گنجور

 
اهلی شیرازی

این چه رفتارست کای شمشاد قامت می‌کنی

عالمی برهم زدی وه وه قیامت می‌کنی

بی‌گنه کردی چو مرغم بسمل و با این همه

بر سر پا بازم از بهر غرامت می‌کنی

در غم یوسف نه آخر دیده هم یعقوب باخت

در نظر بازی چرا ما را ملامت می‌کنی

در صف ما در میا بهر خدا ای بت که تو

رخنه در دین و دل اهل سلامت می‌کنی

با رقیبان گفته‌ای اهلی سگ کوی منست

من چه سگ باشم که با من این کرامت می‌کنی

 
 
 
گنجور را از دست هوش مصنوعی نجات دهید!
جویای تبریزی

این چه بیداد است ای شمشاد قامت می‌کنی

در شکرخندی نهان شور قیامت می‌کنی

جام بی‌مهریت بادا سرنگون زاهد چو چرخ

باده‌نوشان محبت را ملامت می‌کنی

در چنین فصلی که بوی گل به دامان هواست

[...]

طغرل احراری

غیر را با رغم من سرمست جامت می‌کنی

بر سرم هر لحظه تیغ بی‌نیامت می‌کنی

شور و غوغای قیامت از قیامت می‌کنی

صلصل و دراج را اکنون غلامت می‌کنی

مشابه‌یابی بر اساس وزن و قافیه