ای خوبتر ز خوبی نیکوتر از نکویی
بدخو چرا شدستی آخر مرا نگویی
در نیکویی تمامی در بدخویی بغایت
یارب چه چشم زخمست خوبیت را نکویی
گه دوستی نمایی گه دشمنی فزایی
بیگانه آشنایی بدخوی خوبرویی
گیرم که برگرفتی دست عنایت از من
هر ساعتی بخونم دست جفا چه شویی
جرمم نهی و گویی دارم هزار دیگر
ای زودسیر دیرست تا تو بهانهجویی
با انتخاب متن و لمس متن انتخابی میتوانید آن را در لغتنامهٔ دهخدا جستجو کنید.
هوش مصنوعی: در این شعر، شاعر به معشوق خود میگوید که چرا با وجود زیبایی و نیکوییاش، به او بدی میکند و به او نمیگوید که علت این رفتار چیست. او از تضاد میان خوبی و بدی در رفتار معشوق شکایت میکند و احساس میکند که این بیرحمی ممکن است ناشی از چشمزخم زیبایی او باشد. شاعر در ادامه به نوسانات دوستی و دشمنی معشوق اشاره میکند و از او میخواهد که نسبت به او ثابت قدم باشد. او همچنین به پیامدهای جفا و بیرحمی معشوق اشاره میکند و از اینکه معشوق به سادگی بهانهای برای بدی کردن پیدا میکند، نگران است. در نهایت، شاعر احساس ناامیدی و سردرگمیاش را نسبت به رفتار متغیر معشوق بیان میکند.
هوش مصنوعی: ای زیبایی که از زیباییها زیباتر و از نیکیها نیکوتر هستی، چرا با اخلاق بد خود مرا آزار میدهی؟ چرا به من نمیگویی؟
هوش مصنوعی: در نیکی و خوبی تو آنقدر زیاد است که در بدیها و زشتیها، تنها حسرتی باقی مانده است. ای خدا، چه بلایی بر سر خوبیهای تو آمده که مورد حسد دیگران قرار گرفته است؟
هوش مصنوعی: گاهی رفتار دوستانهای از خود نشان میدهی و گاهی هم به دشمنی میپردازی. در واقع، در عین حال که با دیگران آشنایی پیدا میکنی، برخی از آنها بد خلق و برخی دیگر خوش رو هستند.
هوش مصنوعی: اگر فرض کنیم که هر روز برکت و لطف تو را از من میگیری، باز هم من از یاد نخواهم برد که چگونه با من بیعدالتی کردی.
هوش مصنوعی: من مرتکب گناهی شدم و تو میگویی که هزاران گناه دیگر هم دارم. ای کسی که زود از چیزی خسته میشوی و دیر متوجه میشوی، منتظر بهانهجویی من نباش.
پیشنهاد تصاویر مرتبط از منابع اینترنتی
راهنمای نحوهٔ پیشنهاد تصاویر مرتبط از گنجینهٔ گنجور
ای طره های خوبان از نافه تو بویی
هژه هزار عالم در عرصه تو گویی
چون شمع جمله دادی پروانه غمت را
وانگه ز تو ندیده پروانه هیچ رویی
حسن هزار لیلی از گلبن تو رنگی
[...]
ای آفتاب رویت از غایت نکویی
افزون ز هرچه دانی برتر ز هرچه گویی
گر نیکویی رویت یک ذره رخ نماید
دو کون مست گردد از غایت نکویی
یارب چه آفتابی کاندر دو کون هرگز
[...]
ای طرههای خوبان، از نافهٔ تو بویی
هجدههزار عالم، در عرصهٔ تو گویی
چون شمع، جمله رویی در بزمگاه دلها
وانگه ز تو ندیده، پروانه هیچ رویی
ای دست غیرت تو، در چارسوی عشقت
[...]
ای باد صبح گاهی، خه از کدام سویی؟
وی بوی مهربانی، وه از کدام بویی؟
گر چه غمت به خونم تعویذ می نویسد
تعویذ جانت سازم، ای آیت نکویی
پنهان مشو ز دلها، آتش زن آشکارا
[...]
هر کس به جست و جویی هر گوشه گفت و گویی
در پرده وصالش کس ره نبرده بویی
یک چند بت شکستند یک چند بت پرستند
در هر سری هوایی ما را هوای رویی
جایی که حاضر آید خوبان هر دو عالم
[...]
معرفی ترانههایی که در متن آنها از این شعر استفاده شده است
تا به حال حاشیهای برای این شعر نوشته نشده است. 💬 من حاشیه بگذارم ...
برای حاشیهگذاری باید در گنجور نامنویسی کنید و با نام کاربری خود از طریق آیکون 👤 گوشهٔ پایین سمت چپ صفحات به آن وارد شوید.