عاشق منم که با چو تو خونخوارهای خوشم
قطع امید کرده به نظارهای خوشم
از های و هوی مطرب و ساقی رمیدهام
با هایهای گریهٔ بیچارهای خوشم
مسکینْ من شکسته که صد زخم میخورم
وانگه به خندهای ز ستمکارهای خوشم
با آهویان گذار چو مجنون مرا که من
با همچو خود رمیده و آوارهای خوشم
اهلی دلم که پاره شد از غم چو بهر اوست
گر پارهای به تنگم از آن پارهای خوشم
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر از دردهای خود و دیگران سخن میگوید و با اشاره به احساس عمیق محبت و عشق، بیان میکند که حتی در سختیها و دردها، عشق و یاد معشوق میتواند تسلیدهنده باشد. او میگوید که اگرچه در خدمت معشوق دستهایش بسته است، اما در خیال خود با او در آغوش است. همچنین به مسألهٔ وابستگی به لذتها و یادآوریهای شیرین عشق اشاره میکند که حتی در خونریزیها و دردهای خاطر، طعم ماندگار عشق را میچشد. در نهایت، شاعر میگوید که شعر و هنر او را زنده میکند و به او اجازه میدهد تا احساساتش را بیان کند.
هوش مصنوعی: من عاشق تو هستم، حتی اگر تو به دردسرساز و خشنیده باشی. من امیدم را از دست دادهام و فقط به تماشای تو راضیام.
هوش مصنوعی: از شلوغی و سر و صدای موسیقیدان و نوشیدنیفروشی دوری کردهام و به صدای گریهٔ بیچارهای که در دل دارد، بیشتر علاقهمندم.
هوش مصنوعی: من بیچارهام که بارها زخم خوردهام، اما باز هم با یک لبخند از طرف یک ظالم، خوشحال میشوم.
هوش مصنوعی: من مانند مجنون، در کنار آهوان در حال گذر هستم، زیرا با چنین موجودات رمیده و آوارهای احساس خوبی دارم.
هوش مصنوعی: دلم به خاطر او پر از غم و غصه شده است، اما اگر از این غم و ناراحتی هم تنگ دل شوم، باز هم از آن تکهای که برای اوست، خوشحال هستم.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.