیر پای
[...]
فصل بهار آمد و بگذشت عهد دی
پیش آر، ای چراغ ری، اکنون چراغ می
تاریکی است مانده ز دی در نهاد ما
و آن جز چراغ می نبرد، ای چراغ ری
برکش نوا، که خاطب گل بر کشید صورت
[...]
ای پایگاه قدر تو بر خط استوی
از فر تو چو خلد برین گشته استوی
در باغ استوی طرب انگیز بگذران
لحن مغنیان خود از خط استوی
جان راغذا سماع خوش و روی نیکو است
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.