نیشکر قامت من آنکه دل من دارد
سبز تلخی است که شیرینی ازو می بارد
تا چه برمیدهد آخر غم آن سرو که دل
روزگاری است که این تخم بلا میکارد
شکرین لعل لبش را سپه خط چو گرفت
چون مگس عاشق مسکین پس سر میخارد
آخر ای همنفسان کیست که از راه کرم
خاری از پای من سوخته بیرون آرد
بار دل چند کشی اهلی ازین سنگدلان؟
باری از جان تو این بار خدا بردارد
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: شاعر در این شعر به عشق و غم ناشی از آن میپردازد. او نیشکر را نماد عشق میداند که در عین تلخی، شیرینی دارد. دلنگرانیهایش درباره عشق و موانع موجود در راهش را بیان میکند و از دوستانش میخواهد که در این مسیر کمکش کنند. در نهایت، شاعر آرزو میکند که باری از دلش کاسته شود و این بار سنگین را خداوند از دوش او بردارد.
هوش مصنوعی: من مانند نیشکری هستم که بلندی و قوامم با دل کسی است که در عین تلخی، شیرینی خاصی دارد.
هوش مصنوعی: تا کجا باید به خاطر غم آن معشوق بینظیر خود را ناراحت کنم، که در این شرایط سخت در دل من زخمهای زیادی ایجاد کرده است؟
هوش مصنوعی: وقتی سپاه خط لبان شیرینش را اسیر خود کرد، من مانند مگس عاشق و درماندهای میشوم که به دنبال آن میدود و سرم را به آن میمالم.
هوش مصنوعی: به آخر ای دوستان، چه کسی میتواند با لطف و محبت، خاری که از پای من وارد شده را بیرون بکشد؟
هوش مصنوعی: چقدر باید از درد و رنج انسانهای بیرحم و سختدل بکشی؟ امیدوارم که خداوند این بار سنگین را از دوش تو بردارد.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
گر همی فرعون قوم سحره پیش آرد
رسن و رشتهٔ جنبیده به مار انگارد
بالله و بالله و بالله که غلط پندارد
مار موسی همه سحر و سحره اوبارد
هر نسیمی که به من بوی خراسان آرد
چون دم عیسی در کالبدم جان آرد
دل مجروح مرا مرهم راحت سازد
جان پر درد مرا مایه درمان آرد
گوئی از مجمر دل آه اویس قرنی
[...]
هر خردمند که او را درم و سیم بود
خویشتن خوش بخورد یا نه ، نگاهش دارد
بدگر کس ندهد برطمع سود که او
می خورد فارغ و این خیره قفا میخارد
عمر از آن در طرب و ناز گذارد نرگس
[...]
فلک آنست که یکروز بپایان نبرد
تا دلم را ببلای چو شبی نسپارد
روز روشن ز شب تیره سیه تر گردد
گر ز حالم رقمی عقل بر او بنگارد
کرده روزم چو شب تیره ولی صبح دلم
[...]
ابر سودای تو آن لحظه که توفان بارد
دل دیوانه ما جان به جوی نشمارد
تخم سودای تو در بهر یقین افشاندم
دل شناسد که ازین بحر چه برمیدارد؟
زاهد از شیوه تقلید درین مزرع عمر
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.