کس از فراغ تو عیش و فراغ را چکند
می طرب چه خورد گشت باغ را چکند
کجا فراغ بود بی رخ تو عاشق را
وگر فراغ بود هم فراغ را چکند
به نوبهار نشاط است باغ و صحرا خوش
خزان رسیده غم باغ و راغ را چکند
دماغ کشته غم را بخور عود چه سود
شنید غمزده عطر دماغ را چکند
غبار غم بزبان گر نیاورد عاشق
چو شمع در غم او سوز و داغ را چکند
ز مهر روی تو اهلی چو شمع شب همه شب
بسوز و گریه خوش است او فراغ را چکند
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: این شعر درباره احساسات عمیق عشق و غم شاعر نسبت به محبوبش است. شاعر میگوید که بدون وجود محبوب، هیچ نوع شادی و خوشی وجود ندارد و عیش و فراغ معنایی ندارد. بهار به باغ و صحرا سرزندگی میبخشد، اما در فصل خزان غم و ناامیدی حاکم است. حتی عطرها هم نمیتوانند از غم عاشق بکاهند. شاعر مانند شمعی میسوزد و در غم محبوبش اشک میریزد. در نهایت، غم و سوز او هیچ فراغی را درمان نمیکند و عشقش تنها در درد و سوز باقی میماند.
هوش مصنوعی: هیچ کس از خوشی و آرامش تو نمیتواند لذت ببرد، وقتی که با شادابی و سرزندگی ات باغ را عوض کردهای.
هوش مصنوعی: عاشق بدون دیدن چهرهات هرگز آرامش ندارد و اگر هم لحظهای بیخیالی باشد، آن آرامش هم به زودی از بین میرود.
هوش مصنوعی: در بهار، باغ و دشت پر از شادی و نشاط هستند، اما با رسیدن پاییز، غم و اندوه به باغ و زمین میرسد.
هوش مصنوعی: غم و اندوه را با عطر خوش و خوشبو کردن آرام کن، چون شنیدهام که دل شکسته فقط بوی خوش را حس میکند و فایدهای ندارد.
هوش مصنوعی: اگر عاشق غم خود را بیان نکند، مثل شمعی است که در حسرت و درد خود میسوزد و آتش را در دلش حس میکند.
هوش مصنوعی: از محبت چهره تو، مانند شمع در شب، هر شب بسوزم و گریه کنم. این وضعیت برای من دلچسب است و دوری تو را چه کسی میتواند تحمل کند؟
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.